nafisehkamkar nafisehkamkar

765 posts   34,204 followers   147 followings

Nafiseh Kamkar  ✨✨✨✨✨✨✨ BE A QUEEN WITH ME 👑 ✨✨✨✨✨✨✨ Fashion Designer| Stylist| Production Designer| Pro Makeup Artist| Contact 👇🏻 Nafisehkamkar@yahoo.com Telegram👇🏻

'
واى خدا
باورم نميشه،
عاشقتون بودم، استاد بى تكرار سينماىِ ايران😭
چقدر حيف كه خوبا ميرن😔 چه قدر حيف كه عزت سينماىِ ايران رفت 🖤
#عزت_الله_انتظامی

'
🎁🎁هديه هديه هديه 🎁🎁
اولين فيلم آموزشى من همراه با يه هديه به عنوان يادگارى كه به قيد قرعه به دو نفر داده ميشه🙅🏼‍♀️💁🏼‍♀️🙅🏼‍♀️
يه سِت براش ١٢ تايى همراه با يك پَد مخصوص شستشو و يك اسفنج آرايشى🙋🏼‍♀️
حالا شرايط شركت در قرعه كشى ⭕️⭕️⭕️
١) پيج من رو فالو كنيد و اين پست رو لايك كنيد💁🏼‍♀️
٢) سه تا از دوستاتون كه ميدونيد ممكنه از پيج من خوششون بياد رو زيرِ اين پست توو يه كامنت تگ كنيد( هر چى تعداد تگتون بيشتر باشه شانس بردنتون هم بيشتره)🙆🏼‍♀️
٣) تا فردا شب ساعت ١٢ وقت داريد ، بعدش كامنت رو ميبندم و قرعه كشى رو به صورت live توو روز بعد انجام ميدم 😊
______________________________________
#nafisehkamkar#giveaway#هديه#قرعه_کشی#brush#tutorial#

داستانهاى من و يارِ جان ( قسمت هجدهم)
'
با صدايى كه حس كردم از دردناكترين نقطه وجودش درمياد گفت... اون موقع ها كه مريض بودى، يادته ( يادم اومد اون روزاى دردناكِ تاريكو كه از اين مطب به اون مطب دست توو دست مامانم ميرفتم، از اين دكتر به اون دكتر)
دستاى مامانو گرفتم توو دستم گفتم خب... (انگار يه زخمِ كهنه داشت دهن وا ميكرد دردى كه با هر كلمه از وجودش ميريخت بيرون، حس ميكردم) گفت : آخرين دكترى كه بردمت وقتى آزمايشاتو ديد گفت خانم بى فايدست نميتونى براش كارى كنى دخترِ شما رفتنيه.... وقتى داشت اينارو ميگفت تمامِ صورتش خيس اشك شده بود توو ناباورى به اين قشنگترين صورت دنيا كه از تلخىِ اين خبر اين همه سال تكيده شده بود نگاه ميكردم... باورم نميشد ... ناخودآگاه خنديدم ... به تمامِ درداىِ كشيده مامان خنديدم... نميدونم اين خنده از حماقت بود يا شوك... وقتى ميخنديدم چشمام هم خيس بود مگه ميشه هم خنديد و هم گريه كرد؟؟؟ گفتم واقعاً من يعنى قرار بود بميرم؟؟؟ واسه همين گذاشتين هر كارى ميخوام بكنم... اينارو ميگفتم و اين گريه ها و خنده هايى كه قاطى شده بود بيشتر ميشد... مامان سرشو تكون ميداد تقريباً ديگه نميتونست حرف بزنه ... اين بغض چند ساله نتركيده سر باز كرده بود و در حال خالى شدن بود روبروى منى كه قرار بود نباشم... منى كه قرار بود چند وقت بعد بميرم ولى چند سالِ بعد سالم و خوشبخت دست توو دست زيباترين مامانِ جهان داشتم راز اين سالاشو ميشنيدم...
بغلش كردم، به محكمترين شكلى كه ميتونستم بغلش كردم با تمامِ قدرتى كه داشتم... ميخواستم برم توو وجودش توو تنش تا بشورم تمامِ غمِ اون سالارو از روحش... ترس از دست دادن من كه توو بند بند روح و تَنش ميتونستم حس كنم... بوسيدمش ... گفتم بميرم برات يعنى تمامِ اين سالا منتظر مردنم بودى.... الان كه ميبينى سالمم پيش تو ديگه خوب شدم... سرشو به معنى تاييد تكون ميداد و با صدايى كه به زور از لابه لاى بغضش ميومد بيرون گفت خداروشكر... معجزه عشق در كمال ناباورى منو خوب كرده بود ... مهرداد من معجزه من... و دعاها و گريه هاى مامانِ بينظير و باباىِ مهربونم... و من كه تازه فهميدم مامان و بابا و مهرداد توو اين سالا چه دردى داشتن توو سينشون... #nafisehkamkarstory @mehrdadkamkar7art

