#ایونهه

MOST RECENT

2018/05/19
Super Junior-D&E New Single『Hot Babe』
Song written by. @eunhyukee44
It’s perfect!
_

۱۳۹۷/۰۲/۲۹
تک آهنگ جدید سوپر جونیور-D&E به نام “Hot Babe” منتشر شد.
(جیگر داغ😂)
این آهنگ توسط ایونهیوک نوشته شده.
عالیه!😎👌🏻❤️
#سوپرجونیور #سوجو #ایونهیوک #دونگهه #ایونهه
_

Admin: @fifi.i.i #AdminFiFÎîÎ
#dnefellows
#DnE #EunHae #은해
#LeeHyukjae #LeeDonghae #Eunhyuk #Donghae
#이혁새 #이동해 #은혁 #동해
#JewelFish #Jewels #ELFish
#SuperJuniorDnE #슈퍼주니어DnE #SJDnE #LabelSJ
#EverLastingFriends #ELF #IranianELF #PersianELF
#SuperJunior_IranArt

.
سلام سلام*-*
باز من (#Reyn ) اومدم😂 با یه پست #ایونهه عی*-*💙
گفتم بجا اینکه هاعه و هیوکو جدا بزارم یه ترکیبی بزنم عشق کنین*-* شیپرا کجایین دستا بالا همو بشناسیم😂✋
••اگه زیاد لایک و کامنت بخوره از کاپلای گروه بیشتر میزارم^^•• .
________________________________

#suju #sj #superjunior #smtown #labelsj #sujumemes #leeteuk #heechul #hangeng #kangin #yesung #eunhyuk #sungmin #shindong #donghae #siwon #kyuhyun #zhoumi #Henry #ryeowook #losiento #sorrysorry #Mrsimple #ELF #EunHae
________________________________

. #تقابل_یا_نتاقض
.🕸 کاپل های اصلی: #ایونهه 🦋، #هونهان💔
.ژانر: عاشقانه👨‍❤️‍💋‍👨، انگست💔، تخیلی✨، 🔞
.
.🕸 راز عشق عمیقی که محکوم به فنا شد... فنا پذیر ترین احساس عمیقی که نیاز به یه تلنگر داشت... یه نگاه... یه خواهش... یه فرصت دوباره!!!
.
.🥀 عاشقم باش... عاشقم باش تا دوباره باهم زنده بشیم! عاشقم باش تا زندگی بعدی رو کمتر درد بکشیم... عاشقت بودن درد بود... عاشقم باش و مرهم دردام شو...!
.
.🕸🥀🌪🥀🕸
.
._ دیدیش؟
+ درد داشت!
_ دیدنش؟
+ عشقش!!
_ پشیمون شدی؟!
+ هنوز اونقد احمق نشدم!!!
_ هرکسی میتونه عشقش رو داشته باشه...
+ هرکسی لیاقت عشقش رو نداره!
_ کلیشه رو بذار کنار! با واقعیت هات روبه رو شو!
+ فقط یه فرصت دوباره میخوام!!!
.
.🕸🥀🌪🥀🕸
.
._ چقدر غیر واقعی بودن من رو قبول داری؟
+ به اندازه ی همه ی سالهایی که برام واقعی بودی!!!
_ من واقعی ام!
+ باورت میکنم!!
.
.🕸🥀🌪🥀🕸
.
.” زندگیمون فقط یه تلنگر لازم داشت... یه اتفاق بزرگ! حالا باید قدر همدیگه رو بیشتر از قبل دونست... تو، پیدامون کردی... تو نقطه ای که خودت داشتی فرار میکردی، پیدامون کردی! اینکه عاشق باشی یا نه مهم نیست! مهم قدردانی از چیزیه که مهمون قلبت میشه... عشقی که سرازیر قلبت شد نادیده نگیر! عشق چیزی نیست که بشه ازش نفرت داشت!!! فقط باید بهش عشق ورزید! داستان گم شدن هاشون رو ببین... نذار بیشتر از این دستام خالی بمونه..."
.
.🕸🥀🌪🥀🕸
.
.به همراه کاپل های فرعی:
☕️ #چانبک ، 🍩 #کایسو
.
.💙به قلم: آسمون آبی
.@Fatiii_frj
.@Bluple_Fictions

