[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

pouyaastani pouyaastani

2749 posts   6073 followers   1916 followings

Pouya Astani  Setar player, Mechanical Eng لب بر لب كوزه بردم از غایت آز تا زو طلبم واسطه عمر دراز لب بر لب من نهاد و می گفت به راز می خور، كه بدین جهان نمی آیی باز

.
🎤🎓 «گفتار استاد فریدون جنیدی درباره واژه درود و ریشه ی آن ....»
.
«قسمت سوم و پایانی»
.

.
🎤🎓 «گفتار استاد فریدون جنیدی درباره واژه درود و ریشه ی آن ....»
.
«قسمت دوم»
.

.
🎤🎓 «گفتار استاد فریدون جنیدی درباره واژه درود و ریشه ی آن ....»
.
«قسمت نخست»
.

.
📷 «این عکس دقیقا شرح حال ماست ...»
.
«سوختن در ميان اين همه آب
فقر در ميان اين همه ثروت»

.
■ «بیست دوم دیماه زادروز استاد مسعود شعاری خجسته باد. با آرزوی بهترینها برای استاد شعاری و خاتواده ی محترمشان»
.
● استاد مسعود شعاری (زاده 1340 تهران) آهنگساز و نوازنده برجسته سه‌تار می‌باشد.
● تولد: 22 دیماه 1340، تهران
● ملیت: ایران
● سبک‌ها: موسیقی سنتی ایرانی
موسیقی تلفیقی
● سازها: سه‌تار
● سال‌های فعالیت: از سال 1361 تاکنون
.
■ «زندگی‌نامه و فعالیت ‌هنری»:
.
● استاد مسعود شعاری در سال ۱۳۴۰ در تهران متولد شد. موسیقی را از کودکی و با فراگیری سنتور نزد منیژه علی‌پور آغاز کرد. سپس نزد داریوش طلایی به فراگیری سه‌تار پرداخت و از سال ۱۳۶۱ آموزش ردیف موسیقی ایران و فراگیری تار را نزد محمدرضا لطفی آغاز نمود. همچنین قطعات بسیاری از موسیقی قدما را نزد استاد اصغر بهاری آموخت. وی سپس به کمک اساتیدی چون استاد مهدی کمالیان و محمود هاشمی به پژوهش و بازسازی مکاتب سه‌تارنوازی قدما نظیر صبا، هرمزی، فروتن، عبادی و غیره پرداخت که دو آلبوم شباهنگ و کاروان صبا حاصل این دوره از فعالیت اوست. او در آلبوم شباهنگ قطعاتی از موسیقی قدما را در سه‌گاه و اصفهان تنظیم و اجرا نمود که مورد توجه قرار گرفت. این قطعات شامل آثار استادانی چون استاد اصغر بهاری، رکن‌الدین مختاری، یوسف فروتن و سعید هرمزی بود. همچنین او در آلبوم کاروان صبا قطعات استاد ابوالحسن صبا را با شیوه اجرایی مختص سه‌تار تنظیم کرد و خود به اجرای آنها پرداخت. مسعود شعاری همچنین به امر آموزش نیز پرداخت و با تاسیس مرکز آموزشی همساز شاگردان بسیاری تربیت نمود. او در ادامه مسیر نوازندگی اش دست به تجربیاتی در موسیقی تلفیقی زد که تاکنون منجر به خلق چهار آلبوم: سیر، انتظار، در سایه باد و رهاب شده است. در این آثار وی تلاش کرده است تا گفتگویی شنیدنی میان سه‌تار و سازهای غیر ایرانی ایجاد کند.
.
.■ «کتاب‌ها»:
.
● «گنجینه سه‌تار (۱)»:
• بازسازی آثار قدما و تنظیم برای سه‌تار، موسسه فرهنگی سرای اهل هنر
● «کاروان صبا»:
• مجموعه قطعات استاد ابوالحسن صبا، تنظیم برای سه‌تار، انتشارات سروش
● «سیر،»:
• محموعه قطعاتی برای سه‌تار
.
■ «ادامه در کامنت»
.

