s.mersad s.mersad

909 posts   9629 followers   6256 followings

خاطرات وصيت نامه شهدا  فالو يادت نره دل سوخته ما تنهــــــا با کسانی کـــار داریم که رهـــرو عشــــقنـد نه تكليف #تنها_پابرهنگان_ميمانند منتظر شعر،دل نوشته ونظراتتون هستم

https://t.me/s_mersadbot

قسمتهایی از وصیت نامه شهید : «از وقتی هجوم داعش و اهالی تکفیری را در تلویزیون مشاهده می‌کنم خیلی بی‌قرارم و عطش زیادی وجودم را فرا گرفته برای انتقام از این قوم ظالم.
چراکه اعتقاد دارم این قوم از نسل همان ظالمانی هستند که به مادر سادات حضرت زهرا(س) سیلی زدند و علی(ع) را خانه‌نشین کردند،
امام حسین(ع) را مظلومانه به شهادت رساندند و زینب کبری(س) را آواره شهر و دیار غربت کردند و حرمتش را رعایت نکردند.
هدف تکفیر کشور ماست و الان جبهه ما کاملاً مشخص است پس کسی به من خرده نگیرد که کجا می‌روی و برای چه رفتی.
ما نسل جوان ادامه‌دهنده راه حسین(ع) هستیم و خون حسین(ع) و اهل بیت در رگ‌های ما جریان دارد پس می‌رویم، می‌رویم تا دشمن نتواند نگاه چپ به ناموس ما، به کشور ما و به انقلاب ما و به اسلام بکند.»
شادی روح شهداء وتعجیل در ظهور امام زمان (عج) صلوات
به سبك زندگي شهيد مهدي علي دوست
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#امام_خامنه_ای
#مدافع_حرم
#شهيد_مهدي_علي_دوست
#ياحيدر

در سال سي وهشت در شهر ڪرمانشاه در ڪانون گرم خانواده متدین و مومن متولد و پس از طے دوران طفولیت در سن هفت سالگے به مدرسه رفت و چون در خانواده‌ای مذهبی رشد ڪرده بود به نماز خوانـدن و روزه گرفتـن بسیار پای بند بود. دوران ابتـدایی و راهنمـایی را با موفقیت پشت سر گذاشت، پس از گرفتن مدرڪ سیڪل وارد بهـداری شد.
وی بہ مدت دو الي سه سال در بهداری ڪرمانشاه خدمت ڪرد و پس از آشنایے با ڪارش به پـاوه منتقـل شد و در بیمـارستان آنجا مشغول بڪار شد. سه سال در پاوه بهیار بود. سال پنجاه وهفت با پیروزی انقلاب اسلامے بخاطر حمایت از انقلاب بارها با رییس بیمارستان درگیر شده بود.

دوستش می‌گوید: ( فوزیـه در بیمارستان با صدای بلند اعلام می‌ڪرد که من پیرو خط امام هستم آن‌زمان همه از ناجوانمردی و حمله‌های وحشیانه دموڪرات‌ها و ضد انقلاب می‌ترسیدند ولے فوزیـه دل شیر داشت ). خیلے به امام‌خمینے ( ره) علاقه داشت. عڪس ایشان را در اتاقش زده بود. دیگران می‌گفتنـد: "فوزیـه ! اگر ضد انقلاب‌ها بو ببرنـد ڪہ این عڪس را بہ دیوار اتاقت زده‌ای حساب همه‌مـان را می‌رسند "می‌خندید و می‌گفت: " ضد انقلاب هیـچ غلطے نمی‌توانـد بڪند." سرانجـام این بانـوی شجـاع و انقلابے در روز بیست و پنجـم مرداد پنجاه وهشت در جریـان حمله گروهڪ ضدانقلاب دموڪرات به بهداری پـاوه و محاصره بهـداری و درحالےکه مشغول ڪمک به یاران شهیــد دڪترمصطفی چمران در راهنمایے هلی‌ڪوپتر براے فـرود در بهـداری پـاوه بود، مورد اصابت ناجوانمـردانه گلوله دموڪرات‌ها قرار گرفت و پس از گذشت شانزده ساعت، بجهت نبـود امڪانات و خونـریزے فراوان از پهلـویش بہ درجه رفیـع شهـادت نائل گشت و در گلـزار شهـدای باغ فردوس استان کرمانشاه آرام گرفت.

