[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#احسان_طبری

215 posts

TOP POSTS

.قو خورشید را انتظـار می کشد

شعری از دکتر #احسان_طبری
بمناسبت ٨ مارس روز جهانى زن
ترا انکار کردند، لطافت گلگونت را، اشک‏هاى چون خونت را، نگاه عاشقانه ‏ات را، زیبائى شاعرانه‏ ات را.

سقف خانه ‏هایت را کوتاه ساختند،

بر دریچه ‏هاى آرزویت گِل گرفتند،

و آسمانِ خانه ‏ات هماره ابرى بود،

و تو خورشید را انتظار مى کشیدى. *

دنیایت را باغچه‏ اى نهادند، در حیاط خلوت خانه ‏ات، که با پرچین غمینِ تنهایى … محصور شده بود،

قلبِ خونینت را کاشتى، و زبان خاموش و شیرینت را، و رنج‏ها را، و قصه ‏هاى بى پایان حقارت‏ها را،

و تو خورشید را دردمندانه انتظار مى کشیدى. *

آسمان بر تو حکم راند، به کثرت باران‏هایش،

و ترا نیمه خواند.

زمین بر تو شورید، و ترا انسانى حقیر نامید،

حاکمان و محکومان، توأمان بر تو حکم راندند.

همسرانت بر تو حکم راندند

و تو، مرهم دردهایشان بودى.

عاشقانت بر تو حکم راندند آنانى که نوازش دستانت را تمنا مى کردند،

فرزندانت بر تو حکم راندند هم آنانى که دیروز از پستان‏هایت شیره حیات مى مکیدند.

و آسمان گواه بود، و ماه و خورشید گواه.

ترا در حریر پیچاندند، و تو هیچ نگفتى، و دردمندانه نگاه مى کردى مظهر خورشید را،

تو را در سریر خواستند، و تو هیچ نگفتى، و نگاه مى کردى.

ترا چون تابلویى رنگین، بر دیوار سرد خانه ‏ها آویختند، و تو هیچ نگفتى، و باز هم نگاه مى کردى. *

اگر مرا بر دار کردند، ترا خوار کردند،

اگر لبخند را از لبانم گرفتند،

ترا هرگز لبخند نیاموختند،

اگر بال‏هاى مرا شکستند،

ترا هرگز پرنده نخواستند. *

من زیستم، و تو زیستى شکیبا، در انتظار دراز و دردآور خورشید. *** یک روز، چون امروز، خورشید به خانه ‏مان آمد،

همانگونه که بر تو تابید، بر من تابید و بر غنچه تابید.

تو شکفتى، من شکفتم، و گل‏هاى باغچه شکفت،

و پرنده‏اى کوچک، اما خوش آواز، بر پرچین غمینِ حیاط خانه ‏مان نشست،

و در جشن افتتاح عطر باغچه ‏مان، شادمانانه خواند.

و تو خواندى و من خواندم،

و آنگاه هم‏صدا شدیم، و یک صدا خواندیم.

از شعرهای زندان
دکتر #احسان_طبری

موضوع :
نظر به ماهنامه اندیشه پویا در شماره اخیر
با سلام
* اندیشه پویا در شماره چهل و ششم ( همین آبان گذشته ) پرونده ای به مناسبت ۱۰۰ سالگی انقلاب اکتبر چاپ کرده و با تیترِ : بیماریِ کودکیِ چپ روی ( اشاره ای به نظری از نظریات لنین در باب تندروی نابخردانه )
از تلاش های ناکام چپ ایرانی برای تکرار انقلاب در روسیه پرداخته با نوشته هایی از :
مهدی پرتوی ، کاوه بیات ، ژانت آفاری و ... در صفحه ی ۶۱ با عنوانِ استبداد علیه استبداد
بطور منافقانه ای نوشته :
انقلاب بود یا کودتا ! انحراف بود یا بازگرداندن انقلاب به مسیر درست آن !
و در مقاله ای چندین صفحه ای از بابک حمیدی یکسویه حمله کرده به انقلاب دوم ( به تعبیر نویسنده )
با این حال من مؤکداً پیشنهاد میکنم این شماره رو تهیّه کنید و با پالایش و حذف مطالب ضد انقلاب ، اطلاعات و مصاحبات خوب مجله رو دریافت کنید
مشخصاً از ص ۷۶ تا ۸۳ ، در بخش پرونده ویژه
با عنوانِ :
پیکر لنین سخن می گوید
از چگونگیِ حفظ پیکر ، دانش حفظ جسد ، دستاوردهای علمی ، مرمت ، دلایل و نحوه نگهداری و انعطاف پذیری آن بعد از ۱۰۰ سال ! پرده برداشته
در بخش چپ ایران نیز ، مفصل به واکنش مردم به انقلاب اکتبر و لغو معاهدات استعماری فی ما بین روسیه ی تزاری و خوشحالی ایرانیان از سرنگونی رژیم سفاک تزاری پرداخته
* بنده به جد عرض میکنم
اگر انقلاب اکتبر و لنین و همین بلشویک ها _ در اواخر جنگ جهانی اول _ که شما متهم به اردوگاه کار اجباری کردن روسیه و دیکتاتوری #پرولتاریا و پایمال کردن حقوق انسان ها و آزادی می کنید ، نبود
امروزِ روز _ حداقل _ از دو کشور ایران و ترکیه بعنوان دو کشور مستقل چیزی نمونده بود که حالا بخوایید از جور و ستم لنین و کمونیست ها قلم فرسائی کنید ! ( و خوشبحال شما که اکنون زیر سایه دیکتاتوری جمهوری اسلامی و تحت چتر و لوای یوغ و ددمنشی سرمایه داری استعماری و استثماری قرار دارید و آزادید !!! )
پیشنهاد آخرم مقاله ای از ژانت آفاری ( نویسنده کتاب انقلاب مشروطهٔ ایران ) هست که در صفحهْ ۹۱ همین شماره ، بخوبی شرح ماوقع جنبش جنگل و میرزا کوچک خان رو آورده و صادقانه می نویسه :
" اگر انقلاب اکتبر نبود ، جنبش میرزا کوچک خان خیلی زودتر متوقف میشد "
نحوه چگونی چاپ و انتشار روزنامه جنگل _ مجله کاوه _ چاپار _ آهنگر ، نیز به تفصیل شرح داده شده
#انقلاب_اکتبر#تروتسکی#لنین #احسان_طبری#کیانوری#شعاعیان#جزنی
#نهضت_جنگل#انقلاب_اکتبر#بلشویک#پرولتاریا
#بیایید#گمراه#نباشیم
[ مذهب هم نوعی مشی سیاسی است ]

