[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

r.maleki.d r.maleki.d

235 posts   4308 followers   817 followings

Raheleh Maleki  ❤ My favorite life ❤ یه مادر که لا به لای مشغله های روزانه اش گاهی عکاسی می کنه ، گاهی می نویسه 🌹 📎(عکس های غذا همراه با رسپی )

https://t.me/harchi_ke_dost_darm

تولدت مبارک رفیق ❤
گفتم رفیق ، چون از این الفاظ کلیشه ایی و دم دستی مثل " اقامون ، سرورم ، تاج سرم ، عمرم ، نفسم ، عشقم و ...خوشم نمیاد ، گفتم : "رفیق" ، چون همه ی اونا ته داره ، اما رفاقت ته نداره ، گفتم "رفیق " چون رفاقت حرمت داره ، اصالت داره ، هر جا هم بندش پاره شه اما اصل رفاقتش از بین نمیره ، تنفر و کینه توش جایی نداره . عشق خودخواهی داره اما رفافت از خودگذشتگی داره.
اره رفیق ، می گفتم ، تولدت مبارکا باشه ، ان شاءالله زنده باشی ، سلامت باشی و سایه ی امنیتت بالای سر من و بچه ها باشه .
چه خوب شد خدا چهار سال قبل از تولد من ، تو رو به این دنیا دعوت کرد ، من نمی خواستم بیام تو این دنیای پر از غصه و ناراحتی ، اما خدا دستمو گرفت برد لب یه پنجره گفت به من اعتماد کن ، نگاه کن ، اون پسر بچه ی چهار ساله رو می بینی ، اون فردا روز حمایتت می کنه ، اون دنیاتو طوری می سازه که بتونی با زندگی کنار بیای ، بعد خدا منو برد کنار یه پنجره دیگه ، گفت نگاه کن ، اون دوتا دختر کوچولوی زیبا رو ببین دارن بازی می کنن می خندن ، اونا حاصل عشق و ازدواج تو می شن ، برو خوب فکراتو بکن ، حالا ببین ارزششو داره پا به زمین بزاری یا نه ،
حسم می گفت به خدای خودم اعتماد کنم ، به خدایی که چهار سال قبل از تولدم به فکر من بوده ، برای همین پا به این دنیا گذاشتم تا من هم برای زیباتر شدن این زندگی در کنار تو تلاش کنم. از خدا می خوام سعادت اینو داشته باشیم که کنار هم باشیم سالم و سلامت و زنده زیر یه سقف .
از خدا برات طول عمر با عزت می خوام و امیدوارم خدا به زندگیت رونق و برکت بده و خانواده ات برات حفظ کنه . ❤🌹
راحله چهار بهمن نود و شش
پ.ن : هر چند خاطره خوبی از این قرطی بازیا ندارم تا عکس می زارم و لاو می ترکونم دعوامون می شه 😂اما خوب اشکال نداره، بالاخره دعوا هم نمک زندگیه !😊😊
#تولدت_مبارک

دے ماہ هم به پایان رسید و بهمن اغاز شد
خدایا
ڪمڪ ڪن
غم ها قهرها ناراحتےها گریہ ها
ناخوشےها و مشڪلات
رو بہ پایان باشد و شادی ها رو به افزایش 😊🌸 #تورابیکا
#cofee#cofeetime#cokie #candle #choklate#torabika

#baby#sweetbaby#lifestyle#sweetlife#photoshop#photo#foodphotoghraphy
#dailylife #baby_photographer#love #instagram#love#mygirl
#cooking#book
#کودک #عکس_کودک#فتومونتاژ#اشپزی#دسر#ژله#تگ_استار

