philo.quantuniom philo.quantuniom

68 posts   16,355 followers   414 followings

فیلوکوانتونیم  فلسفه، هستی شناسی و فیزیک کوانتوم به زودی همراه با نسخه الکترونیکی نشریه تخصصی لینک کانال تلگرام (نسخه کامل ویدئو ها و مطالب متنوع دیگر)👇👇👇

...
پاد آرمان شهر ( شهرآشوب یا ویران شهر یا مدینه فاسده) جامعه ی متمدنی است که در آن ویژگی‌های منفی، برتری و چیرگی کامل دارند و زندگی در آن دلخواه هیچ انسانی نیست. چنین جوامعی گونه‌ای از دنیای وانفسا و فاجعه بار انسانی هستند که هدف بیشتر اداره کنندگانشان نابودی کامل جامعه ی فلاکت بار انسان ها و خلق جامعه ای نو است.در بعضی از متون پادآرمان شهری هدف اصلی اداره کنندگان جامعه حفظ وضعیت آشوب برای رسیدن به اهداف شخصی و یا گروهی است.
با این تعریف یک جامعه پاد-آرمانی نقطه مقابل و وارونه ی یک جامعه آرمانی (اتوپیایی یا مدینه فاضله) است.
پاد آرمان شهر ها محصول مستقیم جوامع نوین ما هستند. میزان جرم و جنایت و فساد چه فردی و چه سازمان یافته در این جوامع به حدی بالاست که هیچ کسی امید به بهبودی اوضاع ندارد.در این جوامع دولت در هماهنگی کامل با شبکه های فاسد جامعه به عنوان ابزار سرپوش قانونی برای جرم و جنایت های سازمان یافته به کار گرفته می شود.میزان رخنه فساد در دستگاه های دولتی و قضایی به حدی بالاست که تمام بدنه ی آن از ریز و درشت را در بر می گیرد. معمولا در این مدل جوامع یک یا چند کانون اصلی قدرت وجود دارد که با هم در کشمکش اند تا سهم بالاتری از میزان ثروت و قدرت تولید شده در پادآرمان شهر را بدست بیاورند.

شهرهای فاسد معمولا از آخرین تکنولوژی ها، علوم و فنون نوین برخوردارند.جایی که گمان می رود این تمدن نو توانسته است دنیای بهتری را برای انسان ها خلق کند.ابزارهای ارتباطی نوین، وسایل حمل و نقل سریع و ارزان، مدل های نوین مهندسی کشاورزی و تولید غذای فراوان و ... از مولفه های بارز پادآرمان شهر ها هستند اما در این گونه از جوامع تقسیم قدرت و ثروت به درستی انجام نشده است.تعداد انگشت شماری از اعضای جامعه معمولا سهم اصلی و بزرگ از ثروت و قدرت و حیثیت اجتماعی را در اختیار دارند و عده ی زیادی از مردم از این مواهب محروم اند.هرچند که رسانه های اجتماعی در تلاش اند تا توده ها را ترغیب به زندگی بهتر و ایده آل تر و راحت تر نمایند اما در اصل ماجرا همه ی این ها ترفندهایی برای سرکوب اندیشه های انقلاب گرایانه در این دست جوامع است. تا نهایتا همه ی مردم نه نیروهای فعال اجتماعی بلکه به عنوان ذرات از هم (وازخود) فاصله گرفته ای در آیند که نه تنها خود، هیچ انگیزه ای برای تغییرات ندارند، بلکه اصلا احتمال اتفاق افتادن تغییر را محال می دانند.

دنیای قشنگ نو شرح حال جامعه ی بازسازی شده ی مدرنی است که همه ی اجزای آن مثل ساعت درست و صحیح و سالم کار می کنند اما آیا این یک آرمان شهر است یا یک پاد آرمان شهر؟!