Happy Birthday our handsome boy 💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
.
تولدت مبارک بهترین💙
همیشه برام سنبل زیبایی و عشق و مهربونی ای💙
برای همه ی تلاش ها و زحمتات واسه این که به اینجا برسی بهت افتخار میکنم💙
برای همه ی عشقی که به ماهی مون دادی بهت افتخار میکنم💙 برای بهترین بودنت بهت افتخار میکنم💙
خدای جذابیت،لثه خوشگله،مو ابریشمی،ماشین دنس،انرژی مثبت،عشق جان، بی نظیر تولدت مبارک 💙
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#leehyukjae #hyukjae #eunhyuk #eunhyukee #jewel #eunhae #jewelfish #happybirthdayeunhyuk
#happyeunhyukday #happybirthdayleehyukjae
#superjunior #superjuniordne #elf #iranianelf #persianelf #sjlabel #everlastingfriends #kingofkpop #sjreturns #kpop #kpopper #smtown #kpopidol #koreanidol #سوپرجونیور #کی_پاپ #کی_پاپر #kpopf4f #kpoper #ایونهه

././././.
.
این اولین فیک سابی بود که ادمینمون #الی زد!
کیفیتش بد شد چون کیفیت کلیپش کلا بد بود😂 مهم نیت و منظور قضیه س!
که #ایونهه‌عیز‌‌ریل‌اصن‌بچ 😎💙
.
یه توضیح بدم راجب فیک ساب (fake sub) :
اسمش روشه دیگه زیرنویس الکی 😐🤣
ینی زیرنویسارو از خودمون درمیاریم و واقعی نیستن!
پس دلتونو خوش نکنید😂
فقط الکی شاد بشید!
#sujuiran_fake_sub
الان ادمینمون رفته واسه کنکورخر بزنه ولی بازمیگرده:^)
مارا فالو بنمایید و دوستان خود را با ما اشنا سازید پشیمون نخواهید شد:')
.
دوستای ایونهه شیپرتونو تگ کنید^^ #عافاق
________

#good_sense
.
زوج: #ایونهه
ژانر: عاشقانه..رومنس
.

داستان راجب پسر مهربون و خوش قلبیه ک مادرش رو در بچگی توی آتیش سوزیه خونشون از دست داده و بعد از اون به خاطر زنده موندن به سختی کار کرده..
توی این مدت اینقدر درگیر کار کردن برای زنده موندن بوده ک معنیه زندگی کردن رو فراموش کرده..
تنها منشع ارامشش توی اون سال ها منظره ی زیبای پشته پنجره ی کوچیک اتاقی زیر شیرونیی بوده، ک شب ها رو درش به صبح میرسونده..
غافل از اینکه توی هفت سالی ک طبق عادت پشت پنجره مینشسته و اونقدر غرق زیبایی منظره ی پشتش میشده، چشماش بهش اجازه ی دیدنه پسرکی رو ک توی این مدت از پشت پنجره ی کاخ سفیده رو به روی اتاقش، بهش خیره میشده و دلش رو جایی بین این نگاه ها باخته رو نمیداده..
اما کسی چه میدونه؟؟
.
شاید بین تمام این روز ها و سال ها..تلاقی یک نگاه و جرقه ی یک احساس باعث دیده شدن پسرک توسط هیوک بشه و این شروعی باشه متفاوت و تازه برای هر دو...
.
#حس‌خوب_ینی_طعم‌لبهاش
.

فایل کامل این فیک در کانال تلگرام

4-رز شکسته ی من🗒
فصل اول: #کیومین #ایونهه
فصل دوم : #کیومین #ایونهه #شیچل
ژانر : تخیلی - علمی - اکشن
مقدمه:
خودم خودم رو جلوش کشتم
من خودخواه بودم و متوجه نبودم چه اسیبی بهش میزنم
فقط میخواستم من واقعی رو ببینم
اونی که اون عاشقش شده بود من نبودم
نمیتونستم تحمل کنم که مال نباشه
خودم خودم رو جلوش کشتم
اشتباه کردم
هرگز فکرنمیکردم اینطور به اینجا برسیم
که بین گذشته و اینده گیر کنم
نه میتونم به عقب برگردم و جبران کنم
نه میتونم به اینده برم و جبرانش کنم
تنها شاهد ذره ذره جون دادنشم
و همین ذره ذره جونمو میگیره
خودم خودم رو جلوش کشتم
و این بدترین اشتباه من بود
اون باید زودتر وارد زندگی من میشد
خیلی زودتر تا من این نباشم
هرچند الان خیلی دیره
دیرتر از دیر
و اشتباه من هیچ جور پاک نمیشه
متاسفم رز شکسته ی من
#فیک
#تمام_شده
#fic
#eunhae
#kyumin
#sichul
#yewook

