[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

#آناهیتا_فلسفی

MOST RECENT

...
همیشه آرزو داشتم که کیف دستم نگیرم . اغلب هم کارت بانکی و موبالیم را دستم میگیرم یا بزور میچپانم توی جیب های شلوار جینم که آن هم دردسرهای خودش را دارد . مثلا وسط خیابان یا توی مغازه باید مانتو رو تا کجا بالا بزنم که بشود از جیبم درشان بیاورم.
سوای گرفتاری ست کردن کیف و کفش و لباس ، مرتب نگه داشتن محتویاتش بزرگترین دردسر ممکن است . به همه ی شمایی که کیفهاتان مرتب است حسادت میکنم . همیشه سعی میکنم کمتر چیز میز بردارم اما وقتی کارم تمام میشود دریایی وسیله توی کیفم هست که استفاده ای هم ندارند . همیشه تعداد زیادی خودکار ، یک دفترچه ، یک کتاب ، تعدادی لوازم آرایش ، شارژر و باقی چیزهایی که میبینید توی کیفم هست که البته مطمن باشید خیلی هاش از قلم افتاده توی تصویر چون معمولا لحظه ی خروج از خانه به اینها اضافه میشوند .
مثلا جالب است که من اصلا شیرینی نمیخورم اما همیشه چنتایی شکلات توی کیفم دارم . خب این بخودی خود بد نیست ؛ زمانی تبدیل به معضل میشود که شکلاتها نرم میشوند توی گرما و میچسبند به خورده بسکوییهای ساقه طلایی که از بسته شان ریخته کف کیفم ! که به اینجا هم ختم نمیشود چون معمولا یادم میرود زیپ کیف لوازم ارایشم را ببندم و این معجون سمج میچسبد به برس رژگونه ام یا میرود توی رژ لبی که قبلا درب ش را گم کرده بودم یا ..
خودکارها هم همیشه پخش هستن توی کیف انگار نیرویی جادویی در کار است که نظم سخت بدست آمده ی کیفم را بهم بریزد . یک چیز عجیب دیگر هم در مورد دستمال های کاغذیست . نوی نو هستند و همیشه قبل از بیرون رفتن چندتایی را تا میکنم و توی کیفم میگذارم برای شرایط اضطراری!به ثانیه نمیکشد که نمیتوانم توی کیفم بجورمشان.حالا اگر هم بجورم عمرا راهی جز راهی کردنشان به سطل زباله وجود ندارد از بس شبیه دستمال های استفاده شده هستند!
اگر بخواهم ادامه بدهم تا خیلی میتوانم برایتان از کیفم بگویم . از گره های هندزفری تا پول ها و کارت بانکی و شناسایی که همیشه ریخته اند از کیف پولم بیرون تا کلیدهایی که فقط صدایشان می آید و خودشان انگار شیطان بچه هایی هستند مشغول بازی قایم باشک و و و و .. .
.
از کیفهایتان برایم بگویید و مرا در شادیهایتان سهیم کنید ..
.
.
#آناهیتافلسفی #آناهیتا_فلسفی #اهواز #زمستان #اسفند #زنانه_نوشت #دستمال #شکلات #ساقه_طلایی #آب_معدنی #کیف #کیف_زنانه #کیف_پول #کیف_دستی #کیف_لوازم_آرايش #جامدادی #لوازم_آرایش #سکه #کارت_بانکی #عینک #کلید #مونوپد #شارژر #پاوربانک #ساعت #خودکار #کتاب #دفترچه_یادداشت

