[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

nazaninsin nazaninsin

1949 kiriman   208207 pengikut   358 diikuti

Nazanin Sin🍃نازنين سين  Living in Germany Born in Tehran,Iran Vegan

https://t.me/nazaninsin

🍃
روز پنجم
.
ديروز من خواب ماندم و تو نيز.
اما بگذار با تو صادق باشم كه امروز در تك‌تک این ذرات طلایی خورشید که اینجا قیام کرده بودند، تو جاری بودی و دست می‌کشیدی بر سر‌و‌گوش من و دلتنگی دیروز.
تو معلق بودی و هستی در تمام بود و نبود هستی و ...
من.
تمام حقیقت همین است.
.
پی‌نوشت: الکی استرس اومدن بهار و خونه تکونی به خودتون راه ندید. این روزها کِیف‌دنیا رو بکنید و خیالتون راحت باشه که نازنین اینجاست و امسال بهتون خونه تکونی در عرض شش ساعت رو آموزش می‌ده.
شاید هم در سه سوت!
حالتون رو خوش کنید.
.

🍃
🍃روز چهارم
.
زندگی یک اتفاق ساده است که طول و عرض جغرافیایش دستان توست و نگاه من.
همین!
حالا لبخند که نه، بخند به این اتفاق ساده!
.

🍃
🍃روز سوم
.
امروز مى خواهم برايت از عطر چمن نم خورده بگويم كه مى تواند دل باخته ات كند و تو تا هميشه گم شوى در خيالش.
كه تو گم شوى در همان لحظه اى كه نفس ات را به هوايش عميق مى كنى و دعا مى كنى كه تا هميشه اين نفس كـِــش بيايد و كِـــش بيايد و كِـــش بيايد.
امروز مى خواهم يادت بياورم كه آن روز در گير و دار باد و آسمان و هرم تابستان، عطر چمن را خودت سنجاق كردى به اين عكس و نفسِ من كِــــش آمده است تا همين حالا.
تا همين جا.
مى خواهم برايت از عطر چمن نم خورده بگويم...
.

🍃
🍃روز دوم
.
ديروز گفتم كه حواست را به گوش هايم بده.
امروز برايت از اين سبز آرامى مى گويم كه نشسته است بر پلك هاى خيالت و من مى بينمش و لمسش مى كنم.
بگذار برايت بگويم كه تو شايد سبز ترين نگاه را دارى.
سبزترين خيال را دارى و
سبزترين افكار را.
تو خودت حواست نيست كه چقدر سبز هستى و تا چه حد بى نياز...
.

🍃
🍃روز اول
.
آدم ها حرف مى زنند.
آدم ها حرف زياد مى زنند.
آدم ها حرف مفت زياد مى زنند.
حالا كه اما از راه رسيده ام، بيا بنشين كنارم.
ليوان چايى ات را دستت بگير. نگاهت را به رويم نگهدار و گوش هايم را ببين كه حالا ديگر دورشان حصار كشيده ام.
كه حالا ديگر خالى هستند از حرف ها، از حرف هاى مفت.
ليوان چايى ات را نفس بكش و تنها نگاهم كن بى حرف.
گوش هاى من سبك هستند.
سبك شده اند.
به سبكى تمامِ روياهايى كه آدم ها دم به دم مى بافند.
حواست را به گوش هايم بده. به گوش هايت...
.

