[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

nazaninsin nazaninsin

1914 posts   196234 followers   356 followings

Nazanin Sin🍃نازنين سين  Living in Germany Born in Tehran,Iran Vegan

http://t.me/Nazaninsin

🍃
شما فكر كنيد كه پيتزا رو تا ته يك نفس خورديم و حالا هم روى شكم افتاديم و از سر شكم سيرى يه عكس هم توى اينستاگرام مى ذارم!
زهى خيال باطل!
ما هم با ديدن اين عكس زخم كهنه مون از نو سر باز كرده.
ما هم سينه سوخته ايم.
ما هم الان پيتزا نداريم كه بخوريم.
عرض ديگه اى نيست.
.
.
حالا همه دسته جمعى به عكس خيره بشيم و بغض كنيم!
.

🍃
مى خواستم بيايم، بروم بسط بالاى منبر بنشينم و برايتان بنويسم كه "اين همه توقعى كه ما از عالم و آدم داريم، دخل روح و روانمان را مى آورد و به يك جايى مى رسيم كه نه تنها همه كه حتى آرامش هم از ما رو بر مى گرداند!"
اما با خودم گفتم، بعد از يك هفته خاكسترى، چرا بيايم و اين همه رنگ و حال خوشى كه از نوشتن و خواندن و موسيقى و اويى كه اين عكس را گرفته است را با آه ناله خراب كنم!؟
همه ى ما عاقل و بالغ هستيم!
.

▪️
اسم زمين لرزه كه مى آيد، رودبار و منجيل در ذهن ام زنده مى شوند.
طبقه سوم خواب بودم و از سرگيجه در خواب و جيغ مامان از خواب پريدم و بعد هم بابا همه مان را زد زير بغلش و تلوتلو خوران از پله ها ما را پايين برد .
بعد از آن فقط خاكسترى در ذهنم ماند و زيتون هاى زير آوار مانده!
بعد هم بيرجند و آوج
بم كه لرزيد، جان همه مان لرزيد. ديگر خاكسترى بر ذهن ام چادر نزده بود كه هر چه بود سياه بود. به سياهى رطب هاى بم و به طعم گس خاك و غبار تا هميشه نشسته بر سر شهر.
بعد هم فيروزآباد و زرند و ورزقان و كاكى و حالا كرمانشاه...
شهرى كه در ذهن من نزديك ترين پشت بام ها را به آسمان دارد و آسمانش بيشترين ستاره ها را.
شهرى كه من در آن فقط صداى خنده شنيدم و رنگ ديدم و دست به دست مردمش رقصيدم و رقصيدم و رقصيدم.
حالا از صبح ايستاده ام پشت به دنيا و دم به دم ذهنم پر مى شود از درد، از حسرت، از عطر زيتون، از خاك رس، از گرماى شرجى جنوب، از جاجيم و قالى زيرآوار مانده، از لباس هاى محلى زيرآوار مانده ى زنان كورد كه حالا رنگشان پريده است از صداى شيون و زارى.
ذهنم امروز دم به دم سياه مى شود و سياه و سياهتر...
.
تنها كرمانشاه نلرزيد كه ايران لرزيد.
.

🍃
بهم مى گفت:" مى خوام توى عكس، خورشيد لاى پيچ هاى موهات غروب كنه!"
.
پى نوشت: ديروزم مبارك!😆🍃
.

🍃
دست مى اندازى دور شانه هايش تا باور كند اين سرماى كشنده ماندگار نيست.
باور مى كند.
باور مى كنم.
.

🍃
من خوشبختى مردم هر شهر را از پنجره هايش قضاوت مى كنم.
از طرح پرده هاى آويخته شده و نشده در پشت هر پنجره.
از گلدان هاى گذاشته شده و نشده پشت و جلوى هر پنجره.
از انعكاس نورها به روى شيشه هاى پنجره.
از چشمان آدم هاى منتظر پشت هر پنجره.
من خوشبختى مردم هر شهر را از پنجره هايش قضاوت مى كنم.
.

🍃
وگان ها از نظر شكمى آدم هاى قانعى هستند! كارى ندارم كه هزينه محصولات ارگانيكى كه اصولا وگان ها مصرف مى كنند به طور متوسط دو برابر هزينه محصولات معمولى هست اما اين توانايى را دارند كه يك هفته سوپ يا سالاد بخورند و دم نزنند!
به طور مثال همين امروز در تخت دراز كشيده بودم كه يادم اومد امروز " روز وگان " ست.
به اين فكر كردم كه به عنوان يك وگان لياقت يك جشن كوچيك و يك دسر خوب رو دارم!
تا همت كردم و به آشپزخونه رفتم، كل زمانم رو از دست دادم و پنج دقيقه زمان داشتم.
دسر رويايى كه خيالش رو داشتم مفصل تر از اين حرف ها بود اما در عرض پنج دقيقه تنها مى توانستم دو قاشق ماست نارگيل و چند تا دونه تمشك رو ميكس كنم و بعد ماست ميوه اى رو توى يه ظرف بريزم و نصف بيسكوييت روش خرد كنم و با يه تيكه نارنگى و چهارتا دونه انار و دو برگ ريحون تزيينش كنم!
.
روزتون مبارك وگان هاى دلخوش به سالاد و سوپ!🌱
.
پى نوشت اول: ماست نارگيل ابدا محصول دهن سوزى نيست پس اگر در دسترستون نيست فكر نكنيد ماست هيجان انگيزى رو از دست داديد!
من هر شش ماه يكبار مى خرمش كه دلم خوش باشه هنوز مى تونم ماست ميوه اى درست كنم و بخورم!
.
پى نوشت دوم: ماستِ نارگيل يك محصول كاملا گياهى و غيرلبنى هست.
و يك سوال فنى!
وقتى از نارگيل ماست توليد مى كنن فكر مى كنيد هنوز بيسكوييت وگان توليد نكردن ؟😆
.

🍃
دلم؟
به دلت بسته است.
از نفسم هم بگويم؟
.
نه سال شد.
.

🍃
به هواى فندق و پسته به سمتت مى اومدند اما من دلم مى خواست باور كنم كه محبت رو مى فهمند.
.

🍃
آدم ها از يك جايى به بعد شبيه اطرافشان مى شوند.
شبيه كوچه پشتى محل كار. يا فلان ميدانِ مركز شهر. جنگل كمى دورتر از خانه.
مزرعه دو تا روستا آن طرف تر و يا حتى
يك برگ!
آن وقت است كه لبخندشان درست مى نشيند به روى صورتشان. صداى خنده هايشان ديگر زنگ دار مى شود. چشم هايشان دور دور نمى زنند و آرام مى گيرند.
آن وقت است كه آدم ها نرم نرمك شبيه خودشان مى شوند.
.

🍃
چشمانم را مى بندم.
آهنگ برخورد سُم اسب با سنگ ريزه هاى سطح زمين.
صداى باد كه مى پيچد در ميان برگ هاى زرد و سرخ و خش خشى كه مى شود سكرآورترين آوا.
رويا مى پيچد در من. مى پيچد بر من.
من مى شوم صدا.
من مى شوم من!
.

🍃
دنيا بهش ميگن :" تراميسو"
مردهاى خونه ى ما بهش ميگن:" دلبرِ كِرِم كاكائويى"
منم بهش ميگم: " همون كه همه بلدن!"
.
پى نوشت اول : نگيد كه دستور اين رو هم مى خوايد!
.
پى نوشت دوم: دستور در استورى با دست خط جذاب من موجود است!
.

Most Popular Instagram Hashtags