...
هر فصلی که باشد،من کماکان آغل را نگاه میکنم.پایین تخته های رنگ نخورده ی آغل تیره است و هرچه بالاتر میرود زرد قهوه ای رنگی میشود که نور خورشید را بیشتر نگه میدارد.من به زوایای پشت بام چشم می اندازم،به هندسه ی شیب دارش،تقارن و مهمتر از آن عدم تقارنش،از دست دادن و دوباره به دست آوردن خودش تا ابد.در بیش از هشتاد سال،از آغلی برای کار کردن تبدیل شده است به آغلی برای نگاه کردن.در پایین جاده،ارواح درختان نارون را میبینم،که بالای جاده ی شماره ی چهار،وقتی که نامش بود شاهراه گرفتون،به هم پیوسته اند.طی صدوپنجاه سال از جوانه هایی سبز به پوست درختهایی پوسیده تبدیل شده اند.بیرون پنجره،منظره ی سفیدی را میبینم که به رنگ سبز کمرنگ،سبز تیره،زرد و قرمز و قهوه ای شاخه های برهنه در می آید،تا دوباره برف باریدن بگیرد.
.
برشی از روایت "بیرون پنجره" اثر دونالد هال ترجمه ی علی امیرریاحی
.
.
@hamshahridastan
.
.
#همشهری_داستان #آناهیتا_فلسفی #آناهیتافلسفی #اهواز #مجله #ماهنامه #ادبی #بهمن #زمستان #داستان #روایت #دونالدهال #علی_امیرریاحی #نیویورکر
#annahitafalsafi #ahwaz #annahita_falsafi #magazine #hamshahridastan #winter #story #literature #outthewindow #newyorker #donaldhall #aliamirriahi

...
به بهانه ی عشق برای تو ..
.
.
دعوای غیرتمندانه میان روز عشق ایرانی و فرنگی را اصلا درک نمیکنم . اینکه نام روز عشق سپند چیچی یا ولن چیچی باشد چه فرقی میکند ؟ حالا از عرق ملی و میهنی ما همین مانده که اثبات کنیم روز عشق نامش چیست ؟ البته که صد در صد موافق تخصیص روزی هستم برای عشق که برایش جان بکنی تا شاد و غافلگیرش کنی و وقتی کله قندش را باز میکند برق چشمانش را ببینی و استیصالش در بیان احساس و خوشحالیش و .. اما تو خوب بدانی و بخوانی و ..
اما هنوز هم این دعوا بر سر اثبات روز عشق را نمیفهمم ..
مثلا همین عکس را من حتی یادم نیست چند شنبه بود که گرفتم یا چندمین روز از چندمین ماه .. اما خوب بخاطر دارم که سرد بود و من دلگرم بودم .. قهوه سفارش داده بودم .. به عشق نگاه میکردم و کتف و بالهای سوخاری و .. این تصویر مرا لبریز احساس عمیق خوشبختی میکند .. آیینه هامان را در برابر آیینه آب کارون گذاشته بودیم تا ابدیت عشق را صد چندان کنیم .. حالا هی بیایید و بگویید چنین است و چنان است .. هیچ خرس گنده ای پشت هیچ ماشین آنچنانی ، هیچ چمدان گلی ، هیچ و هیچ و هیچ فریاد عاشقانه ای که همه بدانند ، نمیتواند آدمی را خوشحال کند .. نمیتواند آدمی را خوشبخت کند .. میان هفت هشت میلیارد آدم روی کره ی زمین آدمی فقط با یکی عشق را میابد .. که حالا که یافته ، آیینه اش را برای ساخت ابدیت مقابل آیینه اش گذاشته ، حرامم باد اگر جان بجای دوست بگزینم ..
.
.
پ.ن : دیشب آنقدر آغوش های از شادی دیدم فراخ و گرم ، آنقدر عشق و شور ، سرخ های جاری در جان و تن ، تشکر های سرشار از غافلگیری ، نگاه های گرم و صداهای لرزان و اشک های راز .. انگار شهر را با این تکه های زیبایی اراسته بودند برای من که دل و جانم گرم بود و بود !
.
.
#آناهیتا_فلسفی #آناهیتافلسفی #اهواز #شادی #عشق #روزعشق #ولنتاین #سپندارمذگان #خرس #شکلات #کادو #هدیه #سرخ #آیینه #هوگه #هوگه_آنا #زندگی
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #ahwaz #Valentine #sepandarmazgan #mirror #love #loveday #gift #hyyge #hyyge_Anna #life #happiness

...
نام اثر : نداشتن حق انتخاب .. 💖
گاهی واقعا حق انتخابی نداریم میون خوردن هندوانه .. یا خوردن آرش .. فقط آرشه که خورده میشه 😈😈😈
.
.
#آناهیتافلسفی #اهواز #هندوانه #آرش #انتخاب #زندگی_در_پیش_رو #آناهیتا_فلسفی #اهواز_هوا_ندارد #مادوتا
#annahitafalsafi #ahwaz #choice #watermelone #stash

