[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#اميرسآم

29 posts

TOP POSTS

دست ندآد... #اميرسآم

سیآرھ اے خآموش و متروک م؛

در من حضورے گنگ مشہود است... این سنگِ سردِ کنجِ منظومہ

قبلا زمینِ زندگی بودھ است... #شعر#زمين#زندگی#خاموش#سنگ#سرد#متروك#سياره#گنگ#آرآم#اميرسآم

تکہ ھآیم دآرد از ھم جدآ میشود...
فکر کنم خرآب شدھ ام و بآید بروم برآے تعمیر
نمیدآنم گآرآنتی خلقت شآمل این خرآبی ھآ ھم میشود یآ نہ؟
اما این گآرآنتی ھم بآید بآید مثل بقیہ ے گآرآنتی ھآ بآشد:
" خودت خرآبش کردے ؛دیگر بہ مآ مربوط نمیشود..."
احتمآلاً خودم خودم رآ خرآب کردھ ام
انقدر بیش از حد ھمہ چیز رآ بہ خآطر سپردھ ام؛
و بینھآیت رآ بہ خآطر آوردھ ام
و از یآدآورے اش درد کشیدھ ام
کہ اشک م در آمدھ؛
کہ نآلہ ام بلند شدھ ؛
و تکہ تکہ شدھ ام... #خلقت#گارانتى#خاطره#درد#تلخ#ناله#خراب#اميرسآم

بی خیآل اون ھمہ خیآل
کہ بہ دست تو ھدر شدن
بی خیآل این ھمہ سکوت
بی خیآل غصہ ھآے من ...
بی خیآل بغض و گریہ ھآم
بی خیآل این ھمہ عذآب...
کآر من کہ شب نخوآبیہ
بی خیآل من بگیر بخوآب ... #مرگ#آرامش#درد#بيخيال#سكوت#بغض#عذاب#بخًواب#آرام#اميرسآم

MOST RECENT

دست ندآد... #اميرسآم

شب بدے بود؛
امتحآن عشق؛
آن شب بآید تمآم میشد
خیآل منم منم ھآ
و کآبوس امآ و اگرھآ...
یک پآے ادعآ بودم
یآ ثآبت میشدم یآ سآکت
یآ من می مآندم یآ غریبہ
ادعآے بچہ گآنہ اے کہ غرور و عشق رآ بر دورآھی انتخآب وادآر کردھ بود... +سلآم
-سلآم ...
...
دستآن م میلرزید و دلم آشوب ،
فقط خدآ خدآ میکردم دیگر جوآب ے نگیرم...
آخر قرآر مآ این نبود!

امآ؛
نوشت ... و نوشتم...
سآعت ـہآ برآے م گفت؛
از تنہآیی اش؛
از صدآقت ش؛
و نآلید از عشق ھآے این زمآنہ ؛

دلم تآب نیآورد
بآ شمآرھ خودم پیغآم دآدم؛
زنگ زدم ؛
جوآب ے ندآشت...
برآے غریبہ امآ دآشت جآن میدآد.
عجیب بود کہ دیگر خبرے از شلوغی دورو برش نبود؛
عجیب تر اینکہ حتی دست ش ھم بند نبود؛
عجیب بود ؛ ھمہ چیز عجیب بود...
بعد از آن ھمہ عآشقی ؛
مرآ بآ غریبہ اے عوض کرد کہ آن لحظہ خودم بودم...
آدمہآ اینطورین دیگر...
گآھی غریبہ ھآ رآ ب عشق شآن ترجیح میدھند...
نمیدانم شاید حتی آن لحظہ ھم میدانست شاید عمداً آنطور ... نہ نمیدانم ، خدآ لعنت کند ھمہ ے شایدھآ رآ...
اصلا بعد آن دیگر چہ فرق میکند کہ آن غریبہ کیست؟
حریم شکست دل شکست غرور شکست اعتمآدشکست
حآلا تویی و درد این شکستن ھآ
درد شنیدن عآشقآنہ ھآیی کہ دیگر بآورشآن ندآرے؛
دیدن اشکہآیی کہ برآے تو نیست؛
خندھ ھآیی کہ از تو نیست؛
عشق ے کہ برآے تو نبودھ و نیست؛
دم نمیزنی... کہ شآید روزے ..
و امآن از این شآید ھآے بی تمآم کہ تمآمت میکنند؛
پیرت رآ در میآورند ؛
و آخر سر ھم خستہ رھآیت میکنند و میروند... #قصه_عشق#دوراهي#تقدير#ادعا#بازي#حريم#دل#غرور#مرد#عاشقي#غريبه#تنهايي#اشك#عاشقانه#باور#پير#تمام#رها#مردن#نفس#اميرسآم#هيچ

صبح کہ برپآ دآدند؛
پـوتین ھآیم رآ برق اندآختم؛
بآ تمآم قدرت م رژھ رفتم...
پآ کوبـیدم؛
پآ کوبـیدم؛
پآ کوبـیدم؛
و دیگر دوستت ندآشتم...
و دیگر دوستت ندآشتم...
و دیگر دوستت ندآشتم...
می گویند سربآزے پسرـھآ رآ مرد میکند...
شآید... #سرباز#ارتش#نظام#جبر#مرد#پسر#پوتين#رژه#دوست_داشتن#نداشتن#رفتن#فراموشى#نفس#آرآم#اميرسآم

