#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه

213 posts

TOP POSTS

مادرها بچه هایشان را که میسپارند به امام رئوف
خالصانه و عاشقانه که میسپارند به امام رئوف
عاقبتشان بخیر میشود
عاقبتشان شهادت میشود.....
میلاد امام رئوف مبارک
.
.
پ.ن: یاد اون شهیدا بخیر که عازم مشهد شدند. لحظه شهادت همه مسافر مشهد شدند... #سیدنا_الرئوف
# حاجیه_سعدی_بدرالدین
#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه

گفتم کجا..؟... گفتا دمشق
گفتم چرا...؟....گفتا که عشق
گفتم وَ کِی ..؟.... گفتا که حال
گفتم بمان..... گفتا محال
گفتم مرو........ گفتا که لا، برپاست آنجا کربلا
باید ولی یاری کنم، زینب س علمداری کنم 😢
گفتم چه داری با حسین ع؟
گفتا وفای عهد و دین
گفتم خطر دارد بسی ....
گفتا چرا دلواپسی ؟
گفتم که جان باید دهی ....گفتا که دارم آگهی 😢
گفتم تو را در سینه چیست ؟
گفتا که شور عاشقیست
گفتم که این شور از کجاست ؟
گفتا ز عشق کربلاست .....🌷
گفتم چه داری آرزو ؟
گفتا به خون گیرم وضو 😢
گفتم کجا خوانی نماز ؟
گفتا که با مهدی عج حجاز ....
.
.
#دلم_یجوریه_ولی_پر_از_صبوریه....
#چقد_شهید_دارن_میارن_از_تو_سوریه...
#جهاد_مغنیه
#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه
#شهید_رسول_خلیلی

بسم رب الشهید
.
.
یکی از افراد خانواده شهید جونی نقل میکند: آن روز را خوب به خاطر دارم، روز شهادت جهاد مغنیه، مدام جلوی تلوزیون بودیم و لحظه به لحظه شبکه مقاومت را دنبال میکردیم، عملیاتی در قنیطره که در خلال آن تعدادی از نیروها به شهادت رسیده بودند که در میان آنها جهاد هم بود. چهره محمد از ذهنم بیرون نمیرود ، هیچ واکنش و حرکتی انجام نمیداد که نشان دهد از دوستان جهاد بوده، بلکه فکر میکردی از اقوام بسیار نزدیکش باشد. در حین اینکه ما اخبار را دنبال میکردیم تا خبری از تعداد شهدا و اسامیشان را به دست آوریم، محمد در خودش فرو رفته بود و هیچ حرفی نمیزد، حتی یک کلمه، در خودش بود و درد از دست دادن دوستی عزیز در قلبش بود، و اخلاص و تواضع شدیدش نمیگذاشت که جلوی ما غم و اندوهش را بیرون بریزد.... ما نزدیک ترین افراد به محمد بودیم اما تا روزی که از زبان دیگران و رسانه ها نشنیدیم و عکسهایی که با هم گرفته بودند، خبر نداشتیم که جهاد و محمد رفیق و هم نشین شب زنده داری های هم بودند. #الشهید_جهاد_عماد_مغنیه #الشهید_محمد_حسین_جونی
کپی شده از@66mp

بسم الله الرحمن الرحیم
سید حسن نصرالله:
لبیک یا حسین یعنی مادری فرزندش را به میدان جنگ بفرستد و انگاه که فرزندش شهید شد به او بگوید پسرم از تو راضی هستم خداوند چهره ات را نورانی کند همان طور که مرا نزد حضرت زهرا روسفید کردی

الله یحفظ الحاجه سعده بدرالدین و یرحم عمادها و جهادها...
#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه
#سعده_بدرالدین

.
.↘
📌وقتی دلش گرفت....
.
جشن تولد یکی از دوستانمان بودتصمیم گرفتیم باجهاد با هم برویم وبرایش کادو بخریم. من به جهادیکی از بهترین پاساژها را برای خرید معرفی کردم که به انجا برویم اماجهاد مخالفت کرد و از من خواست که به یکی از مغازه ها برای خرید کردن برویم.وقتی رسیدیم دیدم کمی چهره اش درهم رفت و سرش پایین بود. ازاو سوال کردم اتفاقی افتاده؟گفت دلم میگیرد وقتی جوانان را اینگونه میبینم. دیدم نگاهش به آن سمت خیابان رفت چند دخترو پسر مشغول شوخی باهم وحرکات سبکانه ای بودند.به داخل مغازه رفت وسریع چیزی برای هدیه انتخاب کرد وبرگشتیم داخل ماشین. سرش پایین بود و زیاد حرف نمیزد مگر اینکه من بااو صحبت میکردم واو پاساخ دهد.شب هنگامی که میخواستیم به مهمانی برویم ناگهان اورا جلوی در خانه ام دیدم وپرسیدم اینجا چیکارمیکنی ؟من فکر میکردم رفتی!؟گفت من نمی آیم. ولی از طرف من هدیه را به او بده وتبریک بگو. از اوعلت اینکار راسوال کردم. گفت شنیدم جایی که تولد را گرفته اند مکان مناسبی برای شرکت ما نیست.
📌ما ابروی حزب الله و جوانان این
راهیم آنوقت خودمان نامش را خراب کنیم؟!
.
.
📌منبع : روایت همرزم شهید به
گزارشjahadmoghniyeh.ir
.
#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه
#مثل_شهدا_زندگی_کنیم 🔝
.
.
.
.
🍃🌸
.
.