...
موافقم که دوست داشتن عضوی از بدن است . نه نه مطلقا منظور من هم قلب نیست ! اما یک جایی هست . گیریم که تا الان کسی کنجکاو نشده باشد این دوست داشتن کجای آدم هاست . اما هست . آدم ها گاهی دوست داشتن هایشان درد میکند . فکر میکنم زمانی این درد جانکاه میشود که خاطرات و گذشته مهمتر از آینده میشوند . درمان هم ندارد . حتی چای هم درمانش نیست . و دردی که درمانش چای نباشد درد نیست ، مرض صعب العلاج است . .
.
پ.ن : عجب ! 😂😂 خل واره نویسی !
پ.ن : به شمع علاقه ویژه پیدا کردم . لطفا برایم شمع بیاورید 😀 .
.
#آناهیتا_فلسفی #آناهیتافلسفی #اهواز #هوگه #هوگه_آنا #خل_واره_نویسی#شمع لایف_استایل #توت فرنگی
#annahitafalsafi #ahwaz #strobery🍓 #winter #candle #hyyge #hyygelife #lifestyle #hyyge_Anna

...
داشتم پرتقال ها را میخواندم .. دنیا یک تصویر است . یک نوشته است . باید آن را خواند . با خواندن آن میتوان به رموز دیگری پی برد . یک فرهنگ لغت به خودی خود برای چه کسی اهمیت دارد ؟ باید چیزهایی ، پرتقال هایی برای خواندن وجود داشته باشد .. .
.
#آناهیتا_فلسفی #آناهیتافلسفی #هوگه #هوگه_آنا #اهواز #پرتقال #زمستان
#annahitafalsafi #ahwaz #orange #hyyge #winter

...
"ما آرزو نداریم بر دنیا غلبه کنیم ، اما در عوض خرد و فرازنگی ما به سراسر دنیا غلبه می یابد . آینده ، درخشان است و احتمال بسیار زیادی وجود دارد که روزی بالاخره کل دنیا یک چلم بزرگ شود"
.
.
قسمتی از متن کتاب "احمق های چلم و تاریخشان" اثر آیزاک بشویتس سینگر ترجمه ی پروانه عروج نیا .
.
.
احمق های شهر چلم سرگذشت خیالی طنز امیز شهر یا کشورهاییست که حاکمانشان دچار توهم رسیدن به قدرت و وسعت یک امپراتوری و جهانی شدن هستند .
نمیدونم چطوری اما یطوری این کتابارو پیدا کنید و بخونید ! انگار یکی زندگی و جامعه ی ما رو کپی پیست کرده . البته سرنوشتمونم توش هستاااا .
.
.
#آناهیتا_فلسفی #آناهیتافلسفی #آ_بامداد #کتاب #کتابخوانی #کتاب_این_روزهایم #کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب ##احمقهای_چلم_و_تاریخشان #دوباره_احمق_های_چلم #احمقهای_چلم #آیزاک_بشویتس_سینگر #پروانه_عروج_نیا #نشر_آسمان_خیال #خدیجه_روزگرد #اهواز طنز #اجتماعی
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #ahwaz #thefoolsofchelemandtheirhistory #the_fools_of_chelm_and_their_history #isaacbeshevissinger #book