...
لطفا ورق بزنید
مردم‌سالاری یا دموکراسی یک روش حکومتی است برای مدیریت کم خطا بر مردم حق مدار که در آن فرد یا گروهی خاص حکومت نمی‌کنند بلکه مردم حکومت می‌کنند. گونه‌های مختلف دموکراسی وجود دارد و در جامعه بین‌الملل نیز شاهد چند گانگی دموکراسی هستیم. میان انواع گوناگون دموکراسی، تفاوت‌های بنیادین وجود دارد. بعضی از آنها نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندان می‌گذارند. در هر صورت اگر در یک دموکراسی، قانونگذاری دقیق برای جلوگیری از تقسیم نامتعادل قدرت سیاسی (برای مثال تفکیک قوا) صورت نگیرد. یک شاخه نظام حاکم ممکن است بتواند قدرت و امکانات زیادی را در اختیار گرفته و به آن نظام دموکراتیک لطمه بزند. از «حکومت عدد» به عنوان خاصیت اصلی و متمایزکننده دموکراسی نام می‌برند. در صورت نبود حاکمیت مسئولیت‌پذیر، ممکن است که حقوق اقلیت‌های جامعه مورد سوء استفاده قرار گیرد (که در آن صورت به آن استبداد اکثریت می‌گویند) از اصلی‌ترین روندهای موجود در دموکراسی‌های ممتاز می‌توان به وجود رقابت‌های انتخاباتی عادلانه اشاره کرد. علاوه بر این، آزادی بیان، آزادی اندیشه سیاسی ومطبوعات آزاد از دیگر ارکان اساسی دموکراسی هستند که به مردم اجازه می‌دهند تا با آگاهی و اطلاعات بر حسب علاقه شخصی خود رأی بدهند.
.
تعریف شما از دموکراسی چیست؟ به نظر شما دموکراسی توانسته تا شرایط زندگی اجتماعی ما را به عنوان یک مدل سیاسی برتر و در دسترس بهبود ببخشد؟ اگر به جای دموکراسی مدل دیگری از حاکمیت را در جهان مدرن دنبال می کردیم وضع زندگی ما چگونه بود؟
ویدئوها و مطالب بیشتر را در کانال تلگرام ما دنبال کنید.🔭📖📚🌐
.
🆔 t.me/philoquantuniom
*****
.
#فیلوکوانتونیم حامی دانش و فرهنگ ایران

#دموکراسی #مردم_سالاری #حکومت #دولت #اقتصاد_سرمایه_داری

...
اروپای قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، شاهد ظهور طبقه ی جدیدی از افراد در جامعه بود که با رشد فزاینده ای در حال گسترش بودند، به واسطه ی موج دوم انقلاب صنعتی در غرب، زندگی اجتماعی و فرهنگی بسیاری از مردم دچار دگرگونی های عمیقی شده بود.همانطور که مارکس در کتاب معروفش مانیفست کمونیست می نویسد:
انقلاب دائمی در تولید، متلاطم کردن پی در پی تمام مناسبات اجتماعی، عدم اطمینان و آشفتگی بی وقفه عواملی هستند که عصر بورژوازی را از تمام اعصار قبل از خود متمایز می سازند...
این انقلاب سریع و بی وقفه در تولید محصول و به تبع آن بازار در حال گسترش فروش محصولات، مقوم جامعه ی جدیدی بود که یک قرن پیش تر از آن با کشف ماشین بخار و انقلاب صنعتی از بریتانیا آغاز و آهسته کل اروپای قرن هجده را در بر گرفت.
با تمام اتفاقات تاریخی که در زمان حیات مارکس و بعد از آن افتاد جریان های بزرگ و کوچکی در حمایت و یا مذمت سوسیالیسم علمی او شکل گرفت که نقطه اوج آن ها انقلاب اکتبر روسیه و انقلاب کبیر مائو در چین بود.
فارق از نتایج مثبت و منفی که همیشه محل مناقشه های فکری و سیاسی در جهان بوده ، نظریات علمی سوسیالیستی یک تاثیر آرام و خزنده نیز در فرهنگ سرمایه داری غرب به جا گذاشت، اولین قوانین کار مدون در قوانین حقوقی کشورها از جمله کاهش ساعات کار کردن روزانه به هشت ساعت، افزایش حقوق و مزایا، در نظر گرفتن اوقات فراغت برای کارگران، آموزش و افزایش مهارت های تخصصی ضمن کار برای کارگران، فراهم کردن حداقل های رفاه اجتماعی در دولت های رفاهی اروپایی و ... از جمله دستاوردهای نرم جنبش های سوسیالیستی در دو سه قرن گذشته بوده است.
اگر بحث های نظری و ارزشی را درباره ی جهان سرمایه داری کنار بگذاریم و شرایط موجود را به عنوان شرایط واقعی زندگی اجتماعی در نظر بگیریم که ناگزیریم در آن زندگی کنیم به نظر شما جنبش های سوسیالیستی تا چه حد توانسته اند شرایط زندگی را برای طبقه بزرگ کارگران در جهان به خصوص در کشورهای درحال توسعه کاهش دهند. آیا سیاست گذاری های حکومت ها توانسته با این جنبش ها همراه شود یا همچنان خود از عوامل اصلی بازدارنده آن هاست. زندگی کارگران امروز را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا امیدوارید که بتوان سطح زندگی عمومی طبقه کارگر را که بسیاری از مردم جامعه را تشکیل می دهد، بهبود بخشید؟

