[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#احسان_طبری

191 posts

TOP POSTS

احسان طبری:
زیباتر از جهان امید ای دوست
در عالم وجود ، جهانی نیست
هر عرصه را بهار و خزانی هست
در عرصه امید ، خزانی نیست
#امید #احسان_طبری #گل #بهار

زمین
زمین که گورگاه و زادگاه زندگان،
سرشتگاهِ بودنی است،
چو اژدهای جادوئی،
برآوَرَد ز ژرفنای خود،
بساطِ نغز خرّمی.
سپس به کام درکِشد،
هر آنچه بر بساط هِشته بُد،
به بادِ مرگ می دهد،
هر آنچه را که کِشته بُد.
به سوی اوست،
بازگشت برگها و غنچه ها.
به سوی اوست،
بازگشت چشمها و دستها.
از او بُوَد،
سرشته ها، گسستها.
به معبد شگرفِ اوست،
آخرین نشستها.
مشو غمین!
که این زمینِ نا امین،
چو رهزنی،
به جاده های زندگی،
کند کمین،
که تا تنی نهان کند،
به متن سرد خود.
کنون که بر زمین رَوی روان،
جوان کن از فروغ زندگی.
کنون که بر زمین چَمی،
دمی، نمی، ز اشک خود،
به خاک وی نثار کن.
بر این زمینِ پیر،
گورگاه و زادگاه خود،
گذار کن!
از او بخواه همتی،
که تا بر آن رونده ای،
نپیچی از سبیل مردمی، دمی.
چو مرگ بی امان رسَد ز راه،
چون درندگان،
چنان به گور خود رَوی،
که از بَرَش نرُویَد آه!
یا که گیاه لعنتی،
زتو، به زیر پای زندگان.
زمین ز گنج نغز خود،
تو را نثار داده است،
شکفتگی و خرمی،
به هر بهار داده است.
ز موج نیلگونِ بحر،
صید کن نصیبِ خود.
به چرخ لاجوردِ دهر،
پر بکِش به طیبِ خود.
ز جادوی گیاهها،
بدست کن طبیب خود.
نه گورگاه،
کارگاه آدمیست این زمین.
همو برادر تو، مادر تو، یاور توست،
سرای آشنای گرم مهرپرور توست.
بر این زمین عبث مرو!
بیافرین، بیافرین.!! زنده یاد دکتر #احسان_طبری

سومین روز بهار 96 همراه با پدرم در دل طبیعت!

بالای میز کار | قسمت دوم
#احسان_طبری #johnlennon

💜💚
زیباتر از جهان امید ای دوست
در عالم وجود ، جهانی نیست
هر عرصه را بهار و خزانی هست
در عرصه امید ، خزانی نیست
صد بار زهر یآس مرا می کشت
گر پادزهر من نشدی امید
در تیرگی رنج رهم بنمود
بس شام تیره تابش این خورشید
تا آن زمان که شهپر بوم مرگ
بر جایگاه من فگند سایه
در کارزار زندگی ام بادا
از جادوی امید بسی مایه
.

#احسان_طبری
.
#اردی_بهشت 💜
.

#گئومات
#احسان_طبری
چاپ اول ۱۳۵۸



خلاصه داستان این درام چنین است کمبوجیه شاه ایران از برادر تنی ‌اش بردیا که مورد علاقه ملکه و اشراف است نگران و هراسان است. پرکشاسب وزیر به او الهام می‌دهد که بردیا را نابود سازد و مغی شورشی به نام گئومات را که در زندان است و شباهت زیادی به بردیا دارد فرمانروای شهر شوش سازد و بدین سان مادر و اشراف را فریب دهد ‌. به دستور کمبوجیه این نقشه اجرا می‌شود می‌شود ...

.
هر دمم ساحری بر انگیزد
هر دم از اختری فروزانم
نغمه‌ها شعله رنگ می‌خیزد
از درون تنور سوزانم
آفتابی مراست در دیدار
که مکدر نمی‌شود نگهش
نور را جویم اندر این شب تار
سُهرودی‌وشم شهید رهش
عمر را گرچه پای لنگ شده
لیک امید می‌پرد گستاخ
گرچه دل بر حیات تنگ شده
آرزو راست لیک جاده فراخ
راز بسیار و چاره‌ام ناچار
لب به‌راز نهفته دوختن است
اندر این کلبه‌ی سیه دیوار
هستی‌ام تمام سوختن است
مرغزاری خوش است گیتی و من
چندگاهی در آن گرازیدم
خواستم عاشق بشر باشم
وه ندانم بر آن برازیدم
آز و ناز تو مرد میدان نیست
هرزه بادی به خیره راند تو را
هیچ پاداش خوشتر از آن نیست
خلق گر یار خویش خواند تو را
#احسان_طبری