'
ميك آپ بنفش و جديد و باحال و راحت و فِرِ موهام كه خيليهاتون ميپرسيدين كه چى كار ميكنم...
بفرماييد اينم از اين💁🏼‍♀️
پ.ن: موهاىِ من فرِ ولى نه خيلى ريز و اين كاريه كه من انجام ميدم كه وِزِ موهام تا حدى گرفته شه🙆🏼‍♀️
كيا فرفرى هستن مث من؟؟؟؟؟؟ ‘ 👁
Eyeshadow Palette پالت سايه : @Sleek / @morphebrushes
Concealer كانسيلر: @narsissist / Medium1Custard
Loose Powder پودر فيكس: @LauraMercier
👩🏼
Primer پرايمِر : @benefitcosmetics / the Pro fessional
Powder Foundation پن كيك: @katvondbeauty /Medium 53
Bronzer برنزر: @Katvondbeauty / shade + light
Highlighter هايلايتر: @Becca / Opal
💋
Lipstick رژ لب: @hudabeauty / Flirt
_______________________________
nafisehkamkar#makeup#makeuptutorial#tutorial#fashion#style#stylish#trendy#trendymakeup#2018#springsummer18#glowing#glowymakeup#glowskin#promakeupartis#hair#hudabeauty#hudabeautyrosegoldpalette#huda#becca#toofaced#آموزش_ميكاپ_بارژقرمز_بانفيسه#آموزش_آرايش_با نفيسه#آرايش

داستانهاى من و يارِ جان ( قسمت هفدهم)
'
بعد از يه نگاه سنگين به من به خاطر حضور بى دعوتم توو اتاق ، از مامان و بابا پرسيد مهريه چقدره؟ قبل از اينكه بخوان جواب بدن گفتم من مهريه نميخوام، چشاىِ سه تاشون گرد شد ، بابا قيافش رفت توو هم ، فاميلمون گفت نميشه كه بايد يه چيزى بگى ... گفتم پنج تا سكه ... يه نگاه چپ چپ به مامانم كردو گفت نميشه مسخره بازى كه نيست... مامان گفت شما چقدر صلاح ميدونين... قبل از اين كه جواب بده گفتم مامان من بايد مهريه بخوام كه نميخوام ... ( يعنى اين حجم از پُررويى و جرات كه قلمبه شده بود توو وجودم واسه بدست آوردن مهرداد ، واسه خودمم غير قابل باور بود🤯)، بابا ديگه داشت از كوره در ميرفت 😨 گفتم خيلى خب ١٤ تا سكه ، بابا چپ چپ يه نگاهى به من كرد و گفت و به اون تا هم فكر كن( منظورش دو تا خواهر كوچيكام بود، كه مثلاً اداىِ منو درنيارن😐) گفتم من به اونا چى كار دارم اونا واسه خودشون تصميم ميگيرن، منم واسه خودم😑
فاميلمون ديگه ديد راه نداره و اگه بخواد ادامه بده ممكنه بى احترامى بشه بهش يه چشم غره اى رفت و گفت باشه مباركه ولى اين راهش نيست، بعداً پشيمون ميشى،( كاش ميتونستم بهش بگم كه هيچوقت پشيمون نشدم)... در و بست و رفت بيرون از اتاق ، بابا و مامان هم پشتش رفتن... مهريه شد چهارده سكه البته با نارضايتى بزرگترا😐 بالاخره تموم شد اين مجلس حوصله سر بَر و زوركى...
بعد از اينكه مهمونا رفتن كلى زديم و رقصيديم و براىِ اضافه شدنِ يه عضو جديد يه قلبِ پُر از عشق به خانوادمون خوشحالى كرديم 😍 ( اون زمان براى به كرسى نشوندنِ حرفم قدرتم زياد شده بود و تقريباً تمامِ خواسته هام در حالِ انجام بود حالِ خوبى داشتم احساسِ مطلقِ يه خوشبختى كه سالها بعد فهميدم دليل اين همه انعطافِ مامان و به خصوص بابا رو...دليل اون همه لبخنداىِ دلسوزانه، دليل انجام دادن تمامِ خواسته هام بى چون و چرا...همين چند سالِ پيش زمانى كه مامان براى ديدنمون به دبى اومده بود يه شب همينجورى خيلى اتفاقى يهويى ازش پرسيدم( يه سوالى رو كه هيچوقت يادم نبود بپرسم ازش اينقدر كه توو خوشى خودم غرق بودم) پرسيدم چى شد راستى مامان اون وقتا بابا اينقدر راحت راضى شد؟؟؟ مامان يه نگاهى كرد بهم از همون نگاه هاىِ پُر از آرامشِ لعنتيش،گفت خدا رو شكر كه خوشبختى ، يهو چشاش خيس شد چشاى درشت و گندش قرمز شد ، پُر از اشك ...با صدايى كه از لابه لاى يه بغضِ خيس و كهنه ميومد ، گفت... #nafisehkamkarstory @mehrdadkamkar7art ❤️

