[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#اینفیلمودیدم

82 posts

TOP POSTS

Throwback: Actress Mitra Hajjar & director Rafi Pitts premiering The Hunter at Berlinale 2010. #photoRaminFarahani
میترا حجار و رفیع پیتز، بازیگر و کارگردان فیلم شکارچی در شصتمین جشنواره فیلم برلین.
یادم هست که در باند صوتی فیلم سعی شده بود ارتباطی با وقایع سال هشتاد و هشت داشته باشد. البته درست قبل از آن فیلمبرداری شده بود و ایده ی جسورانه ای داشت و سبکی کم و بیش انتزاعی. اما با اینکه در بخش مسابقه جشنواره برلین رقابت می کرد، آنچنان که باید قانع کننده نبود.
زن و بچه ی کارگری مفقود میشوند و معلوم میشود در تیراندازی پلیس کشته شده اند. کارگر که شکارچی هم هست و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، عزم شکار میکند: شکار پلیسها.
#berlinale #mitrahajjar #rafipitts #thehunter #shekarchi #berlinale2010 #1388 #mitrahadjar #iranianactress #iraniancinema #iranianmovies #berlinaleredcarpet
#اینفیلمودیدم #برلیناله #میتراحجار #رفیع_پیتز #کارگردان #شکارچی #سینمای_ایران #فستیوال #جشنواره_فیلم_برلین #جشنواره_برلین #میترا_حجار #بازیگرسینما #بازیگری #تولیدمشترک #فیلم_ایرانی #فرش_قرمز #فیلمسازی

Paterson: Romanticizing the boredom ◇
فیلم پَتِرسون از جیم جارموش در یک کلام رمانتیزه کردن ِملال است. یعنی عاشقانه جلوه دادنِ زندگی تکراری یک زوج در شهری کوچک که جذابیتش برای کارگردان، شاعرانش و آبشارش بوده. کلید فهم فیلم هم در همین نکته نهفته: شاعرانه و عاشقانه زیستن راه نجات از روزمره گی و سکونِ زندگی های خالی و یکنواخت است.
کسانی که جارموش و فیلمهایش را میشناسند میدانند که از او انتظار فیلمی پر پیچ و خم و مهیج نباید داشت. او به شکلی از روایت سینمایی باور دارد که اینجا به آن مینمالیستی (کمینه گرا) میگویند اما من ترجیح میدهم از مفهوم درامزدایی استفاده کنم. چون در زندگی زوجِ قصه، تنش و درگیری مهمی نیست و آنچه هست بیرون از خانه است که آن هم در قالب طنز خشکِ جارموش بدل به نوعی ضدِ اوج میشود. پس آنچه باقی میماند تأثیراتی است که آندو از پیرامون و همدیگر میگیرند (نوعی امپرسیونیسم روایی) و کارهای کوچکی که برای گریز از روزمره گی دارند، مثل سرودن شعرو گوش دادن به گفتگوهای مسافران اتوبوس (توسط پترسون، راننده اتوبوس) و خریدن و نواختن یک گیتار و رنگ کردن در و دیوار (توسط لارا، زنِ خانه). اما نه آن شعرها شور وافری در من برانگیخت و نه آن کارها نگرانم کرد که درگیر سرانجامش باشم. پس شاید همین فاصله و آرامش نامتعارف است که باعث میشود فیلمی از جارموش را تماشا کنیم. نوعی سینمای توصیفی و خونسرد که بازتابی از شخصیت آرام و خونسرد خود اوست و بجای انگیزشِ پیاپی، رخوتی خوشایند ایجاد میکند، نوعی آنتی تز برای ژانرهای پُرماجرای باسمه ای.
از اینها که بگذریم شخصیت سگ خانه (ماروین) بی نظیر بود؛ بخصوص زمانی که می فهمیم صندوق نامه را او کج میکند. در واقع این بولداگِ عبوس، شخصیت سوم فیلم و ضلعی از مثلثی عاطفیست که جارموش در شکل دادن به آن بسیار ظریف و موفق عمل کرده، البته با کمکِ مربی که بازی گرفته. جالب است بدانید این بولداگ برای اجرایِ نقش ماروین، برنده نخل طلای بهترین سگ بازیگر در فستیوال کن شد اما در آن زمان درگذشته بود.
بازی گلشیفته فراهانی ولرم بود (ولرم با معیار جارموش یعنی گرم)، متناسب با شخصیتِ آماده ی شکفتنش در فیلم که تنها عنصر تنش زایِ آن نقشهای سیاه و سفیدیست که همه جا میکِشد. آدام درایور کمتر به دل می نشست، نه بدلیل بازی تودار و سردش، بلکه بعلت ظاهر ناشاعرانه اش که عامدانه انتخاب شده (نمونه ای از ضدیتِ جارموش با کلیشه ها). #اینفیلمودیدم #پترسون#گلشیفته#نقدفیلم#جارموش#پترسن#جیم_جارموش#گلشیفته_فراهانی#شاعرانه#فیلم#سینمای_مستقل#بولداگ
#patersonmovie#jimjarmusch#golshiftehFarahani

Accattone (Pasolini, 1961) ◇
آکاتونه نخستین فیلم پازولينی درباره ی آدمهایی است که پیشتر موضوع داستانهایش بوده اند: علافان و دزدان و روسپی ها و جاکش ها. آکاتونه در ایتالیائی به معنای گدا و انگل است، فرد نداری که تن به کار نمیدهد و از دیگران ارتزاق میکند. به همین دلیل ویتوریو شخصیت اصلی فیلم، ملقب به آکاتونه است. او یک روسپی را تحت حمایت خود دارد اما طی حوادثی او را از دست میدهد و بعد که از عهده ی کار عادی بر نمی آید، برای دختری ساده و جذاب دانه می پاشد تا بلکه از او یک روسپی (منبع درآمد) بسازد. ولی در این مسیر خودش دلبسته ی او میشود. البته پایان فیلم به این خوشی ها هم نیست.
آکاتونه سوای پاره ای کاستی های ناشی از کم تجربگی پازولينی فیلمی شاخص است که هم با نئورئالیسم نسبت دارد هم با دیدگاه گزنده ی بونوئل در فیلمی مثل فراموش شدگان. و از همه مهمتر ظهور یک مولف بی مثال را نوید میدهد که مرعوب عرف و آداب حاکم بر جامعه و سینما نیست.
در ضمن این فیلم مثال خوبی هم هست برای اینکه بررسی کنیم چرا فیلمهای چرکی مانند "ابد و یک روز" در باتلاق نکبتی که مجسم میکنند فرو میروند اما آکاتونه و فراموش شدگان جان به در می برند، حتا به قیمت جان شخصیت های اصلی.
#اینفیلمودیدم
#accattone #pasolini #pierpaolopasolini #francoCitti #italiancinema #pimpstory #neorealism #italiano #filmhistory #moviewriting #italianmovie #moviedirecting #debutmovie #lowbudgetfilming
#آکاتونه #پازولینی #پیرپائولوپازولینی #سینمای_ایتالیا #نابازیگر #فیلم_اول #کارگردان #فیلمنامه #سناریست #هنروتجربه #ایتالیایی #روسپی #جاکش #فراموش_شدگان #ابد_و_یک_روز