#چه_روز_سختی!
آه بعد گذروندن حدود شونزده ، هفده ساعت روز پر کار و سر کله زدن با این دو تا بچه ، بالاخره به لحظه ی وصال با ساعات پایانی روز و خاموشی چراغ ها و کمی سکوت و ارامش رسیدم .
عرضم به خدمتتون که امروز یه عکاسی انجام می دادم ، گفتم تا بساط پهنه از هدیه ی #چای_احمد هم که تقریبا سه هفته پیش زحمت کشیدن و ارسال کردن یه عکس یادوگاری بگیرم 😁. هدیه یک جلد چای نفیس ارل گری بود ، آما من لحظه اولی که اون کارتون مستطیل شکل چسب پیچ رو دیدم ، خدا به سر شاهده فکر کردم گوشیه ، چون کادو رفته بود ادرس قبلیمون بچه به بغل زیر بارون نفهمیدم چطور خودمو به ماشین برسونم جعبه رو باز کنم و اولین تماس رو با گوشی جدیدم بگیرم ، اما بعد از رونمایی با یک قوطی چای بسیار زیبا که مثل کتاب طراحی شده بود مواجه شدم که البته بازهم برام هیجان انگیز بود. و خواستم که از همین تریبون مراتب تشکرم رو اعلام کنم 😊 اشکال نداره ، دفعه بعد😆
حالا از اینا بگذریم ، عکاسی نقطه امن زندگی منه ، چه زمانی که شغلم بود ، چه الان که بخاطر اهمیت زندگیم و بچه هام تبدیل به سرگرمیم شده ، حالا شاید با توجه به تغییرات زندگیم و دوری از حیطه ی کار خیلی اپدیت نباشم ، اما واقعا این کار رو دوست دارم . شاید بعضی ها فکر کنن چه دل خوشی دارم یا چقدر وقت ازاد دارم ، نه اصلا اینطور نیست ، خصوصا بعد از تولد دیبا ، فقط خدا می دونه امروز چه به من گذشت با شیطنت این دوتا وروجک ! اخرش غروب کم اورده بودم و مثل بچه ها از حجم کاری که دارم و گریه های بی امون دیبا منم گریه می کردم ، ولی خوب ، این حداقل کاریه که فعلا تو این شرایط تو چهار دیواری خونم از دستم برمیاد و واقعیتش برام خیلی هیجان انگیز تر از کتاب خوندن و فیلم دیدن و خوابیدنه ! مخصوصا بعد از اشتراک گذاریش .
یه چیز دیگه ، غم های ما فراموش نمیشه ، حداقل برای من اینطوره ، پست گذاشتن و عکاسی و اشپزی به این معنی نیست که کرمانشاه یا سانچی یا ... یادمون رفته ، ولی چه کاری از دست من نوعی ساخته است ؟ هر روز پیج نرگس کلباسی رو دنبال می کنم به امید شنیدن خبر خوب و به حالش غبطه می خورم .
یا در مورد سانچی واقعا چه کاری از دستمون ساخته است
خاطرات تلخ همیشه ما رو همراهی می کنه و از یاد نمی ره اما از طرفی زندگی ، تولد و طلوع خورشید هم ادامه داره و زندگی جریان داره . به امید روزی که اخر حرفهامون اه نکشیم . به امید روزهای خوب ، به امید صبح زیبا ❤🌹
عکس دوم : همراهی دیبا در لوکیشن،خیلی عکسشو دوست داشتم😊

#tea#teatime#sweetlife#mysweetlife
#baby#sweetbaby#lifestyle

چند روز بود که مشغول خوندن یک کتاب بودم ، کتابی که واقعا روح و روان من رو به سالهایی که شاید هنوز متولد نشده بودم پیوند زد ، نمی دونم چرا انقدر این کتاب تاثیر گذار بود ، معمولا اینجوریه که کتاب می گیرم اگه تو چند صفحه اول ارتباط گرفتم که تا اخر ادامه می دم ، اگر نه می ره گوشه ی کمد !
در مورد فیلم هم همینه !
این کتاب بقدری زیبا بود که منو با راوی داستان "علیرضا ی چهارده ساله" همراه کرد ، اول منو کوچه به کوچه تو تهران حوالی دهه ی شصت چرخوند ، بعد منو به جبهه برد و ...
دقیقا انگار سه روز تو سفر بودم ، با هر پارگراف می خندیدم ، گریه می کردم ، می ترسیدم و حتی کابوس می دیدم ، کابوس پیشونی سوراخ !
حالا چرا تبلت دستمه ؟ چون کتاب بصورت pdfبود.
از اونجایی که این کتاب رو رایگان دریافت کردم و نویسنده در کمال شرح صدر برام ایمیل کرده بودند ، بشدت احساس دین داشتم ، برای همین خواستم هم ازشون تشکر کرده باشم ، هم شما رو با ایشون اشنا کرده باشم .
ایشون اقای "علیرضا میر اسداللهی " نویسنده ، نمایشنامه نویس و عروسک ساز هستند .
#کتاب
#baby#sweetbaby#lifestyle#sweetlife#photoshop#photo#babyphotoghraphy
#dailylife #baby_photographer#love #instagram#love#mygirl
#cooking#book
#کودک #عکس_کودک#اسباب_بازی#دخترم #تخته_نرد#فتومونتاژ#بادکنک#سیسمونی#اشپزی#دسر#ژله#تگ_استار