'
اينم از يه ميك آپ شيك و راحت و ارزون و دخترونه و جوونونه 🙅🏼‍♀️ اميدوارم دوست داشته باشيد و انجام بديد كه خوشگل كه هستيد خوشگلتر بشيد😍
به نظر من اين ميك آپ خيلى شيك و راحته، نظر شما چيه؟؟؟؟
______________________________________
#نفيسه_كامكار#nafisehkamkar#makeup#makeuptutorial#tutorial#fashion#style#stylish#trendy#trendymakeup#2018#springsummer18#glowing#glowymakeup#glowskin#promakeupartis#hair#hudabeauty#hudabeautyrosegoldpalette#huda#becca#toofaced#آموزش_ميكاپ_بارژقرمز_بانفيسه#آموزش_آرايش_با نفيسه#آرايش#easymakeup#easy#easytutorial

داستانهاى من و يارِ جان ( قسمت شانزدهم)
'
تا فردا بشه دل توو دلم نبود... نميدونستم چى در انتظارمه و چى ميشه...
انقدر از ديدن مهرداد خوشحال بودم كه هيچ فكرى نميتونست حالمو خراب كنه ... يه دلشوره ته دلم داشتم ولى شبيه غم نبود... فردا شد و مهرداد اومد خونمون... ( مهرداد و بابا قبلاً همديگرو ديده بودن) نميدونم اون روز چى گفتن و چه حرفايى زدن ، توو اون چند ساعت انتظار پشت در فكراىِ جورواجور مغزمو داشت ميخورد ... اگه بابا ميگفت نه اگه شرطاىِ عجيب غريب ميزاشت براش ، اگه نميشد كه بشه... واى خدا مغزم داشت ميتركيد... به صورت مامان نگاه ميكردم ... آروم بود ( هيچوقت نفهميدم اين آرامشِ لعنتى رو، كه با نگاهش به همه موجوداتِ جهان منتقلش ميكرد) بهم لبخند زد گفت نگران نباش... انگار مطمئن بود از نتيجه... انگار يه چيزى رو درست كرده بود ... بالاخره اين درِ لعنتى باز شد ( اُبُهت اين در چوبى با صداى جير جيرى كه ميكرد مث يه در فولادى گنده شده بود برام كه حس ميكردم به سختى داره باز ميشه) بالاخره باز شد و صورتِ مهرداد اولين چيزى بود كه دنبالش گشتم ، وقتى لبخند روو لباش رو ديدم مثل آبى كه روىِ آتيش ريختن آروم شدم ... نگاهمو چرخوندم روو بابا ... از صورتش چيزى نفهميدم نميدونستم خوشحاله يا ناراحت... توو همين جستجو كردانام بود كه يهو لباش تكون خورد و گفت مباركه... خشكم زده بود ... باورم نميشد ... منظورش من و مهرداد بوديم ... بابا به ما گفت مباركه... واى خدا اين كلمه لعنتى زندگيمو عوض كرد ... پريدم بغلِ بابا بوسش كردم با اشك و خنده ... مامانو خيسش كردم از ماچ و بوس ... مهرداد و نميشد جلوى بابا بغل كنم 😐 مجبور بودم تمامِ حسمو كه در حالِ انفجار بود توو خودم منفجر كنم 😅 يه جور انتحارى كه از توو سوختم از خوشحالى و خوشبختى تازه زندگيم.
از ترس اينكه بابا يه وقت پشيمون نشه فرداش رفتيم دنبالِ خريد حلقه، خيلى مغازه ها رفتيم دلم يه چيزى ميخواست كه شبيه مال كسى نباشه مث مهردادم كه شبيه هيچ كس نبود🙆🏼‍♀️ بالاخره بعد از كلى گشتن پيدا كردم،حلقه اى كه انتخاب كردم هشت تا ياقوتِ كبود روش بود( اونوقتا همه حلقه ها يا سفيد بود يا طلايى) ، اولين يادگارى از شروع زندگى مشتركمون كه متاسفانه سالها بعد گمش كردم 😔
آخرِ هفته يه مهمونىِ خانوادگى كه بهش ميگفتن بله برون گرفتيم( از اون مهمونيايى كه متنفرم ازش) بزرگاىِ فاميل جمع شدن كه با يارِجانِ من آشنا شن ( هميشه به شدت از رسم و رسوم بدم ميومد) يكى از بزرگاىِ فاميل مامان و بابا رو صدا كرد توو اتاق، منم رفتم .... #nafisehkamkarstory

