shahinnajafi shahinnajafi

95 posts   281362 followers   0 followings

Shahin Najafi  www.shahinnajafimusic.com

http://t.me/shahinnajafimusic

امروز چهارشنبه ساعت ١٨:٠٠ به وقت ايران
درباره‌‌ى آينده
شاهين نجفى
در تلگرام
نقاشى از هامون

همكارى شاهين نجفى در پروژه‌‌ى " روياهاى بتهوون". اركستر دوناتورى موزيسى، كنسرت پيانو، سوپرانو، گروه كُرال
سوم سپتامبر ٢٠١٧
دانشگاه فردريش ويلهلم شهر بن Beethovens Träume - Konzert Klavier, Sopran, Chor, Orchester) unter der Ltg. von Sibylle Wagner

03.Septeber 19:00 So
Aula der Universität
Rheinischen Friedrich wilhelms-Universität Bonn
Sopranistin: Gabrielle Mouhlen
Klavier: Jingge Yan
Improvisation:Shahin Najafi
Donatori Musici Orchester
Dringent: Sibylle Wagner

معرفى انتشارات #ناكجا به رفقاى اهل كتاب در داخل و خارج از ايران.
گويا ناكجا به انتشار كتاب بدون سانسور اصرار دارد و اين در شرايط موجود ،در جهت آگاه‌‌سازى بسيار مهم است.
برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام از این لینک استفاده کنید
http://www.naakojaa.com/article/18425
و یا به اکانت تلگرام ناکجا پیغام بدهید
@NaakojaaPub

توضيح: در كنسرت شهر كلن، پيش از اجراى گروه، فيلم "وقتى خدا خواب است" براى اولين بار در آلمان اكران خواهد شد. بزودى اطلاعات دقيق‌‌تر را اعلام خواهيم كرد.
Ticket Köln: Soon

Ticket Stockholm: Tues 10.10.17 19:00
http://sodrateatern.com/shahin-najafi-irn/

Ticket Göteborg: Weds 11.10.17 19:00
http://storateatern.se/program/shahin-najafi/?date=1710110700

Mathias Knoop( Trumpet)
Hannes Feder( Drums)
Christian Lorenzen( Piano)
Ben Tai( Bass)

#jazz #shahinnajafi #radikal #fusion

شاهين نجفى و گروه در سوئد
١١ اكتبر در شهر گوتبرگ
Shahin Najafi & Ensemble Live in Göteborg
11.10.2017

Mathias Knoop( Trumpet)
Hannes Feder( Drums)
Christian Lorenzen( Piano)
Ben Tai( Bass)
Ticket:
http://storateatern.se/program/shahin-najafi/?date=1710110700
#jazz #shahinnajafi #radikal #fusion

گفت اولين سنگ را كسى بزند كه گناهى نكرده باشد!
و "مجدليه"، "مصلوب" را شبانه مثله كرد تا تاريكى "نجات‌‌دهنده" خطاب شود. چه كسى هنوز خبر فاجعه را نشنيده است؟
هر روزمان با جنگ و مرگ و تجاوز و اعدام و خشونت و فقر آغاز مى‌‌شود و با الكل و اعتياد و مسابقه و بازى‌‌ و سريال در تاريكى فرو مى‌‌نشيند.
راه فرارى وجود ندارد و بايد كارى كرد ، شايد "انسانى"، "زيباتر" شود.
پس ما را چه به جهانِ "افشاء‌‌شدگان" و "افشاء‌‌كنندگان" و "پاپاراتسى"‌‌هاى زرد و رنگ به رنگ‌‌شده!
ما را چه به "جورناله‌‌ايست"‌‌هاى رومانتيك و مجلسى!
ما را چه به "اسيران اصول‌‌‌هاى بى‌‌اصالت" و جهانِ جانوران دوزيست و محكوم به بركه‌‌هاى حقير!
چه فرق مى‌‌كند سرباز كدام جناح باشى و از كدام رسانه‌‌ حقوق بگيرى!
قرار ما نبود "تابو‌‌ها" را بشكنيم تا "يابوها" معركه‌‌گردان جهان مجازى باشند!
پس اينجا و هر فضاى مجازى و واقعى مربوط به "شرارتِ فكر" جايى براى عربده و شعار و هوچى‌‌گرى و بوس و قلب و "دوستت داريم"‌‌هاى جهان "خوانندگانِ مصرف و روزمرگى" نيست و تنها امكانى خواهد بود براى رشدِ فهم و آموزش و پرسش و آينده!
به همين اندازه بى‌‌رحم و سخت و صريح!
از اين پس ويتامين‌‌هاى فكرى را -متناسب با محدوديت زمان و ضيغ وقت-، از معرفى كتاب به معرفى جزئى‌‌تر موسيقى‌‌دانان و عكاسان و فيلمسازان و مجمسه‌‌سازان و... ارتقاء مى‌‌دهيم.
روش‌‌ها: معرفى سبك و شخص مؤلف و ارائه نمونه‌‌اى از آثار به اميد ايجاد بحث‌‌هاى تئوريك در ميان مخاطبان
اهداف:
الف. ارتقاء فكرى و قدرت بصرى و توان شنيدارى مخاطبانى كه تشنه‌‌ى آموزش و يادگيرى‌‌اند، مخصوصا ارتقاء تئوريك مخاطبانى كه به دلايل اقتصادى و اجتماعى/سياسى امكان يادگيرى كم‌‌ترى دارند.
ب. كمك به شكل‌‌گيرى و تحكيم بستر عقلانيت در جامعه، ساخت بسترى فكرى در جهت بارورشدن "عقل راديكال" و "نقاد" تا شايد كمتر فريب بخوريم... تنها شايد كمى كمتر آلوده شويم!
شعار نده، شعر بگو: آينده از آنِ كيست؟
آينده ازآن فرم است، فرم ازآن آينده!
مسئله مرگ و زندگى نيست،
مسئله مرگ و زيباييست!
تصوير:
مجسمه " مريم مجدليه" اثر " دوناتلو"، ساخته شده از سپيدار سپيد و گچ و لايه‌‌هاى ظريف طلا. در سال‌‌هاى ١٤٥٣ تا ١٤٥٥ ، سفارش‌‌دهنده: بزرگ خاندان مديچى در فلورانس اين اثر يك كار رئاليستى(واقع‌‌گرايانه) با سويه‌‌هاى تصويرى پسمستيك يا بدبينانه است. تصوير يك "گناهكار/فاحشه‌‌ى سابق در موقعيت فرمال "كونتراپست" سَبُك كه خود "دوناتلو" و سپس "ميكل آنژ" از پيشگامان اجرايش در اواسط قرن شانزده پانزده ميلادى بودند.