مشو زان قطره‌ها کاندر لجن‌ها بر کران مانند
بشو امواج جوشانی که دائم در میان مانند

#احسان_طبری #کیومرث_مرزبان #کامبیز_حسینی #پارادوکس
@keyomarsmarzban @kambizhosseini

راز بسیار و چاره ام ناچار
لب به راز نهفته دوختن است
وندرین کلبه ی سیه دیوار
هستی من تمام سوختن است
#احسان_طبری
عکس از:@behrooz_nazarian

MOST RECENT

مشو زان قطره‌ها کاندر لجن‌ها بر کران مانند
بشو امواج جوشانی که دائم در میان مانند

#احسان_طبری #کیومرث_مرزبان #کامبیز_حسینی #پارادوکس
@keyomarsmarzban @kambizhosseini

...
.
شعر نو در ترازوی تأویل (نگاهی به مهم‌ترین تأویل‌های شعر نو از آغاز تا امروز)
دکتر سیاوش جعفری
Evaluation of interpretation in free verse
A review on the most important interpretations in free verse from the beginning till now
Dr. Siavash Jafari

شعر نوِ پارسی از آغاز پیدایش تاکنون از منظرهای گوناگون نگریسته شده و با رویکردهای مختلف فهم و تفسیر شده است؛ تا آن‌جا که گاه درباره‌ی یک شعر تأویل‌هایی بسیار متفاوت و حتا متناقض دیده می‌شود. این موضوع البته با توجه به نظریه‌های جدید نقد ادبی درباره‌ی «مرگ مؤلف» و«مشارکت فعال مخاطب» در خوانشِ هر اثر، طبیعی به‌نظر می‌رسد. اما گاه این تأویل‌ها هماهنگ با ساختار نحوی و زبانیِ متن هم نیستند؛ به‌گونه‌ای که نمی‌توان دریافت که خوانِشگر یا مفسر چگونه آن معانی را از متن بیرون کشیده است.
در این کتاب شماری از مهم‌ترین تأویل‌های موجود در زمینه‌ی شعر نو مورد نقد و ارزیابی قرار می‌گیرند تا از این راه عوامل ترجیح یک تأویل بر تأویل دیگر روشن گردد و تا جای ممکن معیارهای پذیرفتنی¬تری برای تأویل متن به دست داده شود. همچنین با توجه به دشواری استنباط معنی از متن یا طریقه‌ی معنی‌بخشی به متن، این پژوهش در پی آن است تا با نشان‌دادن نمونه‌هایی عملی از تأویل، فهم شعر نو و لذت‌بردن از آن را که به سبب ابهام‌های گوناگون برای بسیاری از خوانندگان عادی دشوار است، آسان کند و روش درست‌تر تأویل و تفسیر را به آنان بیاموزد. از این راه می‌توان زمینه‌ی ارتباط منطقی خوانندگان را با بخشی از میراث ادبی ایران فراهم آورد. از سویی نتایج این بررسی در تمام شاخه‌هایی که با هرمنوتیک و تأویل متن سر و کار دارند، می‌تواند کارآیی داشته باشد.
محمدرضا شفیعی کدکنی، داریوش آشوری، رضا براهنی، ع. پاشایی، تقی پورنامداریان، محمد حقوقی، سیروس شمیسا و احسان طبری از جمله مفسرانی هستند که تأویل‌هایشان در این کتاب بررسی شده است.
#شعر_نو_در_ترازوی_تاویل
#دکتر_سیاوش_جعفری
#نشر_مروارید
#ادبیات
#شعر_نو
#نقد_ادبی
#هرمنوتیک
#شفیعی_کدکنی#داریوش_آشوری#تقی_پور_نامداریان#محمد_حقوقی#سیروس_شمیسا#احسان_طبری