'
اينم از ويديوى شماره ٢، آموزش يه مدل موىِ راحتِ راحتِ راحتِ راحت😃
اميدوارم كه دوست داشته باشيد🙆🏼‍♀️
اگر خوشتون اومد يه قلب ناقابل صورتى حواله اينجانب بفرماييد 🙆🏼‍♀️😅
اگرم خوشتون نيومد يه چشم غره بريد و رد شيد از اينجانب ميتونيد يه ايششششششش هم بگيد 😐😓كه توو دلتون چيزى نمونه 🙅🏼‍♀️
______________________________________

#نفيسه_كامكار#nafisehkamkar#makeup#makeuptutorial#tutorial#fashion#style#stylish#trendy#trendymakeup#2018#springsummer18#glowing#glowymakeup#glowskin#promakeupartist#hair#longhair#hairstyles#hairtutorial#tutorial#easyhairstyles#easy#

'
اينم عكس از موهاىِ كامل 🙅🏼‍♀️ ( به پير به پيغمبر نميدونم رنگش چيه، رفتم سالن برام رنگ كرده، فقط ميدونم هايلايتِ ولى اين كه تركيب رنگاش چيه نميدونم)
حالا يه سوال هيجان انگيز ❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️
اگر شما قرار باشه هديه بگيريد، ترجيح ميديد پول باشه در قالب يه گيفت كارت كه هرچى دلتون خواست بخريد يا يه چيزى كه طرف خودش به سليقه خودش خريده باشه بده بهتون؟؟؟؟؟
من خودم هر دوشو خوشم مياد بگيرم ولى يه كوچولو پولُ بيشتر ترجيح ميدم🙆🏼‍♀️ چون سليقم عجيب غريبِ ... شما چى؟؟؟؟ چى دوست داريد؟؟؟؟
جوابتون خيلى خيلى خيلى خيلى خيلى مهمه🤓 پس از جواب دادن دَر نريد... 🤨
______________________________________
#نفيسه_كامكار#nafisehkamkar#makeup#makeuptutorial#tutorial#fashion#style#stylish#trendy#trendymakeup#2018#springsummer18#glowing#glowymakeup#glowskin#promakeupartis#hair#hudabeauty#hudabeautyrosegoldpalette#huda#becca#toofaced#آموزش_ميكاپ_بارژقرمز_بانفيسه#آموزش_آرايش_با نفيسه#آرايش#آموزش#longhair#curlyhair#curls#curlyhair

'
اينم از ويديوىِ آرايشِ اون ويديو كه مو درست كردن بود...
كه هم سادست و هم شيكه🙅🏼‍♀️
اميدوارم كه خوشتون بياد🙆🏼‍♀️
‘ 👁
Eyeshadow Palette پالت سايه : @hudabeauty /Rose Gold Edition
Concealer كانسيلر: @narsissist / Medium1Custard
Loose Powder پودر فيكس: @LauraMercier
👩🏼
Primer پرايمِر : @benefitcosmetics / the Pro fessional
Powder Foundation پن كيك: @katvondbeauty /Medium 53
Bronzer برنزر: @Katvondbeauty / shade + light
Highlighter هايلايتر: @Becca / Opal
💋
Lipstick رژ لب: @toofaced / Lady bolls
______________________________________
#نفيسه_كامكار#nafisehkamkar#makeup#makeuptutorial#tutorial#fashion#style#stylish#trendy#trendymakeup#2018#springsummer18#glowing#glowymakeup#glowskin#promakeupartis#hair#hudabeauty#hudabeautyrosegoldpalette#huda#becca#toofaced#آموزش_ميكاپ_بارژقرمز_بانفيسه#آموزش_آرايش_با نفيسه#آرايش#آموزش#monakattan @monakattan#hudabeauty#makeup#hudabeauty# @hudabeauty#nafisehmakeup#tutorial