#شهیـده_فوزیه_شیردل
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#امام_خامنه_ای
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#مدافع_انقلاب
#ياحيدر

خیلی دلم برای او تنگ شده بود.
بچّه ها به من گفته بودند که حاج آقا توی خرمشهره.
وقتی رسیدم خرمشهر، گفتم دیداری تازه کنم.
رفتم گردان ادوات، سراغش را گرفتم. بچّه ها گفتند همین دور و بر است.
اطراف را نگاه کردم، حدود 200 متر آن طرف تر دیدم
اطراف مقر داره پوکه ها و گلوله های عمل نکرده را جمع می کند.
رفتم پیش او، بعد از سلام و احوالپرسی گفتم: این پوکه ها دیگر به درد نمی خورند، از بین رفته اند.
با همان لبخند همیشگی اش گفت:
من وظیفه دارم جمعشان کنم.
استفاده شد، شد، نشد هم نشد.
دیدی پشت ماشین ها می نویسند:
ای دل غمین مباش، شد شد، نشد نشد....
به سبک زندگی شهدا( شهید مصطفی نساج)
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#امام_خامنه_ای
#مدافع_وطن
#شهيد_مصطفي_نساج
#ياحيدر

داود در میان بچه های من یک چیز دیگری بود،
داود خیلی به خدا نزدیک بود،
در دوران نوجوانی او شبی خواب دیدم و در عالم رویا سیدی نورانی،
به من گفت این داود تو به دنیا ماندنی نیست و به زودی پر خواهد کشید!
به همین علت ترس از دست دادن او همیشه قلبم را می آزرد .....
به سبک زندگی شهدا(شهید داود حق وردیان)
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#امام_خامنه_ای
#مدافع_وطن
#شهيد_داود_حق_ورديان
#ياحيدر

چقدر غریبند این شهدا....!!!
اگر بنویسم از غربت شما
دفترها لازم است و ساعتها و روزها و سالها وقت
تمام ناشدنی است ...!!
فقط می تونم بگم در این فضای مجازی نیز که میلیونها نفر
ادعای دوستی با تو دارند
فقط دویست و سیصد نفر تورا می شناسند
در این فضا هم غریبید .....
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#امام_خامنه_ای
#غريب
#شهيد
#ادعاي_رفاقت
#ياحيدر

مشهد بودیم.
رو به حرم امام رضا(ع)نشسته وحال معنوی خوشی بود.
عبدالمهدی بسیار گریه میکرد.
و دائم این جمله را تکرار میکردد که یا امام رضا حاجتمو بده...
دیگه خسته شدم یا امام رضا (ع)حاجتموبده...
حال عجیبی داشت معلوم بود حاجت بسیار مهمی داره
و برام خیلی سوال شد که عبدالمهدی چی از امام رضا (ع) میخواد
که این طور داره التماس میکنه...
بعد از این که خوب گریه کرد و آروم شد.
گفتم عبدالمهدی چی از امام رضا(ع) میخواستی که این طور گریه میکردی...
یه نگاهی بهم کرد و گفت:
شهادت..
شهادت....
به سبک زندگی شهدا(شهید مدافع حرم عبدالمهدی کاظمی)
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#امام_خامنه_ای
#مدافع_حرم
#شهيد_عبدالمهدي_كاظمي
#ياحيدر