#شامغریبان♥🙏
به یاد آرزوهایم ، سکوتی میکنم بلاتر از فریاد
برای برگشتنت شمع روشن کرده ام اما افسوس که دیگر نیستی تا ببینی
#احسان_طبری

در اين عمر گريزنده که گويی جز خيالی نيست
تو آن جاودان را در جهان خود پديد آور
که هر چيزی فراموش است و آن دم را زوالی نيست

شعري از احسان طبري

#احسان_طبری
#خواهرانه

.
این کتاب مجموعه ی یک سلسله بررسی های تاریخی - فلسفی است که در باره ی برخی جهان بینی ها ، اندیشه وران و جنبش های اجتماعی ایران پیش و پس از اسلام نگاشته شده است.
این بررسیها گرده ی پژوهشی کتابی است که در پندار و آرزوی نگارنده باید در این زمینه نوشته شود و می بایست نوعی "تاریخ فلسفه و تفکر اجتماعی" خلق هائی باشد که در سرزمین ایران زندگی می کنند.
#برخی_بررسی‌_ها_درباره_جهان‌بینی_‌ها_و_جنبش_‌های_اجتماعی_در_ایران
#احسان_طبری

.
هر دمم ساحری بر انگیزد
هر دم از اختری فروزانم
نغمه‌ها شعله رنگ می‌خیزد
از درون تنور سوزانم
آفتابی مراست در دیدار
که مکدر نمی‌شود نگهش
نور را جویم اندر این شب تار
سُهرودی‌وشم شهید رهش
عمر را گرچه پای لنگ شده
لیک امید می‌پرد گستاخ
گرچه دل بر حیات تنگ شده
آرزو راست لیک جاده فراخ
راز بسیار و چاره‌ام ناچار
لب به‌راز نهفته دوختن است
اندر این کلبه‌ی سیه دیوار
هستی‌ام تمام سوختن است
مرغزاری خوش است گیتی و من
چندگاهی در آن گرازیدم
خواستم عاشق بشر باشم
وه ندانم بر آن برازیدم
آز و ناز تو مرد میدان نیست
هرزه بادی به خیره راند تو را
هیچ پاداش خوشتر از آن نیست
خلق گر یار خویش خواند تو را
#احسان_طبری

#گئومات
#احسان_طبری
چاپ اول ۱۳۵۸



خلاصه داستان این درام چنین است کمبوجیه شاه ایران از برادر تنی ‌اش بردیا که مورد علاقه ملکه و اشراف است نگران و هراسان است. پرکشاسب وزیر به او الهام می‌دهد که بردیا را نابود سازد و مغی شورشی به نام گئومات را که در زندان است و شباهت زیادی به بردیا دارد فرمانروای شهر شوش سازد و بدین سان مادر و اشراف را فریب دهد ‌. به دستور کمبوجیه این نقشه اجرا می‌شود می‌شود ...

.
نوری

گفته بود: تا حالا کسی را دیده ای که فک اش شکسته باشد و دندان هاش جا به جا بشود؟ فکِ شکسته ای را دیده ای که همانطور جوش بخورد؟ همانطور داغان و از جا در رفته، جوش بخورد و بماند برای همیشه...بعد برایم تعریف کرده بود از شبی سرد و برفی که خیلی اتفاقی سر از خانه ی احسان طبری و کیانوری درآورده.نزدیکای هفده سالگی، قبل از انقلاب بوده.خانه ای دوطبقه و کلنگی، میانِ کوچه پس کوچه های محله ای قدیمی.می گفت خانه ی خفای شان بود.آن خانه، همه ی خیالاتش را ریخته بود به هم.یعنی هیچوقت فکر نکرده بود که غول هایی مثل طبری و کیانوری توی همچون جایی نشسته اند و گپ زده اند و تصیمم هایی گرفته اند برای قبیله.وقتی اسم احسان طبری را می آورد حالت چهره اش دیگرگون می شد.یکجور شعف و حسرت باهم قاطی می شد توی صورتش...شبی را در آن خانه مانده بود.فقط یکشب آنهم از سرِ ناچاری. می گفت حتا احسان طبری را هم دیده و گپ و گفت کوتاهی باهم داشته اند. می گفت باهاش دست داده و اگر دروغ نگوید، یکبار احسانِ خالی صدایش کرده.بعدش قرار شده دوباره همدیگر را ببینند ولی هیچوقت این اتفاق نیفتاده و مسیرشان به کل از هم جدا شده بود. هرکس رفته بود سی خودش.چندسال بعد ولی طبری را توی تلویزیون دیده بود.با فکِ شکسته. که همانطور جوش خورده بود. و دستِ چپی که دیگر بلند نمی شده، گره خورده به دست راست و انگار که برق فشار قوی را لحظه ای ول کرده باشند توی بدنش.رعشه دار و لرزان. می گفت اصلن نفهمیده طبری دارد چه می گوید.ساعت ها فقط یک آدمِ مچاله ی لَورده را دیده که ته ریش سفید داشته و به زحمت حرف می زده.مردی با عینک قاب درشت مشکی و شیشه های دودی، که مدام خودش را می پاییده تا آب دهنش راه نگیرد و کسی از دیدن آن آبراهه چندش اش نشود.می گفت طاقتش نگرفته و تلویزیون را خاموش کرده و رفته توی بالکن سیگاری داده به باد.اما دروغ می گفت.انگار فقط سیگارِ خالی نبود...
برشی از داستانی تازه «نوری»
#آری_محمودی
عکس: #احسان_طبری #آذر #شیوا_فرهمندراد