داستانهاى ِ من و يارِ جان ( قسمت پانزدهم)
روزايى كه پاهام روو زمين نبود... سَرَم توو ابرا بود و دلم شادترين دلِ دنيا ، خوش ترين حالِ تمامِ زندگيم رو داشتم...
لحظه هايى كه شيرينى طعمش تا هميشه تووى ذهنم حك شد...
روزى كه واسه رسيدنش ثانيه شمارى ميكردم نزديك و نزديكتر ميشد و دلشوره من از بابت بابا هم بيشتر... ما كلاً با بابا خيلى راحت نبوديم يعنى خيلى احترام و رودربايسى بينمون بود، هميشه همه چيزو مامان بايد حل ميكرد، ايندفعه هم سپرده بودم به مامان و خدا...
رسيد ... روزِ لعنتىِ اومدن مهردادم رسيد... فرودگاه مهرآباد با يه دسته گل با خواهرم و شوهرخواهرم پشتِ شيشه انتظار چشم دوخته بودم با يه صورت كبود و بينىِ عمل شده چسب زده... آدما ميومدن بيرون همه جور همه شكل ... بالاخره مهرداد من ... اين يار لعنتى با لبخند هميشگيش اومد بيرون ، از شدت ذوق ميتونستم اون شيشه رو توو خودم حل كنم و ازش رد شم و برسم توو امنترين آغوشِ دنيا... اشكى كه بند نميومد و لبخندى كه تا بناگوش باز بود، براىِ دومين بار طعمِ اشك و لبخند و باهم ميچشيدم اين دلچسبترين طعمِ دنيا...
لحظه هاىِ انتظار پشت شيشه انگار زمان ايستاده بود تا منو دق مرگ كنه... قامت مهردادمو ميديدم از پشت شيشه حسابى براندازش ميكردم انگار ميخواستم مطمئن شم همه چى سرِجاشه... بالاخره تموم شد اين ثانيه هاى كندِ لعنتى و شيشه از بينمون برداشته شد... خودمو پرت كردم توو بغلش توو فرودگاهِ مهرآباد توو جمهورىِ اسلامى كه عشق توش گناهِ و نشون دادن عاشقى جرم ... مث آهنى كه جذب آهن ربا شده فرو رفتم توو وجودش ... تمامِ دردِ دوريم حل شد توو بهشتِ شونه هاش ... به سختى از تنش كَند منو ... چونمو داد بالا و گفت الهى بميرم چقدر لاغر شدى... نميدونست كه لاغر نشده بودم مرده بودم و الان دوباره زنده شدم...
از عملِ بينيم پرسيد... ( البته در جريان بود كه عمل كردم)تمامِ مسير و تا خونه دستمون قفل بود توو دست هم و چشامون و از روو هم برنميداشتيم ... انگار يه سفرِ روحى رو از چشمِ هم شروع كرده بوديم كه نميخواستيم تموم شه ... از نگاه كردن به هم سير نميشديم... اون تعريف كرد من تعريف كردم... توو همين تعريف كردنا بود كه گفت فردا ميام پيش بابات...
يخ شدم... سريعتر از چيزى كه فكر ميكردم داشتم مسير خوشبختيمو طى ميكردم... نميدونستم چى در انتظارمه اما سماجت مهرداد براى به دست آوردنم كافى بود حتى اگه بابا ميگفت نه... #nafisehkamkarstory
@mehrdadkamkar7art ❤️👈🏻

'
مرسى مرسى مرسى از همه شما واسه نظراتتون🙏🏻🙏🏻🙏🏻
اولين ويديو شماره ٣ هست ، اون دو تا رو هم ميزارم براتون به زودى🙆🏼‍♀️
اميدوارم كه از ويديو خوشتون بياد😊🙅🏼‍♀️
______________________________________
#
#نفيسه_كامكار#nafisehkamkar#makeup#makeuptutorial#tutorial#fashion#style#stylish#trendy#trendymakeup#2018#springsummer18#glowing#glowymakeup#glowskin#promakeupartist#hair#hairstyles#fashionhair#longhair#style#hairstyle#

Most Popular Instagram Hashtags