#فیلوکوانتونیم
.
#روز_جهانی_کارگر #کار #سرمایه_داری #مارکس #زندگی_اجتماعی #طبقه_کارگر #طبقه_سرمایه_دار #نئوکپیتالیسم #سوسیالیسم #انقلاب #اصلاحات #فرهنگ_کار #ازخودبیگانگی

...
به مناسبت سالگرد درگذشت فرانسیس بیکن

فرانسیس بیکن فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوق‌دان و نویسنده انگلیسی بود. بسیاری وی را محور اصلی تحول فکری در قرون وسطی می‌دانند تا جایی که او را از بانیان انقلاب علمی می‌شمارند و پایان سلطه کلیسا بر تفکر را به اندیشه‌های او نسبت می‌دهند.

فرانسیس بیکن معتقد بود که «علم بر انسان و جهان تسلط دارد» و «بر طبیعت نمی‌توان مسلط گشت مگر آنکه از قوانین آن آگاهی یابیم» و در رد اندیشه کلیسا چنین عنوان کرد که «اگر انسان ذهن خود را معطوف به ماده کند در حدود آن کار می‌کند و از حدود ماده تجاوز نمی‌نماید». وی معتقد بود که ادراک ما از حقیقت تنها در همان حدی است که مشاهدات ما اجازه می‌دهد و «خارج از حیطه مشاهدات» نه تنها نمی‌توانیم چیزی بدانیم، شاید اصولاً شایسته دانستن آن نباشیم. از نظر او ذهن مسئول یافتن روابط در ماده به وسیله مشاهده و تجربه است و میان علم و عمل و مشاهده فرقی نیست. راهی که وی برای رسیدن به بصیرت و ادراک بهتر از جهان پیرامون پیشنهاد می‌کند چنین است: «با کسب دانش طبقه‌بندی ماده بر اساس ارزش و اعتبار آن، ذهن خود را از تزویر دور دار» و برای رسیدن به این ادراک باید ذهن را از بت‌هایی که آن را احاطه کرده‌اند رها سازیم.
.
هر اندازه که بیکن در سیاست جلوتر می‌رفت به اوج حکمت و فلسفه نیز نزدیکتر می‌شد. به عقیده او مطالعه و اشتغال به تحصیل به تنهایی نه هدف است و نه حکمت و علمی که با عمل توأم نباشد قیل و قال بیهوده است؛ «صرف همه اوقات به مطالعه سستی و کاهلی است؛ به کاربردن آن برای خودنمایی ریا است؛ حکم کردن از روی قواعد منطقی فضل‌فروشی است.» «مردم نادرست و مکار از مطالعه متنفرند، مردم ساده در ستایش و تمجید آن مبالغه می‌کنند و فقط مردم عاقل در عمل از آن استفاده می‌برند؛ زیرا مطالعه راه استفاده عملی را نمی‌آموزد، بلکه این استفاده از راه مشاهده صورت می‌گیرد و این کار به وسیله عقل انجام می‌شود، عقلی که بیرون از مطالعات و بالاتر از آن است.» او مانند گوته علمی که به عمل منتهی نشود را مسخره می‌کند. «باید دانست که در صحنه زندگی بشر فقط خدا و فرشتگان تماشاچی محض‌اند.» این تنبه جدیدی بود که پایان مکتب مدرسی (اسکولاستیک) را اعلام می‌کرد و خاطرنشان می‌ساخت که دیگر بین علم و عمل و مشاهده فاصله نیست. این تأکید دربارهٔ تجربه و پرداختن به نتایج عملی صفت ممیزه فلسفه انگلیسی و مقدمه پراگماتیسم است.
.
مقالات مرتبط با فرانسیس بیکن را در کانال تلگرام ما دنبال کنید. (لینک در بیو پیج)
. 🆔 t.me/philoquantuniom
*****
#فیلوکوانتونیم حامی دانش و فرهنگ ایران