مَرغزاری خوش است گیتی و من، چندگاهی در آن گُرازیدم... شعر #احسان_طبری
لاله های پشت خانه کارهایم را مختل کرده اند از بس به تماشایشان مینشینم،
زَمی ز اردیبهشت گشته بهشت بَرین ❤❤

MOST RECENT

موضوع :
نظر به ماهنامه اندیشه پویا در شماره اخیر
با سلام
* اندیشه پویا در شماره چهل و ششم ( همین آبان گذشته ) پرونده ای به مناسبت ۱۰۰ سالگی انقلاب اکتبر چاپ کرده و با تیترِ : بیماریِ کودکیِ چپ روی ( اشاره ای به نظری از نظریات لنین در باب تندروی نابخردانه )
از تلاش های ناکام چپ ایرانی برای تکرار انقلاب در روسیه پرداخته با نوشته هایی از :
مهدی پرتوی ، کاوه بیات ، ژانت آفاری و ... در صفحه ی ۶۱ با عنوانِ استبداد علیه استبداد
بطور منافقانه ای نوشته :
انقلاب بود یا کودتا ! انحراف بود یا بازگرداندن انقلاب به مسیر درست آن !
و در مقاله ای چندین صفحه ای از بابک حمیدی یکسویه حمله کرده به انقلاب دوم ( به تعبیر نویسنده )
با این حال من مؤکداً پیشنهاد میکنم این شماره رو تهیّه کنید و با پالایش و حذف مطالب ضد انقلاب ، اطلاعات و مصاحبات خوب مجله رو دریافت کنید
مشخصاً از ص ۷۶ تا ۸۳ ، در بخش پرونده ویژه
با عنوانِ :
پیکر لنین سخن می گوید
از چگونگیِ حفظ پیکر ، دانش حفظ جسد ، دستاوردهای علمی ، مرمت ، دلایل و نحوه نگهداری و انعطاف پذیری آن بعد از ۱۰۰ سال ! پرده برداشته
در بخش چپ ایران نیز ، مفصل به واکنش مردم به انقلاب اکتبر و لغو معاهدات استعماری فی ما بین روسیه ی تزاری و خوشحالی ایرانیان از سرنگونی رژیم سفاک تزاری پرداخته
* بنده به جد عرض میکنم
اگر انقلاب اکتبر و لنین و همین بلشویک ها _ در اواخر جنگ جهانی اول _ که شما متهم به اردوگاه کار اجباری کردن روسیه و دیکتاتوری #پرولتاریا و پایمال کردن حقوق انسان ها و آزادی می کنید ، نبود
امروزِ روز _ حداقل _ از دو کشور ایران و ترکیه بعنوان دو کشور مستقل چیزی نمونده بود که حالا بخوایید از جور و ستم لنین و کمونیست ها قلم فرسائی کنید ! ( و خوشبحال شما که اکنون زیر سایه دیکتاتوری جمهوری اسلامی و تحت چتر و لوای یوغ و ددمنشی سرمایه داری استعماری و استثماری قرار دارید و آزادید !!! )
پیشنهاد آخرم مقاله ای از ژانت آفاری ( نویسنده کتاب انقلاب مشروطهٔ ایران ) هست که در صفحهْ ۹۱ همین شماره ، بخوبی شرح ماوقع جنبش جنگل و میرزا کوچک خان رو آورده و صادقانه می نویسه :
" اگر انقلاب اکتبر نبود ، جنبش میرزا کوچک خان خیلی زودتر متوقف میشد "
نحوه چگونی چاپ و انتشار روزنامه جنگل _ مجله کاوه _ چاپار _ آهنگر ، نیز به تفصیل شرح داده شده
#انقلاب_اکتبر#تروتسکی#لنین #احسان_طبری#کیانوری#شعاعیان#جزنی
#نهضت_جنگل#انقلاب_اکتبر#بلشویک#پرولتاریا
#بیایید#گمراه#نباشیم
[ مذهب هم نوعی مشی سیاسی است ]

اینجا شهریست پر از برزن های سخنگو،
جنگلیست آمیخته به سایه های كبود...
.
#درراه_خانه #احسان_طبری #شهرمن #زندگی #شاعرانه
#inthewaybackhome #ehsantabari #poetry #mycity #mylife #liveyourlife #blackberryz10 #nofilter