MOST RECENT

| بسم رب الشهید |
.
شھــ🌹ـــید شدن اتفاقی نیست...
.
اینطور نیست ڪه بگویی:
گلوله ایی خورد و مُرد...
.
.
شھــــ🌹ـــید رضایت نامه دارد...
.
رضایت نامه اش را اول حسین(ع) و علمدارش امضا مےڪنند...
.
بعد مھُر #حضرت_زهرا(س)مےخورد...
.
#شھید
قبل از همه چیز #دنیایش را به قربانگاه برده...
.
زیر نگاه مستقیم خدا زندگی ڪرده...❤
.
#شھادت_اتفاقی_نیست...
سعادتیست ڪه نصیب هر ڪسی نمےشود...
.
باید شهیدانه زندگی کنی
تا شهیدانه بمیری .
.
.
.
.
برچسب ها:
#شهید#سپاه#تروریست#تهران#شهدای_مدافع_حرم #شهید_مدافع_حرم#سپاه_پاسداران #سپاه_قدس #مدافع_حرم #مدافعان_حرم #شهادت #کلنا_عباسک_یا_زینب #حاج_قاسم_سلیمانی #حلب #سوریه#شهید_حسین_معز_غلامی #الشهید_جهاد_عماد_مغنیه #اسرائیل#down_with_israel #down_with_usa #down_with_saudie_arabie#دل_نوشته #شهید_محمد_احمد_مشلب #الشهید_احمد_محمد_مشلب #غریب_طوس#فان_حزب_الله_هم_الغالبون

ام عماد در مورد زندگی مشترک حاج رضوان و همسرش میگوید:
زندگی مشترک شهید مغنیه و همسرش در یکی از اتاق های خانه پدری حاج عماد آغاز شد. اما چندی بعد حاج عماد برای شرکت در جهاد علیه بعثی هایی که به ایران حمله کرده بوند عازم جبهه های ایران شد و همسرش هم با او همراه شد.
شهید مغنیه و همسرش مدتی در ایران زندگی کردند. البته حاج عماد در جبهه ها بود و همسرش در تهران تا اینکه به دنبال تشدید حملات اسراییل به لبنان برای دفاع از وطن و نوامیس خود به کشور خود بازگشتند.
همسرش بزرگ ترین پشتیبان او بود. در طول تمام سال ها بیش تر وقت عماد صرف فعالیت های جهادی اش می شد. گاهی مشغول سخنرانی و مباحثه در دانشگاه ها بود، گاهی در میدان مبارزه، گاهی درگیر آموزش نیروها، مدتی راهی ایران شد و آنجا مبارزه و زندگی کرد، سال ها در یک مکان امنیتی زندگی کرد، گاه در بعلبک و صور و جبهه های جنوب بود، گاه در بیروت و مرکز فرماندهی، فعالیت جهادی، فرهنگی داشت و در همه و همه این شرایط و موقعیت ها پشتیبان اصلی او همسرش بود. همسرش نه اینکه تنها با او همراهی کند بلکه از او حمایت و پشتیبانی می کرد. از مسائل و اهمیت آن ها خبر داشت و عماد را در کارها و فعالیت هایش حمایت و تشویق می کرد. فقط خدا می داند که سعده در تمام آن سال ها چطور زندگی کرد و چطور این بچه ها را بزرگ کرد. به همین دلیل حاج عماد، احترام زیادی برای همسرش قائل بود و او را دوست می داشت و به او محبت زیادی داشت. من همیشه گفته ام، عماد در طول زندگی اش همواره در حال جهاد بود، در حال دویدن بود. ما این را از بیرون به خوبی می دیدیم اما همسرش در همان میدان بود و همراه او در تمام آن سال ها دوید.. #حاجیه_سعدی_بدرالدین
#الشهید_القائد_عماد_مغنیه
#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه

| بسم رب الشهید |
.
🌹از نوشته های شهید "احمد مشلب"...🌹
.
.
به زمانی رسیدیم ک الله و اکبر است!
فیسبوک خیلی از مردم رو خراب(منحرف)کرد!
.
و بیشتر دخترها رو !
.
نگوید ک چطور منحرف کرد و اونی ک محترمه خودش محترمه.!
.
اونی ک عکسش رو پست نمیکرد یواش یواش عکسهاش رو از نیم رخ تا اینکه عکس کامل رو در فضای مجازی میگذاشت!
.
اونی ک ارایش نمیکرد،ارایش کرد و بوسه گذاشت!
.
و اونی ک ویدیوی خودش در حالی ک باحجابه ولی میرقصه میفرسته !
.
و اینی ک اصلا فکر میکنه عصبانی شده و کفر خدادمیگه!