18+ Movie in Tehran: Newspaper clipping from early 70's advertising the screening of "The Nightcomers" with Marlon Brando.
این فیلم انگلیسی را چندی پیش دیدم. نگو قبل از انقلاب در تهران اکران شده بود برای بالای هجده سال. کلیت فیلم اروتیک نیست بلکه نوعی توحش غریزی در شخصیت محوری (مارلون براندو) هست که خشونت جنسی هم بخشی از آن است. تاثیر شرارتهای خزنده و تنش زای او بر دیگر شخصیت های کم شمار فیلم از جمله دو کودک، چرخشی هولناک را رقم میزند. مبنای فیلمنامه رمانی از هنری جیمز نویسنده ی سبک گوتیک انگستان است. فیلمی دیگر هم از این رمان ساخته شده بنام بیگناهان، تولید اوایل دهه شصت میلادی.
در سالهای اخیر عنوان ولگرد نیمه شب را شبروندگان ترجمه کرده اند که مثل عنوان قدیمی دقیق نیست. اصل آگهی بالا کمی بزرگتر است و ران استفانی بیچام هم در آن دیده میشود.

#اینفیلمودیدم #مارلون_براندو #بازیگری #استفانی_بیچام #ولگرد_نیمه_شب #آگهی #مایکل_وینر #تهران_قدیم #اکران #اروتیک #18+ #شهرفرنگ #دهه50 #قبل_از_انقلاب #تبلیغ_فیلم #روانشناسانه #سادیسم #مازوخیسم
#iran70s #marlonbrando #stephanieBeacham #michaelwinner #Teheran #sadomasochism #thenightcomers #theturnofthescrew #instinctive #nightcomers #psychodrama #iranfilm

Emma Stone
اما استون که برای عالم هپروت اسکار گرفت، واقعن جز چهره و بازی متوسط و چشمان درشت، چی دارد؟ سه تا از آخرین فیلمهایش را تازگی دیدم. به نسبت خوب و دلچسب بود اما درخشان نبود. اصلن به ما چه. . .
تصویر بالا صحنه ای از فیلم جادو در مهتاب ساخته ی وودی آلن است که به شارلاتانیزم ماورای طبیعه می پردازد، یعنی موضوعش رمالی و غیبگویی و احضار ارواح و دغلبازی و اینهاست. حال و هوای رمانتیک هم دارد. یک شعبده باز بی اعتقاد به عوالم ماورایی (کالین فیرث) مامور میشود دست دختری غیبگو (اما استون) را رو کند، اما... باقی را خودتان ببینید که لو نرود داستان. #داریوش_خنجی مدیریت فیلمبرداری این فیلم و فیلم بعدی وودی آلن #مرد_بی_منطق را بر عهده داشته است. .
A scene from Magic in the moonlight (Woody Allen, 2014)

#اینفیلمودیدم #وودی_آلن #جادو_در_مهتاب #اما_استون #نامزداسکار #بهترین_بازیگر_زن #اسکار2017 #کالین_فیرث #بازیگرزن #کمدی_رمانتیک #رمالی #غیبگویی #ماورایی #فیلم_طنز #بازیگری #هنرپیشه
#magicinthemoonlight #emmastone #oscarnominated #bestactress #woodyallen #dariuskhondji #romanticcomedy #foreteller #metaphysical #bigeyes #emma_stone #flowerhat

Winter sleep (Nuri Bilge Ceylan, 2014) ★★★☆
"خواب زمستانی" فیلمی رویاگونه است در سبک سینمای استعلایی. تماشاگر را با حوصله به اوجهای پرتنش و شگفت انگیزش میرساند، به جایی در غارهای تاریک شخصیت های رازناکش تا که چشم وا کنی و خیره شوی در عجز و رنج و خشونت پنهان پشت چهره های متبسم و تمنای فروخورده شان برای طغیان و رهایی.

کمی کشدار و سرگردان بود شاید، ولی نمونه ای اصیل از سینمای درونکاوانه است این فیلم بی آنکه از ارجاعات اجتماعی غافل باشد. شبحی از ادبیات و سینمای هنری روسیه هم در آن پرسه می زند به واسطه ی اقتباس از چخوف و داستایوفسکی و تاثیرپذیری از تارکوفسکی. همچنین عقده گشایی های کلامی برگمانی، تنش تارانتینویی، میان صحنه های واقعگرای کیارستمی وار، بازیهای مهارشده اما نافذ، نورپردازی های نقاشانه ی درونگرا... خلاصه کارگردان نامدار ترکیه، نوری بیلگه جیلان، معجونی از سینمای هنری را پیش رویتان میگذارد که ناچارید با ضرباهنگی آرام نوش جان کنید.
او با این فیلم نخل طلای فستیوال کن را گرفت و با فیلم قبلی اش "روزی روزگاری در آناتولی" جایزه ی ویژه ی همین جشنواره را دریافت کرد. پیش از آن هم بهترین کارگردان کن شده بود، گمانم برای فیلم سه میمون. منظور اینکه او فیلمساز کن است نه اسکار.
#اینفیلمودیدم #خواب_زمستانی #نوری_بیلگه_جیلان #سینمای_ترکیه #نخل_طلا #جشنواره_فیلم_کن #فیلمهای_برتر #فیلم_هنری #اقتباس_آزاد #داستایوفسکی #چخوف #بهترین_فیلمبرداری #فاصله_طبقاتی #روزی_روزگاری_در_آناتولی #فیلمنامه
#wintersleep #kişuykusu #nuribilgeceylan #melisaSözen #wintersleepmovie #halulbilginer #turkishcinema #palmeodor #cannes2014 #transendentalcinema #artisticmovie #cannesfilmfestival #russianinspiration #cinematography #psychodrama