...
من آشپز خانواده ام .. معنی این حرفم این نیست که آشپزی من کاری فداکارانه است . کاملا برعکس ، چرا که برای تحمل آشپزی مثل یک زن ، باید مثل یک مرد برای خودم آشپزی کنم . غذاهایی که برای خانواده ام میپزم ، همان غذاهایی هستند که خودم دوست دارم بخورم . غذاهایی که دوست دارم بخورم ، همان چیزهایی هستند که برای خانواده میپزم . من از سر گرسنگی و طمع آشپزی میکنم و برای همین همانقدر که یک آشپز از خود گذشته ام ، آشپزی مستبد و جزمی ام . همه ی کارها را خودم میکنم و همه چیز را خودم درست میکنم ؛ از سس سالاد تا پودر چیلی . از دیگران کمک نمیخواهم و دنبال راه های میانبر نمیروم . میخواهم وقت را صرف کنم ، نه صرفه جویی . از تناقضی که این تعهد وسواسی ایجاد میکند خبر دارم آن زمانی که پای اجاق میگذارم ، در واقع زمانی که برای خانواده ام میگذارم ، در عین حال زمانی ست که از آنها میگیرم . .
.
برشی از روایت "قصه ی آشپزی مادرم" نوشته ی تام جوناد . این روایت با عنوان my mother couldn't cook در سال ۲۰۱۰ در مجله اسکوایر منتشر شد .
.
.
@hamshahridastan
.
.
اگر همشهری داستان رو نمیگیرید یا نمیخونید این یک روایتش رو از دست ندید . بنظرم فوق العاده بود . اجالتا این ماه خودم مجله رو برای خودم خريدم 😅 .
.
#آناهیتافلسفی #آ_بامداد #آناهیتا_فلسفی #اهواز #همشهری_داستان #دی #قصه_ی_آشپزی_مادرم #تام_جوناد #مجله #اسکوایر #ماهنامه #داستان #روایت #قصه
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #ahwaz #hamsharidastan #tomjonad #mymothercouldntcook #magazine

...
اینم کیک کاکائویی آنا پز 😋👌😎😁😍😀
.
۶ عدد تخم مرغ
۱ پیمانه سر خالی شیر
نصف پیمانه روغن
۱ قاشق چای خوری وانیل
۱ قاشق مرباخوری بیکین پودر
۳ پیمانه آرد
نصف پیمانه پودر کاکائو
۲ پیمانه شکر .
اول فر رو روشن کردم روی دمای ۱۸۰ درجه . ارد ، بیکین پودر و پودر کاکائو رو مخلوط و الک کردم . بعد با شکر قاطی کردم . زرده و سفیده ها رو جدا کردم . سفیده ها رو زدم تا ابری شدن . زرده و وانیل رو خوب زدم تا پف کرد بعد روغن و شیر رو ریختم توش و وقتی مخلوط شدن مواد خشک رو ریختم و خوب خوب هم زدم تا یک دست شد . اخر سر هم سفیده های ابری رو اضافه کردم و اروم و دورانی قاطی کردم که پفش هم نخوابه . ریختم توی قالب و پنجاه دقیقه توی فر گذاشتم .
.
.
هرچند خیلی خوشمزه میشه همیشه اما من زمانی لذت میبرم که تو میخوری و از کیف کردنت لذت میبرم . با چایی یا کاپوچینو توی هوای سرد وقتی از خواب بعد از ظهر بیدار میشی و اخلاق هم نداری تا سیستم عاملت لود بشه .
.
.
اینم مهمان نجف دریابندری باشید در کتاب "مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز" :
کلمه ی کیک به احتمال قوی همان "کاک" فارسی است ، که به معنای نان شیرینی است و هنوز در پاره ای نقاط ایران بکار میرود-مثلا در کرمانشاه به معنی شیرینی نازک لوله شده و در تبریز به صورت "کوکه" به معنی نانی که لایی شیرینی دارد.انواع و اقسام کیک بیشمار است و ..
.
.
.
#آناهیتافلسفی #آناهیتا_فلسفی #آ_بامداد #کیک #کیک_شکلاتی #کیک_خونگی #زمستان #دی #چای #کاپوچینو #نجف_دریابندری #آشپزی #آشپزی_از_سیر_تا_پیاز #اهواز #کیک_آناپز
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #ahwaz #cake #chacolatecake #winter #tea #capochino #chef

...
تصور کن همه ی ما مردم ، این دنیای لعنتی سرمایه داری صنعتی رو یه روز یه هو تعطیلش کنیم . زمین از دستمون نفس بکشه و وقتی میریم همچین جایی ، حیوانات ما رو هم جزیی از طبیعت ببینن و نترسن و نرمن . تصور میکنم حتی حالایی که تصور کردنش اینقدر سخته . بقول اریک فروم "بودن برتر از داشتن است" .
چقدر این فیلم بمن آرامش داد و چقدر آرزو کردم همه ی ما توی همچین زمینی تنفس و زندگی میکردیم...
.
.
فیلم را در نشنال جئوگرافی دیدم.
.
.
#آناهیتافلسفی #آناهیتا_فلسفی #آ_بامداد #اهواز #تنگاره #طبیعت #زندگی #تنفس #زمین_پاک #هوای_پاک
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #natural #earth #oxigen #save_earth #love_earth

