negar.tajaddod negar.tajaddod

383 posts   5,699 followers   793 followings

  عیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه سرشت که گناه دِگران بر تو نخواهند نوشت من اَگر نیکم و گر بد، تو بُرو خود را باش هرکسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار که کِشت

هو
دوشنبه97.4.25
اینروزا که دارم راجع به تاریخ ایران و هنر معاصرش میخونم رسیدم به این پاراگراف که:
(انسان ایرانی که امروز حاصل ارزش ها و جهان بینی ایرانی است، نه انسانی است کاملا سنتی و نه مطلقا مدرن. نگاه او از یک سو به جهان مدرن است و از سوی دیگر به دنیای سنت. از این جهت نه به سنت تعلق دارد و نه به مدرنیته. می کوشد تا مدرن باشد زیرا که میخواهد فرزند زمان خویش باشد، ولی در عین حال فردی سنتی است چون به هنجارها و معیارهای سنتی خود پایبند است و ناخودآگاه آن ها را باز تولید میکند.
رامین جهانبگلو، ایران و مدرنیته، نشر گفتار)
خیلی پارگراف تأثیرگذار و قابل تأملی بود برام ازین جهت که دغدغه ی امروز من و جامعه ام و حتی همین فضای اینستاگرام هستش که گاهی بهش برخورد میکنم؛ وقتی میبینم که ایران امروز فرق اندکی با ایران سالهای هزار و سیصد و بیست کرده، همون فضایی که توو سریال شهرزاد میدیدیم...
اینکه اونموقع ها توو حمام زنانه و موقع سبزی پاک کردن راجع به مدل لباس و ابرو و دماغ و شوهر و بچه دختر خواهرِ همسایه صغرا خانوم حرف میزدن الان همون حرفا با تکنولوژی اینترنت زیر عکسای بقیه کامنت گذاشته میشه...
هم میخوایم مدرن باشیم و باکلاس و هم متأثر از سنتهامون، خیلی خوشایند نیست که اینقدر بلاتکلیفیم و موندیم وسط این دوراهی که نه متعلق به مدرنیته ایم و نه به روش سنتی خودمون زندگی میکنیم و همین باعث دوگانگی ها و تناقض های شدید توو زندگیامون شده...
نظر شما چیه با این پاراگراف؟ .
📷:@_mozhiman_😇
#نگارتجدد
#جهانبگلو
#ایران_امروز
#مدرنیته
#سنت
#سنت_گرایی
#negartajaddod #instagram #creativegrammer #myclickstory #lifestyle #lifewelcaptured #tapcaptures #thstreetlife #picpoem #thelifestylecollective #thehappynow #todaysgoodthing

هو
جمعه97.4.22
خیلی قبلترها یعنی قبل اینکه کلاسهای تی اِی را برم خیلی به گل و گیاه علاقه ای نداشتم، نه اینکه بدم بیاد ولی احساسی هم بین ما نبود که بخوام با هر بار دیدنشون ذوق مرگ بشم، در این حد که فقط هرازگاهی گلهای باغچه و پاسیو مامانمو آب میدادم🍀
اما بعد از تی ای و تصمیم به ایجاد تغییرات در روند فکر و ذهنم یه روز رفتم گلخونه و چندتا کاکتوس و گلدون رنگی خریدم و آوردم خونه و ازون روز تصمیم گرفتم که گلهای خودمو داشته باشم و خودم مواظبشون باشم...🌵
الان که دیگه مستقل شدم، حضور نبات های خونه برام مثل یه احساس حضور خالصانه میمونند، حسی که فکر میکنم بدور از دغدغه های زمین و آدما و بدون واسطه با خدا حرف میزنند و حتی گاهی ریز ریز میخندن و صدای پچ پچ هاشون شبا که سکوت هست به گوش میرسه🍃
مثل بعضی از شبا که میخوابم و صبح پا میشم برگ جدید از سر ساقه یکیشون زده بیرون یا یه بار یکی از گلام برگش افتاده بود رووی خاکش و هربار که میرفتم بهش آب بدم میگفتم تو چه برگ وفاداری هستی، با اینکه مدتهاست از ساقه ات جدا شدی ولی همچنان سرحال و قبراقی...بعدِ یه مدت دیدم از کنار همون برگه یه جوونه بیرون زده و فهمیدم این مدت که این پایین افتاده بود داشته برا خودش رشد میکرده و دُم برگ که با خاک تماس داشته و آبی که بهش میدادم باعث رشدش شده بود...🌿
.
خلاصه که از گُل و گیاه انرژی بگیرید حسابی💪
.
📷:@mahsan_heidari😇
یادته اونروزا😊