A man called Ove ★★★☆ عالی و بسیار احساس برانگيز بود: مردی به نام اووه، نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی از سوئد، ملودرامی امروزی آمیخته به طنز درباره ی مردی بازنشسته و تنها که امیدی به زندگی ندارد. اما در ورای ظاهر خشک و نجوش او خاطرات عاطفی دردناکی نهفته که در طول فیلم از آنها سر در می آوریم، از جمله به لطف زنی ایرانی تبار که با خانواده اش همسایه ی اووه میشود و بر معاشرت با او اصرار دارد.
تماشای آن را بیش از رقبایش تونی اردمان و فروشنده توصیه میکنم. البته قراردادی تر از تونی اردمان است اما منقلب کننده تر هم هست. قصه ی فیلم اقتباسی از رمانی همنام نوشته ی فردریک بکمن است که به فارسی ترجمه و منتشر شده. در صورت جستجو نام شخصیت اصلی را اوه تایپ کنید.
#اینفیلمودیدم #مردی_بنام_اووه #هانس_هولم #رولف_لاسگارد #بهارپارس #اقتباس #سینما #مردی_به_نام_اوه #فردریک_بکمن #طنزتلخ #نامزد_اسکار #بهترین_فیلم_خارجی #فیلمنامه #کاندیداسکار #ملودرام #سوئدی #مردتنها #انزوا #اسکار2017
#amancalledove #hannesholm #greatacting #Swedishcinema #EnmansomheterOve #RolfLassgård #BaharPars #idaEngvoll #swedishmovie #oscarnominated #oscars2017

Rocco and his brothers (Visconti, 1960) ◇
پیش پرده ی روکو و برادرانش (لوکینو ویسکونتی) با حضور آلن دلون جوان در نقش روکو. داستان دگردیسی چند برادر که با مادرشان از روستا به میلان آمده اند و در محیط جدید هریک به نوعی با فرصت ها و دام های زندگی شهری مواجه میشوند تا آنکه زنی وارد ماجرا میشود و عشق به نفرت بدل میگردد و برادر به جان برادر می افتد: سرنمون هابیل و قابیل.
سبک فیلم گاهی یکدست نیست، طولانی هم هست اما اینها از جذابیت اصیل و تاثیرگذاری آن کم نمیکند.

روکو (دلون) در این فیلم تجسم نیکرویی و نیکخویی است و نماد استواری و درستکاری، در تضاد با برادر بوکسورش سیمونه که قدرت اخلاقی درستی ندارد تا اهریمن درون را مهار کند و به خود و اطرافیان آسیب نرساند.

غم و رنج نهفته در چهره ی جذاب آلن دلون دلیل اصلی انتخابش برای این فیلم بوده و او از تجربه هایش با ویسکونتی بعنوان بهترین کلاس بازیگری یاد کرده است. مارتین اسکورسیزی تعبیر جالبی در وصف این فیلم دارد:
Frightening beauty زیبایی هراس انگیز
#اینفیلمودیدم #روکووبرادرانش #ویسکونتی #آلن_دلون #ایتالیا #سینمای_ایتالیا #میلان #لوکینو_ویسکونتی #روکو_و_برادرانش #پیش_پرده #سالواتوره #کلودیا_کاردیناله #فیلم_ایتالیایی #بازیگری #کارگردان #فیلمنامه
#roccoandhisbrothers #luchinovisconti #alaindelon #claudiacardinale #greatacting #classiccinema #screenwriting #roccoisuifratelli #movietrailer #renatosalvatori #anniegirardot #ninorota #italiancinema #moviedirector

MOST RECENT

Rocco and his brothers (Visconti, 1960) ◇
پیش پرده ی روکو و برادرانش (لوکینو ویسکونتی) با حضور آلن دلون جوان در نقش روکو. داستان دگردیسی چند برادر که با مادرشان از روستا به میلان آمده اند و در محیط جدید هریک به نوعی با فرصت ها و دام های زندگی شهری مواجه میشوند تا آنکه زنی وارد ماجرا میشود و عشق به نفرت بدل میگردد و برادر به جان برادر می افتد: سرنمون هابیل و قابیل.
سبک فیلم گاهی یکدست نیست، طولانی هم هست اما اینها از جذابیت اصیل و تاثیرگذاری آن کم نمیکند.

روکو (دلون) در این فیلم تجسم نیکرویی و نیکخویی است و نماد استواری و درستکاری، در تضاد با برادر بوکسورش سیمونه که قدرت اخلاقی درستی ندارد تا اهریمن درون را مهار کند و به خود و اطرافیان آسیب نرساند.

غم و رنج نهفته در چهره ی جذاب آلن دلون دلیل اصلی انتخابش برای این فیلم بوده و او از تجربه هایش با ویسکونتی بعنوان بهترین کلاس بازیگری یاد کرده است. مارتین اسکورسیزی تعبیر جالبی در وصف این فیلم دارد:
Frightening beauty زیبایی هراس انگیز
#اینفیلمودیدم #روکووبرادرانش #ویسکونتی #آلن_دلون #ایتالیا #سینمای_ایتالیا #میلان #لوکینو_ویسکونتی #روکو_و_برادرانش #پیش_پرده #سالواتوره #کلودیا_کاردیناله #فیلم_ایتالیایی #بازیگری #کارگردان #فیلمنامه
#roccoandhisbrothers #luchinovisconti #alaindelon #claudiacardinale #greatacting #classiccinema #screenwriting #roccoisuifratelli #movietrailer #renatosalvatori #anniegirardot #ninorota #italiancinema #moviedirector