.
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مُردم به حیوان سر زدم

مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
#مولانا
این اندیشه به قولی از بزرگان#احسان_طبری و #حسین_تنهایی از نظر عارفی چون #مولوی به مغرب زمین می رود و در جمجمه#هگل بزرگوار خانه می کند و سپس#داروین آن را بر پایه برخی از مشاهدات تجربی بیان می کند و عریان می دود که یافتم شما ها سنگ ریزه ای بیش نیستید!
و ما هم تکرار کردیم :شما هرچه بگویید راست است! و آری همان است؛ که ما نه گفتن را نیاموخته ایم
#امیربختیاری
#امیر_بختیاری

روزگارا قصد ایمانم مکن
زانچه میگویم پشیمانم مکن
کبریای خوبی از خوبان مگیر
فضل محبوبی ز محبوبان مگیر
کژ مکن از راه پیشاهنگ را
دور دار از نام مردان ننگ را
گر بدی گیرد جهان را سر به سر
از دلم امید خوبی را مبر
.
.
.
... آن چه بود؟ آن کینه، آن خون ریختن
آن زدن، آن کشتن، آن آویختن
پرسشی کان هست همچون دشنه تیز
پاسخی دارد همی خونابه ریز
"آن همه فریاد آزادی زدید
فرصتی افتاد و زندانبان شدید؟"
آنکه او امروز در بند شماست
در غم فردای فرزند شماست
کجروان با راستان در کینه اند
زشت رویان دشمن آیینه اند
#سایه #احسان_طبری #هوشنگ_ابتهاج #شاعر #poet #poem

‏دانشمندان علت زلزله کرمانشاه را کشف کردند!

حضرات دانشمند #علی_انصاریان و رضا صادقی: علت زلزله، گفتنِ مرگ بر آمریکا در نماز جمعه است! حالا یک نفر بیاید دقیقا معنای خرافات را برای عوام الناس روشن کند

پ.ن ؛ ابتذال یک جامعه از افول سطح روشنفکری ان جامعه مشخص میشود ، اینکه که روشنفکری یک جامعه از #صادق_هدایت ، #علی_شریعتی ، #تقی_ارانی ، #صمد_بهرنگی ، #احسان_طبری ، و امثالهم به #علی_کریمی ،#مهنازافشار ،علی انصاریان و مشتی بازیگرو فوتبالیست لمپن سقوط کند ،نشانه مرگ تدریجی یک جامعه و پوچی و تهی شدن یک تاریخ هفت هزارساله از معناست

پ.ن۲؛ جنگل شده بود این شهر ،بامنظره های بکر

یک جنگل خرتوخر علامه و‌روشنفکر
#شاهین_نجفی

@aliansarian

@rezasadeghi_official

...که این #زمین_نا_امین چو رهزنی به جاده های زندگی کند کمین...
.
#زمین
#احسان_طبری

.
در این عمر گریزنده که گویی جز خیالی نیست
تو آنِ جاودان را در جهانِ خود پدید آور
که هر چیزی فراموش است و آن دَم را زوالی نیست
.
در آن آنی، که از خود بگذری، وز تنگ خودخواهی
برآیی بر فراخ روشن فردای انسانی
.
در آن آنی که دل برهانده از وسواس شیطانی
روانت شعله ای گردد، فرو سوزد پلیدی را
بِدَرَّد موج دودآلود شک و نا امیدی را
.
به سیرِ سال ها باید، تدارک دید آن آن را
چه صیقل ها که باید داد، از رنج و طلب جان را
به راه خویش پای افشرد و ایمان داشت، پیمان را 🌱
.
.
#احسان_طبری
.
.
👈چه صیقل ها و صیقل ها ...

.
تلگرام پنج تن از اعضای #کانون_نویسندگان_ایران به امام خمینی و اعلام حمایت قاطع آنها از #تسخیر_سفارت_آمریکا:
.
#قم_دفتر_امام
.
 حضور عالی #آیت‌الله_العظمی_امام_خمینی، رهبر آزموده و رهشناس انقلاب اسلامی ایران
.
در تائید سیاست استوار ضد امپریالیستی آن بزرگوار،
.
در هم‌پیوستگی با موج بزرگ و تازۀ جنبش رهایی‌بخش ملی ایران، که با اشغال لانه فتنه‌انگیزی و جاسوسی سفارت آمریکا از سوی جوانان عزیز و ارجمند دانشجوی ما می‌رود تا به اوج قلۀ پیروزی برسد.... .
#محمود_اعتمادزاده ( #به_آذین#سیاوش_کسرائی، #امیر_هوشنگ_ابتهاج ( #سایه#فریدون_تنکابنی، #محمد_تقی_برومند
.
پ ن: این نامه به امضای چهارده نفر و حمایت تعدادی دیگر از اعضا رسید
از #سایه تا #بهزاد_فرهانی , از #احسان_طبری تا #بهاالدین_خرمشاهی
.
#سیزده_آبان
#روشنفکر
#روشنفکری
#لانه_جاسوسی
#انقلاب_دوم
#دکتر_احمدی_نژاد
#احمدی_نژاد
#سیدی_نژاد
#موسوی_خوئینی_ها
#عباس_عبدی
#ابراهیم_اصغر_زاده
#حبیب_الله_بی_طرف
#تحکیم_وحدت

#معرفی_کتاب
#جستارهایی_از_تاریخ
نویسنده: #احسان_طبری

جستارهایی از تاريخ ” اثری گرانسنگ و باارزش از ”احسان طبری” میباشد. كتاب فرهنگ جستارهایی از تاريخ شامل چند مقاله و كوتاهمیباشد. جستارهایی در مورد قوام السلطنه و وثوق الدوله، جستارهایی در مورد انقلاب كبير فرانسه، جستارهایی در مورد جنگهای صليبیون است.
جستارهایی از تاريخ يكی از كتابهای جالب در مورد موضوعات تاریخی جهان میباشد كه درنوع خود بسيار جذاب و فوق العاده است. همچنين نوع ديدگاه و تفكر احسان طبری در اين كتاب در نوع خود بسيار جالب توجه است. طبری از روشنفكران تاریخ معاصر ایران و از بزرگان حزب توده بود.