هو
چهارشنبه97.4.20
.
پارچه ی قدیمی مامان بزرگ را پهن میکنم همینجا و میوه ی عجیبی که چند روز پیش از میوه فروشی محل خریدمو با یه چاقو و تخته میارم و چندتا دونه گیلاسو میذارم توو ظرفای "مینا" که نامی دوستم خودش نقاشی کرده و بهم داده که باهاشون عکس بگیرمو کیف کنم بخاطر رنگ و لعاب جدیدش که هیچ جا ندیدم...🍃
بعدش با خودم فکر میکنم که همیشه وجود یه نقطه ی امن توو زندگی هرشخص واجبه، جایی که به دور از دغدغه ها و شلوغی های زندگی بری تووی یه کُنجی و میوه ات رو قاچ کنی و بشینی به خوردن و کیف کردن...
آقا من از بچگی با میوه خیلی عجین بودم و هنوزم برام میوه جزء موارد پراهمیت و ضروری زندگیه که به مدل چیدمانش برا مهمون و گاهاً خودم دقت میکنم🙈
_______________________________
حالا اینو گفتم که بگم این ظرفای مینا متفاوت از میناکاری های رایج در بازار، از نظر طرح و رنگ، کار نامی دوستم هستش که دوازده سالی هست باهم رفیقیم و از بعد از دوره لیسانس هرهفته یکشنبه ها همو میبینیم و جز واجباته زندگیمونه😇
اگر اطلاعات بیشتر خواستید بهم دایرکت بزنید🙏
.
#نگارتجدد
#حمایت_کنیم
#میناکاری
#هنر
#عکاسان_ایرانی
#اصفهان
#میوه
#negartajaddod #instagram #creativegrammer #littletgingsinlife #myclickstory #lifewelcaptured #lifestyle #lifestyleblogger #lifestylephotography #greenlife #goodlife #instagramgood #topcaptures #picpoem #istgahe_honar

هو
دوشنبه97.4.18
.
چاره ای نداریم جز اینکه حالِ خودمون را با
رنگ
نور
رقص و موسیقی
خوب نگه داریم و زندگی کنیم...🍃
.
هر انسانی با "هُنر" زندگی میکند...
.
#نگارتجدد
#رقص
#نور
#حرکت
#رنگ
#حال_خوب
#زندگی
#زندگی_کنیم
#negartajaddod #instagram #goodlife #greenlife #thesweetlifeunscripted #todaysgoodthing #myclickstory #lifewelcaptured #thelifestylecollective #instagramgood #shared_joy #thstreetlife #topcaptures