Afterimage (Andrzej Wajda, 2016)
واپسین اثر آندره وایدا کارگردان فقید لهستانی، روایت آشنا و تلخ نابودی هنرمندی آزاداندیش و سازش ناپذیر توسط حکومتی جزم اندیش و سانسورگر است. ولادیسلاو استرزمینسکی، نقاش، مدرس و نظریه پرداز هنر، از پيشگامان کنستراکتیویسم و هنر آوانگارد در لهستان و اروپای شرقی بود. سرپیچی او از ترویج رئالیسم سوسیالیستی دیکته شده توسط رژیم کمونیستی موجب اخراج او و محرومیتش از حقوق ابتدایی برای کار و بقا شد.
عنوان این فیلم را در فستيوال فیلم فجر بجای پس-تصویر، پساتصویر ترجمه کرده اند که درست نیست چون پیشوند پسا به دوران پس از تصویر اشاره دارد حال آنکه عنوان فیلم به معنای پسماند تصویر در چشم و ذهن پس از خیره ماندن به چیزی و چشم برداشتن از آن است. استعاره ای برای سوبژکتیویسم و ذهنی شدن دریافتها که در نگره ی استرزمینسکی تشریح شده. از طرفی کنایه از گذشته ای دارد که پسماندش در ذهن وایدا و همنسلانش باقی مانده. این گذشته اما حکایت امروز ماست. ◇
منتقدانی خرده گرفته اند که فیلم پس-تصویر یکنواخت است چون شخصیت اصلی بعد از اخراج و محرومیت ها، علیه این بی عدالتی نمیجنگد و حتا در انزوای خویش احساساتش را چندان بروز نمیدهد. اما از یک فیلمساز نود ساله که دارد روایتی واقعی را تصویر میکند و چشم و دلش هم سیر است از شگردهای جذاب روایی و سینمایی، چه انتظاری دارید؟ او فضایی درونگرا و مهار شده خلق کرده است تا داستان را با بیشترین خلوص و سادگی در آرامش روایت کند نه اینکه مهارتش را به رخ بکشد یا هر تماشاگری را میخکوب کند. تاثیر فیلم بر آنها که با این نگرش همراهند و سانسور را به نحوی لمس کرده اند، به اندازه ی کافی قوی و نافذ هست.

یکی از زیباترین صحنه های فیلم آنجاست که نور از بیرق سرخ و عظیم استالین که بیرون افراشته شده بر بوم نقاشی می تابد و فضا چنان سرخ میشود گویی هیچ رنگ دیگری نیست و نقاشی کردن ناممکن میشود.
◇ در پایان از غلطی مضحک در زیرنویس فیلم بگوییم: واژه ی آیکون* به معنای تمثال را مجسمه ترجمه کرده اند حال آنکه در تصویر هم بجای مجسمه، تمثال مریم ظاهر میشود. یعنی حتا با تصویر هم تطبیق نداده اند برای تصحیح نهایی. *icon

#powidoki#afterimage #andrzejwajda#polishcinema #constructivism#polishart #socialrealism#artisticfreedom #stalinism#poland#boguslawlinda#wladyslawstrzeminski
#اینفیلمودیدم #پس_تصویر #آندره_وایدا #سینمای_لهستان #پسنگاره #کارگردانی #پساتصویر #هنرتجسمی #جشنواره_جهانی_فیلم_فجر #استالینیزم #سانسور #نقدفیلم #آزادی_بیان #وایدا #کنستراکتیویسم #آوانگارد

Paterson: Romanticizing the boredom ◇
فیلم پَتِرسون از جیم جارموش در یک کلام رمانتیزه کردن ِملال است. یعنی عاشقانه جلوه دادنِ زندگی تکراری یک زوج در شهری کوچک که جذابیتش برای کارگردان، شاعرانش و آبشارش بوده. کلید فهم فیلم هم در همین نکته نهفته: شاعرانه و عاشقانه زیستن راه نجات از روزمره گی و سکونِ زندگی های خالی و یکنواخت است.
کسانی که جارموش و فیلمهایش را میشناسند میدانند که از او انتظار فیلمی پر پیچ و خم و مهیج نباید داشت. او به شکلی از روایت سینمایی باور دارد که اینجا به آن مینمالیستی (کمینه گرا) میگویند اما من ترجیح میدهم از مفهوم درامزدایی استفاده کنم. چون در زندگی زوجِ قصه، تنش و درگیری مهمی نیست و آنچه هست بیرون از خانه است که آن هم در قالب طنز خشکِ جارموش بدل به نوعی ضدِ اوج میشود. پس آنچه باقی میماند تأثیراتی است که آندو از پیرامون و همدیگر میگیرند (نوعی امپرسیونیسم روایی) و کارهای کوچکی که برای گریز از روزمره گی دارند، مثل سرودن شعرو گوش دادن به گفتگوهای مسافران اتوبوس (توسط پترسون، راننده اتوبوس) و خریدن و نواختن یک گیتار و رنگ کردن در و دیوار (توسط لارا، زنِ خانه). اما نه آن شعرها شور وافری در من برانگیخت و نه آن کارها نگرانم کرد که درگیر سرانجامش باشم. پس شاید همین فاصله و آرامش نامتعارف است که باعث میشود فیلمی از جارموش را تماشا کنیم. نوعی سینمای توصیفی و خونسرد که بازتابی از شخصیت آرام و خونسرد خود اوست و بجای انگیزشِ پیاپی، رخوتی خوشایند ایجاد میکند، نوعی آنتی تز برای ژانرهای پُرماجرای باسمه ای.
از اینها که بگذریم شخصیت سگ خانه (ماروین) بی نظیر بود؛ بخصوص زمانی که می فهمیم صندوق نامه را او کج میکند. در واقع این بولداگِ عبوس، شخصیت سوم فیلم و ضلعی از مثلثی عاطفیست که جارموش در شکل دادن به آن بسیار ظریف و موفق عمل کرده، البته با کمکِ مربی که بازی گرفته. جالب است بدانید این بولداگ برای اجرایِ نقش ماروین، برنده نخل طلای بهترین سگ بازیگر در فستیوال کن شد اما در آن زمان درگذشته بود.
بازی گلشیفته فراهانی ولرم بود (ولرم با معیار جارموش یعنی گرم)، متناسب با شخصیتِ آماده ی شکفتنش در فیلم که تنها عنصر تنش زایِ آن نقشهای سیاه و سفیدیست که همه جا میکِشد. آدام درایور کمتر به دل می نشست، نه بدلیل بازی تودار و سردش، بلکه بعلت ظاهر ناشاعرانه اش که عامدانه انتخاب شده (نمونه ای از ضدیتِ جارموش با کلیشه ها). #اینفیلمودیدم #پترسون#گلشیفته#نقدفیلم#جارموش#پترسن#جیم_جارموش#گلشیفته_فراهانی#شاعرانه#فیلم#سینمای_مستقل#بولداگ
#patersonmovie#jimjarmusch#golshiftehFarahani