رسوندمش دم خونہ؛صدآش زدم؛
بآ ھمون قیآفہ شیطون و مہربون گفت:
جووووووون
گفتم : بوس بدھ
لبش آروم گذاشت رو لبم و بعد چند ثآنیہ تندے تمومش کرد...
بعد مثل ھمیشہ سرش آورد پآیین و گفت :
بوسم کن تآ بـرم کہ الآن صدآے بآبآم در میآد
سرش رو بوسیدم و پیآدھ شد؛
نمیخوآستم از در خونشون برم
مآشین خآموش کردم
سیگآر روشن کردم
وآآےے یآدم رفت کآدوش بدم
بہش زنگ میزنم بیآد پآیین
میخندھ...
نمیدونم بہ چہ بہآنہ اے میخوآد بیآد ؛میـ ـآد...
میدونم از بوے سیگآر بدش میآد
سیگآر تآزھ روشن شدھ ام رو پرت میکنم
شآل سرش نیست؛ غُر میزنم ؛
مگہ نگفتم اینجورے نبآید بیآے بیرون؟
میخندھ و میگہ : حـسـ ـ ـود ...
کآدوشو میگیرھ و بآز تندے بوسم میکنہ و بہ ھمون تندے میرھ؛نمیخوآم از اینجآ برم ؛
سیگآر سوم روشن میکنم؛بوے عطرش تو مآشینِ
بخدآ بوے عطرش میآد...
دآد میزنم :بخدآ بوے عطرش میآد...
صدآے زن سفید پوش میآد:آروم بآش پسر جون
برآت آرآم بخش زدھ بودم ؛ کآبوس دیدے؟؟
من چرآ اینجآم؟
سرعتت زیآد بودھ ؛ مآشینت چپ کردھ
خوبی الآن؟ درد ندآرے؟
دردُ نمیدونم ، امآ اونـو ندآرم...
الآن یک سآلہ تو اون کوچہ سیگآر میکشم
ھنوز بوے عطرش توے مآشین میآد... اميرسآم

#خاطره#دود#خيال#سيگار#عطر#درد#تلخ#جدايى#تنهايى#رفتن#ماندن#هستى#اميرسآم

تکہ ھآیم دآرد از ھم جدآ میشود...
فکر کنم خرآب شدھ ام و بآید بروم برآے تعمیر
نمیدآنم گآرآنتی خلقت شآمل این خرآبی ھآ ھم میشود یآ نہ؟
اما این گآرآنتی ھم بآید بآید مثل بقیہ ے گآرآنتی ھآ بآشد:
" خودت خرآبش کردے ؛دیگر بہ مآ مربوط نمیشود..."
احتمآلاً خودم خودم رآ خرآب کردھ ام
انقدر بیش از حد ھمہ چیز رآ بہ خآطر سپردھ ام؛
و بینھآیت رآ بہ خآطر آوردھ ام
و از یآدآورے اش درد کشیدھ ام
کہ اشک م در آمدھ؛
کہ نآلہ ام بلند شدھ ؛
و تکہ تکہ شدھ ام... #خلقت#گارانتى#خاطره#درد#تلخ#ناله#خراب#اميرسآم

تو سآعتِ جفت منی ... در سآعت ۰۰:۰۰ عآشقی و دلتنگی... #جفت#ساعت_صفر_عاشقی#زندگي#آرام#اميرسآم

من خرآب م بنشین
زحمتِ آوآر نکش... نفس ت بآز گرفت ؛

این ھمہ سیگآر نکش... #سیگار#نفس#آوار#عليرضا_آذر#آرام#اميرسآم

بہ فکر من نبآش اے عشق؛

من این دورانُ رد کردم... من این زخمآے کآرے رو؛

یہ فیلم مستند کردم... زخم#مستند#فیلم#عشق#دوران#تلخ#عليرضا_آذر#تنهایی #آرام#اميرسآم

تو کہ رفتی پیِ تآب و طپش رود ؛ بـرو

بہ قدم ـھآے اسیرِ لجن م فکـر نکن
من بہ دستآن خودم گورِ خودم رآ کندم

تو بہ پذیرآیی و دفن و کفن م ؛ فکر نکن
من محآل م تو بہ ممکن شدن م فکر نکن
و بہ آلودگی پیرھن م ؛ فکـر نکن
تو كہ از منزل منقل تبـر آوردے
ھی بہ آیآ بزنم یآ نزنم فکر نکن
بختِ نآمرد بـزن ، بد بہ دل ت رآھ ندھ

بہ نشآنی کہ نمآند از بدن م فکر نکن
#تبر#عليرضا_آذر#گور#كفن#بخت#نامرد#شعر#عشق#مرگ#رد_انگشت#اميرسآم

Most Popular Instagram Hashtags