دوازده ترجمه از نوشته‌‌هاى ده انديشمند و فيلسوف.
كتابى مفيد براى مغزهاى آزاد! در ابتداى كتاب گزاره‌اى از "جانّى واتيمو" جلب توجه مى‌‌كند: هر چيزى كه ما تجربه مى‌‌كنيم نه بيشتر از يك تاويل و نه كمتر از آن است- چيزهاى جهان همواره در قالب ارزش‌‌هاى ذهنى خود ما تاويل مى‌‌شوند، و اين گونه است كه يگانه جهانى كه مى‌‌توان شناخت جهان "تفاوت‌‌ها" يعنى جهان "تاويل"هاست!

شروع مبحث بسيار جذاب است و اين پرسش مهم را مطرح مى‌‌كند:
آيا زيبايى در خود چيزهاست يا "ذهن شناسنده" زيبايى را به آن چيز مى‌‌دهد؟ واينكه اگر اثرى هنرى را زيبا مى‌‌دانيم و اثرى ديگر را خير، ناشى از خود آن اثر است يا سليقه‌‌ى ما؟
سليقه‌‌ى ما ناشى از سير تجربه مفهوم زيبايى در ماست يا امرى صرفا احساسى و نامتعين؟
پرسش‌‌ها در فلسفه‌‌ى هنر مدام تكميل‌‌تر و عميق‌‌تر شده‌‌اند. در فلسفه‌‌معاصر پرسش "زيبايى چيست؟" ديگر كاربردى ندارد و هنر با چگونگى‌‌اش مفهوم مى‌‌شود، زيرا زيبايى در دوره‌‌هاى متفاوت تاريخِ هنر جلوه‌‌هاى متفاوتى داشته و اين سيرِ متغيير همچنان ادامه دارد. درگيرى با فلسفه‌‌ى هنر قطعا سليقه‌‌ى انسان را نسبت به هنر و زندگى روزمره تغيير مى‌‌دهد و پس از آن ديگر نمى‌‌توان با آثار هنرى ساده‌‌انگارانه برخورد كرد.
مطالعه‌‌ى آثارى اينچنينى براى مخاطب فارسى‌‌زبان با توجه به كمبود منابع كافى در فلسفه هنر و زيبايى‌‌شناسى، هم موجب بارور شدن مخاطب و هم رشد مولف است. از سويى مخاطب تيزهوش، هنرمند را تشويق به تجربه كردن و فراروى از گذشته مى‌‌كند و از سويى ديگر در تجربه‌‌هنرى هنرمند شريك شده و با ذهن خود، آن را گسترش مى‌‌دهد. اينچنين مخاطبى سرمايه‌‌ى اصلى هر هنرمنديست كه هنر را براى "زندگى" مى‌‌خواهد و مى‌‌داند هنر هم ناشى از انسان و هم براى انسان است و نمى‌‌تواند براى خود باشد و هدفش ادامه‌‌ى زندگى‌‌ست و از همين رو مسئله‌‌اش آينده است! در "گذشته" و براى "حال" نفس نمى‌‌كشد، بلكه " زمان" را فهميده است و هميشه احساس مى‌‌كند "دير شده است" و بايد كار كند! بيهوده نيست اگر هنر را تنها دليل ادامه‌‌ى هستى بشر بدانيم. آنجا كه آرزوها و روياها و تخيلش را مى‌‌سازد، يعنى نفس مى‌‌كشد براى آن "آينده"! مگر جز اين است كه ما مردم جهان نتيجه‌‌ى فهم و احساس و كار پيشينيان‌‌مان هستيم. مردمى كه درگير گذشته و حال مى‌‌شوند، برنامه‌‌اى براى آينده نخواهند داشت و همه چيز در راستاى تمنيات و خواست‌‌هاى فردى و روزمره معنا مى‌‌يابد. چنينى جهانى، جهانى بى رويا و تخيل و آرزوست. اراده‌‌ى معطوف به فردا را نمى‌‌شناسد و "زندگى" را به مرگ مى‌‌فروشد.
!هنر امكان تجسم اين روياهاست! و چنين هنرمندى براى آينده و امكان جهان آينده كار مى‌‌كند. سليقه‌‌ى روزمره‌‌ى مخاطب را پشت سر مى‌‌گذارد و مدام از خودش نيز فراتر مى‌‌رود. در اين راه مخاطبى كه در گذشته مانده است، از قافله عقب خواهند ماند و امكان فهم تجربه‌‌ها را نخواهد داشت.
نوشته‌‌‌‌هاى ديويد هيوم ما را با بخشى از فهم قرن هجدهم پيرامون زيبايى شناسى آشنا مى‌‌كند.