.
نظریه های جدید در جامعه شناسی آموزش و پرورش ساختارگرا، بر خلاف نظریه های کلاسیک در این حوزه، صِرف وجود آموزش های گروهی مدرسه ای در جامعه را کافی نمی دانند، نظریه پردازان جدید بر این باورند که رشد سریع علم و دسترسی سرسام آور جامعه به منابع اطلاعاتی، بسیار تندتر از سیستم های بسته نظام های آموزشی در حال گسترش است، به همین دلیل جامعه به صورت خودکار سیستم های معیوب را کنار گذاشته و به دنبال راهکار های جدید برای انطباق و یادگیری از محیط می گردد، گسترش شبکه های اجتماعی در کنار تمام تاثیرات منفی ای که بر روی نسل ها داشته، توانسته با ایجاد فضاهای متن باز آموزشی و تولید محتواهای تعاملی، دسترسی آزاد به منابع اطلاعاتی برای پیشرفت و توسعه جامعه را یک پله به سمت جلو سوق دهد، استفاده از مالتی مدیای تعاملی جدید یک قدم جدی به سوی فراگیر شدن آموزش های تخصصی در عرصه علم و دانش نوین می باشد.

از این منظر آموزش و پرورشی پویاست که بتواند شیوه های نوین ارتباطی را جایگزین شیوه های قدیمی کند و از این طریق بتواند تعداد بیشتری نیروی متخصص تربیت و جایگاه دانش را در جامعه ارتقا بخشد.
.
کشورهای صاحب سبک در توسعه آموزشی، همانند کشورهای اروپای شمالی و حوزه اسکاندیناوی، کشورهای امریکای شمالی شامل ایالات متحده و کانادا و... امروز بیش از پیش به سمت آموزش های غیر رسمی و استفاده از فضاهای شبکه های ارتباطی و مجازی هدفمند رفته اند تا بتوانند طیف بیشتری از مردم را با کم کردن هزینه های آموزشی و تربیتی شامل آموزش های عمومی کنند.
در کنار آموزش های عمومی با دیدی اقتصادی، بیشتر شرکت های بزرگ و چند ملیتی شناخته شده در جهان در حوزه تکنولوژی و شبکه های اجتماعی مشغول به کار می باشند و تا چند دهه آینده میزان رشد این شرکت های دانش بنیان است که عملا چرخه های اقتصاد کلان بین المللی را به گردش در می آورد.
.
ما در ایران برای این که بتوانیم قدم های ابتدایی در راه توسعه پایدار علم را برداریم ناگذیریم به سمت تکنولوژی های جدید و غیر رسمی حرکت کنیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم دسترسی های جدید ایجاد شده در حوزه های فناوری و تکنولوژیک، بیشتر ارکان زندگی روزمره ما را تحت سیطره خود در آورده اند، پس بهتر آن است که ما هم از قدرت این شبکه ها ی ارتباطی برای توسعه و پایداری دانشمان بهره ببریم.
.
نظر شما درباره جایگاه آموزش های غیر رسمی در ایران چیست؟ آیا موافق این مدل آموزشی هستید یا مخالف آن؟ .