عجب بالا و پایین داره دنیا
عجب این روزگاره بی رحمه با ما (بیت شعری که مرتب تو سرم داره می کوبه )
همین صبح بود که تا پاشدم اولین پست ، مصاحبه ی همین خانم رو دیدم و بی اختیار اشک می ریختم
چه درد بدیه چشم انتظاری ...
چه درد بدتریه نا امیدی ...
ولی الان دیگه گریه ام نمیاد ، گریه واسه وقتیه که ادم امید داره ،گریه می کنه ، التماس می کنه ، بلکه بشه اون چیزی که می خواد .اما الان اینم یه خبر مثل بقیه خبرا که تو این مدت شنیدیم ، مثل بقیه ی امید ها که نا امید شد ، عادت کرده شدیم ، هنوز جای زخم پلاسکو خوب نشده ، داغ اول رو پارسال دیدیم ، الان دیگه شوک نشدیم !ته تهش اه کشیدیمو مبهوت شدیم .
یادم باشه این فاجعه رو هم به متن پست قبل اضافه کنم ...
#با_تمام_وجود_غمگینم
امسال که بارون نبارید ، برف نبارید ، فقط غم بود که بارید ...
#رفتند_که_برنگردند
#سانچی

دختر زیبای من ، اولین جشن تولدت سپری شد ، چشم بهم زدنی مثل خواهرت بزرگ شدی ، قد کشیدی ، مدرسه رفتی و در استانه ی انتخاب مسیر زندگیت خواهی بود .
اما چه فراز و نشیب هایی که از دی ماه پارسال تا دی ماه امسال از سر گذروندیم ، خندیدیم ، گریه کردیم و ترسیدیم و ...
تازه یکسال از زندگی رو بی اونکه متوجه شی تجربه کردی ولی من در سالهای اینده فقط از همین یکسال حرف های زیادی برای گفتن به تو دارم ، دونه دونه عکس هاتو ورق بزنم و از بزرگ شدنت ، واکسن زدنت ، از دندون در اوردنت ، راه رفتنت ، روزهایی که اردیبهشت و ابان بیمارستان بستری شدی ، شیرین کاریات ، زمین خوردنت و ... برات بگم ، در کنارشم به بعضی عکس ها و خاطرات می رسم و از اون ها هم باید برات بگم ، اولین عکس و اولین روز زندگیت و بارونی که پارسال همین موقع سه روز بی امون بارید و امسال دی ماه ، ما رو در هاله ایی از دود و الودگی در حسرت خودش گذاشت ، عکس های بعدی و خاطره های تلخی که تو این یکسال دی تا دی پیرمون کرد ، از پلاسکو ، از معدن ، از بنیتا ، از اتنا ، از زلزله ، از کرمانشاه و شب یلدای تاریخی و از دلتنگی که در روزهای جشن تولدت همه رو گریبان گیر کرده بود .
امیدوارم سال دوم از زندگیت رو در حالی اغاز کنی که ابرهای تیره کنار رفته باشه و نور و گرما به زندگی همه ما بتابه
و اینبار برات از خاطرات خوب بگم از اتفاق های شیرین ، از صلح ، از خیر و برکت و روزی و سلامتی
دخترم همیشه یادت باشه خوشبختی ما ، خوشحالی ما در گرو خوشبختی و خوشحالی همنوعانمونه
برای هم طلب خیر کنیم ...💖💖💖🌹🌹🌹🌹🌹
تولدت مبارک عزیز دلم ❤🌹
لباس خوشگلش هم کار خواهر عزیزمه @zahra_malki2162
17 دی 96
تولد دیبا : 6 دی
#تولد#صورتی#دخترم#حرف_دل #دلتوشته#یک_سالگی#لباس_کودک#تم_تولد_دخترانه #پلاسکو#دی_ماهی
#birthday#photoshop#instagram#baby#sweetlife#my_sweet_life#love#baby_photograohy

لبخندی را دیدم که در اسمان پرواز می کرد
خسته شده بود
می خواست فرود بیاید
اما بر لبهای که ، نمی دانست !
راحله دی ماه 96
#ابجی
#دریا #بادبادک #ارامش

#baby#sweetbaby#lifestyle#sweetlife#photoshop#photo#photography#babyphotoghraphy
#dailylife #baby_photographer#love #instagram#mygirl
#کودک#عشق#مادر

از سری #سالاد_های_پاییزی
#سالاد_لبو
زحمت این سالاد رو زنداداشم کشیده ، خیلی خوشم اومد برای همین دستورشو پرسیدم
برای این سالاد نیاز داریم به چغندر پخته شده ، انار ، گشنیز و سس مایونز داریم .
همین !
لبو رو نگینی خورد می کنیم و با انار دون شده و گشنیز ساتوری شده و سس مخلوط می کنیم. اگر هم دوست دارید قالب بزنید
سالاد رو داخل قالب بریزید و کاملا با قاشق فشرده اش کنید و بعد برای یک تا دو ساعت در یخچال قرار بدید ، خیلی راحت از قالب بر می گرده 😊
فقط نکته اش اینه که چعندر ها نیازی به شیرین کردن (اضافه کردن شکر و نبات ) نداره .