...
شغل شریف عکاس شخصی بودن !!
😂😂😂
.
.
شاعر میفرماید .. .
ای سرود دریاها
در ساحل خشمناک سکوت من موجی بزن
ستاره ی ترانه یی برافروز
در بهشت مغموم خون من ای سرود دریاها
.
.
#سروددریاها #عکاسی #دریا #جنوب #عکاس_شخصی #دوربين_عکاسی #آناهیتافلسفی #آناهیتا_فلسفی #آ_بامداد #اهواز #تنگاره
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #ahwaz #camera #photography #photographer #sea #south #tangaare #seaside

...
پدرم عادت داشت آجیل نوروز و یلدا را قاطی نخرد.عزیزالله خشکباری هم بهترین ها را برایش گلچین میکرد.پسته و بادام و فندق و همه را سوا سوا می خرید و می ریخت در بزرگترین مجمعی که داشتیم.بعد ما با خوشحالی همش میزدیم وتند تند فندق بود که من می خوردم تا بقیه هواسشان شاید به در هم کردن شکلات ها بود ... وقتی مخلوط می شد بخشی می رفت توی ظرف کریستال آجیل که آقا بزرگ از سفرش به فرنگ آورده بود سوغاتی برای عروشس،مادر من.همان سفری که عمو بزور با فرستادن دعوتنامه برده بودشان و عزیز خانم میگفت مردمشان حیا که نداشتند ،وسط خیابان همدیگر را می بوسیدند.ظرف کریستال را فقط سالی دوبار می دیدیم.مثل آجیل ها.باقی آجیل ها هم میرفت توی پاکتهای مقوایی در کمد چوبی اتاق کوچیکه تا به ترتيب مهمان ظرف کریستال بشوند.روبروی کمد چوبی یک دراور بود با پنج کشو که رویش رختخواب چیده بودیم.کشوها را مثل پله میکشیدیم بیرون و ازشان بالا می رفتیم تا دستان کوچک مان برسد به شیر خشک های نیدو که مادر از ترس مورچه گذاشته بودشان بالای کمد زرشکی.بعد تف میزدیم به نوک انگشتانمان که پودر شیرخشک بچسبد بهشان و تا مرز خفگی میخوردیم.تازه اگر تنها بودیم و وسعت عمل داشتیم،پودرهای طعم دار آلبالویی «او آر سی» را که محض احتیاط برای زمان اسهال گرفته بودند را با آب مخلوط میکردیم و مثلا از خودمان شاهانه پذيرايی میکردیم.
.
.
#آناهیتافلسفی #آناهیتا_فلسفی #آ_بامداد #اهواز #یلدا #شب_یلدا #هندوانه #انار #سکنجبین #کاهو #کرسی #عشق #مادوتا #شمع #چای_هل #دارچین #آجیل #حافظ #میتراییسم
#yadda #yaldanight #annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #tea #love #Christmas #mitraism

...
من و مادر میانه مان اغلب خوب نبود . یک ساعت قبلش از بابت اینکه سر هیچ کاری بند نمیشوم ، شوهر نمیکنم و همیشه با دوستانم در گشت و گذارم ، حسابی سرزنش شده بودم . یکی دو ماه دیگر سی ساله میشدم و فایده ای نداشت برای هزارمین بار به سنم اشاره کنم و بگویم زندگی هر کس به خودش مربوط است و او هم جواب بدهد به شرطی که دستت هم توی جیب ما نباشد . .
(برشی از داستان میخچه اثر بهناز علی پور گسکری)
.
.
گرچه همشهری داستان @hamshahridastan آذر ماه با شمردن جوجه های پاییز به بدستم رسید ، اما گرمای دست های تو را داشت که دادی اش به دستم .
و یک انتقاد .. با اینکه میدانم تبلیغات در حیات یک نشریه حیاتی ست ! اما چرا از حدود دویست و بیست صفحه ی این مجله باید چهل صفحه اش تبلیغات باشد ؟ و هر شماره هم بیشتر میشود انگار !
.
.
#همشهری_داستان #اهواز #مجله #ادبیات #آذر #جوجه_های_آخر_پاییز #آناهیتافلسفی #آناهیتا_فلسفی #آ_بامداد
#hamshahridastan #ahwaz #magazin #literature #annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #autumn

