#امیلی_دیکنسون

1665 posts

TOP POSTS

امید چونان پرنده ایست 
که در روح آشیان دارد 
و آواز سر می دهد با نغمه ای بی کلام 
و هرگز خاموشی نمی گزیند 
و شیرین ترین آوایی ست که 
در تندباد حوادث به گوش می رسد 
و توفان باید بسی سهمناک باشد 
تا بتواند این مرغک را 
که بسیار قلب ها را گرمی بخشیده 
از نفس بیندازد 
من آنرا در سردترین سرزمین شنیده ام 
و بر روی غریب ترین دریاها 
با این حال؛ هرگز؛ در اوج تنگدستی 
خرده نانی از من نخواسته است!

#امیلی_دیکنسون
#خرداد_پرامید
#قاصدک

.
کسی که بهشت را بر زمین نیافته است
آن را در آسمان نیز نخواهد یافت
خانه‌ی خدا نزدیک ماست
و تنها اثاث آن، عشق است.

#امیلی_دیکنسون

┏━━━🍃🍂━━━┓
⠀ گ
┗━━━🍂🍃━━━┛ کسی که بهشت را بر زمین نیافته است
آن را در آسمان نیز نخواهد یافت
خانه‌ی خدا نزدیک ماست
و تنها اثاث آن، عشق است.
#امیلی_دیکنسون ┏━━━🍃🍂━━━┓
گ

کسی که بهشت را بر زمین نیافته است
آن را در آسمان نیز نخواهد یافت
خانه‌ی خدا نزدیک ماست
و تنها اثاث آن، عشق است.
#امیلی_دیکنسون

It was not Death, for I stood up,
And all the Dead, lie down -
It was not Night, for all the Bells
Put out their Tongues, for Noon.
It was not Frost, for on my Flesh
I felt Siroccos - crawl -
Nor Fire - for just my marble feet
Could keep a Chancel, cool -
And yet, it tasted, like them all,
The Figures I have seen
Set orderly, for Burial
Reminded me, of mine -
As if my life were shaven,
And fitted to a frame,
And could not breathe without a key,
And ’twas like Midnight, some-
When everything that ticked - has stopped -
And space stares - all around -
Or Grisly frosts - first Autumn morns,
Repeal the Beating Ground -

But most, like Chaos - Stopless - cool -
Without a Chance, or spar -
Or even a Report of Land -
To justify - Despair.

#Emily_Dickinson

مرگ نبود، چرا که من ایستاده بودم و مردگان همه می آرامند
شب نبود، چرا که زبان همه ی ناقوس ها وقت نیمروز را جار می‌زدند

یخ نبود، چرا که بر جسمم خزش بادهای زهرآگین را احساس می‌کردم
آتشی نبود، چرا که پای مرمرینم به تنهایی یک مهراب را می‌توانست خنک کند

طعمش اما به این همه می مانست...
کالبد هایی را که دیده ام
به ردیف، آماده تدفین،
مرا به یاد خود انداخت

گویی زندگی ام را تراشیده و در قابی گنجانده بودند
و بدون کلید، نفس نمی‌توانست کشید
یا همچون بعضی نیمه شب ها بود

وقتی که هر صدایی خاموش می‌شود
و فضا به گرداگرد خود چشم می دوزد
یا یخبندانی مهیب، در پگاه های پاییز
وقتی که نبض زمین از تپش باز می‌ماند

اما بیش از هر چیز، به هرج و مرج ازل می مانست
تلاطمی سرد و بی امان، بی هیچ بختی یا زورقی...
یا حتی گزارشی از ساحل
تا نومیدی محض را سببی باشد

شاهکار #امیلی_دیکنسون

در قرن نوزدهم پنجاه و شش سال زیست در دهکده ای از ایالت ماساچوست. غریبانه آمد و روحانی رفت
زندگی اسرارآمیزی داشت تنها و گوشه گیر، دوست و همدم و همزبان نداشت یعنی نخواست داشته باشد. در تمام مدت عمر تعداد اشعارش به تعداد انگشتان دو دست هم نرسید و گل سر سبد آنها همان است که نوشتم. حاضرم قسم بخورم آنچه را گفته تجربه کرده است و خود به چشم خویشتن دیده که جانش می‌رود...
یا ویلیام شکسپیر، این پیامبر زمان، چقدر ظریف توصیف می‌کند
For in that sleep of death what dreams may come,
When we have shuffled off this mortal coil,
Must give us pause.
و در آن خواب مرگ چه خیال ها می گذرد، زمانی که از چنبره ی این میرایی می جهیم، و آنجا زمان باز ایستادن است

ادامه دارد

ما هرگز
نمي دانيم كه مي رويم
آن هنگام كه در حال رفتن هستيم
به شوخي درها را مي بنديم
و سرنوشت كه ما را همراهي مي كند
پشت سر ما به درها قفل مي زند
و ما ديگر
هرگز نمي توانيم به عقب برگرديم .

