mishacollins71 mishacollins71

277 posts   374 followers   981 followings

ازاد 

دفتر ترسیم کستیل توی دستش بود برای همین هواسش به کستیل شیطون نبود الکساندرا روی یکی از نقاشیایی که کستیل توی دفترش کشیده بود قفل کرد گردنشو کج گرد
الکس :یه چیزی شبیه این
نقاشی روی کاغذ چشمای الکسو مات کرده بود لبخند ملیحی گوشه لبش بود کستیل با دوتا ماگ بزرگ قهوه اومد و خلوط الکس و دفترو شکست کنار اون روی مبل نشست قهوه هارو وسط میز گذاشت و گردنشو کمی کج کرد و سرشو به سر الکس نزدیک کرد انگار دوست نداشت ازش برای مدت طولانی دور باشه اگر چه توی یه خونه زندگی نمیکردن و کستیلم تنها نبود کس ارنجاشو روی زانو هاش گذاشت
کستیل :مهمونی توی باره درسته باره دوستت اینو بدون این که چشماشو از نقاشی برداره گفت
الکس :اهوم
کس :خب پس لازم نیست رنگ ضد آب بخوری
الکس چشماشو گرد کرد و با چهره جدی به کستیل نگاه کرد
الکس :اصلا چیزی به اسم رنگ ضد آب وجود داره که داری میگی خنده چهره جدی الکسو عوض کرد کستیل یکم جاشو روی مبل درست کرد
الکس : خوبه که نقاشیات به بدی جمله بندیت نیست
کس : آره خب گمونم بتونم خوب دوستاتو بخندونم
دود قهوه داغ جلوشون با رقص به بالا میرفت الکس چشماشو از دفتر توی دستش برداشت و به عشقش که کنارش نشسته بود نگاه کرد چشماش گرد شدن و کمی قرمزی روی گونه هاش نشست
کس :چیه
سریع بعد از دیدن الکس اینو پرسید
الکس :لباسات کو
کس نگاهی به خودش کرد که لخت کنار الکس نشسته شونه هاشو بالا انداخت دستشو انداخت دور الکس و پیشونیشو چسپوند به پیشونی اون
کس :همون جایی که دیشب از تنم درشون آوردی
جمله هاش پر از شیطنت بود الکس قهوه شو از روی میز برداشت لیوانی که جای یه رژ لب روش بود با حروف بزرگ نوشته شده بود دوستت دارم سعی میکرد فقط به صورت کس نگاه کنه اما گاهی نگاهش به سمت پایین میرفت بین پاهای کستیل نوازش دستای کستیلم مثل یه وسوسه بود
الکس؛ تو چی میپوشی یه چیز عالی بپوش میخوام با چنتا از دوستام اشنات کنم
کس برای جواب دادن به الکس لباش از روی گردن اون برداشت
کس :اینو قبلا پرسیده بودی کس دستاشو از دور دوست دخترش برداشت تا راحت بتونه قهوه مخصوصی که اون درست کرده بخوره الکس قهوه اشو فوت کرد و چشماش به کس بود که چه جوابی میده
الکس :بگو
کستیل تکیه داد و بدنشو شل کرد الکس خندید هیچ وقت از مسخره بازی های کس خسته نمیشد
کس بعداز یه ثانیه فکر دستاشو به طرف بدنش گرفت
کس :این چه طوره
الکس :چی
الکس قیافه اشو متعجب نشون داد
کس :با لباس مادریم میام
قیافه کس اگر چه خندون بود اما جدی به نظر میومد الکس بعد از یه لحظه منظور کستیل رو گرفت سرشو تکون داد و بی خیال شوخی های سکسی اون شد

میشا
سانفرانسیسکو
ذاتوریه
نههههههههههههههههههههههههههههه😢😭

میدونم منم همین طور. ........