...
نمیتوانم بیاد بیاورم وقتی دنیا آمد هم همینقدر که الان دوستش دارم و برایش ذوق میکنم دوستش داشتم یا نه . اما دو روز پیش که این عکس را میگرفتم چنان به وجودش افتخار کردم که چند بار شاتر دوربین را با لرزش چکاندم . چیزهای دیگری را اما خیلی بوضوح بیاد می آورم . مثلا بازیها و کودکانه هایش را .. اینکه ساعتها مینشست و ماشینهای رنگ و وارنگ و کوچک و بزرگش را میچید به پهنه ی شهر خیالیش که آن وقتها جا میشد توی یک فرش دوازده متری . خطهای دور قالی اتوبانهای اصلی شهر بودند و ترنج فرش ، میدانش . انقدر دقیق و منظم میچید که اخرش خسته میشد و بازی کرده نکرده جمعشان میکرد . یا مثلا در سفرهای بیرون از شهر همیشه اگر نهری و رودی بود ، داشت کنارش آب را منحرف میکرد و سد میساخت . تمام که میشد هرچه چوب بود که اندازه ی دستهای کوچکش میشد مهمان آتش کوچکی بودند . از همه خاطرات مشترکمان شیرینتر روزی بود که کلاس اول بودم توی مدرسه ، مادر رفته بوده سر خیابان انگاری و برادرم فکر کرده بود تنهایش گذاشته بوده ، با چشمان نمناک و بغض توی گلو اما مغرور و بی گریه ، یک جارو در یک دست و یک خاک انداز در دست دیگر آمده بود جلوی کلاس ما و جوری گفت خواهرم را میخواهم و نامم را جسورانه خواند که با چشمانم قربان صدقه اش رفتم و این حس را داشتم که اگر بستنی بود درسته قورتش میدادم .. هزار خاطره ی رنگ و وارنگ و شیرین دارم از تمام روزهای مهم و غیر مهم زندگی اش .. مرد بی پیرایه ، خلاق و مهربان روزهای سخت من . چقدر چقدر چقدر بی حد و وصف دوستت دارم . و چقدر مردانه و مردانه و مردانه بودی و دوستم داشتی ، دستم را گرفتی و مثل وقتی کودک بودیم و خاک روی زانوهایت را میتکاندم بعد از زمین خوردنت ، گرد روزهای دشوار زندگی ام را تکاندی از جانم . آج دوست داشتنی من ، شاید هیچ نامی برازنده و نمایانگر حجم حضورت نباشد اما بی شک برای من اینکه برادر صدایت میکنم بزرگترین داشته و نهایت توانم است .
نمیدانم کجا خواندم یا شنیدم که "تنها پل ارتباط ما با گذشته مان در روزهای پیری خواهرها و برادرهایمان هستند" . اما خوب میدانم همین الان هم همینطور است برایم چه برسد به روزهای پیری .
تولدت هزارها و هزارها بار مبارک .
.
@ar7122 .
.
#برادرانه #خواهرانه #تولد #آذر #عشق #خاطره #اهواز #آناهیتافلسفی #آناهیتا_فلسفی #آ_بامداد #شادی #زندگی #تنگاره #تولد
#brother #brotherlylove #sister #memory #ahwaz #happiness #life #birthday #tangaare

.
.