Accattone (Pasolini, 1961) ◇
آکاتونه نخستین فیلم پازولينی درباره ی آدمهایی است که پیشتر موضوع داستانهایش بوده اند: علافان و دزدان و روسپی ها و جاکش ها. آکاتونه در ایتالیائی به معنای گدا و انگل است، فرد نداری که تن به کار نمیدهد و از دیگران ارتزاق میکند. به همین دلیل ویتوریو شخصیت اصلی فیلم، ملقب به آکاتونه است. او یک روسپی را تحت حمایت خود دارد اما طی حوادثی او را از دست میدهد و بعد که از عهده ی کار عادی بر نمی آید، برای دختری ساده و جذاب دانه می پاشد تا بلکه از او یک روسپی (منبع درآمد) بسازد. ولی در این مسیر خودش دلبسته ی او میشود. البته پایان فیلم به این خوشی ها هم نیست.
آکاتونه سوای پاره ای کاستی های ناشی از کم تجربگی پازولينی فیلمی شاخص است که هم با نئورئالیسم نسبت دارد هم با دیدگاه گزنده ی بونوئل در فیلمی مثل فراموش شدگان. و از همه مهمتر ظهور یک مولف بی مثال را نوید میدهد که مرعوب عرف و آداب حاکم بر جامعه و سینما نیست.
در ضمن این فیلم مثال خوبی هم هست برای اینکه بررسی کنیم چرا فیلمهای چرکی مانند "ابد و یک روز" در باتلاق نکبتی که مجسم میکنند فرو میروند اما آکاتونه و فراموش شدگان جان به در می برند، حتا به قیمت جان شخصیت های اصلی.
#اینفیلمودیدم
#accattone #pasolini #pierpaolopasolini #francoCitti #italiancinema #pimpstory #neorealism #italiano #filmhistory #moviewriting #italianmovie #moviedirecting #debutmovie #lowbudgetfilming
#آکاتونه #پازولینی #پیرپائولوپازولینی #سینمای_ایتالیا #نابازیگر #فیلم_اول #کارگردان #فیلمنامه #سناریست #هنروتجربه #ایتالیایی #روسپی #جاکش #فراموش_شدگان #ابد_و_یک_روز

My mother (Nanni Moretti, 2015) ★★★☆
دغدغه های اجتماعی مهمترند یا روابط خانوادگی؟ کار مهمتر است یا عواطف؟ شعار یا عمل؟ چه اهمیتی دارد که بازیگر فیلمت دیالوگش را فراموش کرده در حالی که مادر سالخورده ات در بستر بیماریست و دختر نوجوانت محروم از مادر؟ اضطراب بشر برآمده از واقعیت زندگیست یا از تظاهر به زیستن؟ ◇
مادرم، فیلمی از نانی مورتی، تصویرگر عواطف.

#اینفیلمودیدم #مادرم #میامادره #نانی_مورتی #سینمای_ایتالیا #مارگریتا_بوی #جان_تورتورو #جولیا_لازارینی #عواطف #فیلمسازی #نسلها #کارگردان #بازیگری #ایتالیایی #فستیوال_کن #خانواده #جامعه #فیلم_خوب
#miamadre #mymother #nannimoretti #italiancinema #cannes2015 #margheritabuy #johnturturro #giulialazzarini #cineitaliano #familydrama #moviedirector #motherdaughter

Happy world theatre day
به بهانه ی روز جهانی تآتر رفتم سراغ فیلم مرگ یک فروشنده، اقتباسی وفادار از نمایشنامه ی معروف آرتور میلر با بازی داستین هافمن و جان مالکوویچ و به کارگردانی فیلمساز آلمانی فولکر شلوندورف که در صحنه های تآترگونه ی استودیویی آنرا ساخته اما با دکوپاژ و میزانسن های سینمایی. فیلم خوبی از نمایشی عالی.
#deathofasalesman #arthurmiller #volkerschlondorff #dustinhoffman #johnmolkovich #wordtheatreday #theatreday #playwriting #artofacting #stageart #dramamovie #screenversion
#اینفیلمودیدم #روزتآتر #روزنمایش #روزتئاتر #نمایشنامه #آرتورمیلر #داستین_هافمن #جان_مالکوویچ #بازیگری #صحنه_پردازی #میزانسن #اقتباسی #سینمایی #هنرهای_نمایشی #درامپردازی #مرگ_فروشنده #مرگ_یک_فروشنده #فولکرشلوندورف

Elle (Paul Verhoeven) Remarkable hybrid style, catching SM thriller, lose ending.
فیلم او (ال) جستار دلهره انگیزی در تمایلات سادومازوخیستی روانهای شکنجه دیده است، با محوریت شخصیت اصلی آن میشل (ایزابل هوپر). پال فرهوفن (ورهوون) کارگردان کهنه کار هلندی تجربیات هالیوودی اش را با روحیات اروپایی در هم آمیخته و این قصه ی بی پرده ی فرانسوی را به سبکی روایت میکند که نه کاملا فرانسویست نه آمریکایی، بلکه آمیزه ای قوی از اینهاست، بعلاوه ی گرایش های تماتیک و فیلمیک خودش که از نخستین فیلمهای هلندی او تا معروفترین فیلمش غریزه ی اصلی، قابل ردگیریست: شیدایی رازناک، وسوسه های دلهره آمیز، هوسهای مرگبار و حالا آزارگری جنسی و جسمی... تماشای این فیلم به افراد نوجوان یا بزرگسالان و نازکدل توصیه نميشود، نه فقط بدلیل خشونت آن، بلکه بعلت به بازی گرفتن روان نیمه هشیار و تعرض جنسی... تحلیل فیلم و ذکر قوت و ضعف هایش در این مقال نمیگنجد. معدل امتیاز منتقدان به این فیلم بین هشت تا نه امتیاز بوده از ده. اما من برای دل خودم بهش هفت امتیاز بیشتر نمیدم.