.
■ «دخمه»:
.
● «برج خاموشان» به اینجا تغییر مسیر دارد. برای دخمه زرتشتیان یزد، دخمه زرتشتیان (یزد) را مشاهده کنید.
.
● دخمه یا برج خاموشان مکانیست که زرتشتیان، مردار آدمیان را که بنا بر عقاید آنها نجس و پاریار است در آن می‌گذاردند تا گوشت مردار توسط درندگان و پرندگان خورده شود آنگاه باقی‌ماندهٔ استخوان‌ها را درون چاه میانهٔ دخمه انبار می‌کردند. بنا بر عقاید زرتشتیان دفن مردار موجب آلودگی عنصر مقدس خاک می‌گردید و لازم به ذکر است که در دین زرتشتیان بی‌تابی برای مرگ عزیزان شدیداً منع شده‌است.
.
■ «واژه دخمه»:
.
● دخمه یا دخنه دگرگون واژهٔ دخ خنه (دژ خانه) می‌باشد که به مرور زمان بدین وجه درآمده و به معنای سرای پلیدی است و امروزه به مکان‌های ترسناک و نامناسب اطلاق می‌گردد. در زبان فارسی به دخمه استدان و دخمه‌دان هم می‌گویند. واژهٔ «دخمه» در اوستا «دَخمَه» و در پهلوی «دَخمَک»، به معنی داغ‌گاه آورده شده‌است. ریشهٔ این واژه «دَگ» از فارسی باستان به معنی سوزاندن است و کلمه «داغ» از همین ریشه به دست آمده‌است. استفاده از این واژه مربوط به زمانی است که اقوام آریایی اجساد را می‌سوزانده‌اند و بدین ترتیب دخمه به معنای مکان سوزاندن بوده‌است. شاید رسم سوزاندن اجساد از هنگام پیدایش دین زرتشت منسوخ شد ولی لفظ دخمه به مفهوم محل قرار دادن متوفی یا محل دفن از گذشته باقی‌مانده‌است. ساخت آرامگاه در میان پیروان همه ادیان رواج داشنه است، حتی در میان زرتشتیان که رسم نبوده مردگان را به خاک بسپارند. از نمونه‌های آرامگاهی که از آن‌ها بر جای مانده چنین بر می‌آید که نخست مرده را در جایی دور از آبادی به نام دخمه یا داغگاه می‌گذاشتند، این رسم یادگار زمانی است که آریایی‌ها مانند هندوهای امروزی مرده هایشان را می‌سوزانند.
.
.
■ «ادامه در کامنت»
.

.
📖 «من ذره و خورشید ...»
.
● من ذره و خورشید لقائی تو مرا
● بیمار غمم عین دوائی تو مرا
.
● بی‌بال و پراندر پی تو می‌پرم
● من کاه شدم چو کهربائی تو مرا
.
✍ «مولانا»

.
📝 «بر کدام جنازه زار می‌زند …؟»
.
بر کدام جنازه زار می‌زند این ساز؟
بر کدام مُرده‌ی پنهان می‌گرید
این سازِ بی‌زمان؟
.
در کدام غار
بر کدام تاریخ می‌موید این سیم و زِه، این پنجه‌ی نادان؟
.
بگذار برخیزد مردمِ بی‌لبخند
بگذار برخیزد!
.
زاری در باغچه بس تلخ است
زاری بر چشمه‌ی صافی
زاری بر لقاحِ شکوفه بس تلخ است
زاری بر شراعِ بلندِ نسیم
زاری بر سپیدارِ سبزبالا بس تلخ است.
بر برکه‌ی لاجوردینِ ماهی و باد چه می‌کند این مدیحه‌گوی تباهی؟
مطربِ گورخانه به شهر اندر چه می‌کند
زیرِ دریچه‌های بی‌گناهی؟
.
بگذار برخیزد مردمِ بی‌لبخند
بگذار برخیزد!
.
.
✍ «احمد شاملو»
📅 «۱۸ شهریورِ ۱۳۷۲»
📚 «در آستانه»

