Instagram post by @nima.saffarsoflayi نیما صفار

نگهبان نر موزه قبل از این که جا شم توش من داشت می‌بست درشو - در یه رنوی مدل هفتادوچهار شمسی یا میلادی یا پرسیدم «داشتیم داداشم؟» یا «داداشم داشتیم؟» یا یه همچین چیزی. ببخش خیلی اگه نیست یادم. یا یه نگاه به قد تا بالام کرد ( چون از تو رنو داشت حرف می‌زد قد و بالام لاعلاج قد تا بالام می‌شد) پرسید «تو همون نبودی وقتی من ناظم مدرسه تون بودم اخراج شدم؟» «ولی آقا شما همون زمونام رنو داشتین؟ تو عالم نوجوونی خیلی بزرگ میومد به چشم چیزتون- همین اتول قراضه تون» «رنو که رنو - ولی نه این. تو جنگ ایران و عراق خودمون تاختش زدم با ...» «با چی؟» «اگه یادم بود که سه نقطه نمیذاشتم احمق!» «احمد #شاملو یا #زیدآبادی؟» «بعدش از #کهگیلویه_و_بویر_احمد رد داشتم می‌شدم که دیدم #بیضایی ... بهرام رو میگم - #داریوش_فرهنگ رو تو #شاید_وقتی_دیگر نشونده پشتش» «شاید تو یکی از همین تلویزیونای رستورانای بین راهی که تو فیلما نشون میدن دیده باشین. نه؟» «تو دوران ما به آدمای زیادی کنجکاو می‌گفتیم کو ...» «نی؟» «بلدیا!» «دیگه تو دست و بال همین تاریخ و جغرافیا بالا اومدیم!» حالا حساب کن این دیالوگا رو همینطور تند تند که داره استارت میزنه میگیم «‌پشتش کجا شد دقیقن آقا؟ دقیقن کجا شد؟» گازید رفت ولی من فقط پشت رنو منظورم بود که رسوندم.
حالا من چی بنویسم حالا من؟
«تو پسر مش اسمال نبودی تو؟»
«لابد مش اسمال بقال! جان من از این اسمای قصه مصه یی هی نکار تو کار! بابام حسین بود اسمش مثل اکثر باباها که حسینن یا ممد یا هوشنگ و منوچهر بلکم #آزادی_ور بلکم #چشم_آذر #بیضایی لاکن بهرام که کارمند شرکت گاز بود قبض گاز می‌برد در خونه مردم فحش می‌خورد» «حالا چرا گاز؟ چرا مثلن برق نه؟ مخابرات نه؟ لگد و پر و پاچه نه؟» «چون گازشو گرفتی رفتی - موند رو دلم دیگه - موند!»
ایمان و امان به سرعت برق/ می‌رفت که مومنین رسیدند
#ایرج_میرزا
میدونستی #درویش_خان اولین قربانی تصادف اتومبیل تو این ایرون بوده؟ میدونستی اول جای این ایرون که برق کشیدن حرم #امام_رضا بوده که #حیدر_خان_عمو_اوغلی کمونیست کشیدش؟ حیدر برقی! حیدر بمبی! شعر سفید هی در - که قافیه نداره - رفته براش بیاره #شهر_قصه
نگهبان نر موزه رو داشته باش اومده بپرسه «یعنی که چی؟ یعنی که چی که هی میگی؟» گمونم باز داره می‌بنده درشو
«خودت مگه نبودی حاجی می‌گفتی یه دبیر تاریخ داشتین می‌گفت تاریخ ساق و باسن #سوفیا_لورن نیست ولی حتی‌المقدور شیرینه؟»
«انکار کنم؟» «دیگه هر چی کرمته! میتونی بگی چی شد تو این تاریخ مذکر باز ذکر زن از زیر ناف اومد؟» «کممه! نگو! کممه!» ادامه تو کامنتا

10 Comments

Likes

No Likes Yet

Most Popular Instagram Hashtags