You are not alone 😊گمونم اشتباه نوشتم

کس پشت گوش الکس نفس میکشید و دستشو آروم دور کمر باریک اون حلقه کرد کف دستاش روی شکم الکس بود آروم اونو همراه خودش تکون میداد مثل یه تاب
فردا قراره بارون بیاد. کس پشت گوش الکس زمزمه کرد سرشو از گوش الکس دور کرد و ظرف شیشه ای قهوه رو از دست الکس گرفت
من درست میکنم عزیزم کس اینو گفت و الکس کمی سرشو به عقب چرخوند تا صورت خندون کستیل رو ببینه
کس :چیه
الکس چشماشو ریز کرد و با شک و تردید به چشم های آبی کس زل زد
به شرط این که فقط آب و قهوه رو با هم قاطی کنی کنجکاوی واسه مزه ها نداریم سورپرايز کردنم همین طور الکس خودشو از آغوش کستیل بیرون کشید و رفت روی مبل نشست داشت به تلوزيون نگاه میکرد که یاد جمله کستیل افتاد کستیل شروع کرد به درست کردن قهوه نگاهی به پشتش کرد تا ببینه الکس کجاس کس وقتی الکس ازش خواست یه قهوه معمولی درست کنه جوابی نداد این یکم مشکوک به نظر میرسید
الکس :منظورت از فردا بارون میاد امشب بود دیگه. الکس قیافه باهوشو به خودش گرفته بود
کس :هوم آره بازم اشتباه گفتم
کستیل پرسید بت وجود این که میدونست دوباره کلمه هارو اشتباه و جابه جا گفته زیر لب داشت به خودش میخندید
الکس؛ خب هواشناسی خیلی وقتا هوا رو اشتباهی پیش بینی میکنه کستیل ظرف قهوه رو گذاشت کنار و منتظر بود تا جوش بیاد خودشو به کابینت چسپونده بود با این که یکم بدن لختشو اذیت میکرد و سردی در کابینت که به آلتش میخورد یه مور مور خاصی به وجود می آورد همین طوری چهار چشمی زل زده بود به قهوه سیاه داخل ظرف انگار داشت تهدیدش میکرد تا زود تر جوش باید وگر نه پدرتو در میارم بلاخره خسته شد برگشت بطرف الکس
کس :میخواهی من بدنتو نقاشی کنم آرنجاشو گذاشت روی اوپن و مثل ستون بدنشو بهش تکیه داد سردی سنگ آزاردهنده بود آرنجاشو به هم قفل کرد و منتظر جواب بود
الکس حوله ای که دور خودش پیچیده بودو دوباره درست کرد
کس :فقط بگو چه جوری دوست داری ترسناک خوشگل حال به هم زن یا هر چیز میزی که. ...
بازم نتونست کلمه هارو به هم بچسپونه اون تازه اومده بودو انگلیسی حرف زدن براش سخت بود
الکس :ااام اما تمام بدنمو نه فقط صورتم و دستام و مچ پاهام شایدم گردنم کس روشو برگردوند و آرنجاشو از رو اوپن برداشت قهوه آماده شده بود با عجله و یه قیافه بچه مانند نگاهی به الکس که حواسش بهش نبود کرد و سرشو برگردوند نگاهش مث پسر بچه های شر شده بود الکس داشت به کستیل توضیح میداد که نقاشی روی صورتش چه جوری باشه
الکس :خب یکم اگه دور چشمام مث ادمایی باشه که سرطان گرفتن خوب باشه یه جوری رنگ پریده واسه این که زهره ترک کردن آسون تر بشه
دفتر ترسیم کستیل .

لوسیفر که توی داستان میشه همون مارک برادر بزرگتر کستیل و مث همیشه مردم آزار

مت کوهن هم توی داستان هست با اسم مستعار مایکل گفتم که قاطی نکنیم

یه توضیحی بدم درباره بعضی از شخصیتای این داستان که ممکنه با شنیدن اسمشون یکم گیج شده باشین خب لوک ایوانز توی داستان با همین اسم هست که دوست صمیمی دینه این خوش تیپ که تو عکس میبینین

کاراولیم رفت قاطی مرغا پادشاه جهنم مجرد جذاب تر بود اما خب بلاخره باید سر و سامون میگرفت

امارا فکر کرده کستیل کاغذه روش پیغام فرستاده شایدم بیچاره کاغذ دم دستش نبوده

چرا داماد تو عکسا نیست سمم که بین یه عالمه آدم قد کوتاه وایساده بیشتر از همه داره خودشو نشون می ده قد عروسم بد نیستا کاراولیم عیال دار شد بلاخره باید به فکر می بود نمیشه که جهنم بی وارث بمونه بعد مرگ کاراولی البته بعد صد و بیست سال یکی باید پادشاه یا ملکه جهنم بشه و البته واسه اذیت کردن نوه نتیجه های وینچسترا البته دین که مشاهده میکنین نمیتونه بچه دار بشه از کجا کستیل توقع بچه داره بیخیال سمم بچه مثبته تو نخ دخترا نیست فکر کنم نصلشون منقرض بشه

من موندم روسا تو این سماورای گنده چی میریزن #میشاکالینز

Most Popular Instagram Hashtags