تاریخ‌نگاره‌های کوتاه، ۲۰

«کیوان»، شاعر و روزنامه‌نگاری است که نام درخشانش تا ابد بر تارک تاریخ اندیشه‌ی ایران و صدالبته روزنامه‌نگاری این مرزوبوم می‌درخشد. نامی که هنوز و همیشه با مفهوم آزادگی گره خورده است و به قول «سایه‌»ی جان: «کیوان ستاره بود، با نور زندگی کرد، با نور درگذشت».
۲۷مهرماه، سال‌روز شهادتش گرامی باد.

شعر کلیپ از «احسان طبری» است که با صدای خود در رثای شهادت مرتضی کیوان خوانده بود.

ای شاعری كه شمع جوانيت شد خموش
در زير آسمان غمين سپيده دم،
بي شک نبود جان تو غافل از سير كار
روزي كه هشته‌ای به سبيلِ طلب، قدم
قلبي كه بود منبع الهام و شعر و راز
از جور خصم شد گل پولاد مأمنش
چشمی كه بود پر ز نگاهی زمانه‌سنج
آويخت مرگ پرده‌ی تاری ز روزنش
طوفان وزيد، شاخه نوخيز تو شكست
از باغ عمر، برگ وجود تو شد جدا
رفتي بدان ديار كزان بازگشت نيست
وان خاندان و خانه تهی شد ز كدخدا
پروانه‌ای كه شيفته‌ی شمع روشن است
پروا ندارد آن‌كه بسوزد وجود خويش
شاعر، كه هست عاشق انوار زندگی
تا كام مرگ، سر نكشد از سرود خويش
آن كس كه شوربخت تو را خواند، برخطاست
زيرا نبَردِ راه سعادت، سعادت است
زيبايي و جوانی و رزم تو، شعر توست
وان شعرِ آخرين كه سرودی شهادت است
زیباتر از جهان امید ای دوست
در عالم وجود، جهانی نیست
هر عرصه‌ی را بهار و خزانی هست
در عرصه‌ی امید، خزانی نیست
صدبار زهر یأس مرا می‌کشت
گر پادزهر من نشدی امید
در تیرگی رنج رهم بنمود
بس شام تیره تابش این خورشید
تا آن‌زمان که شهپر بوم مرگ
بر جایگاه من فکند سایه
در کارزار زندگی‌ام بادا
از جادوی امید بسی مایه

#تاریخ_نگاره_های_کوتاه #مرتضی_کیوان #احسان_طبری #هوشنگ_ابتهاج #پوری_سلطانی

پروانه اي كه شيفته شمع روشن است پروا ندارد آنكه بسوزد وجود خويش
شاعر، كه هست عاشق انوار زندگي تا گاه مرگ سر نكشد از سرود خويش
آن كس كه شوربخت ترا خوانده؛ بر خطاست زيرا نبرد راه سعادت، سعادت است
زيبايي و جواني و رزم تو، شعر توست وان شعر آخرين كه سرودي شهادت است

امروز، بیست و هفتم مهرماه؛ سالروز شهادت مرتضی کیوان

#مرتضی_کیوان
#پوری_سلطانی
#محمدرضا_لطفی
#احسان_طبری

در اين عمر گريزنده که گويی جز خيالی نيست
تو آن جاودان را در جهان خود پديد آور
که هر چيزی فراموش است و آن دم را زوالی نيست

شعري از احسان طبري

#احسان_طبری
#خواهرانه

.
...تمام هستی انسان گروگان چنان آنی است
که بهر آزمون ارزش ما، طرفه میدانی است
در این میدان اگر پیروز گردی گویمت، گُردی
وگر بشکستی آن جا، زودتر از مرگ خود، مُردی.
.
.
.
شعر و صدای #احسان_طبری
تار #محمدرضا_لطفی

این کتاب رو مطالعه کنید حتما
#چهره_یک_انسان_انقلابی
#احسان_طبری

مشو زان قطره‌ها کاندر لجن‌ها بر کران مانند
بشو امواج جوشانی که دائم در میان مانند

#احسان_طبری #کیومرث_مرزبان #کامبیز_حسینی #پارادوکس
@keyomarsmarzban @kambizhosseini

...
.
شعر نو در ترازوی تأویل (نگاهی به مهم‌ترین تأویل‌های شعر نو از آغاز تا امروز)
دکتر سیاوش جعفری
Evaluation of interpretation in free verse
A review on the most important interpretations in free verse from the beginning till now
Dr. Siavash Jafari