از مالیخولیاهای این روزهایم این است که درون هر انسان هنرمندی، ستیز دیالکتیکی میان انکار و پذیرش ، انهدام و بقا ، سرپیچی و اطاعت در جريان است و این فرایندی ست که در آن دو گرایش متضاد با هم در می آمیزند و بصورت پاسخی تجزیه ناپذیر به کشاکش با واقعیت برمیخیزند .نوعی گریز از واقعیت . گرچه نباید تاثیر هنرمندان و نویسندگان را در انقلابها نادیده گرفت اما اغلب این پیشتازان طبقه ی فکری مترقی ، یا بقدر کافی جلو نرفته اند یا خیلی جلو رفته بودند و باعث شکست یا پیروزی جریانهایی شده اند . روانکاوی نیز همچون رمانتیسیسم در هنر ، ضمیر ناخوداگاه را سرچشمه ی شکلی نه بالاتر ، بلکه دست کم ، اصیلتر و ماندگارتر از حقیقت میداند . بقول فروید این "دوره ی ناسازگاری انسان با تمدن" است . بوضوح پیداست که زندگی و کار هنرمند در نتیجه ی بحران رمانتیکی به دو عرصه ی جداگانه تبدیل شده اند و میان خود خصوصی او و حضورش در برابر مردم شکافی بزرگ باز شده است . اگر در جامعه ای زندگی میکنیم که درک پندار و کردار هنرمند دشوار است ، دست کم سکوت کنیم و از هنر در نازلترین مقامش ، یعنی کسب لذت بهره ببریم .
.
تنهاترین نهنگ دنیا؛ عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به یک وال آبی داد ! قضیه از این قرار بود که تنهاترین نهنگ ، نهنگی بود که دانشمندان او را از سال ۱۹۹۲ تحت نظر داشتند تا بالاخره علت تنهایی اش را کشف کردند! نهنگ ۵۲ هرتزی ، نامی بود که دانشمندان پس از ضبط صدایش برای او در نظر گرفتند. محدوده صوتی آواز والهای آبی بین ۱۵ تا ۲۰ هرتز است در حالی که آواز این نهنگ فرکانسی معادل ۵۲ هرتز داشت، در نتیجه توسط هیچ نهنگ دیگری قابل شنیدن و شناسایی نبود...
این داستان شاید حکایت تنهایی خیلی از ما باشد، سخن گفتن و زیستن در آواها، رویاها و دنیاهایی که توسط دیگران قابل دیدن، شنیدن و درک کردن نیست . .
.
.
موزیک و ویدیوی کامل را در کانال تلگرام من ببینید.
.
.
#آناهیتا_فلسفی #آناهیتافلسفی #آ_بامداد #هنر #هنرمند #رمانتیسیسم #فروید #نهنگ_تنها #روانکاوی #جامعه_ستیزی #لذت #مالیخولیا
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #art #artist #romantisism #froid #alone #psycopath #enjoy #psycology

...

بی سروصدا زندگی کردن و اجتناب از جلب توجه عاقلانه است.
تناقض فرمی را گاه به نام سکوت بزرگ میخوانند. جهان قاعدتا بایست مملو از صداهای ناهمگون باشد اما به نحو تشویش آوری بیصدا است.
برخی از انسانها این نظریه را مطرح کرده اند که انواع هوشمند پیش از این که بتوانند پای از کرات خود بیرون بگذارند منقرض می شوند. اگر حق با آنها باشد، در این صورت اين سکوت سنگین آسمان شب سکوتِ گورستان است.
صدها سال پیش، تعداد همنوعان من چندان زیاد بود که آوای ما در سرتاسر جنگل ریو آباخو طنین انداز می شد. حالا دیگر کمابیش از بین رفته ایم. چیزی نمیگذرد که این جنگل بارانی به اندازه ی باقی کیهان بی صدا شود.
.
.
@hamshahridastan
.
.
#آناهیتافلسفی #آناهیتا_فلسفی #آ_بامداد #آبان #همشهری_داستان #ادبیات #مجله #ماهنامه
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #November #hamshahridastan #literature #magazine

