[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

mahdav1985 mahdav1985

195 posts   6747 followers   636 followings

دلنوشته های یک اردیبهشتی  🏣🏡Tehran 🔧🔨🔩Doctor of Mechanical Engineering عکس های ظاهری، متون باطنا ادبی از بی ادبی ذاتی دیروز... Stay Hungry Stay Foolish I've hooked up ❤️

http://tlgrm.me/mahdav1985

#mahdav #دلنوشته
از بیرون خودمان را رنگ کردیم،
غافل از اینکه ما از درون داریم زنگ می زنیم.
آنقدر راستش را به چپمان گرفتیم،
آنقدر برای زندگی کردن، زندگی نکردیم،
که زندگی ما را ...

#mahdav #دلنوشته
#دلبر یه بار بالاخره لب باز کرد و از جوون اول آسایشگاه پرسید: فرق الان و هرگز رو می دونی؟
#حبیب هم گفت، خانمی با این کمالات، بافتنی، لاک قرمز، خوشگل عین ماه، ماهم ازش حرف بکشم، گفتش : الان رو ولش کن، بعداً فکر می کنم بهش، تو اگه راس می گی بگو هرگز کی میشه؟
دلبر گفت: هرگز همین لحظه ای بود که به الان فکر نکردی.
دلبر اینو گفت و جان فرسود از او.

#رادیو_چهرازی #رادیوچهرازی

#MAHDAV #دلنوشته
روزی که، تفاوتِ #وقاحت و #صراحت و #صداقت را از هم تمیز دهیم،
آن روز، از کودِ درونِ ما، یک گیاهِ اعجاب انگیز، خواهد رویید.
از آن روز هر روز #کریسمس است،
بدونِ انتظارِ برف.
و عطرِ وجودت بهترین هدیه خواهد شد، برای کسی که تو را می بوید.
#everyday_is_christmas #sia NO #Wait_for_the_snow #merrychristmas #christmas2018

#دلنوشته #mahdav
شب برای بخیر شدن، هیچ نمی خواهد.
جز یک آغوش،
حتی در فاصله ای دور.
و صبحی بخیر، مطمئن از دوست داشته شدن.
و تو چه خیری کرده ای یار جان،
که در تمامی شبهایت رفته است.

#دلنوشته #mahdav
من مثل شاملو، هیچگاه خاطرات تو را نمی بوسم.
هیچ گاه، در تنهایی هایم، حتی تصوّرت هم نمی کنم.
هیچ گاه، چهره ات را به خاطر نمی سپارم.
من عاشقت شدن را، خوب بلدم.
من هر بار با نخستین نگاه تو،از نو آغاز می کنم.
حتی به فاصله یک چشم بر هم زدن.
عشقِ من، کلبه ای است، که هر بار از نو ساخته می شود.
نم، نمی کشد.
موریانه، نمی زند.
و هر بار پس از بنا کردنش، در درگاهش،
دندانهایت را، قند پهلویِ لبدروزی و لبسوزیِ رفع خستگی نو شدن ها می کنم.
من بر این خانه که هر لحظه از نو بنا می شود، چگونه مبدا بگذارم و ماهگرد و سالگرد و دهه بگیرم؟
نمی دانم، یعنی #شاملو #عاشق شدن بلد نبود؟ که با نخستین نگاه، آغاز می شد. اما اینگونه با درد؟
پینوشت: شعر شاملو:
کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود.
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد-
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

#دلنوشته #mahdav
ای هوایِ قلیل این شهر مضاف آلوده.
سخت است، ساده گذشتن از تو.
تو نمی دانی،
رهگذران این شهر، در انتظارِ دیدنِ تو چه می کشند؟
که دودش می رود در چشم خیابانهایی، آلوده به نبودن نفس هایت.
که شاید روزی باز هم از مسیر آنها بگذری ،
و این بار شاید،
آنها همان باشند که تو می خواهی.
که صاحب دمو، هم دمو، همدمو، بازدمو، باز دمش تویی.
و تو پاک ترین آلوده کنندۀ هوای این شهری.