جوایز اصلی: جایزه سزار بهترین فیلم و بازیگر زن، گلدن گلوب بهترین فیلم غیرانگلیسی و بهترین بازیگر زن. نامزد اسکار بازیگر زن. حضور در بخش مسابقه فستیوال کن و چند جایزه منتقدان...
.
#اینفیلمودیدم #فیلم_او #ایزابل_هوپر #کارگردانی #پال_ورهوون #پال_فرهوفن #هلندی #سینمای_فرانسه #فیلمنامه #بهترین_فیلم_خارجی #گلدن_گلوبز #جوایز_سزار #بهترین_بازیگر #بازیگرزن #بازیگری #ایزایل_هوبرت #فرانسوی #سادومازوخیسم #روانشناختی #دلهره
#ellethemovie #isabellehubbert #frenchactress #paulverhoeven #dutchdirector #psychologicalthriller #selftorturing #sadomasochism #bestactress #frenchcinema

Collapse forecasters
"کسری بزرگ" فیلمقاله ای مستندگونه درباره ی علل بروز بحران مالی آمریکاست و اینکه چطور افراد انگشت شماری بر خلاف غفلت حاکم، وقوع آن را پیش بینی کردند.
سناریوی اسکاری فیلم، اقتباسی از کتابی همنام نوشته ی مایکل لوئیس است که شخصیت ها و ماجراهای آن واقعی هستند.
سبک بصری و ساختار روایی فیلم آمیزه ای موفق است از داستانگویی موازی و متقاطع با صحنه پردازی های مستندگونه و فاصله گذاریهای محتوایی.
از طرفی اوج فیلم گونه ای ضداوج است. فروریختن بانکها و بازارهای سرمایه، در واقع تایید نظر یا پیروزی تلخ آن چند نفریست که عواقب سوداگری بانکی را تشخیص داده بودند. ◀◀توضیح: اگر به موضوع فیلم علاقه ندارید، تماشای آن لطفی ندارد بخصوص که پر است از اصطلاحات و مفاهیم بانکداری آمریکایی که درک مکانیسم آن با وجود توضیحات گذرا آسان نیست.
#اینفیلمودیدم #کسری_بزرگ #بیگ_شورت #آدام_مک_کی #کریستین_بیل #رایان_گاسلینگ #برد_پیت #بانکداری #بانکها #وام_مسکن #بحران_مالی #بحران_اقتصادی #ورشکستگی #اقتصادباز #سرمایه_داری #نئولیبرالیسم #کاپیتالیسم
#thebigshort #adammckay #screenwriting #adaptedscreenplay #oscarwinner #michaellewis #stevecarell #bradpitt #christianbale #freemarketeconomy #markrutte #2008crisis #capitalism

Enjoyed their badness
یادی هم کنیم از فیلمهای طنز و همه پسند سال گذشته: مامانهای بد، که در واقع سه مامان خوب هستند و بار وظایف سنگین زندگی را بدوش میکشند اما تحملشان تمام میشود و در برابر شوهران پرتوقع خود عصیان میکنند و با مشکلات آن هم روبرو میشوند. البته با زنانی در محیط خود نیز در تقابل قرار میگیرند. شخصیت اصلی داستان را میلا کونیس روس تبار بازی میکند.
توضیح اینکه: اندکی دریدگی زبانی دارد که به خوبی در زیرنویس ترجمه شده. به هر حال فیلمی بامزه و سرگرم کننده است که شاید تماشایش با رفقا لذتبخش تر باشد.

#اینفیلمودیدم #مادران_بد #فیلم_کمدی #جان_لوکاس #فیلم_طنز #مادران #فمینیسم #بازیگران #میلا_کونیس #کریستین_بلت #دیالوگ #زیرنویس #ترجمه #بامزه #روززن #زنان #مادرها
#badmoms #jonlucas #screenwriter #comedymovie #milakunis #kristenbell
#womenpower #funnydialogues #funnymovie #exhaustedmoms #rebellionwomen #responsibilities #inappropriatelanguage

Manchester by the sea (Kenneth Lonergan, 2016) 👌
اگر در لاک خود خزیده اید،
اگر زودخشم و بدخُلقید،
اگر افسرده یا سوگوارید،
اگر از روانزخمی ژرف در رنجید،
اگر از سر قصوری دهشتناک خود را می آزارید،
اگر قادر به بخشیدن خود نیستید،
اگر عشق را از یاد برده اید،
اگر از وظایف پدرانه در هراسید،
اگر از گذشته در گریزید،
این فیلم را ببینید!
اگر هیچیک از اینها هم نیستید
و شاد و شنگولید،
باز هم این فیلم را ببینید!

سینماست... زندگیست... درد است و درمان.
.
پانوشت: اگر بیست دقیقه ی اولش را نپسندید این سبک فیلم به درد شما نمیخورد. باقی را هم نبینید که وقتتان تلف نشود. این فیلم گذری دشوار از برزخی روحی روانی را مجسم میکند و چندان سهل و سرگرم کننده نیست.
#اینفیلمودیدم #منچستر_کنار_دریا #اسکار2017 #بهترین_فیلمنامه #کارگردان #کنت_لانرگن #بهترین_بازیگر_مرد #کیسی_افلک #برنده_اسکار #منچستر_بای_د_سی #فیلمنامه #سینما #کاندیداسکار #روانزخم #خودآزاری #اسکاری #سناریست #فیلم_خوب
#manchesterbythesea #kennethlonergan #screenwriting #caseyaffleck #michellewilliams #oscars2017 #bestscreenplay #originalscreenplay #traumastory #artofacting #forgivingyourself #dramathrapy

A man called Ove ★★★☆ عالی و بسیار احساس برانگيز بود: مردی به نام اووه، نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی از سوئد، ملودرامی امروزی آمیخته به طنز درباره ی مردی بازنشسته و تنها که امیدی به زندگی ندارد. اما در ورای ظاهر خشک و نجوش او خاطرات عاطفی دردناکی نهفته که در طول فیلم از آنها سر در می آوریم، از جمله به لطف زنی ایرانی تبار که با خانواده اش همسایه ی اووه میشود و بر معاشرت با او اصرار دارد.
تماشای آن را بیش از رقبایش تونی اردمان و فروشنده توصیه میکنم. البته قراردادی تر از تونی اردمان است اما منقلب کننده تر هم هست. قصه ی فیلم اقتباسی از رمانی همنام نوشته ی فردریک بکمن است که به فارسی ترجمه و منتشر شده. در صورت جستجو نام شخصیت اصلی را اوه تایپ کنید.
#اینفیلمودیدم #مردی_بنام_اووه #هانس_هولم #رولف_لاسگارد #بهارپارس #اقتباس #سینما #مردی_به_نام_اوه #فردریک_بکمن #طنزتلخ #نامزد_اسکار #بهترین_فیلم_خارجی #فیلمنامه #کاندیداسکار #ملودرام #سوئدی #مردتنها #انزوا #اسکار2017
#amancalledove #hannesholm #greatacting #Swedishcinema #EnmansomheterOve #RolfLassgård #BaharPars #idaEngvoll #swedishmovie #oscarnominated #oscars2017

Some like B movies
خیلی ها فیلمهای درجه دو را بیشتر دوست دارند تا فیلمهای هنری و روشنفکرانه را. امشب بجای رفتن سراغ آرشیو، سرگرم تماشای این فیلم از دوران شکوفایی جنيفر لوپز شدم که شبکه ای خارجی موقع شام پخش میکرد. اسمش را میشود بسه یا کافیست ترجمه کرد.