.
■ «حواشی»:
.
● در سال‌های پایانی عمر محمدرضا لطفی برخی از کنسرت‌های وی اجازه برگزاری نیافتند، در شهریور سال ۱۳۹۱ تور موسیقی محمدرضا لطفی که از ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۱ در شهر ساری آغاز شده و قرار بود در چهار شهر استان مازندران به صحنه رود؛ به دلیل نگرفتن مجوز در شهر بابلسر لغو شد. در اردیبهشت ۱۳۹۲ کنسرت محمدرضا لطفی در شهر اندیمشک و همچنین کنسرت شب دوم این هنرمند در شهر بهبهان هم لغو شد، لغو این کنسرت در شرایطی بود که این کنسرت مجوز داشته و مخاطبان برای اجرای شب دوم نیز بلیت خریداری کرده بودند. محمدرضا لطفی در یک نشست خبری در آبان ۱۳۹۰ با انتقاد از مشکلاتی که وزارت ارشاد بر سر پوستر کنسرت او ایجاد کرد گفت: پوستر کنسرت اخیر ما که با تصویری از من است به خاطر موها و ریش من به مشکل برخورده است! در حالی با عکس من در این پوستر سخت‌گیری می‌کنند، که همین عکس از من در روزنامه‌ها چاپ می‌شود و حتی زمانی نیز که برای اولین بار به صداوسیما رفتم هم با همین موها و ریش‌ها رفتم.
.

.
■ «شاگردان استاد لطفی»:
.
● محمدرضا لطفی شاگردان بسیاری را تربیت کرد و از وی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مدرسان موسیقی یاد می‌کنند. از میان شاگردانش می‌توان اردشیر کامکار، حمید متبسم، مجید درخشانی، صدیق تعریف، بیژن کامکار، ارشد طهماسبی، مازیار شاهی، هادی منتظری و زیدالله طلوعی را نام برد.
.
■ «زندگی شخصی»:
.
● محمدرضا لطفی با قشنگ کامکار ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۷ از او جدا شد. حاصل این ازدواج امید لطفی می‌باشد.
● سرود لطفی فرزند دیگر محمدرضا لطفی می‌باشد که حاصل ازدواج دوم اوست. ■ «درگذشت»: ● محمدرضا لطفی صبح روز جمعه، ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ بر اثر بیماری سرطان پروستات در ۶۷ سالگی در بیمارستان پارس تهران درگذشت.
.
■ «واکنش‌ها و پیام‌های تسلیت در پی درگذشت لطفی»:
.
■ «محمدرضا شجریان سوگنامه‌ای در فراق لطفی منتشر کرد»:
.
● استاد محمدرضا لطفی آن یار دیرینهٔ بی‌همتا به جاودانگی پیوست. او تمام زندگیش تلاش و دقت و وسواس در موسیقی نژاده و ردیف بجا مانده از میراث‌داران موسیقی کهن و آموزش به شاگردان بود. دستی توانا در نواختن و فکری سنتی در اصالت تاریخی آهنگ و نغمه با حال و هوا و شور و شیدایی خاص خود داشت. از شروع زندگی موسیقائی‌اش به شکلی تأثیرگذار در عرصه هنر و جاودانگی سنت‌های آن راه پیمود و به انجام رساند. همواره دلسوز طبقه کارآمد کم‌درآمد بود. حیف و صد حیف که زود درگذشت و ما را سوگوار کرد. با تأثر فراوان.
.
● «پیام تسلیت حسین علیزاده»:
.
● «آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد» محمدرضا لطفی از ما جدا شد … ملت ایران، امروز در سوگ خاطرات و زندگی عاشقانه‌شان نشسته‌اند، تا جاودانه نغمه‌هایش را بر لب داشته باشند. یاد و خاطره محمدرضا لطفی جاودان.
.
● شهرام ناظری: باز هم یکی دیگر از پرچمداران موسیقی سنتی ایران، جهان بی‌بنیاد را وداع گفت. فقدان موسیقیدان برجسته استاد محمدرضا لطفی ضایعه‌ای است جبران‌ناپذیر برای جامعه فرهنگی ایران
● مجید انتظامی با اظهار تأسف از درگذشت این نوازندهٔ پیشکسوت تار، گفت: بسیار متأسفم که کسانی مانند محمدرضا لطفی که در کار خود استاد هستند، به این راحتی از جمع ما می‌روند.
● اکبر گلپایگانی در گفتگو با بخش فارسی صدای آمریکا ضمن تسلیت به همه هنرمندان و هنردوستان، آقای لطفی را اینگونه توصیف کرد: «او یک نوازنده ردیف دان بی نظیری بود … ضمن این که پایش را گذاشت بالاتر و آن دوره عالی را دید که بداهه نوازی است.»
.
■ «ادامه در کامنت»:
.