و چیزای زیادی هست ک دوست دارم روشنشون کنم!
.
صددرصد نه همه بعضیاشون اینجورین!
.
فیسبوک خیلی چیزها رو هتک کرد!
.
حتی پسرها رو!
.
اینی ک میخاد با این و این این(دخترها)حرف بزنه بخاطر اینکه خیلی خوشگلی!
.
یا با احساسات دختر بازی میکنه تا ب یه هدف معینی برسه
.
یا من مردم پای حرفامم!
.
همچنبن-بعضیاشون-ن همه!
.
مشکل-اینه -فیسبوک-خیلی از-مردم رو منحرف-کرد
.
دخترا دیگه ب پسرها اعتماد نمیکنن
و پسرا بدخترا اعتماد ندارن!
.
خب چرا بهم اعتماد نمیکنید!
.
از بس ک چیزایی رو روی فیس بوک میبینن ک موی سر رو سفید میکنه!
اگر فیسبوک رو ترک کنید حتما دیگه کمبود اعتماد بین دختر و پسر رفع میشه
.
و در اخر همه دختر و 11/12سالشه و فیس بوک داره!
.
و اونی ک خوشش نیاد کومنت نکنه .
من گفتم بعضیا ن همه!
.
والسلام!
#شهید_احمد_مشلب
.
.
.
.
.
.

برچسب ها:
#شهید#شهید_مصطفی_صدرزاده#شهید_عباس_دانشگر#شهید_محمودرضا_بیضایی#سپاه#تروریست#تهران#خادم_الشهدا#شهدای_مدافع_حرم #شهید_مدافع_حرم#سپاه_پاسداران #سپاه_قدس #صابرین #مدافع_حرم #مدافعان_حرم #شهادت #کلنا_عباسک_یا_زینب #حاج_قاسم_سلیمانی #حلب #سوریه#شهید_حسین_معز_غلامی #خان_طومان#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه #اسرائیل#down_with_israel #down_with_usa #down_with_saudie_arabie#دل_نوشته #شهید_محمد_احمد_مشلب

مادرها بچه هایشان را که میسپارند به امام رئوف
خالصانه و عاشقانه که میسپارند به امام رئوف
عاقبتشان بخیر میشود
عاقبتشان شهادت میشود.....
میلاد امام رئوف مبارک
.
.
پ.ن: یاد اون شهیدا بخیر که عازم مشهد شدند. لحظه شهادت همه مسافر مشهد شدند... #سیدنا_الرئوف
# حاجیه_سعدی_بدرالدین
#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه

سید حسن نصرالله:
لبیک یا حسین یعنی مادری فرزندش را به میدان جنگ بفرستد و انگاه که فرزندش شهید شد به او بگوید پسرم از تو راضی هستم خداوند چهره ات را نورانی کند همان طور که مرا نزد حضرت زهرا روسفید کردی

#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه
#حاجیه_سعدی_بدرالدین
#ام_الشهدا

.
.
سرگشته‌ی محضیم ؛
و در این وادیِ‌حیرت
عاقل‌‌تر از آنیم
که دیوانه نباشیـم...
.
گیرم فلان دولت فاسد وابسته ی تو خالی پوک باپول و دلار نفتی در فلان بیانیه حزب‌الله را محکوم کند ؛به درک، چه اهمیتی دارد، حزب الله وجوانان آن مثل خورشیدمی درخشند و مایه افتخار دنیای اسلام هستند.. مقام معظم رهبری (ارواحنافداه) ⚫1/2/1395 📆📅
.
.

