#او

84615 posts

TOP POSTS

#او
سلام عزيزاي دلم .
تا چند روز ديگه كامل اين ويديو رو ميتونيد از كانال تلگرامم دانلود كنيد و يه سري اتفاقات خوبم افتاده كه اونم تا چند روز ديگه بهتون ميگم 😁
دوستون دارم ،❤️❤️❤️ DOP : @kamran_hamedi
@hero.sensei
@ehsanjamshidioriginal
@erfan_yekta00
#pakan
#sade
#trap
#پاكان

-
ستايل مراد #او ستايل اصلي ؟
-
#muratboz #aslienver #mbfc #asmur @muratboz @aslienver

#در_خانه_غم_بودن_از_همت_دون_باشد
#و_اندر_دل_دون_همت_اسرار_تو_چون_باشد
#بر_هر_چه_همی_لرزی_می_دان_که_همان_ارزی
#زین_روی_دل_عاشق_از_عرش_فزون_باشد
#مولانا ❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣
#مسیر_زندگی سراسر #فراز و #نشیب و #پیچ و #خم بسیار است،
اگر نباشه که خوب خوابمان میگیره... مطمئن باشید هر غمی یک شادی به دنبال داره
و هر شادی یک غم
نمیگم به همان نسبت، نه!
بلکه اگر اینطور بود ما #هیچ_وقت_پیشرفت_نمیکردیم .
همیشه برمیگشتیم روی یک خط و رشدی نبود... اما عملکرد ما در این #سراشیبی و #سربالایی ها معلوم میکنه که نهایتِ اون مسیر به کجا خواهیم رسید، #اوج میگیریم یا #فرود ...
میزانِ عشق ما، ما رو رشد داده یا به انحطاط کشانده،
عشق، ما رو به پرواز درآورده یا پر پرواز ما رو بریده،
این ماییم که باید معنای حقیقی عشق رو درک کنیم،
عشقِ کی یا چی یا کجا مهم نیست...! مهم خودِ عشق هست، این ذات عشق هست که به میزان #صداقت، #تهور، #شجاعت و #ایثارِ عاشق #او رو به پرواز در میاره و اوج میرسونه... ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
#بلند_همت_باشیم
#در_غم_نمانیم
#شجاعت_و_شهامت_در_راه_عاشقی_داشته_باشیم
#دل_عاشق_عرش_خداست

#او

۱۳۹۶/تیر/۲۴

او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود
#سعدی

روز دختر مبارک دختر گلم
روزت مبارک همسر عزیزم
که خدا شما ها رو به من داده
الحمدلله علی کل نعم
مرتضی جام آبادی:
#ابرو قجری دختری از خطه ی ایران
#زهراست به نام و شرف بیشه ی شیران
#دارد پدر و مادری از نسل دلیران
#یارب تو نگه دارش و تا حشر نمیران
#او را و حسینی که برادر بود او را
#شعر برادر عزیزم داداش بزرگترم آقا مرتضی جام آبادی
#دختر
#ابرو_قجری
#زهرا_عشرتی

من تفضلون اكثر #او من هي السلطانه الأكثر تألقا من بين#
عائشه. وخديجه تورهان #

درِ مطب دکتر به شدت به صدا درآمد... #دکتر گفت: در را شکستي بيا تو..! در باز شد و دختر کوچولوي نه ساله اي که خيلي پريشان بود ، به طرف دکتر دويد #آقاي دکتر ! مادرم ! مادرم
و در حالي که نفس نفس مي زد ادامه داد :
#التماس مي کنم با من بياييد ! مادرم خيلي مريض است .
#دکتر گفت : بايد مادرت را اينجا بياوري ، من براي ويزيت به خانه کسي نمي روم .
#دختر گفت : ولي دکتر من نمي توانم...
نمی توانم... #اگر شما نياييد او مي ميرد ! و اشک از چشمانش سرازير شد .
#دل دکتر به رحم آمد و تصميم گرفت همراه او برود .