داستان زنی که متوجه خیانت شوهرش میشود و از او کتک میخورد. تقلا میکند که با دختربچه اش جایی در امان باشد اما در نهایت به این نتیجه میرسد که خودش باید قوی شود و تهدید (شوهر خشن) را دفع کند.
چه داستانی سرراست تر و ملموس تر و مقبول تر از این؟ برای بیشتر تماشاگران چه اهمیتی دارد که منتقد بزرگ، راجر ابرتز، از چهار ستاره فقط یک و نیم ستاره به این فیلم داده؟
هر زنی که یک بار از شوهرش کتک خورده باشد این فیلم را دوست خواهد داشت و هر مردی که از جنیفر لوپز خوشش می آید حتمن در این ماجرای دلهره آمیز با او همدلی خواهد کرد. چون او با یک مرد بد درافتاده است.
خلاصه در ژانر و کلاس خودش فیلم خوب و سرگرم کننده ای بود. هرچند ممکن است رمان موفقی که فیلم از آن اقتباس شده (سیاه و کبود) جذابتر یا عمیقتر باشد. جملات پوستر هم عالیست در کنجکاو کردن مخاطب:
تحمل هرکسی حدی دارد.
دفاع از خود قتل نیست.

#اینفیلمودیدم #جنیفر #کافیه #بسه_دیگه #کافیست #سینمای_دلهره #جنیفر_لوپز #جیلو #مایکل_اپتک #هالیوودی #زنان #آزارخانگی #بازیگرخواننده #سینمای_آمریکا #سرگرمی #زن_قوی #فیلمسازی #سینمای_بدنه
#enoughmovie #jenniferlopez #michaelApted #Bmovie #mbcmax #thrillermovie #blackandblue #powerwoman #beattheguy #revangemovie #posterline #selfdefence

Emma Stone
اما استون که برای عالم هپروت اسکار گرفت، واقعن جز چهره و بازی متوسط و چشمان درشت، چی دارد؟ سه تا از آخرین فیلمهایش را تازگی دیدم. به نسبت خوب و دلچسب بود اما درخشان نبود. اصلن به ما چه. . .
تصویر بالا صحنه ای از فیلم جادو در مهتاب ساخته ی وودی آلن است که به شارلاتانیزم ماورای طبیعه می پردازد، یعنی موضوعش رمالی و غیبگویی و احضار ارواح و دغلبازی و اینهاست. حال و هوای رمانتیک هم دارد. یک شعبده باز بی اعتقاد به عوالم ماورایی (کالین فیرث) مامور میشود دست دختری غیبگو (اما استون) را رو کند، اما... باقی را خودتان ببینید که لو نرود داستان. #داریوش_خنجی مدیریت فیلمبرداری این فیلم و فیلم بعدی وودی آلن #مرد_بی_منطق را بر عهده داشته است. .
A scene from Magic in the moonlight (Woody Allen, 2014)

#اینفیلمودیدم #وودی_آلن #جادو_در_مهتاب #اما_استون #نامزداسکار #بهترین_بازیگر_زن #اسکار2017 #کالین_فیرث #بازیگرزن #کمدی_رمانتیک #رمالی #غیبگویی #ماورایی #فیلم_طنز #بازیگری #هنرپیشه
#magicinthemoonlight #emmastone #oscarnominated #bestactress #woodyallen #dariuskhondji #romanticcomedy #foreteller #metaphysical #bigeyes #emma_stone #flowerhat

★★★☆☆ تونی اردمان از محبوبترین فیلمهای سال و نامزد اسکار، کشدار و کم جان است، با وجود جسارت و بدعتی که در خلق شخصیت دلقکوار پدر دارد: تنهای مجنونی که برای همنشینی با دخترش موی دماغ او و همکارانش میشود و در کنتراست با تکنوکراسی نوین نمودهای ازخودبیگانگی را آشکار میسازد. اما همه ی اینها باعث تقویت هسته ی عاطفی قصه نمیشود. سردی رابطه ی پدر و دختر و نیاز آندو به محبت در طول فیلم بسط می یابد اما نه ابعادش معلوم میشود نه گذشته و آینده اش.
#اینفیلمودیدم #تونی_اردمان #کارگردان #فیلمنامه #مارن_آده #سینمای_آلمان #نامزداسکار #بهترین_فیلم_خارجی #جشنواره_کن #اسکار2017 #آکادمی_آواردز #تونی_اردمن #سینمایی #سینمای_اروپا #پدرودختر #ازخودبیگانگی #دلقک #تکنوکراسی #آلمانی
#toniErdmann #marenade #oscarnominated #deutschekino #petersimonischek #sandrahüller #deutschefilm #cannesofficialselection #foreignfilm #germancinema #germanmovies