3- شاهزاده ی کوچک من🗒

زوج:
فصل اول : #کیومین - #یووک
فصل دوم :#کیومین- #ایونهه- #شیچول- #یووک
ژانر : #درام -#رمنس

مقدمه:
ما از دو نسل متفاوتیم ، از دوماهیت متفاوت
اما
من توی دام عشق تو افتادم
من وقتی اولین بار دیدمت,زخمی بودم
ترسیده بودم,سردم بود,میلرزیدم,تمامِ تنم خیس و کثیف بود
من از جهنم زندگیم فرار کرده بودم و هرلحظه منتظر مرگ بودم اما وقتی منو توی دستات بلند کردی و بین لباسات پیچیدی تا گرم شم
کردی,نوازشم کردی, بینی من رو بوسیدی
وقتی پنهانی من رو لای لباسات به قصر بردی و ازم مراقبت
وقتی برام از حرفات,رازات,گفتی و من رو تنها موجودی دونستی که کنارش راحتی و دوسش داری!
من عاشقت شدم
من عاشقت شدم,عاشق شیظنت هات,پوزخندهات!عاشق حرف زدنت و بودنت!
ما از دو نسل متفاوتیم ، از دو ماهیت متفاوت
اما
من هنوزم عشق تو روی توی قلبم حفظ کردم با این تفاوت که مجبورم از دور تماشات کنم
من هنوزم حاضرم تنها موجودی باشم که دوست داره و در عوض تو مراقبم باشی و نوازشم کنی
من هنوزم مست لبخندات میشم, همراه تو بزرگ شدن و گذر زمان رو میبینم
#فیک
#تمام_شده
#fic
#kyumin
#eunhae
#sichul
#yewook

2-هفت سال عاشقی بهم بدهکاری🗒

زوج ها: #کیومین - #ایونهه
ژانر: #درام -#رمنس - #پلیسی جنایی
مقدمه:
تو
هفت سال عاشقی به من بدهکاری
هفت سال دلتنگی به من بدهکاری
هفت سال بغض به من بدهکاری
من
هفت سال عاشقی به تو طلب کارم
هفت سال دلتنگی به تو طلبکارم
هفت سال بغض به تو طلبکارم
من و تو
شاید روزی کنارهم قرا ر بگیریم تا بتونیم تسویه حساب کنیم
تو بدهی هایت را به من برگرداندی و من طلب هایم را از تو بگیرم
تا آن روز من همچنان به طلب های خودم و بدهی های تو میافزایم
قدری که صاف کردنش برای تو ممکن نباشد و تا ابدیت به من بدهکار باشی
اینطور تا ابدیت کنار من خواهی ماند
تو
هفت سال عاشقی به من بدهکاری
#فیک
#تمام_شده
#fic
#eunhae
#kyumin

1-دارم یاد میگیرم عاشقت باشم🗒
ژانر: درام - رومنس
زوج های #کیومین-#ایونهه- #شیچول-#یووک-#کانگتوک
مقدمه
از کجا پیدات شد؟با همون نگاه
از کجا پیدات شد؟با همون لبخند
از کجا پیدات شد؟با همون حس تپش شدید قلبم
درست پشت اکواریوم ایستاده بودی،بین ما فقط یه اب بود و چندتا ماهی کوچیک که تو دنیای خودشون شنا میکردن…
دنیای اونا اروم بود و شاید هم دنیای تو پشت نگاه غمگینت اروم بود،اما دنیای من با نگاه تو ،اروم شد
شاید اگه یکم دیگه پشت اکواریوم وایمیستادی ،جونمم میگرفتی…
اما
تو رفتی..
من موندم و ماهیایی که شنا میکردن
من موندم و یه حس قدیمی که سرباز کرده بود
من موندم و خاطره
من موندم و من

#فیک
#تمام شده
#fic
#kyumin
#eunhae
#sichul
#joyer

#dont_look_at_me
.
زوج: #ایونهه
نویسنده: سایه
ژانر: جنایی..عاشقانه..رومنس..انسی
.