#دختر دکتر را به طرف خانه راهنمايي کرد ، جايي که مادر بيمارش در رختخواب افتاده بود .
#دکتر شروع کرد به معاينه و توانست با آمپول و قرص تب او را پايين بياورد و نجاتش دهد .
#او تمام شب را بر بالين زن ماند ، تا صبح که علايم بهبودي در او ديده شد... #دکتر بسیار متعجب بود از اینکه بعد از آمدنش به آن خانه، اون دختر کوچولو رو دیگر آنجا ندیده بود...
#دم دمای صبح ، زن به سختي چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاري که کرده بود تشکر کرد .
#دکتر به او گفت : بايد از دخترت تشکر کني ... اگر او نبود حتما ميمردي !
او مرا به اینجا آورد!
#مادر با تعجب گفت : ولي دکتر ،
دختر من سه سال است که از دنيا رفته !!! و به عکس بالاي تختش اشاره کرد ... #پاهاي دکتر از ديدن عکس روي ديوار سست شد .
#دکتر درست می دید ، عکس رو دیوار عکس همان دختر بود ! يک فرشته کوچک و زيبا ….. !که جان مادرش را نجات داده بود!!❤
. ===================================
پ . ن : پیشاپیش ولادت حضرت معصومه(ع)
و روز دختر مبارک❤💋💋

-
شعر میخواندم.
آمد.
شعری متولد شد.
#چالش_داستان_شش_کلمه_ای

#او
.
آمدم ، آمدی ، آمد
اینها همه افعالی هستن که برای ما صرف میشوند
چقدر خوش آیند بود آمدی و آمدم
چقدر شیرین فعل بودنت در کنار من
چقدر زیبا فعل آمدنت در کنار من
و
چقدر تلخ که فعل او صرف شد در
میان ما دونفر ؛
او آمد ؛
حال تو رفته ای با او ...
و تویی که تمامت مال من بوده است را با خود برده است
ای کاش فعل آمد هیچ وقت برای ما صرف نمی شد...
.
#حسام_احسان
#دنیز_بوکانی

MOST RECENT

.
#بـــــس تعـــال
#او شـــوف روحـــــي
#اشـــگــــد خــطیــــه
#ظـــــلــت ادور سبــــب
#خـــاطــر تــعــیــــش😔💔

روز دختر مبارک دختر گلم
روزت مبارک همسر عزیزم
که خدا شما ها رو به من داده
الحمدلله علی کل نعم
مرتضی جام آبادی:
#ابرو قجری دختری از خطه ی ایران
#زهراست به نام و شرف بیشه ی شیران
#دارد پدر و مادری از نسل دلیران
#یارب تو نگه دارش و تا حشر نمیران
#او را و حسینی که برادر بود او را
#شعر برادر عزیزم داداش بزرگترم آقا مرتضی جام آبادی
#دختر
#ابرو_قجری
#زهرا_عشرتی

.
.

یه فرق بزرگ بین حقیقت و واقعیت هست. اونم اینه که حقیقت خیلی راحت پشت دروغ پنهان میشه ولی واقعیت رو همیشه میبینی و حس میکنی(:
.
.
.
#براي#نگاه#او
#aksdastan#ig_persia #ig_iran #persia_pictures #pic_persia #harfeaks#iranian_photography #ipixell #insta_iran #axiran #mustseedashtestan #pasandha #akas_khoone #persianlikes#ig_global_people#ig_glower#ir_people#akas_khoone_smile#am_iranaks#akassanbushehr#takenhits#instapersia#insiran1#igerspersia#ir_photographer#_takenhits_

عشق من... تو به پاى من بمان❤️ من پاى دنيايمان ميمانم 😘

تو بخند😍

من دنيا را ميخندانم😊

تو بنشين 💖

من عشق را به دور تو مى گردانم 💞

تو فقط عاشقانه دوستم داشته باش 💏

تا من عاشقانه براى تو بميرم😘

عشق من... ميخواهم داستانى از علاقه ام به تو بنويسم 💌

يكى هست ... همه زندگیمه ...👣 خلاصه اش ميكنم ...💞 قشنگترين بهونه زندگيمى دليل خندهامى ❤️ جان#من#است#او#جانا❤آرامشم

تو اتاق بیمارستان دراز کشیده بودم، بستری در اتاق ۵۲.
یادم افتاد،
تقریبا پنجاه سال میشد رفته بودی،
بیست سالگی، عاشقت شدم، وبیست یک سالگی رفتی که رفتی.
من بعد از بیست ویک سالگی، تا بیست وسه سالگی فقط زنده بودم وخاطره مرور کردم.
بعدش یکم درس خوندم وچون هوش بالایی داشتم پزشک شدم.
تا هفتاد وچن سالگی که الان باشه تنها وتنها بودم. وفقط و فقط به تو فکرکردم. یه زندگی سالمِ سالم داشتم با فکر به تو، فکر به همون یک سال وچن ماه.