Irrational man (Woody Allen, 2015) Existential distraction
وودی آلن در نشست مطبوعاتی فیلم مرد بی منطق در جشنواره کن یادآور شد که فیلم و فیلمسازی از نظر او ابزاری برای انحراف ذهن از اندیشیدن به مسائل نگران کننده ی زندگی واقعیست. ◇ فیلم مرد بی منطق هم با وجود پیرنگ فلسفی اش، در رهاسازی ذهن از دام فلسفیدن موفق است، همانند بیشتر فیلمهای وودی آلن البته، که در عین خودارضایی ذهنی موجب انبساط خاطر میشوند. کنش گالیگولایی مرد بی منطق این فیلم را از جهاتی با فیلم امتیاز نهایی در یک راستا قرار میدهد ولی سبک طنزآمیز آن باعث میشود در آن حد جدی و عمیق نباشد.
فیلمبرداری مرد بی منطق را داریوش خنجی انجام داده که پدرش سینماداری ایرانی بوده است و مادرش فرانسویست. خنجی با کارگردانان بزرگی کار کرده و دو بار نامزد اسکار شده است.
#اینفیلمودیدم #سناریو #کارگردانی #وودی_آلن #فیلم_طنز #فلسفی #کالیگولا #وودی_الن #مرد_بی_منطق #امااستون #خواکین_فونیکس #داریوش_خنجی #آنونس #نومیدی #اگزیستانسیالیسم #بحران_وجودی #فلسفیدن
#irrationalman #woodyallen #mysterydrama #dariuskhondji #joaquinphoenix #emmastone #comedymovie #easyacting #collagegirls #meaningoflife #meaningoflife #movirtrailers #mentalmasturbation #existentialcrisis

La La Land, kind of American Bollywood movie? Score: Start a fire by John Stephens is cool though.
پیش پرده ی فیلم عالم هپروت که در گلدن گلوب درخشید و نامزد اسکار هم هست.
اگر اهل خیالپردازی باشید فیلمی عاليست، اگر نباشید هم دلچسب است. البته قصه دیر راه میفتد ولی بعد رهاتان نمیکند و از ضرباهنگ سینمایی-موسیقایی آن نیز لذت خواهید برد.
با اینکه شزل (نویسنده و کارگردان) سعی کرده از طریق حذف بسیاری جوانب واقعگرايانه به خلوص و عوالم هپروتیش برسد، جزئیات جذاب دیگری در فیلم گنجانده که علاقمندان به موسیقی و بازیگری را جذب میکند بی آنکه تماشاگر عام را از دست بدهد. چون قصه درباره ی آرزوهاست و اینکه آدمهای شکست خورده گاهی تا موفقیت فاصله ی کمی دارند اما وقتی به هدف اصلی زندگیشان میرسند چه بسا به عشق اصلی نرسیده باشند... به عبارت دیگر: در مسیر موفقیت ناچار به از دست دادن و فدا کردن میشوند.
این نکته ی آخر بعلاوه ی چاشنی هجو از دلایل مقبولیت فیلم بین خاص و عام باید باشد. چون مانع میشود حلاوت عالم هپروت دل بیننده را بزند و طعم تلخ اصلی را آخرش به خورد تماشاگر میدهد. البته آنقدرها هم تلخ نیست...
پرسش مهمی که می ماند این است: آیا عالم هپروت نوعی فیلم هندی آمریکایی نیست؟

و من چون شکلات تلخ هفتاد درصد به بالا دوست دارم برای دل خودم به این فیلم از پنج ستاره فقط سه ستاره میدهم:
★★★☆☆ #اینفیلمودیدم #لالالند #عالم_هپروت #کارگردانی #دیمین_شزل #نامزداسکار #اما_استون #رایان_گاسلینگ #آنونس #فیلم_موزیکال #فیلم_کمدی #اسکار2017 #گلدن_گلوب #بهترین_فیلم #اسکاری #هالیوودی #آکادمی_آواردز #موزیک_ویدیو
#lalaland #damienchazelle #emmastone #ryanGosling #musicalmovie #romanticcomedy #movietrailer #academyawards2017 #goldenglobes #moviescore #startafire #johnstephens

Throwback: Actress Mitra Hajjar & director Rafi Pitts premiering The Hunter at Berlinale 2010. #photoRaminFarahani
میترا حجار و رفیع پیتز، بازیگر و کارگردان فیلم شکارچی در شصتمین جشنواره فیلم برلین.
یادم هست که در باند صوتی فیلم سعی شده بود ارتباطی با وقایع سال هشتاد و هشت داشته باشد. البته درست قبل از آن فیلمبرداری شده بود و ایده ی جسورانه ای داشت و سبکی کم و بیش انتزاعی. اما با اینکه در بخش مسابقه جشنواره برلین رقابت می کرد، آنچنان که باید قانع کننده نبود.
زن و بچه ی کارگری مفقود میشوند و معلوم میشود در تیراندازی پلیس کشته شده اند. کارگر که شکارچی هم هست و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، عزم شکار میکند: شکار پلیسها.
#berlinale #mitrahajjar #rafipitts #thehunter #shekarchi #berlinale2010 #1388 #mitrahadjar #iranianactress #iraniancinema #iranianmovies #berlinaleredcarpet
#اینفیلمودیدم #برلیناله #میتراحجار #رفیع_پیتز #کارگردان #شکارچی #سینمای_ایران #فستیوال #جشنواره_فیلم_برلین #جشنواره_برلین #میترا_حجار #بازیگرسینما #بازیگری #تولیدمشترک #فیلم_ایرانی #فرش_قرمز #فیلمسازی

George Segal & Senta Berger in "The Quiller Memorandum" (Michael Anderson, 1966) Screenplay adapted by Harold Pinter from spy novel The Berlin Memorandum
سنتا برگر و جورج سگال در فیلم جاسوسی یادداشت کوئیلر که اول بار در دهه ی شصت از تلویزیون دیدم، به طبع سانسور شده و بدون صحنه های رمانتیک کم شمار و مودبانه اش.
سنتا برگر ستاره ی آلمانی در این فیلم نقشی فرعی دارد و ماکس فون سیدو بازیگر سوئدی هم نقش رهبر یک گروه مخفی نازی را ایفا میکند. جورج سگال و الک گینس جاسوسان انگلیسی هستند که همکارانشان شکار نازیها شده اند و باید تشکیلات آنها را کشف کنتد. فیلمنامه را هارولد پینتر از روی رمان یادداشت برلین اقتباس کرده است. در ژانر خودش فیلم شاخص و خوبیست.
#اینفیلمودیدم #فیلم_کلاسیک #جاسوسی #یادداشت_کوئیلر #کارگردانی #مایکل_اندرسن #رمانتیک #سناریست #فیلم_جاسوسی #فیلمنامه #هارولد_پینتر #برلین #نازیها #فیلم_خوب #جورج_سگال #سنتا_برگر #بازیگری
#thequillermemorandum #spymovie #sentaberger #georgesegal #michaelanderson #schauspielerin #screenwriting #haroldpinter #adaptedmovie #secretagent #germanactress #berlinstories #eurospy

Most Popular Instagram Hashtags