#فیلوکوانتونیم حامی دانش و فرهنگ ایران
*******
کانال تلگرام ما را با مطالب جدید و متنوع دنبال کنید (لینک در بیو پیج)

#علم #توسعه #آموزش

...
به مناسبت زادروز رنه دکارت
#رنه_دکارت، فیلسوف، ریاضی‌دان و فیزیک‌دان بزرگ عصر #رنسانس در روز ۳۱ مارس ۱۵۹۶ میلادی در روستایی از توابع شهرستان اندر-ا-لوآر فرانسه زاده شد. مادرش در سیزده‌ماهگی وی درگذشت و پدرش قاضی و مستشار پارلمان انگلستان بود.

بدون شک رنه دکارت، فیلسوف فرانسوی را می توان بنیان گذار #فلسفه_مدرن نامید. دکارت یک فیلسوف/ریاضیدان بود. او به شدت شیفته ی ریاضی بود و از این حیران؛ که چرا ریاضی تنها خادمِ علوم مکانیکی است؟ چرا نباید بنایی شایسته تر را بر روی آن ساخت؟ می توان گفت که دکارت به دنبال ریاضی وار کردن فلسفه بود. فلسفه ی دکارت را می توان واکنشی به دُگماتیسم مذهبی حاکم بر قرون وسطا دانست. یک اشتباه رایج از تلقی اندیشه های وی، در نسبت با روح حاکم بر فلسفه ی قرون وسطا تقابل عقل/ وحی است. در حالی که اساساً در قرون وسطا فیلسوفانی هم بودند که به عقل بهای بیشتری نسبت به وحی می دادند و برعکس. در حالی که دکارت و هم عصرانش علم جدید را در برابرکلام قدیم قرار می دادند: تقابل علم جدید/ وحی (کلام قدیم). در مورد دکارت هم این تقدم، تقدم ریاضی/ وحی است. و منش عقلانی و مجرد ریاضی این تقابل را به شکل مشهور عقل/وحی در می آورد.

دکارت می گفت:
همهٔ عقاید باید به اثباتی خالی از شبهه تن در دهند، به طوری که بعداً شکاکان نتوانند به آن حمله کنند. من به دنبال فلسفه ای هستم که بتواند معرفت را بر پایه ای استوار محقق سازد.
دکارت از همان موقع نوجوانی به بیماری شک مبتلا بود و بعد ها این بیماری تمام جانش را فراگرفت و حتی به حواس خود هم بی اعتماد شد، به طوری که می گفت: حواسم مرا فریب می دهند، هنگامی که پاروی قایق در آب است حواسم می گوید که پارو کج است. هیچ طریق قطعی و نهایی برای اثبات این امر که تجربیات من فقط توهم و خیال نیستند وجود ندارد.
او دریافت که حتی تفکارتش هم ممکن است غیر واقعی باشد و احتمالا این تفکرات غلط چیز زیرِ سرِ یک شیطان خبیث باشد. مثلا شیطان مرا هیپنوتیزم کرده ومن در حالی که فکر میکنم بیدار ام محاسبات قطعی ریاضی انجام می دهم و آن ملعون(شیطان خبیث) به ریشم می خندد.
او فقط به یک چیز یقین داشت.
.
*******
نسخه ی کامل ویدئو را در کانال تلگرام ما مشاهده کنید (لینک در بیو پیج) همچنین می توانید مقالات تکمیلی در ارتباط با دکارت را در کانال ما دنبال کنید
.
🆔 t.me/philoquantuniom
*****
.
#فیلوکوانتونیم #دکارت #فلسفه #ریاضی #فیزیک #شک