هو
پنجشنبه97.4.14
🔴ماجرای جالب سس مایونز در ایران

ایده های بزرگی در سر داشت طوری که از کار دولتی استعفا داد!
اُستاندار به او گفت تو خیلی با استعدادی، اگر بمانی تا وزارت هم پیشرفت میکنی! اما نماند، گفت میخواهم برای خودم کار کنم!
باجناقش از شرکت نفت، بورس تحصیلی برای آمریکا گرفته بود، در حین تحصیل در کارخانه تولید "سس کرفت امریکا" کار میکرد!
وقتی به ایران برگشته بود با خودش سس آورده بود و گفته بود توی امریکا سر همه میزها سس میگذارند! مردم آنجا غذا و سالادشان را با سس میخورند!
او سس را چشید و خوشش آمد! برای همین هم رفت توی کار تولید سس! تهران آمد و با پولی که پس انداز داشت و ۱۳تا کارگر، کارخانه اش را راه انداخت!! اما اینجا ایران بود، کسی سس را نمیشناخت و مغازه دارها چیزی را که نشناسند، نمیفروشند و مردم هم نمیخرند!
آن موقع ایرانیها جای سس، از آب لیمو و نارنج و روغن زیتون استفاده میکردند و جایگزین کردن سس بجای اینها، کار سخت و تقریبا نشدی بود. فروشنده هایش برای مغازه دارها توضیح میدادند که این سس مایونز است و سالاد الویه را با آن میخورند! سالاد الویه هم آن روزها در ایران مد نشده بود! برای همین بلافاصله مغازه دار میپرسید، سالاد الویه چی هست؟؟
حالا مجبور بودند سالاد الویه را هم آموزش بدهند!
تبلیغ در روزنامه و تلویزیون بی فایده بود. در نمایشگاه ها هم که شرکت میکرد مردم میپرسیدند این مالیدنی است؟؟ میگفت نه خوردنی است و میداد بچشند و خوششان می آمد!!
اما باز هم فروش نداشت. نا امید نشد. همه بیکارهای فامیل از مرد و زن و پیر و جوان را جمع کرد، به آنها پول داد و گفت که چند ساعت یکبار بروند مغازه ها و تعدادی سس بخرند، بعد آنها را به کارخانه بیاورند!

وقتی مغازه دارها دیدند تعدادی از سسها به فروش رفت، کم کم دلگرم شدند و سس مایونز را تبلیغ میکردند!! اما باز فروش خیلی خیلی پایین بود. او فهمید که مغازه دارها باید به اسم محصول و کارخانه اش علاقه داشته باشد، تا محصولات را بفروشند. برای همین به فروشنده هایش گفت که سراغ هر مغازه دار که میروند حتما تاریخ تولد مغازه دار را هم بپرسند.
بعد روز تولدِ هر مغازه دار، از طرف کارخانه، یک شاخه گل و کارتِ تبریک میفرستادند!! اینکار غوغا بپا کرد چون تا آن روز کسی چنین نکرده بود. مغازه دارها زنگ میزدند و تشکر میکردند و بعد میگفتند چند جعبه از محصولاتت را هم بفرست!
حالا مغازه دارها وقتی کسی برای خرید چیزی به مغازه می آمد حتما یک شیشه سس هم به او میفروختند!
ادامه در کامنت اول👇👇👇
عکس و کپشن ربطی ندارند ولی دوست داشتم باهم بذارم😊

هو
شنبه97.4.9
اول بگم نمیدونم چرا بعضی وقتا انگار دستم مال خودم نیست🙈 مثل این عکس که دستمو دراز کردم ولی به هیچ جایی اشاره نمیکنم؟؟!!😂
.
آقا من از بچگی یه فانتزی داشتم، نمیدونم چرا ولی گفتم با شماها در میون بذارم...
همیشه به این فکر میکردم که چرا یهو یکی از یه ور دنیا پیدا نمیشه بعد سر راه من سبز بشه و از من خوشش بیاد و بگه من نه خانواده ای دارم نه بچه ای نه هیچکسو... ولی ثروت زیادی دارم و میخوام همشو بدم به تو😒
بعد من بگم چرا من؟
بعد اون بگه از وقتی این تصمیمو گرفتم به خودم قول دادم اولین نفری که توو ایران دیدم و ازش خوشم اومد اینکارو میکنم و حالا از شانسِ روزگار اون یه نفر تویی😇
.
منو بگی هی تعارف کنم نه من نمیتونم قبول کنم...
خب چرا هیچکسو نداری؟
مگه میشه آدم کسی را نداشته باشه و خلاصه اینقدر به تعارف میوفتم که اصلا میگه برو بابا نخواستم بدم😔
هی تعارف بیخودی میکنه😐
بعد دیگه بیوفتم به دست و پاش بگم اشتباه کردم با خودم بودم
🙏🙏🙏
.
خُب بلآخره هرکی یه آرزویی داره، اینم یکی از آرزوهای منه، بهش احترام بگذارید🙈😂🙈
.
📷:@_mozhiman_ 😇💚
یادته این لوکیشنو جُسَم؟
.
#نگارتجدد
#فانتزی
#فانتزی_دخترونه
#فانتزیام
#آرزو
#گیلان
#negartajaddod #instagram #topcaptures #picpoem #vsco #insta #greenlife #instagood #lifestyle #lifestyleblogger #dream #momentsofmine #iran #iranian_photography #hope #rich