.
■ «هفدهم دیماه زادروز زنده یاد استاد محمدرضا لطفی گرامی و جاودانه باد. روانش شاد و راهش پررهرو باد.»
.
● تولد: ۱۷ دی ۱۳۲۵، ۷ ژانویهٔ ۱۹۴۷، گرگان
● مرگ: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ۲ مه ۲۰۱۴ میلادی، (۶۷ سال)، تهران
● سبک‌: موسیقی سنتی ایرانی
● استادها: علی اکبر شهنازی، حبیب‌الله صالحی، نورعلی برومند، عبدالله دوامی، سعید هرمزی
● سازها:: تار، سه‌تار، کمانچه، دف، نی
.
● محمدرضا لطفی: (۱۷ دی ۱۳۲۵ در گرگان – ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ در تهران) ردیف‌دان،  موسیقی‌دان،  آهنگ‌ساز، نوازندهٔ برجستهٔ تار و سه‌تار، همچنین پژوهشگر و مدرس موسیقی سنتی ایرانی بود. او از چهره‌های تأثیرگذار موسیقی ایرانی بود و با خلق آثاری چون «ایران ای سرای امید»، «کاروان شهید»، «برادر بی‌قراره» و «عشق داند» به میان تودهٔ مردم راه یافت.
.
● لطفی بنیان‌گذار کانون فرهنگی و هنری چاووش، گروه شیدا و  مکتب‌خانه میرزا عبدالله بود و هنرمندان بسیاری از جمله خانوادهٔ کامکارها، مجید درخشانی، صدیق تعریف، حمید متبسم و حسین بهروزی‌نیا را تربیت کرد. او در کنار تار و سه‌تار، کمانچه، دف، نی و سنتور نیز می‌نواخت.
.
● لطفی تجربه همکاری با خوانندگانی چون تاج اصفهانی، غلامحسین بنان و شجریان را داشته و همچنین خوانندگانی چون شهرام ناظری، هنگامه اخوان، صدیق تعریف، محمد گلریز و محمد معتمدی، اولین‌بار توسط محمدرضا لطفی به جامعهٔ موسیقی معرفی شدند
■ «از کودکی تا خروج از مرکز حفظ و اشاعه»: ● محمدرضا لطفی در ۱۷ دی سال ۱۳۲۵ در شهر گرگان، در خانواده‌ای فرهنگی که پدر و مادر هردو معلم بودند، زاده شد. مادرش از اهالی گرگان و پدرش زادهٔ خلخال بود، و از آن‌جا که در اثر شیوع بیماری وبا، تمام خانوده‌اش را از دست داده بود، به رودسر نزدِ یکی از اقوامش فرستاده می‌شود. این دو در دوران جوانی و زمانی که به معلمی اشتغال داشتند، طی فرمانی از رضاشاه که تمامی معلم‌های مجرد را ظرف سه ماه به ازدواج موظف کرده‌بود، با یکدیگر ازدواج کردند، و به مدت ۱۵ سال در ترکمن‌صحرا به معلمی پرداختند. مادر لطفی حرفهٔ معلمی را پی گرفت و آن را ادامه داد، اما پدرش پس از مدتی کار معلمی را رها کرد و به تجارت و زراعت پرداخت. لطفی می گوید پدرش خواننده و وازندهٔ تار نیز بوده است. وی معتقد است که صدای پدرش به صدای رضاقلی‌میرزا ضِللّی شباهت داشته است، اما با زنگ بیشتر. علاوه بر پدر لطفی، برادرش نیز نوازندهٔ تار بود، که هر دوی آن‌ها از طریق یکی از دوستان پدر لطفی با این ساز آشنا شده بودند. لطفی می‌گوید با تار برادرش بزرگ شده است و بیشتر تحت تأثیر تارنوازی برادرش بوده تا زندگی فرهنگی پدرش.

.
■ «دختران هنرمند بندری»

Most Popular Instagram Hashtags