شعر نوِ پارسی از آغاز پیدایش تاکنون از منظرهای گوناگون نگریسته شده و با رویکردهای مختلف فهم و تفسیر شده است؛ تا آن‌جا که گاه درباره‌ی یک شعر تأویل‌هایی بسیار متفاوت و حتا متناقض دیده می‌شود. این موضوع البته با توجه به نظریه‌های جدید نقد ادبی درباره‌ی «مرگ مؤلف» و«مشارکت فعال مخاطب» در خوانشِ هر اثر، طبیعی به‌نظر می‌رسد. اما گاه این تأویل‌ها هماهنگ با ساختار نحوی و زبانیِ متن هم نیستند؛ به‌گونه‌ای که نمی‌توان دریافت که خوانِشگر یا مفسر چگونه آن معانی را از متن بیرون کشیده است.
در این کتاب شماری از مهم‌ترین تأویل‌های موجود در زمینه‌ی شعر نو مورد نقد و ارزیابی قرار می‌گیرند تا از این راه عوامل ترجیح یک تأویل بر تأویل دیگر روشن گردد و تا جای ممکن معیارهای پذیرفتنی¬تری برای تأویل متن به دست داده شود. همچنین با توجه به دشواری استنباط معنی از متن یا طریقه‌ی معنی‌بخشی به متن، این پژوهش در پی آن است تا با نشان‌دادن نمونه‌هایی عملی از تأویل، فهم شعر نو و لذت‌بردن از آن را که به سبب ابهام‌های گوناگون برای بسیاری از خوانندگان عادی دشوار است، آسان کند و روش درست‌تر تأویل و تفسیر را به آنان بیاموزد. از این راه می‌توان زمینه‌ی ارتباط منطقی خوانندگان را با بخشی از میراث ادبی ایران فراهم آورد. از سویی نتایج این بررسی در تمام شاخه‌هایی که با هرمنوتیک و تأویل متن سر و کار دارند، می‌تواند کارآیی داشته باشد.
محمدرضا شفیعی کدکنی، داریوش آشوری، رضا براهنی، ع. پاشایی، تقی پورنامداریان، محمد حقوقی، سیروس شمیسا و احسان طبری از جمله مفسرانی هستند که تأویل‌هایشان در این کتاب بررسی شده است.
#شعر_نو_در_ترازوی_تاویل
#دکتر_سیاوش_جعفری
#نشر_مروارید
#ادبیات
#شعر_نو
#نقد_ادبی
#هرمنوتیک
#شفیعی_کدکنی#داریوش_آشوری#تقی_پور_نامداریان#محمد_حقوقی#سیروس_شمیسا#احسان_طبری

.
نوری

گفته بود: تا حالا کسی را دیده ای که فک اش شکسته باشد و دندان هاش جا به جا بشود؟ فکِ شکسته ای را دیده ای که همانطور جوش بخورد؟ همانطور داغان و از جا در رفته، جوش بخورد و بماند برای همیشه...بعد برایم تعریف کرده بود از شبی سرد و برفی که خیلی اتفاقی سر از خانه ی احسان طبری و کیانوری درآورده.نزدیکای هفده سالگی، قبل از انقلاب بوده.خانه ای دوطبقه و کلنگی، میانِ کوچه پس کوچه های محله ای قدیمی.می گفت خانه ی خفای شان بود.آن خانه، همه ی خیالاتش را ریخته بود به هم.یعنی هیچوقت فکر نکرده بود که غول هایی مثل طبری و کیانوری توی همچون جایی نشسته اند و گپ زده اند و تصیمم هایی گرفته اند برای قبیله.وقتی اسم احسان طبری را می آورد حالت چهره اش دیگرگون می شد.یکجور شعف و حسرت باهم قاطی می شد توی صورتش...شبی را در آن خانه مانده بود.فقط یکشب آنهم از سرِ ناچاری. می گفت حتا احسان طبری را هم دیده و گپ و گفت کوتاهی باهم داشته اند. می گفت باهاش دست داده و اگر دروغ نگوید، یکبار احسانِ خالی صدایش کرده.بعدش قرار شده دوباره همدیگر را ببینند ولی هیچوقت این اتفاق نیفتاده و مسیرشان به کل از هم جدا شده بود. هرکس رفته بود سی خودش.چندسال بعد ولی طبری را توی تلویزیون دیده بود.با فکِ شکسته. که همانطور جوش خورده بود. و دستِ چپی که دیگر بلند نمی شده، گره خورده به دست راست و انگار که برق فشار قوی را لحظه ای ول کرده باشند توی بدنش.رعشه دار و لرزان. می گفت اصلن نفهمیده طبری دارد چه می گوید.ساعت ها فقط یک آدمِ مچاله ی لَورده را دیده که ته ریش سفید داشته و به زحمت حرف می زده.مردی با عینک قاب درشت مشکی و شیشه های دودی، که مدام خودش را می پاییده تا آب دهنش راه نگیرد و کسی از دیدن آن آبراهه چندش اش نشود.می گفت طاقتش نگرفته و تلویزیون را خاموش کرده و رفته توی بالکن سیگاری داده به باد.اما دروغ می گفت.انگار فقط سیگارِ خالی نبود...
برشی از داستانی تازه «نوری»
#آری_محمودی
عکس: #احسان_طبری #آذر #شیوا_فرهمندراد

.
۲۵ مرداد سالروز درگذشت #سید_احمد_فردید #هایدگر شناس و استاد فلسفه ی #دانشگاه_تهران در سالهای قبل از انقلاب و از منتقدان #عبدالکریم_سروش در سالهای پس از انقلاب در زمان مناظره های عبدالکریم سروش با #احسان_طبری سخنگوی بزرگ #مارکسیسم در ایران

#گئومات
#احسان_طبری
چاپ اول ۱۳۵۸



خلاصه داستان این درام چنین است کمبوجیه شاه ایران از برادر تنی ‌اش بردیا که مورد علاقه ملکه و اشراف است نگران و هراسان است. پرکشاسب وزیر به او الهام می‌دهد که بردیا را نابود سازد و مغی شورشی به نام گئومات را که در زندان است و شباهت زیادی به بردیا دارد فرمانروای شهر شوش سازد و بدین سان مادر و اشراف را فریب دهد ‌. به دستور کمبوجیه این نقشه اجرا می‌شود می‌شود ...

