parya_heydari parya_heydari

773 posts   28,275 followers   513 followings

  اينجا آزادترين جاى دنيا ست اينجا بلند فكر مى كنم شما هم آزاديد به همه چيز در اينجا بلند فكر كنيد 💍✨eng

١٩ ژوئن
زير آفتابى كه رو به گرمى مى رود و رطوبت رُم كم كم نفس كشيدن را سخت تر مى كند صداى احمد شاملو در گوشم مى پيچد
داستانى از آنتوان دوسنت اگزوپرى (le petit prince)
احمد شاملو برايم اسطوره اى از عشق است ...
او كه عاشق آيدا شد و به دور از تمامى قيد و بندها عاشقانه ماند و شد تكّه اى از وجودش ...
در كنار مردى كه همراه سگهايش در پارك مى چرخيد
زنى كه آن طرف تر گيسوان طلايى دخترش را مى بافت
و نسيم گرمى كه لابلاى موهايم مى وزيد
چشمانم باصداى احمد شاملو كم كم بسته شد ...
شازده كوچولو گفت:
تو کی هستی؟ چه خوشگلی! بیا با من بازی کن. من آنقدر غصه به دل دارم که نگو...
روباه گفت: من نمی‌توانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکرده‌اند.
شازده کوچولو آهی کشید و گفت: ببخش! اما پس از کمی تامل پرسید: اهلی کردن یعنی چی؟
روباه گفت: تو اهل اینجا نیستی. پی چی می گردی؟
شازده کوچولو گفت: من پی آدم‌ها می گردم. اهلی کردن یعنی چی؟
روباه گفت: آدمها تفنگ دارند و شکار می‌کنند. این کارشان آزاردهنده است. مرغ هم پرورش می‌دهند و تنها فایده‌شان همین است. تو پی مرغ می‌گردی؟
شازده کوچولو گفت: نه، من پی دوست می‌گردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چی؟
روباه گفت: "اهلی کردن" چیز بسیار فراموش شده‌ایست. یعنی "علاقه ایجاد کردن"...
تو در برابر هر آن كس كه اهلى اش كرده اى مسئولى ...

اين يك حركت غير اراديست از من !
شامه ى تيزى كه بوى هر شىء و خيابان و انسانى را از بهر است !
بوها كامل كننده مشخصات هر آن چيزى هستند كه بر روى اين خاك است ...
بوى اين روزهاى رُم ، بستگى به خيابانى دارد كه از آن مى گذرى ...
تركيبى از رطوبت و بوى تلخ ادكُلن ...

يه زخمى بود كه هيچكس ازش خبر نداشت !
سالها رو بدنم بود تا اينكه به تو نشونش دادم !
انقدر كه دوست داشتم !
انقدر كه بهت مطمئن بودم !
يه روز از همون روزا وقتى مى خواستى برى و
من نذاشتم
دستت و بلند كردى محكم كوبيدى رو همون زخم !
من از درد به خودم پيچيدم و تو رد شدى و رفتى ...
اون درد خوابيد ،
اون زخمم داره خوب مى شه !
ولى من فهميدم ، جاى زخم و نبايد به كسى نشون داد !

كاش تنها براى چند لحظه
خودت را از چشم من مى ديدى ... Grazie a @valericli ❤️

🧜🏻‍♀️🍃

از مارسِل دوشان چى مى دونين ؟
(Marcel Duchamp)
نقاش و مجسمه ساز عجيب و غريب فرانسوى مكتب دادائيسم ...
كسى كه با گذاشتن يه سيبيل و ريش براى تابلوى ژِكُند داوينچى
خاصيت زنانگى اين تابلو رو نقض كرد ...
شما هم براى من بنويسين ...

نامه ى هفتم:

شايد من و تو
باز هم دست در دست هم
در دنيايى ديگر
به هر آنچه كه در اين دنيا به داشتنش فكر كرديم ،
خنديديم ...
من به تناسخ بعد از مرگ ايمان دارم ... #از_سَرِ_دلتنگى

براى كسانى كه حال آدم را خوب مى كنند.
با كوچيكترين جمله ...
آنهايى كه شايد چند دقيقه ببينيشان ولى هميشه در ذهنت حك شوند ...
آنها قطعاً تكّه اى از وجود خدا بر روى زمينند ...
هيچكدام از ما ممكن است براى هم ماندگار نباشيم
امّا مى توانيم براى حال خوب هم سعى كنيم ... مثل يك كافه چى كه براى من روى كافه ام نوشت صبح بخير مو بِِلُندِ دوست داشتنى و براى حال خوبم سعى كرد !
تو چقدر بَلَدى ؟!
Quando ti prendi un cappuccino e ti fanno complimenti in maniera tale più bella del mondo ... 🧜🏻‍♀️😅

بوى پوست پرتقال سوخته وسط يه روز برفى ...
در دنياى تو ساعت چند است ؟
خدا را چه ديدى ، شايد ، در دنيايى ديگر پشت پلك هايم را بوسيدى ...
ومن باز با ناز دخترانه ام صدايت كردم ...

براى شروع اين كتاب
دسته اى نعناى تازه بخريد
آن را با چاى سبز يا سياه توى قورى دَم كنيد
پنج دقيقه صبر كنيد
و ...
حالا كتاب آماده ى خواندن است
به مراكِش خوش آمديد ...

🧜🏻‍♀️🌸

Most Popular Instagram Hashtags