...
یکی از قدیمی ترین و البته چالش برانگیزترین پرسش هایی که جوامع انسانی با آن رو به رو بوده اند رابطه متقابل انسان و محیط اجتماعی اوست. جامعه به عنوان محصول زندگی جمعی و متمدنانه بشر از دیرباز تا به امروز معیاری برای سنجش زندگی اجتماعی ما بوده است.
افلاطون معتقد بود انسان حیوانی اجتماعی است، بر خلاف پیشاسقراطیان که عموما انسان به معنای طبیعی اش را ارجح بر هر چیز دیگری در جهان می دانستند، او اولین کسی است که توانست رابطه ی دیالکتیکی عمیقی بین انسان بودن و مدنیت به وجود بیاورد،او در تمام کتاب هایش به خصوص جمهور، انسان را ناگذیر از اجتماع معرفی می کند،اما به راستی این ما هستیم که جامعه را شکل می دهیم و یا جامعه مقوِّم ماست؟
با گذر از مفاهیم اسطوره شناختی فلسفه کلاسیک و وارد شدن به مراحل آغازین فلسفه مدرن، درمیابیم که این چالش همچنان به عنوان یکی از مهمترین بحث ها در بین مکاتب فکری مختلف بوده است، اوج این دیالکتیک نظری را در آثار هگل و نقد مارکس از او در فلسفه قاره ای می بینیم.هگل معتقد بود که روح انسانی در کنش دائمی با محیط اطرافش شروع به گسترده شدن می کند، این گستردگی تا جایی ادامه پیدا می کند که موجب شکل گیری ما در بطن حرکت تاریخی جامعه می شود، این شکل گیری آن قدر در تداوم تاریخی خود بازتولید می شود تا روح تمدن را شکل می دهد،برای هگل بزرگترین روح تاریخ ناپلئون بناپارت بود که می توانست با شمشیر خود جامعه را برهاند و رنج مداوم آن را از میان بردارد. مارکس با نقد برج عاجی که هگل بر روی آن نشسته بود، انسان را محصول جامعه و ساختارهای اجتماعی آن می دانست. او معتقد بود که انسانِ اجتماعی محصول کار خویش در جامعه است، اما کاری که دیگر، از حوزه ی اختیارات شخصی او خارج شده است، روح سرمایه داری در جهان نوین (به تعبیر وبری آن) مقوم اصلی ترین بخش زندگی ما انسان ها یعنی فرهنگ (و به طبع آن اقتصاد) است. پس از دیدگاه بیشتر جامعه شناسان و فلاسفه پس از انقلاب صنعتی ما محصول ساختارهایی هستیم که دیرزمانی آن ها را به وجود آورده ایم اما اینک نمی توانیم به راحتی بر آن ها غلبه کنیم.
دعوای میان فلاسفه قاره ای و فلاسفه تجربی، به همین جا ختم نمی شود، مهمترین مکتبی که تا به امروز به این مساله توجه ویژه نشان داده است، مکتب انتقادی (فرانکفورت) است. فرانکفورتی ها باور دارند که فرهنگ توده ای که مقوم اصلی زندگی اجتماعی ما در دوران معاصر است مقوم اصلی زندگی انسانی ماست، آن ها تا جایی پیش می روند که نام صنعت فرهنگی را برای مفاهیم خویش به کار می برند(ادامه در کامنت اول)

...
مرگ برای آدم مدرن امروز هم چنان یک مسئله است چون نسبت به آنچه با آن می‌آید ناآگاه است و همین ناآگاهی است که دلشوره و اضطراب می‌آورد. اما می‌توان همه این نگرانی‌ها را هم کنار زد و خیامی زندگی کرد و دم را غنیمت شمرد. من به چنین نگاهی بسیار اعتقاد دارم و خیامی ام. می‌توان هم چون خیام و رواقیون، با مرگ بسیار راحت کنار آمد.
.

داریوش شایگان اندیشمند نویسنده و مترجم شهیر ایرانی صبح امروز درگذشت. .
#فیلوکوانتونیم
#داریوش_شایگان
#فیلسوف
#فلسفه
#اندیشمندان_ایرانی

نوروز باستانی ایرانیان بر تمام مردم سرزمینمان و تمامی فارسی زبانان جهان مبارک و پیروز🌹🌹🌹 امیدواریم سال پیش رو سال پر از اتفاق های خوب و سرشار از شادمانی و موفقیت باشد🙏🙏🙏.
.