عکس مال همین مرداد ماه داغ است منتهی مرداد داغ سی و دو سال پیش همراه با حامد عزیز پسر دایی ام در خانه مادربزرگ. باورش سخت است اما زمان به سرعت می گذرد و همه چیز تغییر می کند، حالا خانه مادربزرگ در کوچه ارژنگ که در آن بزرگ شدیم تبدیل به یک آپارتمان شده و ما هم قد کشیدیم روی شانه های پدر و مادر و روزگاری پرفراز و نشیب را سپری کردیم تا به امروز رسیدیم. با هم زمزمه می کنیم ترانه جاودانه امید سروده احسان طبری که توسط استاد احمد عاشورپور پدر موسیقی فولکلوریک گیلان به زیبایی خوانده شده است: زيباتر از جهان اميد ای دوست
در عالم وجود، جهاني نيست
هر عرصه را بهار و خزاني هست
در عرصه اميد، خزاني نيست
صدبار زهر ياس مرا مي کشت
گر پادزهر من نشدی اميد
در تيرگي رنج رهم بنمود
بس شام تيره تابش اين خورشيد
تا آن زمان که شهپر بوم مرگ
برجايگاه من فگند سايه
در کارزار زندگي ام بادا
از جادوی اميد بسي مايه

در همین جا تولد حامد عزیز را تبریک می گویم و برایش آرزوی بهترین ها را در کنار خانواده محترمش دارم.

#اینستاگرام #ایران #گیلان #انزلی #بندرانزلی #انزلی_چی #دروازه_اروپا #شهر_باران #نوستالژی #مادربزرگ #هنر #هنرمند #هنرمندان #احمد_عاشورپور #احسان_طبری #عکس #عکاس #عکاسی #خبرنگار #خبرنگاری #سینما #کارگردان #فیلم #فیلمساز #کاوه_چلمبری #Anzali #Anzali_Port #Anzalichi #Gate_Of_Uroup #City_Of_Rain

نه گورگاه
که کارگاه آدمی است این زمین
بر این زمین
عبث مرو
بیافرین
بیافرین
#احسان_طبری
#theagonyandtheecstasy #irvingstone #artiststudio #artinprogress #workinprogress #scientist #bijan_ghonchepour #bijanghonchehpour

.
🔻 برجسته ترین مترجمان معاصر ایران که #ساروی هستند.

در این نامه تنها به ذکر نامشان قناعت کردم.
اما به ترتیب هرکدام را به شکل مفصل در نامه هایی مجزا یاد می کنم.

۱. دکتر #فرامرزسلیمانی
۲. #عسکری_پاشایی [ع.پاشایی]
۳. دکتر #حسینعلی_نوذری
۴. دکتر #حسن_هنرمندی
۵. #رضارضایی
۶. دکتر #احسان_طبری
۷. دکتر #هوشنگ_وزیری
۸. #مریم_مفتاحی
۹. #الهه_بقراط
۱۰. #فرزانه_طاهری
۱۱. #مرسده_لسانی
۱۲. دکتر #الهه_کولایی
ً
.................... #ساری
#عالین_نجاتی
#سایت_عبارت
#کهن_شهر_ساری
#مشاهیر_ساری

#احسان_طبری
#زمین
زمین که گورگاه و زادگاه زندگان، سرشتگاهِ بودنی است، چو اژدهای جادوئی، برآوَرَد ز ژرفنای خود،
بساطِ نغز خرّمی. سپس به کام درکِشد،
هر آنچه بر بساط هِشته بُد، به بادِ مرگ می دهد، هر آنچه را که کِشته بُد.
به سوی اوست، بازگشت برگها و غنچه ها. به سوی اوست، بازگشت چشمها و دستها. از او بُوَد، سرشته ها، گسستها.
به معبد شگرفِ اوست، آخرین نشستها.
مشو غمین! که این زمینِ نا امین،
چو رهزنی، به جاده های زندگی،
کند کمین، که تا تنی نهان کند،
به متن سرد خود. کنون که بر زمین رَوی روان، جوان کن از فروغ زندگی.
کنون که بر زمین چَمی، دمی، نمی، ز اشک خود، به خاک وی نثار کن.
بر این زمینِ پیر، گورگاه و زادگاه خود،
گذار کن! از او بخواه همتی،
که تا بر آن رونده ای، نپیچی از سبیل مردمی، دمی. چو مرگ بی امان رسَد ز راه، چون درندگان، چنان به گور خود رَوی، که از بَرَش نرُویَد آه! یا که گیاه لعنتی، زتو، به زیر پای زندگان.
زمین ز گنج نغز خود، تو را نثار داده است، شکفتگی و خرمی، به هر بهار داده است. ز موج نیلگونِ بحر،
صید کن نصیبِ خود. به چرخ لاجوردِ دهر، پر بکِش به طیبِ خود.
ز جادوی گیاهها، بدست کن طبیب خود.
نه گورگاه، کارگاه آدمیست این زمین.
همو برادر تو، مادر تو، یاور توست،
سرای آشنای گرم مهرپرور توست.
بر این زمین عبث مرو! بیافرین، بیافرین.!!
...آن جاودان...
راه حقیقت...
یامین ۱۳۹۶
#خط #خوشنویسی #آموزش #هنر #شکسته #شکسته_نستعلیق #golahang #art #calligraphy #poems #copperplate

