rezazolala53 rezazolala53

91 posts   1,124 followers   1,038 followings

محمدرضاذوالعلی  نویسنده.

مرجان هنرمند است.نوشته هایش خون دارند،زنده اند ،رنج میکشند،میمیرند و زنده میشوند.
به هنرمند خوب استان کرمان تبریک و دستمریزاد بابت چاپ سوم کتابش یک کاسه گل سرخ

آقای کرمانی داستانویس خوب و عزیز و معلم و استاد بنده و خیلی های دگه.تبریک میگم خدمتش برای چاپ لولی خنده فروش،دوستانی تهرانن جای مارو خالی کنن در مراسم رونمایی کتابشون

رضا شمسی روزنامه نگار و منتقدی است که همیشه همراه و حامی هنر کرمان و بنده بعنوان عضو کوچکی از این جامعه بوده.دلگرمی و لطف رضا را قدر میدانم،امیدوارم همیشه رضا و رضاها همچنان حامی و دلسوز بمانند.
پ.ن.عکس از صفحه اول نشریه استقامت کرمان است.

کتابسرای اردیبهشت برگزار می کند؛جهان داستانی محمدرضا ذوالعلی نویسنده ی رمان بلوارپارادیس برنده ی جایزه ی کتاب سال استان کرمان؛افغانی کشی کاندید نهایی جایزه ی مهرگان؛نامه هایی به پیشی با حضور نویسنده ؛ حامد حسینی پناه؛یاسر سیستانی چهارشنبه پنجم اردیبهشت 97 کرمان ؛خیابان شریعتی ؛روبروی سه را گنجعلی خان ،بن بست شماره ی 17 کتابسرای اردیبهشت ورود برای عموم ازاد است

اینجا فضای فروشگاه کتاب اردیبهشت کرمانه،به مدیریت آقای اسلام پناه از خانواده های اصیل کرمان.معماری عالی و کتابها عالی و آدمهای جلسه عالی تر.راجع به کتاب آهوانی جناب محبی حرف زده شذ،کتابی کرمانی ناب،امیدوارم این جلسات همیشگی بشه و محفلی برای کتابخونها،...ما که لذت بردیم.شما هم برید و کتاب بخرید و روحتون رو تغذیه کتید.روح بدون کتاب رشد نمیکنه.کوتوله میمونه‌.کی خوشش میاد روحش ریز و خرد و کوچولو بمونه؟

خودم:
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،بنابر اعلام دبیرخانه جایزه مهرگان، با رأی هفت داور مرحله نهایی جایزه مهرگان ادب، از میان 21 رمان اعلام شده قبلی، 14 رمان راه یافته به مرحله ماقبل نهایی جایزه مهرگان ادب مشخص شد.
دبیرخانه جایزه به نقل از علیرضا زرگر مدیر جایزه مهرگان افزوده است که: کار داوری هفدهمین و هجدهمین دوره جایزه مهرگان به دلیل تعداد زیاد آثار در هر دو بخش رمان و مجموعه داستان (527 اثر) دشوارتر از دوره‌های قبلی جایزه بوده .

فهرست 14 رمان که از میان 285 رمان به مرحله ماقبل نهایی جایزه مهرگان ادب راه یافته‌اند به نظم الفبایی نام کتاب‌ها به این شرح است:

١- افغان ‌کِشى؛ محمدرضا ذولعلى؛ پیدایش
٢- این خیابان سرعت‌گیر ندارد؛ مریم جهانى؛ مرکز
٣- این سگ مى‌خواهد رکسانا را بخورد؛ قاسم کشکولى؛ بوتیمار
٤- برج سکوت؛ حمیدرضا منایى؛ نیستان
۵- پدرکشتگى؛ سلمان امین؛ ققنوس
۶- پل؛ غلامحسین دولت‌آبادى، آراز بارسقیان؛ افراز
۷- روز اول مهر هرگز نیامد؛ جمشید ملکپور؛ افراز
۸- سالتو؛ مهدى افروزمنش؛ چشمه
۹- سمت کالسکه؛ مرتضى کربلایى‌لو؛ روزنه
۱۰- فراموشى؛ جواد پویان؛ نیلوفر
۱۱- کوچه ابرهاى گمشده؛ کورش اسدى؛ نیماژ
۱۲- گلوگاه؛ طیبه گوهرى؛ صداى معاصر
۱۳- مارون؛ بلقیس سلیمانى؛ چشمه
۱۴- مریخى؛ فرهاد کشورى؛ نیماژ https://t.me/dastanirani

این حجم آب در بالای کوهی بوذ،استخری است در کوههای سمت زرند کرمان.جایی که عوارض سیل،زلزله و خشکسالی را با هم دارد.سال آینده احتمالا خشک خواهد بود،با کدام باران خیس بماند خب؟
پ،ن، از عکس از خود گذاشتن حالم بهم میخورد و احتمالا شما هم،
اینستا که آلبوم عکس نیست،اما حالا که گذاشتم ،شما به استخر نگاه کنید و آبی که برای قولنج و بیماریهای پوستی و تب و سردرد و افسردگی و تنهایی و درد اعصاب و فیه مافیه نافعه،یعنی مفیده.

لحنش پرسشی یا تعارفی نبود.فقط داشت سیگارش را به من معرفی می کرد.همانطور که دو نفر را بهم معرفی می کنند:« ایشون سیگار هستند.»
«خوشوقتم.»
«منم خوشوقتم».
بی اختیار کنارش نشستم و تازه آنوقت متوجه تبر کوچکی ،بغلِ دستش شدم.تبر درست شبیه همان تبری بود که راسکولنیکف با آن پیرزن نزولخوار را کشته بود.مرد سیگارش را روشن کرد.پکی زد .گفت:«تو هم دیدیش؟»
گفتم:«کیو؟»
گفت:« عروسم رفته رو پل میدون آزادی ترازو گذاشته ملتو وزن میکنه.»
داشتم به دقت و تمرکزی که مرد موقع باز کردن لفاف آلمینیومی سیگار داشت،فکر می کردم .شاید مرد مسئول آزمایشگاه شیمی دبیرستانی غیرانتفاعی است و عادت دارد که همه چیز را با دقتی شگرف انجام بدهد و الان جوری سیگار را باز می کند که انگار می خواهد از یک ظرف،دو گرم اسید سولفوریک بیرون بکشد وبا سه گرم نیترات جیوه ترکیب کند.با همان ژست و وسواس معلم شیمی سیگار را دستم داد.حدسم درست بود:سیگار مزه ی زهر می داد.مرد با چشمهایی خون گرفته خیره نگاهم کرد.جوری که جرات انداختن سیگار را پیدا نکردم.شاید هم ترس از تبرش بود.مرد گفت:«جنده.»
برشی از رمان نامه هایی به پیشی

شرحی نداره.زیر هایلایت قرمز اسم افغانی کشی است.

رمان نامه هایی به پیشی بصورت ناشرمولف و با هزینه یکی لز دوستان چاپ شده.جهت سفارش و دریافت از طریق پست ظرف سه روز،به شماره تلگرام پیام بدین.هزینه پست برعهده ما میباشد.۰۹۳۹۵۴۱۰۲۵۴

اگع رمانی بود که عذابم داد،همین بود،دختر سرتق و لجوجی که بد دنیا امد. لج داشت با من و خودش و دنیا.چه میشود کرد.اصل داستان است.اصل واژه است.اصل جهان رویاست،ما فقط قلمی که روی کاغذ،هستیم که خلق شود آن عیش مدام،آن داستان،خوب و بدش تقدیم شما.

Most Popular Instagram Hashtags