پی‌نوشت: نرگسی تولدت مبارک :) #آلودگی #آلودگی_هوا #آلودگی_هوای_تهران

#دلنوشته #mahdav
صدایِ بارون.
یک منِ داغون.
دلی که مردن می خواست.
ولی نه آروم آروم.
تو اومدی.
گفتی بارون برای زنده کردن هم هست و تو فقط باهاش می میری؟
امیدی در من کاشتی.
با دستایِ نامیدِ لرزون.
اینبار آروم آروم.
تا آذرِ امسال نسوزونه ما رو، بارون.
#آذر #باران #پاییز #آخر_پاییز

#دلنوشته #mahdav
سنگ باش.
درونت را به هیچ کس هویدا نکن.
هر چه خوش رنگ تر، رنگین کمانی تر، خوش تراش تر، پر خط و خش تر... .
ارزشمندتر. جذابتر. زیباتر.
هر چه می خواهی در درونت بریز.
باز هم تو ارزشمندترینی.
فکر کنم در تمام طول تاریخ، تنها جایی که قسمت های شفاف یک چیز، مورد تحسین قرار گرفته، مجسمه "همیشه گم شده" بود.
شاید آن هم بخاطر قسمتهای سنگی، که در جایی دیگر جا مانده.
پینوشت: مجسمه همیشه گم شده اثری از #bruno_catalano مجسمه ساز فرانسوی - از مجموعه مهاجرت - این مجسمه ها که معمولا یک انسان را در حال حرکت نمایش میدهد ، به گونه ای ساخته میشود که بخشی (معمولا در مرکز) آن گم شده و خلائی عجیب و قابل تامل را به نمایش میگذارد..
پی‌نوشت ۲: من این مجسمه رو، استوری گذاشتم، گذاشته بودم سمبل داعش، بعد یکی از فالورای عزیز توضیح داد، من خودم شگفتم. :)

#دلنوشته #mahdav
وای به حالِ آرزویِ پروازِ عریان.
وای به حال قاصدکی، که هوایِ پریدن کند.
یک دمه مسیحایی می طلبد.
برای پریدن؛پرپر شدن.
تنها به امید آنکه، شاید، قاصدک جدیدی شود.
در جایی شاید بهتر.
امان از خواسته های ممنوعه...

#mahdav #دلنوشته
امان از روزی که دلت انقدر بگیره، که کاسه اش لبریز بشه.
امان از اون ساعتهایی که، همش مثل #غروب_جمعه باشه؛ بدون اشتیاقِ شروعِ #شنبه .
امان از اون دقیقه ای که بخوای، همه ساعتهای گذشته ات رو بریزی دور.
..
کمال همنشینی #آذر ماه، حسابی در دلم اثر کرده.
هر شب هواش سرد تر میشه.
بی امیدِ #بهار، در انتظار #زمستون .
امان از #برگریزون #امید .
امان از اون همه ساعتی که باید بریزیشون دور.

#mahdav #دلنوشته
از حضورش در شبها یم،
بال در آوردم.
پرواز کردم.
اوج گرفتم.
نفهمیدم این بال برای رفتن نیست.
برای خاطره ساختن پرواز است.با هم.
پریدنش فلجم کرد.
یک فلج عاطفی.
و اکنون جز زل زدن به سقف آرزوها، چاره ای نداری.
آرزوهایی نزدیک، اما دستنیافتنی...
حالا می فهمم، آن بال برای رفتن نبود، برای نیافتادن بود.
از چشمش.
نمی خواهم پرواز را بخاطر بسپارم، پرنده زنده است.
اما فلج...

#دلنوشته #mahdav
ما عمریست...
که جوینده سیب، از درختان چناریم.

Most Popular Instagram Hashtags