#فیلوکوانتونیم حامی دانش و فرهنگ ایران
.
**************** .
join us : | کانال فیلوکوانتونیم 🆔 @philoquantuniom
.
#نوروز #سال_جدید #موفقیت #شادمانی #جشن

...
کرگدن نمایشنامه‌ای است تکان دهنده در سه پرده اثر اوژن یونسکو، نمایشنامه‌نویس فرانسوی رومانیایی‌تبار که در سال (۱۹۵۹) نوشته شد. از این اثر به عنوان یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌های سده بیستم و در زُمره یکی از «نگین‌های تئاتر دنیا در تمام اعصار» یاد می‌شود.

در طول سه پرده نمایشنامه همه ساکنین شهر کوچکی در فرانسه به کرگدن تبدیل می‌شوند و تنها فردی که تسلیم این دگرگونی جمعی نمی‌شود، شخصیت اصلی داستان برنژه است، شخصیتی گیج و دستپاچه که در طول نمایشنامه به خاطر تأخیرها و نیز نوشیدن‌هایش مورد انتقاد قرار می‌گیرد. نمایشنامه به طور کلی پاسخی به وقایع بعد از جنگ جهانی دوم و دربردارنده موضوعاتی مانند پیروی از رسوم و عقاید، فرهنگ، فلسفه و اخلاقیات است. نمایشنامه به سه پرده تقسیم می‌شود و هر پرده صحنه‌ای از هجوم کرگدن‌ها را نشان می‌دهد.
یونسکو علاوه بر فرم در تئاتر مدرن فرانسه به معنا هم توجه ویژه ای داشته است. رشد توتالیتاریسم در دهه های ابتدایی و میانی سده بیستم با قدرت گرفتن نازی ها در آلمان سبب شکل گیری جنگ های ویران گری شده بود که تقریبا نیمی از جمعیت اروپا را نابود و شهر ها را ویران کرده بود، کرگدن یونسکو به عنوان نماد موجودی ویرانگر که پا به هر جا می گذارد تباهی با خود به همراه می آورد بازنمایی هنری اتفاقاتی بود که نسل یونسکو آن را با گوشت و خونش تجربه کرده بودند.
یکی از مهمترین المان های توتالیتاریسم به گفته جامعه شناس و فیلسوف سیاسی معاصر هانا آرنت علاوه بر سرکوب گسترده داخلی مخالفان، دستگاه تبلیغاتی عظیمی بود که رژیم تمامیت خواه برای شکل دادن به افکار عمومی توده ها از آن استفاده می کرد، در کرگدن یونسکو می بینیم که برنژه و دیزی (دوست صمیمی و همراه برنژه) توافق می‌کنند که تبدیل نشوند، ازدواج کنند و نسل بشر را حفظ کنند. اما خیلی زود دیزی از «نجات دنیا» صرف نظر می‌کند و کرگدن را زیبا می‌بیند و تبدیل به کرگدن می‌شود. همین درک درست و عمیق یونسکو از مفاهیم فلسفه سیاسی و جامعه شناختی بود که او را در میان بزرگترین و آگاه ترین نویسندگان معاصر ما قرار می داده است.درکی که باعث می شد بازنمایی جهان اجتماعی در دنیای هنر به بهترین شکل انجام شود و هنر به مثابه ابزاری برای آگاهی و رهایی مورد استفاده قرار گیرد.
تاثیر کرگدن نه تنها در دنیای هنر بلکه در مفهوم سازی های اجتماعی هم به وضوح مشاهده شده است. در ادبیات جامعه شناختی امروزه ما کرگدن را نماد انسان به اضمحلال رفته توسط توتالیتاریسم می دانیم.
.
#فیلوکوانتونیم #کرگدن #اوژن_یونسکو #تئاتر #نمایشنامه #هنر

...
به مناسبت سالروز تولد آلبرت اینیشتین
.