هو
چهارشنبه97.4.6
ماسال که رفته بودیم، کلبه کناریمون همین سگی که توو دستای منِ را داشتند که اسمش میشا بود و انگار دو هفته از بدنیا اومدنش میگذشت...
محمدجواد که دیده بودش اومد صدام کرد و گفت بیا ببینش چقدر کوچولو، تا رفتم جلو و دیدم خیلی فندقِ و احتمال اینکه وقتی بغلش کنم کمتر دِلم یه حالی میشه، ازش پرسیدم بغلش کنم، گفت آره دیگه ببین چقدر نازه...
خلاصه که به محضی که اومد توو دستام شروع کرد به تکون خوردن و دِل دِل کردن توو دستای من😰
که مشاهده میکنید چه شکلی شدم😔
سریع پَسِش دادم😒
ولی وِل کن که نبودم، یبار برا همیشه باید راحت و آروم یه حیوون را بغل میکردم و از ترس تکون خوردنش خودمو خلاص میکردم...نه اینکه اینم ریزه میزه بود حسم بهش مثبت بود تا اون بزرگا که اندازه خودم هستن😐
بله چندباری تلاش کردم تا بلآخره در عکس دوم میبینید که با کمی فاصله از همدیگه تونستم بر این ترس غلبه کنم و آروم و خوشحال باهمدیگه یه عکس قشنگ بگیریم😊
.
نمیدونم چرا دِلم یه حالی میشه وقتی توو دستام تکون میخورند، شماها اینجوری نیستید؟
توو عکس دوم گاوِ چی میگه؟
.
📷:@shadi_akshe 😇🙏
#نگارتجدد
#ماسال
#گیلان
#غلبه_بر_ترس
#فوبیا
#negartajaddod #instagram #insta #instadaily #vsco #snapseed #iran #picpoem #topcaptures #tv_style #stylelife #lifestyle #lifestyleblogger #ir_photographer #greenlife #greenlifestyle #giulan