پدر و مادر هیوکجه وقتی ک هیوک هنوز خیلی کوچیک بوده به دست رئیسه پدره هیوک کشته میشن..
.
پدر هیوک تا وقتی زنده بوده همیشه نگران اینده ی تک فرزندش بوده و برای همین قبل از مرگش هیوک رو به صمیمی ترین دوستش میسپاره تا ازش مراقبت کنه و اینطوری آینده ی پسرش رو تضمین کنه..
.
اما دوستش برخلاف قولی ک به پدر هیوک داده بوده، پای هیوک رو به خلاف باز میکنه و همزمان از جسم و هوش هیوک برای منفعت خودش سوء استفاده میکنه..
.
هیوک ک بعد از دیدن اینهمه سختی حسابی ناامید شده بوده تصمیم میگیره بدون هیچ اعتراضی تویه همون جهنمی ک شین براش ساخته زندگی کنه تا روزی ک بمیره..
.
زندگیه روتین و تاریک هیوک همینطور ادامه پیدا میکرده تا روزی ک فردی جدید برای استخدام و بودن در جمع محافظ های هیوک، به اون خونه میاد و با همین حضور سادش میتونه بعد از سال ها به نگاه خالی و سرد هیوک،معنا ببخشه..
و به هیوک دلیلی برای رهایی از اون جهنم میده..
.
.
فایل کامل این فیک در کانال تلگرام..

#اون_پسره_که_دوسم_داشت
.
زوج: #ایونهه
نویسنده: سایه
ژانر: عاشقانه..رومنس
.

یدفه بدون مقدمه گفت:
عاشقتم..
.
سریع لبامو بوسید و رفت عقب.منم با خجالت گفتم:
منم عاشقتم.. .
ولی صدای شکمم که میگفت من گشنمه این لحظات خیلی قشنگ رو که توی بارون داشتیم درست میکردیم رو خراب کرد. .
خیلی خجالت کشیدم ولی اون پسره که خیلی دوسم داشت گفت:
اومو گشنته؟ .
با لبای آویزون بهش نگاه کردم و گفتم:
تغذیمو تو ماشین هیونگم جا گذاشتم.. .
زود لبامو بوسید و گفت:
اشکالی نداره الان برات از تو این کوچهه
غذا میارم..فقط صبر کن باشه؟
بلند شد که بره یدفه صورتش از درد بدنش جمع شد.اوم یادم رفته بود خواستم کمکش کنم که گفت: .
گفتم تو همین جا بشین تا بیام.. منم به حرفش گوش کردم.. .
با رفتنش یدفه صدای ترمز ماشین اومد.به ماشینی که توی بارون ترمز کرده بود نگاه کردم.
دو در ماشین باز شد و هیونگ و مادر با صورتای عصبانی پیاده شدن.اوه نه مادر سریع اومد دوید سمتم فکر کردم میخواست بغلم کنه اما..
.
سیلی محکمی توی گوشم زد و سرم داد زد: .پسره ی احمق کدوم گوری بودی؟نصف جونمون کردی.بیا بریم خونه..
.
اما من نمیخواستم برم.خودمو سفت نگه داشته بودم که نبرتم.ولی مادر برگشت یه سیلی دیگه بهم زد و رو به یسونگ گفت:
بیا اینو بنداز تو ماشین.. .
من نمیخواستم برم.من میخوام تا آخر عمرم با اون پسره که خیلی دوسم داشت بمونم.
.
هیچکدوم به حرفم گوش نمیدادن.هیونگ پرتم کرد داخل ماشین و زود درارو قفل کرد که فرار نکنم.ولی من همچنان به شیشه های ماشین میزم و التماس میکردم و میگفتم:
.
اون دوسم داره...اون میخواد باهام تا آخر عمرم بمونه...توروخدا ولم کنید...من ...نمیخوام چیزی بخورم من گشنم نیست بزارید بمونم..من دیگه گشنم نیست..
.
هیونگ ماشینو روشن کرد که...اون پسره که دوسم داشت و دوسش داشتم از کوچه با دوتا ساندویچ و یه لبخند از اونا که بهش گفتم خیلی دوسش دارم اومد بیرون.. به جایی که قبل نشسته بودم نگاه کرد و لبخندش رفت. .با صدای ضربه هایی که من به شیشه میزدم به طرف ماشین برگشت و با دیدنم ساندویچا از دستش افتاد..
.
ماشین حرکت کرد و اون پسره که همه ی دنیام شده بود شروع کرد به دویدن دنبال ماشین.
.
اما یدفه..
یه ماشین دیگه..
به اون پسری که میمردم براش زد..
من ساکت شدم..
دیگه نه گریه کردم..
نه التماس کردم..
فقط نگاه کردم...به خون اون پسری که دوسم داشت ولی دیگه نبود...
.