مکانیک کوانتوم قطعاً مخالف آن چیزی است که تاریخ همیشه ما را به آن می‌خواند. اما صدایی از درون به من می‌گوید که این هنوز چیز حقیقی نیست. نظریه چیزهای زیادی می‌گوید، اما هرگز ما را گامی به راز آن قدیمی‌ترین نزدیک نمی‌کند. من به هر حال معتقد هستم که خداوند تاس نمی‌ریزد.
"آلبرت اینیشتین"
.

اینیشتین را بیشتر به خاطر نظریّه نسبیت و به ویژه برای هم‌ارزی جرم و انرژی (E=mc۲) (که از آشناترین رابطه‌ها در فیزیک بین غیرفیزیک‌دان‌هاست) می شناسند. علاوه بر این، او در بسط تئوری کوانتومی و مکانیک آماری سهم عمده‌ای داشت. اینیشتین جایزه نوبل فیزیک را در سال (۱۹۲۱) برای خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد. او به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیزیک دانانی شناخته می‌شود که به این جهان پا گذاشته‌اند.
.
نسبیت خاص یکی از نظریاتی است که اینیشتین مطرح کرده و شامل سه پدیده در سرعت‌های بالا است:

انقباض طول که کاهش طول جسم در طی حرکت است.
اتساع زمان که کند شدن زمان است.
هم‌ارزی جرم و انرژی یا همان (E=mc2).
.

اینیشتین در نوامبر سال (۱۹۱۵) یک سری سخنرانی‌هایی در آکادمی علوم پروس ایراد کرد که در آن نظریه جدیدگرانش، موسوم به نسبیت عام را مطرح کرد. او در آخرین سخنرانی‌ای که ایراد کرد معادله‌ای را مطرح کرد که جانشین قانون گرانش نیوتون شد. این معادله بعدها با نام معادله میدان اینیشتین شناخته شد که با تانسور اینیشتین معرفی می‌شود.  این نظریه قائل به این است که نه تنها کسانی که با یک سرعت ثابت در حرکتند، بلکه تمامی ناظران یکسان و هم ارز هستند. در نسبیت عام، گرانش دیگر نیرو محسوب نمی‌شود (مانند قانون جاذبه نیوتون)، بلکه نتیجه خمیدگی فضازمان است.
.

می توانید مقالات تکمیلی در ارتباط با نسبیت و مطالب و ویدئوهای مرتبط دیگر با اینیشتین را در کانال فیلوکوانتونیم دنبال کنید
.
🆔 t.me/philoquantuniom
*****
#فیلوکوانتونیم حامی دانش و فرهنگ ایران
.

#فیزیک #نظریه_نسبیت #اینیشتین #نسبیت_خاص #نسبیت_عام

...
طرح نظریه اِم (m theory) در ساحت نظری فیزیک کوانتوم، گام بلندی برای فورمول بندی جهان هستی بود که می کوشید با پیوند دادن نظریات بزرگ کوانتومی همانند نسبیت و ریسمان و ... طرحی جامع و کلی از وضعیت جهان کوانتومی ارائه دهد. نبوغ خارق العاده استیون هاوکینگ استفاده از فرمول هایی بود که بعده ها به عنوان اساس نظریه همه چیز جهان فیزیک کوانتومی را تکان داد و ما را یک مرحله به شناخت حقیقی دنیای اطرافمان و بیشتر از آن سوق داد
.
با درگذشت استیون هاوکینگ طرح نظریه اش به صورت نیمه تمام باقی ماند. ما منتظریم در آینده با طلوعی جدید در فیزیک کوانتومی بتوانیم کلیت این طرح عظیم را بیشتر درک کنیم.
.
*****************
.

نسخه کامل فیلم را در کانال فیلوکوانتویم ببینید 🎥📱📷📹📼
.

#فیلوکوانتونیم #علم #فیزیک #کوانتوم #استیون_هاوکینگ #نظریه_اِم #ابر_فیزیک

Most Popular Instagram Hashtags