٩سال در زندان و در انتظار اجراى حكم اعدام است!
اين ساز را زانيار در زندان ساخته و همانجا شروع به يادگيرى كرده است!
هنر اين است! هنر #راديكال قطعا ريشه‌‌هايش از همينجاست. معناى اميد و مقاومت اين است تا ما "چگونه زيستن و چگونه مردن" را بياموزيم. نه اينكه در خاكى‌‌هاى فرودست و جهان فراموش‌‌شدگان زاده شويم و نامش را "سرنوشت" بخوانيم و بپذيريم كه آرى پايان‌‌مان آنجاست !
نه نه نه! پايان در بيهودگى و بى‌‌معنايى و ابتذال است!
عكس‌‌هاى خانه‌‌ى پدرى "آتنا"ى قربانى را ديده‌‌ايد؟ مى‌‌دانيد پدرش دست‌‌فروش بود؟ آمار تجاوز روزانه به كودكان را مى‌‌دانيد؟
بر سر بچه‌‌هاى كلاس قرآن هم چادر بكشيم؟
فرد معلول است، علت را، سيستم را نشانه بگير!
اينها براى آتناها در زندان شكنجه مى‌‌شوند تا روياى هيچ كودكى دريده نشود، تا دهان‌‌هاى هرزه، تجاوز به كودكان‌‌مان را به حجاب تقليل ندهند! تا ريشه را نشانه بگيريم. تا هركجاى اين زمين، "گود"‌‌مان باشد. تا از ياد نبريم، پيش از آنكه تسليت بگوييم بايد اقدام كنيم!
مهدى رجبيان با سه‌‌تار و سلامت به زندان رفت و با بيمارى "ام اس" بيرون آمد، اما اين دو جوان ممكن است بى‌‌جان آزاد شوند! من وظيفه‌‌ى شهروندى و انسانى‌‌ام را انجام مى‌‌دهم تا شرمنده‌‌ى تاريخ نباشم.
پ.ن:
زانيار و لقمان مرادى ٩ سال است كه در انتظار اجراى حكم اعدامند. با توطئه و پرونده‌‌سازى اطلاعات كردستان محكوم و زندانى و در زندان شكنجه و تهديد به تجاوز شدند.
صداى‌‌شان را بشنويم و به ديگران برسانيم!
https://www.ipetitions.com/petition/zanyar-loghman-moradi/?utm_medium=social&utm_source=facebook&utm_campaign=button

مسئله تنها آينده است
#ترومپت
#راديكال

گزارش دويچه وله از فيلم "وقتى خدا خواب است" در فيلم فستيوال مونيخ

http://m.dw.com/de/kino-spezial-filmfest-münchen/av-39459380

#ShahinNajafi
#Whengodsleeps
#DW
#münchenfilmfest

Most Popular Instagram Hashtags