:
زمین
زمین که گورگاه و زادگاه زندگان،
سرشتگاهِ بودنی است،
چو اژدهای جادوئی،
برآوَرَد ز ژرفنای خود،
بساطِ نغز خرّمی.
سپس به کام درکِشد،
هر آنچه بر بساط هِشته بُد،
به بادِ مرگ می دهد،
هر آنچه را که کِشته بُد.
به سوی اوست،
بازگشت برگها و غنچه ها.
به سوی اوست،
بازگشت چشمها و دستها.
از او بُوَد،
سرشته ها، گسستها.
به معبد شگرفِ اوست،
آخرین نشستها.
مشو غمین!
که این زمینِ نا امین،
چو رهزنی،
به جاده های زندگی،
کند کمین،
که تا تنی نهان کند،
به متن سرد خود.
کنون که بر زمین رَوی روان،
جوان کن از فروغ زندگی.
کنون که بر زمین چَمی،
دمی، نمی، ز اشک خود،
به خاک وی نثار کن.
بر این زمینِ پیر،
گورگاه و زادگاه خود،
گذار کن!
از او بخواه همتی،
که تا بر آن رونده ای،
نپیچی از سبیل مردمی، دمی.
چو مرگ بی امان رسَد ز راه،
چون درندگان،
چنان به گور خود رَوی،
که از بَرَش نرُویَد آه!
یا که گیاه لعنتی،
زتو، به زیر پای زندگان.
زمین ز گنج نغز خود،
تو را نثار داده است،
شکفتگی و خرمی،
به هر بهار داده است.
ز موج نیلگونِ بحر،
صید کن نصیبِ خود.
به چرخ لاجوردِ دهر،
پر بکِش به طیبِ خود.
ز جادوی گیاهها،
بدست کن طبیب خود.
نه گورگاه،
کارگاه آدمیست این زمین.
همو برادر تو، مادر تو، یاور توست،
سرای آشنای گرم مهرپرور توست.
بر این زمین عبث مرو!
بیافرین، بیافرین.!! زنده یاد دکتر #احسان_طبری
به همراه صدای شاعر
و تار زنده یاد استاد #محمدرضا_لطفی
از آلبوم از میان ریگها و الماسها

.
در این زمان که رخنه بسیار چشم را
پر کرده است قیر،
ما، در درون چشم
خورشید زندگانی خود را پنهان نموده‌ایم
(بگذار آن که هست پس از ما در این دیار، داند که بوده ایم)
نامه #احسان_طبری به #اسماعیل_شاهرودی

نور با اشیا در می آمیزد،
ریشه ها را بلورین میکند و به هنگام بیدار شدن تذروان،
پرتوی جهان بر نقش و نگار ترمه ها می افتد.
#احسان_طبری

_____________________________

#city #cityphotography #citylights #urban #streetphotography #everydayiran #everydaytehran #tehran #Iran #instagram #instairan #sun #colorful

#أصحاب_الإمام_الخميني برواية #وثائق_السافاك تنقل بدقة رصد امريكا واسرائيل ل ( #الحرب_الثقافية ) منذ انطلاقة الثورة الاسلامية و تخوفها منها .. . «قامت الحوزة العلمية بقم إلى جانب (الإمام) الخميني #بتربية_أشخاص من أمثال :
.

1-محمد حسين الطباطبائي
2- مرتضى المطهري
3- محمد تقي مصباح اليزدي
.
حيث قاموا بأفكارهم الفاعلة #بمقارعة_الصّراع الذي أثاره الغرب ضدّ الفلسفة الإسلامية.
#لاينبغي_أساساً_اعتبار_هذا_النشاط_استراتيجية_انفعالية_وردّ_فعل_تجاه_الغرب, .
إذ انّ #مصباح قد شجّع الكثير من تلامذته للدراسة في الغرب والإهتمام بتحليل الأفكار العلمية والمنطقية كما يدرس في الغرب. كما أنّ النشاط العلمي لدى المصباح وإن ارتكز على آراء ملاصدرا، إلا انّ ذلك لايعني تلبية لنظرياته دون نقد, و خاصّة أنه يوجّه نقداً لمفهوم «الهيولى الأولى» التي يعتبرها ملا صدرا كقوة محضة للموجودات. إنه يشكك في أصل وجود قوة للوجود قبل الموجودات ذاتها, إذ لا وجود لشيء آخر غيرالموجودات. على أن مصباح يعتقد بأن الكثير من «النسب» ليست طبيعة حقيقية. فمثلاً, في نطاق الأمور العقلية يمكن إطلاق مفهوم «تحت» علىالعلاقة بين منضدة وكتاب, ولكن إطلاق هذا المفهوم الذي هو تابع لفاعل معلوم [ونتيجة للإنتزاع الذهني] لايستلزم وجود ماهية لـ«تحت» في عالم الواقع.»
.
الصور لمناظره تلفزيونية على اليمين #عبد_الكريم_سروش و الشيخ #مصباح_اليزدي
و على اليسار #احسان_طبری و #فرخ_نگهدار
سنة 1981 م ، ۱۳۶۰ ش م .

Most Popular Instagram Hashtags