#امیلی_دیکنسون

چرا دوستت دارم؟
چرا که باد می گذرد
وعلف سراز پا نمی شناسد.
باد از علف نمی پرسد:
_چرا؟

#امیلی_دیکنسون

...
. من هیچ کسم، تو کیستی؟
تو هم، آیا هیچ کسی؟
پس، یک جفتیم
به هیچ کس مگو!
مبادا رسوایمان کنند!

#امیلی_دیکنسون

#mustseeiran

..
کسی که بهشت را بر زمین نیافته است
آن را در آسمان نیز نخواهد یافت
خانه‌ی خدا نزدیک ماست
و تنها اثاث آن، عشق است.

#امیلی_دیکنسون

MOST RECENT

اگر بتوانم دلی را از شکستن باز بدارم،
بیهوده نزیسته ام
اگر بتوانم رنجی را بکاهم،
یا دردی را مرهم نهم،
یا مرغکی رنجور را
به آشیانه باز آورم،
هرگز بیهوده نزیسته ام!

#امیلی_دیکنسون

اگر بتوانم دلی را از شکستن باز بدارم،
بیهوده نزیسته ام
اگر بتوانم رنجی را بکاهم،
یا دردی را مرهم نهم،
یا مرغکی رنجور را
به آشیانه باز آورم،
هرگز بیهوده نزیسته ام!

#امیلی_دیکنسون

اگر بتوانم دلی را از شکستن باز بدارم،
بیهوده نزیسته ام
اگر بتوانم رنجی را بکاهم،
یا دردی را مرهم نهم،
یا مرغکی رنجور را
به آشیانه باز آورم،
هرگز بیهوده نزیسته ام!

#امیلی_دیکنسون

اگر بتوانم دلی را از شکستن باز بدارم،
بیهوده نزیسته ام
اگر بتوانم رنجی را بکاهم،
یا دردی را مرهم نهم،
یا مرغکی رنجور را
به آشیانه باز آورم،
هرگز بیهوده نزیسته ام!

#امیلی_دیکنسون#زندگی#رنج

.
اگر بتوانم دلی را بدست آورم
بیهوده نزیسته ام .
اگر بتوانم رنجی را بکاهم ،
یا دردی را مرهم نهم
یا پرنده ای رنجور را
به آشیانش باز آورم
بیهوده نزیسته ام .

#امیلی_دیکنسون#شاعر#شعر#مجموعه_شعر#راز_گل_سرخ#مترجم
#نسترن_نصرت_زادگان#شاعرانه
#شاعری#متن#ادبی#ادبیات#فلسفی
#شاعر_خارجی#نشر_پلک

...
We never know we go
When we are going
We jest and shut the door
Fate following
Behind us bolts it
And we accost no more...
#Emily_Dickinson * .
*American poet(1830-1886)
.
ما هرگز نمي دانيم كه مي رويم
آن هنگام كه در حال رفتن هستيم
شوخي مى كنيم و درها را مي بنديم
و سرنوشت كه در پى ماست
پشت سرِ ما، به درها قفل می زند
و ما ديگر
هرگز نمی توانيم به عقب برگرديم
#امیلی_دیکنسون (شاعره ى آمريكايى ١٨٣٠-١٨٨٦)

‌ 🌍🌍🌍 کسی که «بهشت» را بر زمین نیافته است ،

آن را در آسمان نیز نخواهد یافت ...! ⛅⛅⛅ #امیلی_دیکنسون
#انسانیت
#ثروت
#موفقیت
#زندگی
#خدا
#انسان_ناب

عشق را کامل آموختیم،
از الفبایش تا کلمات،
بند به بند تا پایان کتاب شگفت،
و آنگاه مکاشفه پایان گرفت.
.
...We learned the whole of Love-
The alphabet -the words-
A chapter -then the mighty book-
Then -Revelation closed
_____
#امیلی_دیکنسون
#شعر_انگلیسی
#Emily_dickinson
#selected_poems

#tage_for_friends
#poet #poetry#writer #poems #write#lovepoem#read#poetrygram #lovepoem #love

Most Popular Instagram Hashtags