🍃
Happy Valentine’s Day!
🍃
شما صبح رو با قلب قرمز و عروسك هاى خرسى شروع كرديد و من با درد عضلات رون پا كه نفسم رو بند آورده بودن.
با اون حال نزار هنوز چشم باز نكرده اينستاگرام رو باز كردم و ديدم همه صفحه شون رو با قلب قرمز و گل قرمز و ژاكت قرمز (سلام هاجر) و ربان قرمز و ماچ و بوسه ى قرمز و زندگى بى تو يعنى هيچِ قرمز، دكور كردن.
تو گويى توى اين زمين ٧ ميلياردى فقط من دچار درد عضلات رون بودم و بقيه كبكشون خروس مى خوند و تنها اينكه دچار حمله هورمون اكسى توسين شده بودند!
به هر حال به قدرى سر توى تخت موندن و از جا بلند شدن با خودم يكى به دو كردم و لفتش دادم كه به جاى دوش گرفتن مجبور شدم موهام رو بالاى سرم گوجه كنم و به اندازه ى پنج تا پيس( واحد شمارش فشار دادن سرى عطر براى بيرون پاشيدنش از شيشه!) از عطر شنلم كه تمام اون پنج تا پيس مصرف يك هفته م بود رو توى يك روز خرج كنم!
شما ولنتاين رو با رنگ سرخ سرخ تر كنيد، من هم با زلف گوجه شده ى بالاى سر و عضلات رون گرفته و پنج تا پيس از عطرم كه هم ميگرن بقيه رو زنده كرده و هم مال خودم رو، امروز رو به شب مى رسونم.
اين وسط ها هم با ساندويچ نون و پنير و نعناع كه هم ناهار هست و هم شام براى مرد خونه دلبرى مى كنم!
.
پى نوشت اول: با توجه به اينكه رنگ قرمز من رو عصبى مى كنه، صورتى رو به عنوان رنگ عشق پذيرفتم!
.
پى نوشت دوم: سال قبل براتون نوشتم كه :
" الان كه فكر مى كنم، من پيراهن صورتى ندارم. حتى دامن صورتى هم ندارم!
يكهو استرس گرفتم كه با اين اوصاف چطورى دل ببرم پس!؟ :دى"
در همين راستا تمام تلاشم در يك سال اخير در راستاى پيدا كردن روش هاى نوين دل بردن، اضافه كردنِ دو تا ژاكت صورتى، يه شال گردن صورتى، يك كلاه منگوله دار صورتى، يك جفت جوراب حوله اى صورتى، يك شورت ورزشى صورتى و يك عدد اسپرى رنگ موى صورتى كه بعيد مى دونم هيچ وقت جسارت استفاده ازش رو پيدا كنم، به ليست وسايل شخصيم بوده است!
البته همچنان جاى پيراهن صورتى در اين ليست خالى مى باشد كه گمان مى كنم همين عدم حضور ارتباط مستقيم دارد با عدم موفقيت من در دلبرى كردن!
.
پى نوشت سوم: آقايون خوشحال باشيد كه هديه دادن شكلات و خرس و گل سرخ توى اين روز يك سنته و الا جوراب و زيرپوش قرمز رو با چى مى خواستيد ست كنيد؟
.
پى نوشت چهارم: عكس كيك پنير هست كه تنها به دليل تلافى خرس ها و شكلات ها گذاشته شده و تنها ارزش انتقام گرفتن داره و البته عشق ورزيدن.
.
سرتون رو درد نميارم تنها اينكه
" به دلتون ياد بديد هميشه بتپه! "
بوس بهتون
.

🍃
زمان ايستاده بود جايى ميان روز و من اميدوار بودم كه بگذرد.
كه خــــوش بگذرد!
.

🍃
در من انارى ست كه هر ياقوتش تويى.
در من انارى ست كه هزاران ياقوت دارد و هر ياقوتش تويى.
در مـــن
تــــويى...
🍃
.

🍃
مى نشينى پشت پنجره و قطره هاى باران را مى بينى كه تك به تك به روى شيشه مى نشينند.
و تو باور دارى كه جوانه مى زنند، ريشه مى دهند و سبز مى شوند.
.
#دختران_خيابان_انقلاب
#پسران_خيابان_انقلاب
.