...
امروز ۹ آبان ماه آلبوم جدید همایون شجریان با نام "کنار غزلهای من بخواب" منتشر میشود . گرچه تا به اهواز برسد آن هم در این هوای خاک آلود گمانم هفته دیگر هم به آخر رسیده باشد . در صفحه ی آوای همایون @avayehomayoun لینکی معرفی شده برای دانلود قانونی آلبوم . البته دانلود کردن برای من قانونی اش هم لذتی ندارد . باید بخرمش فیزیکی . مثل همه ی قبلی هایش . خرید قانونی آثار هنرمند و مولف از واجبات است اگر کار کار انگلیسها نباشد . دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ .
خاطرم هست از سال ۸۲ با همایون همراه شدم و شناختمش . بعدترها توی خوابگاه صبح های زود آلبوم "نسیم وصل" را میگذاشتیم . آمنه @amiidaily چای دم میکرد و پسته پوست میگرفت . من از نبش خیابان همافران نان سنگک تازه میخریدم و پنیر . چنین روزهایی سفره صبحانه مان اشرافی بود . صدای گرم ریختن چای و بخار دوستی مان میپیچید به نرمی دم همایون و هوای ابری پاییز . بهشت کوچکی بوده انگار به چشم این روزهایم . .
.
.
#آناهیتافلسفی #آناهیتا_فلسفی #آبان #خیابان_همافران #اهواز #خوزستان #خاک #همایون_شجریان #نسیم_وصل #موسیقی #آلبوم
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #ahwaz #khouzestan #homayoun #shajarian #homayoun_shajarian #tea #cold #cloudy #friendship #music #musicband #November #rain #pista #bread #cheese

...
گمانم خیلی سال پیشتر ، منظورم روزگاران خیلی دور است ، زیبا بوده که خودم را در زندگی باشکوهی تصور کنم که توانایی سرودن غزل ، گفتگو با ستاره ها ، مراقبه در شب های کویر ، یا آرامشی همچون سعدی در سرودن گلستان داشته باشم .
حالا از هر زاویه ای که دارم نگاه میکنم میبینم این شئ چیزی جز یک فنجان قهوه نیست . یک فنجان قهوه ی سفید رنگ که تازه تویش چای ریخته اند ! تعریف جهان لذت بخش امروز ، جهانی ست که در آن هیچ مگسی ، هیچ بی سوادی نباشد ! جهانی با مرغ های درشت هجده پا . جهانی با رنگهای مختلف در هر روز هفته . تحت توجه خدمات ملی و بهداشتی . با تلویزیونی در هر اتاق که مناظر استوایی را برای قطبی ها ، و مناظر محل سکونت اسکیموها را برای هاوایی پخش میکند . جهانی برای پاداش هایی زیرکانه که همه ی شورشیها و مخالف ها را تبدیل به شهروندانی موافق و سربراه میکند .
جهانی رضایت بخش برای مردمی منطقی .
آنوقت کسی ، حتی یک نفر آدم بی منطق در جهان حضور خواهد داشت ؟
اما امروز برابر آیینه ایستادم در حالی که تیوپ خمیردندان دستم بود ، خندیدم و بجای گذاشتن مسواک در دهانم ، آن را به تصویرم در آیینه نزدیک کردم و با دقت دهان کاذب را با مسواک و خمیر دندان سابیدم . بعد وسط تصویر دهانم ، قلبی را نقاشی کردم .
.
.
از مالیخولیاهای روزانه
.
.

#آناهیتا_فلسفی #آناهیتافلسفی #آ_بامداد #اهواز #قهوه #چای #عشق
#افسانه #داستان #شهرمن #شهری_که_دوست_میدارم #زن #من #تمام_من #تنگاره
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #ahwaz #magic #Woman #me #mycity #toothbrush #hen #golestan #mirror #mystery #coffee #coffeecup

...
البته که الانم هوا واسه خودش یه پا گرمه .. اما یادی کنیم از دماهای بالای پنجاه درجه تابستون . شبا ما اینجا میگیم "اوووووووووفیش چه خنکه" . توی فیلم اونجا که میگه "آب دسشویی رو باز کن خیلی باحاله" 😂😂 همه ی خوزستانیا این تجربه رو دارن و حداقل یبار در این مورد به مهمونای شهرستانی بیتجربه و سوخته 😈 خندیدن . 😂😂
عاشق مردم این خاک دامنگیر لامصبم . با همین لحجه های قشنگ و دلنشین . از گرمای وجود آدم هاشه که اینجا اینقد گرم شده 💖
.
.

#آناهیتا_فلسفی #آناهیتافلسفی #آ_بامداد #اهواز #عشق
#افسانه #داستان #شهرمن #شهری_که_دوست_میدارم #زن #من #تمام_من #تنگاره #با_هم_بخندیم #گرما #پاییز #تابستان #اووووفیش
#annahitafalsafi #annahita_falsafi #a_baamdad #ahwaz #magic #Woman #me #mycity #warm #laugh #hot

Most Popular Instagram Hashtags