دم عید بود که رفتی.

حول وحوش هفتاد سالگی رفتم خودمو ،خونه سالمندان معرفی کردم.
بعد اینهمه سال یکی اومد کنار تختم نشست.
با پرتاب یک نخ از پاکت سیگار،
سیگار سناتوری تعارف کرد.
از همان عطر دار هایش،
که برای رد گم کنی پدر و مادرت، میکشیدی که بجای بوی بد سیگار بوی خوب بدهی.
از آنهایی که در جوانی در انتهای اتوبان حکیم ، وسط بهمن سرد در سرمای پارک جوانمردان، مینشستیم ودود میکردیم.
واصلا هم حلقه دادن با دود سیگار را بلد نبودیم و بلند بلند به این بلد نبودن هم میخندیدم.

و آخ که چقدر شاد بودیم.
یه لحظه گمون کردم تویی،
خیلی خوشحال شدم که خود خودتی،
خیلی.
فقط لحظه ای آمدم ناز کنم برایت،
فقط لحظه ای آمدم ناز کنم که،
پرستار در را باز کرد و گفت:

خانم محترم،گفتم اتاق ۵۱.

تمام

یا اتفاقی افتاده یا اتفاقی نیافتاده.

#او

.
#ژن_خوب ¦ من ¦ تو ¦ او ¦ ابوالفضل ¦
.
.
کمتر از سه سال کارمند #دولت بودم.گَنْدشان که بالا آمد گفتند هَمش نزن! گفتم من صاحب یک #ژن_خوب هستم که موروثی در هَم زدن و بالا آوردن گَنْد بعضی ها متبحرم کرده ! گفتند #ژن_خوب آن ژنیست که چشم را #کور ، زبان را #لال و وجدان را خاموش می کند ! گفتم ندارم! گفتند خوش آمدی! الحمدلله. . .
.
هر پنجشنبه عصر از #آبادان می رفتیم روستای پدری پیش صاحب همه ژن های خوبمان ! شب ها توی حیاط و روی تخت فلزی پیش #پدربزرگ می نشستیم تا برایمان داستان بگوید.از آدم های خوبی که گرفتار آدم های #بد می شدند ، اما نهایتا این #خدا بود که به دادشان می رسید و نجاتشان می داد. خدا هم همیشه بالای سرمان بود،کنار #ستاره هایی که آن شب ها برایمان چشمک می زدند! پس ترس نداشتیم از آدمهای بد چون آخرش ما پیروز می شدیم و خدا هم همیشه همراهمان بود!
.
.
#او را کمتر می دیدیم ، یا اداره بود یا دنبال #کشاورزی و حل و فصل کارهای مردم و دید و بازدید . #ژن_خوب را از پدربزرگ به ما رسانده . اگر من #اخراج شدم برای این بود که دیده بودم بعد از سی و سه سال کار بی وقفه برای #نظام حتی خانه هم ندارد ولی سرش پیش کسی خم نمی شود ! از صدقه سری همین خم نشدن بود که کسی هم زورش به او نرسید وگرنه خیلی خواستند #حاجی را زمین بزنند! .
.
گفتم #ابوالفضل آخرش قبل از اعزام میمیری ! پسر خودت پَر کاه هستی آنوقت به صرافت افتادی ورزش سنگین بکنی؟ گفت می ترسم توی تست ها کم بیاورم و نفرستندم،سه سال منتظر بودم دیگر تحمل ندارم! هر شب می رود توی پارک می دود حتی حالا که با نمره 100 همه تست هایش را پاس کرده و قرار است بزودی اعزام شود! می گوید #ژن_خوب را از مادرم گرفتم که گفت پسرم تلاش کن به آرزویت برسی وگرنه تا عمر داری حسرتش را میخوری ! مادری که آرزوی #شهادت پسرش را دارد! .
.
#هرکی_شهید_نشه_بازندست

Most Popular Instagram Hashtags