🍃
گفت: يه گل انار بهم ميدى؟
گفتم: يه گل انار يا يه گل از دلم؟
خنديد و گفت: اگر هر دو با هم مى شد كه عالى بود اما عجالتا انار!
يه گل انار گذاشتم كف دستم و طرفش گرفتم و گفتم: مى بينى كه عجالتا هردوش با هم ميشه!
.
پى نوشت اول: مطمئن هستم كه دست ها يكراست به دل ها راه دارند.
.
پى نوشت دوم: شما رو نمى دونم اما من عاشق ظرافت، رنگ بندى، اصالت و سبك كارى محيا و همسرش شدم.
.
@kaashifurniture
.

🍃
چهارچوب زندگى شخصى من بر پايه دموكراسى استواره. اين رو همون روز اول آشناييم با همسرم فهميدم كه قراره من به روى خود ديكتاتورم كار كنم و بعد وارد يه جامعه اى مثل جامعه آلمان بشم.
فهميدم كه تمرينات سختى پيش رو دارم و به هواى آرامش خودم و همسرم دست دست كردن جايز نيست.
ميگم اين تمرين رو من بايد انجام مى دادم چون همسرم اون دموكراسى رو سالها قبل توى اين جامعه يادگرفته بود و تازه وارد من بودم.
بعدها اين تمرين دموكراسى رو بسط دادم به زندگى اجتماعيم و روابط خارج از خانواده و در نهايت محتويات معده ام!
و گياهخوار شدم.
زمانى كه تصميم بر گياهخوارى گرفتم اين رو پذيرفتم كه من سعى دارم برخلاف جهت آب و جامعه شنا كنم و من جز اقليت غيرنرمال هستم و گوشتخوارى نرمال ترين اتفاق در دنياست. قرار نبود با گياهخوار شدن سرجنگ با دنيا داشته باشم و يا سعى نكنم به خواست ديگران احترام بذارم و البته مى دونستم براى جلب احترام ديگران نسبت به تصميمم بايد صبور مى بودم.
با گياهخوارى اوو-لاكتو شروع كردم و تنها دليلم بدست آوردن سلامتيم بود و نه هيچ دليل ديگه اى.
مشكلاتم تا حدى رفع شده بود اما بعد از دوسال و اندى بدنم شروع كرد به لاكتوز آلرژى نشون دادن. از محصولات بدون لاكتوز استفاده كردم اما بعد از مدتى بدنم نسبت به همون هم آلرژى نشون داد و شروع به توليد كيست كرد. لبنيات رو از ليست موادغذاييم حذف كردم اما قرار نبود وگان بشم و اين تنها يك روش براى از بين بردن آلرژى و كيست ها بود.
معده ام نسبت به تخم مرغ هم حساسيت نشون داد و مجبور شدم اون رو هم از تغذيه ام حذف كنم. توجه داريد؟ "مجبور شدم"
البته اين وسط به مغزها و هر چيزى كه فكرش رو كنيد آلرژى پيدا كردم.
اينجا بود كه تصميم گرفتم وگان بشم اما تا مدت ها كسى از تصميمم مطلع نبود چون از نظر روانى آمادگيش رو نداشتم. دلم پنيرهاى كپكى رو مى خواست و گاه و بيگاه هوس بستنى مى كردم و البته تا جايى كه چربى به بدنم اضافه نمى شد، مى خوردم!
تمام زندگيم به هواى آرامش داشتن و از پيشرفت لذت بردن، تمام برنامه هام بر روى آهسته و پيوسته حركت كردن استوار بود و در مورد وگان هم هدفم همين بود.
اعلام كردم وگان شدم و براى خودم يه زمان شش ماهه تعريف كردم كه در اين مدت اوضاع سلامتم بهبود پيدا كنه و بعد از اون مجدد به سيستم اوو-لاكتو برگردم. پس قرار نبوده وگان بمونم!
.
ادامه در كامنت .

🍃
در حال حاضر من چه حرفِ مشتركى مى تونم با شما داشته باشم؟!
البته جز اينكه دسته جمعى بريم جامه بدريم!
.
پى نوشت: گياهخوارها هم با براى ورژن گياهىِ تصوير جامه بدرن لطفا!
.

Paling Populer Instagram Hashtag