ای کسانی که دوربین به دستید
خبرنگارها و اصحاب رسانه!
تقی ارغوانی هم مثل شما روزگاری دوربین به دست می‌گرفت
و عکاسی و فیلمبرداری می‌کرد.
او هم کار خبری کرده بود.
قدر خودتان را بدانید. روزگاری رسید که دوربین را زمین گذاشت
و برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) اسلحه به دست گرفت و به سوریه رفت.
به سبک زندگی شهدا( شهید مدافع حرم تقی ارغوانی)
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#امام_خامنه_ای
#مدافع_حرم
#شهيد_تقي_ارغواني
#ياحيدر

سر ما را بریده می‌خواهند
خواب ابن زیاد می‌بینم
شهر تا شهر،
کوچه تا کوچه
شمرها را زیاد می‌بینم
هدیه به روح شهید مدافع حرم محسن حججی
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#امام_خامنه_ای
#مدافع_حرم
#شهيد_محسن_حججي
#ياحيدر

پنهونی گفت: باید مجسمه کلب کبیر رو بکشیم پایین.
درِ گوشی گفتم: مثل اینکه مغزت بوی پیاز داغ می‏ده!
گفت: نه! جدّیِ جدّی‏ام. با هم می‏ریم، شبونه می‏‌کِشیمش پایین.
یه جوری می‏‌گفت می‏‌کِشیمش پایین انگار به جای مجسمه می‏‌خواد یه قلوه‌سنگ رو از روی یه ارتفاع بلند سه‌متری هُل بده پایین.
شب بود. حدس زدم که چند تا چشم ما رو دیده‌اند و الانه خبر می‏دن به آژانا.
دل‌دل می‏‌کردم که «بابا این بدمصب پیچ شده به بتون! بذار بریم!»
اما اون بی‌‏خیالِ همه‌‏چیز افتاده بود به جون جسم برنزی. هی هُل می‏داد.
دستِ‌‌‌‌ آخر یه لگد به مجسمه حواله کرد.
ول‌کنِ معامله نبود. وقتی که یه جماعتی از دور ما دو تا نوجوون رو که زیر مجسمه سه‌متری رضاشاه نشسته بودیم دیدند،
پریدم روی آسفالت خیابون و داد زدم: دِ لامصب بجنب! پلیسا دارن می‌آن!
یک‌ باره چند صدای تیر اومد و از قضا یکی‌شون، که با هدفِ کلة علی شلیک شده بود،
خورد به ماتحت مجسمه.
اون وقت بود که علی تیز و فرز پرید پایین و دِ بدو.
اون روزا علی شونزده‌ ساله بود.
به سبک زندگی شهدا(شهید علی چیت سازیان)
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#امام_خامنه_ای
#شهيد_علي_چيت_سازيان
#مدافع_وطن
#ياحيدر

ﺭﻭﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﺮﻭ.. ﮔﻔﺖ:ﻣﻦ ﻧﺮﻡ ﺧﺎﮐﻢ ﻏﺼﺐ ﻣﻴﺸﻪ .
ﺍﮔﺮﺑﺮ ﮐﻒ ﭘﻮﺗﻴﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺫﺭﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﻭﻃﻨﻢ ﭼﺴﺒﻴﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ
ﺑﺎﺧﻮﻥ ﻣﻴﺸﻮﻳﻢ.
به سبک زندگی شهدا(شهیدمحمدبروجردی)
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#امام_خامنه_ای
#شهيد_وطن
#مدافع_وطن
#شهيد_محمد_بروجردي
#ياحيدر

روی تابوت را که کنار زدم ،
اشک‌هایم امانم را برید.
گل ها را پر پر کردم و همین طور که حرف می‌زدم،
می ریختم روی صورتش.
دلم می‌خواست دست هایش را لمس کنم،
اما نمی شد،
دست های محسن سوخته بود.
گفتم: من و مرضیه منتظر شفاعت تو می‌مانیم......
به سبک زندگي شهدا( شهید مدافع حرم محسن حیدری)
#اللهم_ارزقنا_شفاعة_الشهداء
#تنها_پابرهنگان_ميمانند
#امام_خامنه_ای
#شهيد_محسن_حيدرى
#مدافع_حرم
#ياحيدر

Most Popular Instagram Hashtags