و شاید من فکر میکردم ک دیگه نیست..
.
.
فایل کامل این فیک در کانال تلگرام

#زندانی_عشق
.
نویسنده: سایه
ژانر: خشن..عاشقانه..انسی
زوج: #ایونهه
.
.
شام خوردی؟
دونگهه اخم کرد: اره خوردم.
.
هيوکجه پيراهنش رو درآورد و دونگهه يک دفعه برگشت و پشت به هيوکجه لبه ی تخت نشست.
.
هيوک مكثي کرد و بعد به سمت دونگهه چرخيد: پس واقعا گ/ی ای..
.
دونگهه چيزی نگفت صدای پوزخند هيوکجه و بعد قدم هاش رو شنيد که به سمتش ميومد دونگهه اخم کرد ولي نميخواست مقابل هيوک نقطه ضعف نشون بده. هيوک مقابل دونگهه ايستادو گفت: .
چه خوب! هر چقدر که ميگذره جالبتر ميشه... .
بعد با صدای آروم تری گفت: انگار قراره شبا توی تخت جالبترم بشه... بهتره براش آماده بشي
*
*
دونگهه به سمت هيوک برگشت: بذار اجوما با من غذا بخوره
هيوک روی مبل نشست: اون يه خدمتكاره.
.
دونگهه: منم يه زنداني ام
.
هيوک کمي خم شد: اره ولي از نوع اشراف زاده ی لعنتيش..
.
*
*
دونگهه هم قبول داشت که پدرش آدم درستي نيست ولي همونقدر هم مطمئن بودکه مرد روبروش آدم خوبي نيست
هيوک جلوتر اومد و چونه ی دونگهه رو با دست گرفت:
.
تو منو به بدی اون ميدوني؟ پس بذار بهت بگم.. من هنوز کسيو نكشتم... هنوز به يه بچه ی ۱۲ ساله تجاوز نكردم... هنوز يه شرکتو کاملا نابود نكردم... هنوز کسيو نفرستادم تيمارستان... هنوز ۱۶ سال از زندگيه يه نفرو سياه نكردم.... پدر تو خيلي کثيف تر از اون چيزيه که بتوني حتي فكرشو بكني بچه
.
*
*
دونگهه با عصبانيت گفت: گفتم ولم کن..
.
هيوک به لي نگاه کرد که به اونا چشم دوخته بود و به ارومي کنار گوش هائه زمزمه کرد: چرا بيبي؟نميخوای بغل همسرت باشي
.
دونگهه بي توجه به حرف هيوک دوباره گفت: ازم فاصله بگير هيوکجه..
.
هيوک بي توجه گفت: ميتوني حسش کني؟ سايزش رو دوست داری بيبي؟فكر ميكني ميتونه کامل پرت کنه؟
.
دونگهه زيرلب در حالي که دندوناش رو بهم ميفشرد گفت: نفرت انگيزی هيوکجه..
.
*
*
کيوهيون تيكه انداخت: مثل اينكه همسرتو خيلي دوست داری اقای جنتلمن..
.
هيوکجه با بي حوصلگي ناليد: مزخرف نگو.
.
هيوک بطری مشروبشو به لب هاش نزديک کرد. کيو: حيف نيست اولين سكستو با دونگهه داشتي؟
.
هيوک : مگه اون چشه؟
کيوهيون: فكر ميكردم اولين بارتو واس کسي نگهداشتي که دوسش داشته باشي..
.
هيوک : چه اهميتي داره اولين بار با کي باشه؟
.
******
.

