samiraanayebi samiraanayebi

108 posts   122,288 followers   1,301 followings

Samiraanayebi 

سفر عالی به شهر گرگان با همسفر دوستداشتنی اریو جانم
#النگدره #روستا زيارت # ابگير تُوشَن #كبود وال #هزار پيچ

تنهایی یعنی آدم‌ در جست‌وجوی بهترین حال‌، بدترین حال‌ را تجربه می‌کند ...
@hichkadeh
پس لحظه لحظهاتون پر از رفيق اما از نوع با مرام 😊

‏كسى كه كتاب ميخونه دنياش عوض ميشه........

"من قصه تو را تا ابد اینگونه آغاز میکنم :
یکی بود
هنوزم هست
خدایا همیشه باشد ❤️"...
@asheghaneha_7071

خواستند یوسف را بکشند یوسف نمرد
خواستند آثارش را از بین ببرند ارزشش بالاتر رفت
خواستند او را بفروشند برده شود پادشاه شد
از نقشهای بشر نباید دلهره داشت چرا که اراده خداوند بالاتر از هر اراده ایی است
رضا عزیزم من میدانم که تو جز خدا هیچ کسی را در این والیبال
نداشتی و پشت تو همیشه به خدا که بالاترین قدرتهاست
گرم بوده و هست موفق باشی برادر عزیزم ❤️❤️🌹🌹
#العربی_قطر

نامه ای به عادل.
معمولا از دوست نوشتن آدم را به سمت نوشتن احساسی سوق می‌دهند، آنهم رفیقی که سال ها کنارش زندگی کردی و تلخ و شیرینش را حس کردی، اما گاهی مواقع احساسی نوشتن بد هم نیست، چه بهتر که برای چون تویی باشد، تویی که از درونت کسی چیزی نمی‌داند، همیشه همینطور بودی، از همان روزی که برای بازی های آسیایی جوانان انتخابت نکردند دم بر نیاوردی، سال ها پشت خط ماندی، انتخاب نمی‌شدی یا اگر می‌شدی مربیان وقت درگیر دوگانه‌ی معروفِ سرعتی بودند، نهایتا چند باری بازی کردی، درخشیدی، مثل همان بازی با چین در جام ملت های آسیای فیلیپین ۲۰۰۹، طوفان بود، که آمدی و نتیجه را عوض کردی، خاطرت هست؟ خاطرم هست. کسی نمی توانست این تابو را بشکند، گله ای هم نداشتی، شاید هم داشتی و بروز نمی‌دادی؛ ما چه می‌دانیم؟ پس صبر کردی و ساختی، از همه بهتر جمله‌ی حق گرفتنی‌است را معنا کردی، یادت می‌آید شب بعد از دومین قهرمانی با کاله در هتل المپیک را؟ من بودم و تو‌ پدرت و پدرم؛ بعد از سه سال دوری، گفتی ولاسکو انتخابت کرده، میگفتی زانویم درد می‌کند، اشک پدرت را یادم هست که آمده بود زانویت را ببوسد، نزاشتی، خوب یادم هست. رفتی و مجددا لباس تیم ملی را به تن کردی، چند بازی را ذخیره نشستی، اما طاقت نیاوردی، پس حقت را گرفتی و شدی یکی از ارکان تیم رویایی ولاسکو؛ لیگ جهانی و اولین حضور، قهرمانی آسیا ۲۰۱۳ امارات که کاپ بهترین مدافع را از تو گرفتند و به دیگری دادند یادت هست؟ یادم هست؛ دم بر نیاوردی، آخر تو اهل حرف زدن نبودی، تلاش کردی و ادامه دادی، سال ها میگفتند که برای این پست کوتاهی اما همه را مات کردی، کوتاهی قد که مهم نبود، بود؟ با کواچ چهارمی لیگ جهانی و ششمی قهرمانی جهان و طلای المپیک آسیایی را بدست آوردی، با لوزانو به المپیک رفتی، با کولاکوویچ؟ نه این پایانی که می‌خواستیم نبود، تراژدی صورت گرفته باورمان نمی‌شد، دریغ از یک جمله در مورد آن اتفاق، حتی در جمع دوستانه، آخر مگر یک نفر چقدر طاقت دارد؟ ما که نداریم، پس مثل خودت رهایش کردیم و پی اش را نگرفتیم، تا رسیدیم به امروز که گفتی خداحافظ، کاری به دائم یا موقتش ندارم که هرچه بود ظاهراً تمام شده؛ خوب یا بدش را نمی‌دانم که خوشحالی تو و آریو و سمیرا مهم بوده و هست؛ حالا به هر طریقی. سپاس بابت این حجم از تلاش برای خوشحالی من و مردم، از ذهن من فراموش نخواهی‌شد.
دوست دارِ قدیمی ات؛
میلادحاتمي