هو
سه شنبه97.4.5
خب همه میدونند که من آدم پیگیری در فوتبال نیستم ولی هر سه تا بازی فوتبال ایران را در جام جهانی امسال پیگیرانه دنبال کردم و حتی بازی هم گروهی ها را دیدم...
بچه های تیم ملی از هم نسلای من هستند و این بخوبی در بازی هاشون مشخص بود🍃
همون نسلی که ترس و احتیاط در وجودمون نهادینه شده، حتی الان که سال ها میگذره ولی بازم همون حس و حال بچگی به سراغمون میاد😔
پرواضحه که ما نسل زمان جنگیم و کودکیمون مال دورانِ بعد از جنگ و همه ی محتاط بودن و منفعل بودنمون بی تاثیر از محیط و جو اجتماع اون دوران نیست...😞
ضعف دوران کودکیمون مقابل تیم اسپانیا و پرتغال بخوبی دیده میشد...
دقیقا از زمانی که قرعه کشی جام جهانی اتفاق افتاد و ما هم گروه این سه تیم شدیم اکثریت قریب به اتفاق اطرافیانم در مورد مراکش بُرد را و در مقابل اسپانیا و پرتغال باخت را ضمانت میکردنند😐
خب چه بسا که شاید سینرژی دسته جمعی ما بر روند تیم ملی بی تأثیر نبود و همین باور در روند بازی تیم بچشم دیده میشد...😕
وقتی بچه های ما حمله میکردن و تا خود دروازه جلو میرفتند ولی انگار زمان نهایی شوت زدن که میشد آوایی دسته جمعی در قلب همه زمزمه میشد که "ما نمیتوانیم"
درست اتفاقی که در اکثر هم نسلان من جاریست" که من نمیتوانم"
گاهی با کوچکترین اتفاق در اوج بودیم و پر انگیزه و با اعتماد بنفس بازی میکردیم گاهی بدون انگیزه و نیازِ به برنده شدن، گاهی حقمون بود ولی بهمون ندادند و داور با تهدید یا بی اعتنایی رد کرد، گاهی حقمون نبود و بزور میخواستیم ثابت کنیم که هست...
همینه که میگند دهه شصتی ها و حتی اوایل دهه هفتاد نسل عجیبی هستند از لحاظ قرارگیری در تاریخ...
اینکه تیم ملیمون نرفت بالا بخش زیادیش عجین شدن ما با این بُرهه از زمانِ که دنیا بر علیه ما هستند، ما در بدترین زمان ممکن هستیم که تحریم دنیا را داریم و هرجا که میتونیم قد علم کنیم بر علیه ما ایستادن و نذاشتن...😟
.
@teammellifootball
#ایران
#نگارتجدد
#جام_جهانی
#جام_جهانی_2018
#جام_جهانی_روسیه
#جام_جهانی_روسیه_2018
#fifa18
#fifaworldcup
#iran
#worldcup2018

هو
شنبه97.4.2
.
يكي از بيمارى‌هاى خطرناك، مرضى بى‌صداست كه هيچگونه علامتى ندارد اما مى‌تواند آسيب شديدى به روح ما وارد نمايد.
اين بيماري، مرض «عادى‌شدنِ نعمت» است.
.
مثل خيلي وقت ها كه در ما متجلي است و توجهي به آن نداريم.
.
🌿اين كه نعمت‌هاى فراوانى داشته باشى، اما آنها را نعمت ندانى، و هيچگونه احساس [شكرگزارى] در قبالشان نداشته باشى، گويى اين كه حقى بوده و كسب شده است...
.
🌿اين كه وارد خانه شوى و همه‌ى اعضاى خانواده‌ در سلامتى باشند، اما «شكر خدا» را به جاى نياورى!....
.
🌿وارد بازار شوى و خريد كنى و تمامى مايحتاج زندگى را در چرخ دستى بگذارى و به خانه برگردى، بدون اين كه قدردان و شكرگذار صاحب نعمت باشى، و اين امر را عادى و حق خودت در زندگى بپندارى.
.
🌿هر روز در كمال صحت و سلامتى از خواب برخيزى در حالى كه از چيزى نگران و ناراحت نباشى، اما خدا را سپاس نگويى!
.
شكر گزاري يعني آگاهي از نعمت ، درك آن و قدرداني كلامي و رفتاري . اين كمترين وظيفه ي ما در قبال نعمت هاي بيشمار پروردگار است.
.
📷:@_mozhiman_ 😇🙏

هو
دوشنبه97.3.28
روزی مردی خواب عجیبی دید.
او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.
هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند.
و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند
مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟
فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد گفت:
اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت.
باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.
با تعجب از فرشته پرسید : شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.
مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده ، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر!
.
📷: @mj.majlesi😘

Most Popular Instagram Hashtags