.
نوری

گفته بود: تا حالا کسی را دیده ای که فک اش شکسته باشد و دندان هاش جا به جا بشود؟ فکِ شکسته ای را دیده ای که همانطور جوش بخورد؟ همانطور داغان و از جا در رفته، جوش بخورد و بماند برای همیشه...بعد برایم تعریف کرده بود از شبی سرد و برفی که خیلی اتفاقی سر از خانه ی احسان طبری و کیانوری درآورده.نزدیکای هفده سالگی، قبل از انقلاب بوده.خانه ای دوطبقه و کلنگی، میانِ کوچه پس کوچه های محله ای قدیمی.می گفت خانه ی خفای شان بود.آن خانه، همه ی خیالاتش را ریخته بود به هم.یعنی هیچوقت فکر نکرده بود که غول هایی مثل طبری و کیانوری توی همچون جایی نشسته اند و گپ زده اند و تصیمم هایی گرفته اند برای قبیله.وقتی اسم احسان طبری را می آورد حالت چهره اش دیگرگون می شد.یکجور شعف و حسرت باهم قاطی می شد توی صورتش...شبی را در آن خانه مانده بود.فقط یکشب آنهم از سرِ ناچاری. می گفت حتا احسان طبری را هم دیده و گپ و گفت کوتاهی باهم داشته اند. می گفت باهاش دست داده و اگر دروغ نگوید، یکبار احسانِ خالی صدایش کرده.بعدش قرار شده دوباره همدیگر را ببینند ولی هیچوقت این اتفاق نیفتاده و مسیرشان به کل از هم جدا شده بود. هرکس رفته بود سی خودش.چندسال بعد ولی طبری را توی تلویزیون دیده بود.با فکِ شکسته. که همانطور جوش خورده بود. و دستِ چپی که دیگر بلند نمی شده، گره خورده به دست راست و انگار که برق فشار قوی را لحظه ای ول کرده باشند توی بدنش.رعشه دار و لرزان. می گفت اصلن نفهمیده طبری دارد چه می گوید.ساعت ها فقط یک آدمِ مچاله ی لَورده را دیده که ته ریش سفید داشته و به زحمت حرف می زده.مردی با عینک قاب درشت مشکی و شیشه های دودی، که مدام خودش را می پاییده تا آب دهنش راه نگیرد و کسی از دیدن آن آبراهه چندش اش نشود.می گفت طاقتش نگرفته و تلویزیون را خاموش کرده و رفته توی بالکن سیگاری داده به باد.اما دروغ می گفت.انگار فقط سیگارِ خالی نبود...
برشی از داستانی تازه «نوری»
#آری_محمودی
عکس: #احسان_طبری #آذر #شیوا_فرهمندراد

.
و در پشت سر ما گورهاست و در پشت سر ما یادهای دفن شده ی بسیاریست....
چگونه
خنده های ما به خموشی گرایید؟
و در تنهایی غمگین اکنون چه طنین های دور و غریبه ای باقی گذاشت....
#احسان_طبری

#گئومات
#احسان_طبری
چاپ اول ۱۳۵۸



خلاصه داستان این درام چنین است کمبوجیه شاه ایران از برادر تنی ‌اش بردیا که مورد علاقه ملکه و اشراف است نگران و هراسان است. پرکشاسب وزیر به او الهام می‌دهد که بردیا را نابود سازد و مغی شورشی به نام گئومات را که در زندان است و شباهت زیادی به بردیا دارد فرمانروای شهر شوش سازد و بدین سان مادر و اشراف را فریب دهد ‌. به دستور کمبوجیه این نقشه اجرا می‌شود می‌شود ...

عکس مال همین مرداد ماه داغ است منتهی مرداد داغ سی و دو سال پیش همراه با حامد عزیز پسر دایی ام در خانه مادربزرگ. باورش سخت است اما زمان به سرعت می گذرد و همه چیز تغییر می کند، حالا خانه مادربزرگ در کوچه ارژنگ که در آن بزرگ شدیم تبدیل به یک آپارتمان شده و ما هم قد کشیدیم روی شانه های پدر و مادر و روزگاری پرفراز و نشیب را سپری کردیم تا به امروز رسیدیم. با هم زمزمه می کنیم ترانه جاودانه امید سروده احسان طبری که توسط استاد احمد عاشورپور پدر موسیقی فولکلوریک گیلان به زیبایی خوانده شده است: زيباتر از جهان اميد ای دوست
در عالم وجود، جهاني نيست
هر عرصه را بهار و خزاني هست
در عرصه اميد، خزاني نيست
صدبار زهر ياس مرا مي کشت
گر پادزهر من نشدی اميد
در تيرگي رنج رهم بنمود
بس شام تيره تابش اين خورشيد
تا آن زمان که شهپر بوم مرگ
برجايگاه من فگند سايه
در کارزار زندگي ام بادا
از جادوی اميد بسي مايه

در همین جا تولد حامد عزیز را تبریک می گویم و برایش آرزوی بهترین ها را در کنار خانواده محترمش دارم.

#اینستاگرام #ایران #گیلان #انزلی #بندرانزلی #انزلی_چی #دروازه_اروپا #شهر_باران #نوستالژی #مادربزرگ #هنر #هنرمند #هنرمندان #احمد_عاشورپور #احسان_طبری #عکس #عکاس #عکاسی #خبرنگار #خبرنگاری #سینما #کارگردان #فیلم #فیلمساز #کاوه_چلمبری #Anzali #Anzali_Port #Anzalichi #Gate_Of_Uroup #City_Of_Rain

نه گورگاه
که کارگاه آدمی است این زمین
بر این زمین
عبث مرو
بیافرین
بیافرین
#احسان_طبری
#theagonyandtheecstasy #irvingstone #artiststudio #artinprogress #workinprogress #scientist #bijan_ghonchepour #bijanghonchehpour

Most Popular Instagram Hashtags