omidshekari54 omidshekari54

515 posts   2770 followers   1340 followings

OMID SHEKARI - امید شکری  📸PHOTOGRAPHER , Nikon & iPhone - Bojnourd , Iran

وزن سنگین آن صندلی چرخدار و سرنشینش،درست در گوشه سمت راست تصویر،در طلایی ترین نقطه کادر و ذهن راست عادت ما ایرانی ها، نشان از در افتادن عکاس با لحظه به چشم آمدن معلولیت،در محل برگزاری یک حرکت عمومی خاص دارد.
پرسپکتیو عکس،نشان از راهیی دارد که از ابتدا با سه مرد در حال گذر اغاز میشود و در انتهای آنجا که لنز دوربین توان ثبت داشته است،به مردانی میرسد که همچنان در حال ادامه مسیر هستند،تا ناکجایی که از دید ما و عکاس محو میشود.اینجا گذر سلامتی است.نامی که این روزها به مسیر های پیاده روی عمومی میدهند.و از قضا به محل دیدارها و خوش و بش ها و دورهمی های کوتاه روزانه آدمها تبدیل شده اند،آنچنان که دو مرد سمت چپ تصویر،شانه به شانه و گرم گفتگو،طی مسیر میکنند.هرچند به اقتضای سن و موقعیت و شرایط،کسانی هم هستند که در تنهایی شان،بی که همدمی،همراهیشان کند،عابر این گذرها میشوند و ترجیح میدهند،مسیر شان با صدای موسیقی ایی که در خلوت خود خواسته گوش هایشان با گوشی های سفید کوچک پر شده، طی شود.
حرف عکس اما جای دیگریست.حرف نه ،یک سوال،یک ضد کلیشه،یک چیز متفاوت،درست آن گوشه،آن صندلی چرخدار و آن سواره بر صندلی،خرق عادت نگاه ماست،به همه آنچه که در روزمرگی این مسیرها اتفاق میفتد.آدم هایی که قاعدتا باید به یاری پاهایشان در مسیر پیاده روی، پیاده روی کنند، و ناگاه کسی آن میانه،بی پا و نشسته بر صندلی،روی دو چرخ گردان،به یاری دستانش این مسیر را می پیماید.چرا اینجا؟ چرا در این راه؟ چرا میانه این جمع؟
مگر نه اینکه تفاوت ها،درست در میانه عادتهای روزمره ،چشمگیرتر میشوند؟ مگر نه اینکه ناتوانی پاهایی که امکان راه پیمایی شان نیست،در ازدحام پاهایی که تند و سریع و کوتاه،قدم بر میدارند،بیشتر به چشم می آید؟ مگر عادتمان نیست که نقص مان را هر چند کوچک بپوشانیم و آنچه داریم بزرگتر و بهتر از آنچه که هست به دیگران بنمایانیم؟
انگار این ثبت و آن وزن سنگین،حکایت از اتکا بنفس محکم مردی دارد که با تکیه بر دستانش میرود.صورت مرد بر ما پوشیده است،اما آن سر اصلاح شده کم مو و سیاه و سفیدی میان همان اندک موی باقی مانده،حکایت از پا به سن گذاشتن مردی دارد که سواره بر نماد آشنای صندلی چرخدار در فرهنگ مان،شاید سخن از یک قهرمان جنگ یا جانبازی متاثر از زخم نبرد،بر خود دارد.زخمی که توان عادی بودن را ربوده از مردی که همچنان در نبرد است،این بار اما با ناتوانی و عزلت. لبخند مردی که در سمت چپ تصویر به او نگاه میکند و انگار مدتهاست میشناسدش،حکایت از مداومت این سرنشین ناشناس،در طی این مسیر دارد. ادامه در کامنت👇👇👇

نشاکاری برنج در روستای محمد آباد - خراسان شمالی

Most Popular Instagram Hashtags