فایل کامل این فیک در کانال تلگرام.

#love_me_again

زوج: #ایونهه
نویسنده: صدف
ژانر: عاشقانه..رومنس
.

یک تصادف و یک شعله ی عشقی ناگهانی که با چند دیدار در دل هیوک روشن میشه..
.
و دونگهه ای که در عین عاشقی تصور میکنه حسش به هیوک، چیزی جز یک عادته زود گذر نیست و برای همین بیخیال به سمت ارزوش میره.. و درست زمانی به اشتباهش پی میبره ک برای هر اقدامی دیر شده..
.
و در راه رسیدن به ارزوی چندین ساله اش درگیر منجلابی ترسناک میشه اما همون منجلاب باعث دوباره رسیدنش به هیوک میشه..
.
رسیدنی ک شاید قرار نیست به نفع هیچکس باشه..
.
فایل کامل این فیک در کانال تلگرام

#london_2
زوج: #ایونهه
نویسنده: صدف
ژانر: عاشقانه.رومنس
فصل دوم
.

ادامه ی تصمیم اشتباه هیوک ک بعد از سالها باعث نو شدن زخمی میشه که هنوز هم انچنان ترمیم نشده.‌.
.
تا دیداری دوباره و جرقه ی عشقی ک در دل هیوک میخوره و تلاشی که برای جبران اشتباهش داره..
.
و دونگهه ای کمترین شباهت رو به اون دونگهه ی سابق داره..
.

فایل کامل این فیک در کانال تلگرام.

#london_1

زوج: #ایونهه
نویسنده: صدف
ژانر: عاشقانه ..رومنس
فصل اول
.
.
دونگهه نویسنده ای ک بی نهایت عاشق دوستشه و این موضوع از هیچ کدوم مخفی نیست..
.

و هیوکجه ای که دونگهه رو دوست داره اما یک تصمیم غلط باعث به هم ریختن زندگیشون میشه... .
البته داستانی دیگه هم، در قلب داستانه اصلیی که نویسنده اش دونگهه اس و یه جویایی شامل عاشقانه هاش با عشقش میشه ،در جریانه...
.

فایل کامل این فیک در کانال تلگرا‌م.

#Love_volume

زوج: #ایونهه
نویسنده: صدف
ژانر: عاشقانه..رومنس..
.

ایونهیوک در میون محبوبیت بی نهایتش بین فن هاش٬ چشمش فردی رو میگیره که کوچکترین علاقه ای به ایدل ها نداره و میشه گفت ازشون بدش میاد..
ولی دل هیوکجه بی تابانه برای دونگهه ای بی قراره که میدونه شاید هیچ وقت بهش نرسه..
.
. . فایل کامل این فیک در کانال تلگرام

#Menace

زوج: #ایونهه
نویسنده: صدف
ژانر: عاشقانه..جنایی
وضعیت: در حال آپ.

هیوکجه ای پلیس و دونگهه ای نویسنده در روزنامه، که عاشق تجزیه و تحلیل ماجراهای جناییه..
.
اشنا شدن این دو با هم به خاطر کنجکاوی هیوک..و احساساتی ک با گذشت زمان نا خواسته در هر دو، در حال رشده..
.
تهدید شدن هر دو به مرگ از سمت فردی نامشخص.
و رمز گشایی این تهدید..
.
تا رسیدن به اینکه از سمت چه کسی هست..!!
.
و به چه دلیل؟؟
.

امکان دنبال کردن این فیک و اگاهی از زمان آپلود هر پارت در کانال تلگرام.

#welcome_back
زوج: #ایونهه
نویسنده: صدف
ژانر: عاشقانه..رومنس..انسی
.

عشقی که با مخالفت شدید خانواده رو به رو میشه و تهدیدی از جانب مادر هیوک به دونگهه..
.

دونگهه مجبور میشه بخاطر خود هیوک این رابطه رو تموم کنه اما.....
.

سرنوشت باری دیگه در جای، دیگه ای از زندگی اونها رو به هم پیوند میده.
.

جایی که نه هیوک اون هیوکه گذشته س..و نه دونگهه...
.
فایل کامل این فیک در کانال تلگرام.

Most Popular Instagram Hashtags