#یلدا#کیک_یلدا#ژله#دسر#کیک#تزیین_کیک#هندوانه#شب_چله
#my_life_style#life_style#food_graphy#foodghraphy#ashpazi#zhele#dessert#helthyfood

دیشب چقدر سخت به صبح رسید ، بیشتر که فکر می کنم می بینم قسمت بود دیشب یلدا بگیریم ، دیشب یکی از طولانی ترین شبهایی بود که تو زندگیم تجربه کردم ، مثل شب هایی که یکی از بچه هام مریض می شه و تب می کنه ،
خوب و خوش از منزل مادرم برگشتیم کوچه خلوت بود تا ماشین رو پارک کنیم یهو همسایه ها هراسون ریختن بیرون !
و با هول و هیجان از وقوع زلزله ایی که ما متوجه نشدیم حرف می زدن ،دم در خشکمون زد ، طفلک درسای من حالش بد شد ، اکثر همسایه ها سوار ماشین شدن و رفتن ، ولی ما رفتیم خونه ، دلم پیش خواهرم بود ، شبکه خبر تند تند زیرنویس می زد ، استرس تمام وجودمو گرفته ولی برای اینکه به درسا انتقال ندم خیلی معمولی برخورد کردم ، اینکه گفتن نمی دونن این زلزله اصلی بوده یا پس لزره ترسمو ده برابر می کرد ، چرا انقدر ترسیده بودم ؟از من بعید بود ، یاد حدود دوازده سال پیش افتادم که مجرد بودم و تو یه عکاسی کار می کردم و پشت دستگاه چاپ بودم جمعه بعد از ظهر بود ، یهو زمین زیر پامون لرزید و دستگاه ها شروع به سوت کشیدن کردن
با همکارم سریع دویدیم بیرون کلی خندیدیم بعد از ده دقیقه هم برگشتیم سرکارمون ! اما الان می بینم چقدر دلبستگیم به دنیا بیشتر شده ، بچه هام ، خونم ، نکنه از دستشون بدم و این حالمو خراب می کرد، بچه ها خوابیدن ، بیرون نرفتیم اما پاشدم یواشکی یه ساک وسایل ضروری جمع کردم که اگر مجبور شدیم اونو برداریمو بریم که اولین چیزی که به ذهنم رسید پوشک برای دیبا بود ، همینطور که وسایل جمع می کردم ناخوداگاه رفتم سمت دوربینم احساس کردم باید جون اونم نجات بدم مثل حسی که به بچم دارم اونجا فهمیدم که واقعا عاشق دوربین و حرفه ام هستم ، همینطور که حیرون بود دلم پیش کرمانشاه بود گفتم چی کشیدن بدبختا ، الان تو چه وضعیتی هستن ،چه حال بدی ، فکر کن مجبور شی با زندگیت خداحافظی کنی! فکر کن کل زندگی رو بخوای تو یه ساک خلاصه کنی!
برای امروز کلی کار داشتم اما دیگه دل و دماغ نداشتم ! بادکنک ها گوشه ی دیوار اویزونه ، رومیزی تا شده گوشه ی اتاق !
حسی مثل ناخدایی که بادبان های کشتیشو پایین کشیده..
امیدوارم این اتفاق در همین حد خاطره ی زلزله ی خفیف شب یلدا باقی بمونه و هموطنانمون تو غرب کشور زودتر سر وسامون بگیرن و خدا بهشون صبر بده
اینا رو نوشتم که یادم نره 💖❤
یلدامون ، یلداتون مبارک 😊😊🌹🌹🍉🍉🍉🍉 #یلدا#کیک_یلدا#ژله#دسر#کیک#تزیین_کیک#هندوانه#شب_چله
#my_life_style#life_style#food_graphy#foodghraphy#ashpazi#zhele#dessert#helthyfood#sweetlife#لبخندیتا

🍉ماندگاری يلدا رازی دارد كه می تواند به همه جشن ها، عيدها و مراسم سنتی تعميمش داد. آن راز ساده به ما می گويد كه هر آنچه قابل تطبيق با زندگی روزمره مردم باشد، جاودان می ماند. مردم هر جا كه بتوانند به مناسبتی كنار هم گرد بيايند، آن را گرامی و زنده نگه می دارند.

مردم شب یلدا، طولانی ترین شب سال را به بهانه تغییر فصل و آمدن زمستان جشن می گیرند و راز ماندگاری آن را شاید بتوان در این دانست که مردم هنوز امکان گردهم آمدن را دارند و این بهانه ها را غنیمت می شمارند.

محمود دولت آبادی

#یلدا#کیک_یلدا#ژله#دسر#کیک#تزیین_کیک#هندوانه#شب_چله
#my_life_style#life_style#food_graphy#foodghraphy#ashpazi#zhele#dessert#helthyfood#draje

Most Popular Instagram Hashtags