همه قصه از اونجایی شروع شد که صبح یکشنبه بود من دلم آشوب بود مرداد ماه داغ هم كه حال دل من هر لحظه بدتر ميكرد طبق عادت يكشنبها اريو بايد بيرون ميبردم و قبل از بيرون رفتن از عادل خداحافظي كرديم نميدونستم چه چيزي قرار در اون تاريخ در اون يكشنبه اشوب وار رخ بده
ساعات ٤طبق عادت هميشه قبل از تمرين به عادل زنگ زدم از اونجايي كه جواب نداد شايد برأي اولين بار از جواب ندادن بيشتر از هميشه نگران شدم همچنان حال دلم خراب بود نميدونم چرا اون روز بيش از ١٠ بار به عادل زنگ زدم تا ساعت ٥ شد و پيش خودم گفتم ديگه امكان نداره تا ٨ كه تمرين تموم بشه جوابگو باشه اما همچنان دلواپس و نگران😞
به خونه برگشتم و وقتی در باز کردم دیدم عادل حواس پرت من تلفن همراهشو رو جاکفشی جا گذاشته بود یه کم آروم شدم اما با گذشت دقایقی نگرانی به سراغم آمد مثل اینکه این آشوب دست از سر من برنمیداره ساعت دقیق یادم نیست اما بین ۷ تا ۷:۳۰ عصر بود با صدای زنگ گوشی دلم و قلبم ریخت اما نمیدونستم چه چیزی در انتظارم بود انور خط عادل بود گفت کجایی گفتم خونه دارم میام خونه قبل از اینکه بگم خداحافظ قطع کرده بود
من فقط تا برسه خدا خدا می‌کردند صدا صدای همیشگی نبود دلواپسی من از صبح حتما بی دلیل نبود کنار اریو دراز کشیدم که با بغل کردنش کمی آروم بشم تلگرام به طبق عادت باز کردم پیام آمده بود خبر دیدی خبر چه خبری لینک زدم
عادل غلامي از تيم ملي اخراج شد😱😰
باور نميكردم منتظر بودم عادل بِه خونه برسه مگر ميشه عادل هنوز به خونه نرسيده چطور ممكن بود متهم به قتل هم قبل از إعدام برايش دادگاه تشكيل ميدهند.
اما بايد مثل هميشه قوي باشم آنقدر گريه كردم كه مبادا جلو عادل كم بيارم هميشه من به اون تكيه كردم الان زماني كه اون نياز به شونه قوي داره براي تكيه كردن عادل رسيد بينمون جز نگاه هيچ چيز ديگه رد و بدل نشد گفتم عادل جان گوشي جا گذاشتي خبر ديدي گفتم چه اتفاقي افتاد اما جز سكوت چيزي از عادل نشنيدم سكوتي كه بلندترين فريادها من ازش شنيدم وقتي خبر ديد تعجب تو صورتش نمايان شد بهش نگفتم افرين به تو بلكه گفتم تو نبايد أين كار ميكردي حتی خطا از تو هم بود يا نبود باید می ایستادی همونطور که همیشه گفتن تو برای این پست (سرعتی)کوتاهی اما تو به دنیا نشون دادی كه هوش واليبالي مهمتر از قد اما من ميدونستم كه تو وقتي عصباني هستي محيط ترك ميكني ان شب براي من و تو طولانيترين شب عمرمون بود و اينكه اون ١ ماهو نيم چه سخت به ما گذشت و حالا امروز تو خسته هستي اما هميشه اماده من به تو و تصميم تو احترام ميزارم
با غيرترين 🙏🏻❤️💪🏻

خوش امدی به این دنیا پسر قشنگ نامدار باشی عزیزم❤️💋👨‍👩‍👧‍👦 @hastisharif62

دوست خوبم الهام عزيزم شروع كار جديدت تبريك ميگم موفق باشي ❤️❤️🙏🏻🙏🏻

مرسي از پيج Miss Luxury براى هديه زيباشون ‎ ارسال رايگان ‎قيمت ها به قيمت بازار تهرانه
‎پس و تعويض طبق قوانين خريد و فروش با لبخند در فروشگاه اينترنتي انجام مي شود
‎تمامي افرادي كه از طريق پيج من خريد كنن و يا اومدن اولين خريدشون شامل ده درصد تخفيف ميباشد. بدليل قرار گرفتن فروشگاه در بازار تهران، تمامي شال و روسري هاي جديدترين مدلهاي موجود در ايران مي باشد

‏محبوب من، شايد تنها لذت باقي مانده در جهان تماشاى شما باشد

روزت مبارك قشنگترينم ❤️❤️

Most Popular Instagram Hashtags