#شهید_مدافع_حرم_احمد_محمد_مشلب
#شهداؤنا_عظماؤنا
#شهداؤنا_سر_صمودنا#یوم_الشهید #لبنان #ایران #حزب_الله
#جهاد#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه#جهاد_مغنیه#مصطفی_بدرالدین #ذوالفقار #حاج_رضوان#عماد_مغنیه
#لبیک_یا_نصرالله_اشرف_الناس

با خانم سعدی بدرالدین کمی در مورد جهاد، حاج رضوان و سید ذوالفقار صحبت کردیم. میگفت:
«بعد از شهادت حاج عماد و ازدواج دو فرزند دیگرم -مصطفی و فاطمه- من با جهاد زندگی می‌کردم. یک شب قبل از ماموریت سوریه، نیمه های شب دیدم با صدای بلند گریه می‌کند. به سرعت به اتاقش رفتم و متوجه شدم در حال نماز است. شب جمعه بود و قرار بود فردای آن روز به «قنیطره» سوریه برود. فردای آن روز ازش سوال کردم که چرا گریه می کردی؟ خجالت کشید و گفت: هیچی.
شنبه از سوریه تلفن کرد. پرسیدم کِی برمیگردی؟ جواب داد یا یکشنبه شب و یا دوشنبه. من دوباره پرسیدم که تو آن شب به چه کسی متوسل شده بودی؟ اول حرفی نزد. بعد گفت: من در نمازم خطاب به امام زمان حجت بن الحسن(عج) صحبت میکردم. پرسیدم چه می گفتی؟ سکوت کرد. قسمش دادم که بگو. گفت: به ایشان می گفتم که من بنده گناهکاری هستم و...» مادر جهاد بقیه حرفها را نگفت و فقط این را گفت که «تا وقتی جهاد در این دنیا بود، دل من قرص و آرام بود.»
.
همسر «حاج رضوان» وقتی از شوهرش حرف می زد، صدایش لرزش بیشتری داشت:
«حاج عماد برای من شوهر نبود، پسرم بود. اینقدر که من او را دوست داشتم. دنیا در نظرش هیچ بود و می گفت من فقط باید برای شیعیان کار کنم.» حاجیه خانوم باز هم حرفش را نیمه تمام گذاشت؛ وقتی داشت خاطره یکی از ماموریت های حاج رضوان را تعریف می‌کرد. حرفش را عوض کرد و گفت حاج عماد هیچوقت یک خواب راحت نداشت. همیشه از جنوب لبنان به سوریه، از سوریه به جنوب و از جنوب به بیروت می‌آمد و خواب حاج عماد در ماشین و در این مسیرها بود.» .
او و برادرش مصطفی دو فرزند آخر خانواده بودند:«ما در منزل پدری، 9 نفر بودیم و «سید ذوالفقار» بعد از من، فرزند آخر بود و برای همین خیلی به هم علاقه داشتیم. شوهرم هم از دوستان قدیمی و صمیمی برادرم بود.
روزی که در سوریه به شهادت رسید، یکی از برادران حزب الله به منزل ما تلفن کرد و گفت: ام مصطفی! سید ذوالفقار تصادف کرده. من بلافاصله گفتم نه، حتما نه، خبر دیگری هست، آن را بگویید. باز گفت تصادف کرده و حالش خوب میشه. گفتم تو را به خدا خبر خوبی از او بدهید و بعد ماجرا را برایم توضیح دادند و فهمیدم مصطفی شهید شده...
.
#حاجیه_سعدی_بدرالدین
#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه
#الشهید_القائد_عماد_مغنية
#الشهید_القائد_مصطفی_بدرالدین

آخرین پنج شنبه منتهی به ماه محرم بود. هنوز «روضة الشهیدین» چندان شلوغ نشده بود که خانومی با پوشیه وارد شد و یک راست به سمت مزار «سید ذوالفقار» رفت، کفش‌هایش را در آورد و وقتی به قبر ذوالفقار رسید، بغضش ترکید. با دست چند مرتبه روی سنگ قبر زد و زیر لب زمزمه ای کرد و رفت سراغ مزار «عماد» و «جهاد».
بالای قبر حاج عماد، تصویر بزرگی از او و فرزندش قرار دارد؛ روی صورت «عماد مغنیه» دست کشید و در حالی که به وضوح گریه می کرد، خودش را روی قبر او و جهاد انداخت.
حدسمان این بود که او باید همسر حاج رضوان باشد یعنی مادر جهاد و خواهر سید ذوالفقار. از یکی از مادران شهدا که با او سلام علیکی کرد، سوال کردیم. حدسمان درست بود.
بعد از چند دقیقه که زیارتش تمام شد، جلو رفتیم و با اینکه شنیده بودیم اصلا اهل مصاحبه نیست، خودمان را معرفی کردیم و از او خواستیم چند کلمه برایمان صحبت کند. با خوشرویی پذیرفت. فارسی را هم کمی بلد بود.
می گفت بعد از 3 ماه و نیم که بیمار بوده و نتوانسته به «روضة الشهیدین» بیاید، برای اولین بار بعد از این مدت است که به زیارت همسر، فرزند و برادر خود آمده و لابد گریه شدید بر سر مزار شهدا هم برای همین دلتنگی بود.
.
ادامه دارد...
.
منبع: خبرگزاری فارس
#حاجیه_سعدی_بدرالدین
#الشهید_جهاد_عماد_مغنیه
#روضه_الشهیدین

Most Popular Instagram Hashtags