mahdav1985 mahdav1985

209 posts   8,711 followers   939 followings

دلنوشته های یک اردیبهشتی  🏣🏡Tehran 🔧🔨🔩Doctor of Mechanical Engineering عکس های ظاهری، متون باطنا ادبی از بی ادبی ذاتی دیروز... Stay Hungry Stay Foolish I've hooked up ❤️

#دلنوشته #mahdav
اولش، شبا بدون اون خوابم نمی برد، همش تو فکرش بودم،
کم کم یه گوگولی اومد،
و هر شب، عشق بازیِ قبل خواب من شروع شد.
یه فرورفتگی ظریف پشتش بود،
تمام لذت و آرامش دنیا اونجا بود.
اونو رو زبونم می ذاشتم، و بعدش...
یک لیوان آب...
یک خواب راحت....
و صبحی که با گیجی اون قرص خواب باید از خواب بیدار می شدم.

#MAHDAV #دلنوشته
اگر در صحرای دلم یک گرگ پرسه می زد، نمی نالیدم.
دلم پر است از وفای سگ نگهبان آن،
که نیمی از گله گوسفندان مغزم را دریده است.
SOMETIMES IT'S HARD
TO PERFECTLY
SUM UP EXACTLY
HOW WE FEEL
ABOUT OUR DOGS
THAT YOU CAN BUY WITH MONEY.
MONEY
CAN BUY YOU A FINE DOG,
BUT ONLY LOVE CAN
MAKE HIM WAG HIS TAIL

#دلنوشته #mahdav
هیچ وقت زمانیکه به قسمت تاریک زندگیم رسیدم، نترسیدم.
چون می دونستم بعد زمستون حتما بهاره و طلوع خورشید بعد از تاریک ترین و سردترین لحظه شب، اتفاق می افته.
اما هیچ وقت هم ، زمانیکه همه چیز، در همه جوانب، آروم در حاله جلو رفتنه، حس خوبی نداشتم.
همیشه بادکنک ها در اوج می ترکند.

#دلنوشه #MAHDAV
فرقی نمی کرد، تو را در یک جمعه سیاه، در حال مقابله با کشفِ حجابِ رضاخانی،
یا در یک چهارشنبه سفید ، در حالِ مبارزه با حجابِ اجباری به تاریخِ یکهزار و سیصد و نود و هفت، می دیدم.
من در هر زمانی عاشقت می شوم.
نگرانِ آلزایمرِ پیری هم نیستم.
من هر بار تو را ببینم، از نو عاشقت می شوم.
تنها لازم بود در عصر من باشی، تا در حصر تو باشم.

#تولد #سی_و_سه_سالگی #birthdaynight #birthday #دلنوشته #mahdav #33
هر چقدر تعداد شمع های روی کیک تولدت بیشتر می شه،
بیشتر می فهمی،
که مهم نیست:
چه ظاهری داری،
یا اینکه مالک چه چیزهایی هستی.
مهم انسانیه که بهش تبدیل شدی.
همونی که هستی،
یا همونی که اگه نباشی، آبروت می ره.
اما وقتی می ری توی تقویمه سی و سه سالگی، یکم همه چیز عجیب تره.
وقتی تاس بختت، روی تخته نرد زندگیت،
جفت ۳ می یاد،
هیچ جایزه ای در کار نیست،
فقط مطمئنی که توانایی یک حرکت بهت داده شده.
" سی و سه سالگی مثل سه شنبه ساعت سه بعد از ظهره، برای هر کاری، هم دیر، هم زوده"

#دلنوشته #دلگویه #MAHDAV
نمی دونم، امسال رو با گندم سبز، یا چرخش مرغانه رنگی روی اینه شروع می کنید،
یا حتی بدون دیدن فریادهای هیچ وقت شنیده نشده ماهی گلی.
نمی دونم سال جدید رو با یک عشق جدید شروع می کنید، یا سال کهنه رو با یک اشتباه نا فرجام تموم...
هر چی هست، بیا سنگینی بار سال گذشته رو از رو دوشمون برداریم.
یادمون نره، هیچ صیادی از یک رود آروم، مروارید نگرفته و لذیذترین شکارها نصیب صبورترین شکارچیا می شه.
در مقابلش ، بیا یه چیزهایی، یادمون بره، دیگه او نمک نشناس بشکسته نمکدان می رود...
بیا بزاریم، شمع های خاطرات تلخ، تا انتها بسوزن.
بزاریم لبهای ما، بجای اینکه خنده رو فراموش کنه، خنده فراموشی بزنه...
هنوز کسایی هستند که به ما عاشق اند، با همه زشتی ها، کمی ها، کاستی ها...
من فقط آرزو می کنم، توی سال جدید، ارزوهاتون، خاطراتتون بشه...
نمی دونم امسال کسی رو از دست دادید، یا نه،
اما بیا امسال لحظه ساعت تحویل، همون کاری رو کنیم، که اگر خبر فوت عزیزان، دوستان حتی دشمنامونو می شنیدیم، می کردیم...
سریع لباس بپوشیم، بریم سمتشون...
اون گل خوشکله رو بخریم، فقط با یه رنگ روبان دیگه...
همه بدیهاشون رو فراموش کنیم و فقط خوبیهاشون رو مرور کنیم...
دیگه برامون مهم نباشه، چی می پوشن، چی می خورن، حتی به چه کیشی اند،
یا حداقل گوشی رو برداریم، بگیم که من هنوز یادتم... موسیقی: #فداتشم #مهستی

#mahdav #دلنوشته
شب.
تنها ارث پدرانه، که عادلانه بین تمام مردم شهر تقسیم شده.
ارث پدر را سرمایه کاری می کنم که کار نیست.
خواب.
کارِ مفت، خالی از حرفِ مفت.
زدن و شنیدن.
بدون دغدغه معاش.
متنفرم از این نفرت انگیز ترین مفت ها.

#دلنوشه #MAHDAV *می دونی بهترین حسِ دنیا چیه؟
اینه که کسی پیدا بشه، که هر کسی رو که از اون به بعد دیدی، نگی ای کاش این کسِ من فلان خصوصیت اون یکی کس رو داشت.
*می دونی کِی نیشتون تا بنا گوش وا میشه؟
زمانیکه حتی توی دلتون هم نگین، حالا عیب نداره فلان بدی رو داره در عوضش فلان خوبی رو هم داره.
*می دونی کی احساس خوشبختی می کنی؟
وقتی که بدون اون کس، حتی وسطِ یه جمع، احساس تنهای کنی،
*می دونی کی دلت همونی رو می خواد که عقلتم می خواد؟
وقتی اون کس، نیومده باشه تنهایی هاتو پر کنه، اومده باشه که کلی با هم تنها باشین.
کسایی که آدم باید پیششون بزرگ باشه زیادن،
اما یه کس میاد که دلت غنج می ره پیشش بچگی کنی.
اون موقع همه کست، شده یه کس.

#دلنوشه #mahdav
هیچگاه نفهمیدم، رود که به دریا می رسد،
فانی می شود یا باقی.
حکایت عشق، همین رسیدن رود به دریاست...

#mahdav #دلنوشته
ماهِ من، اگر زمانی تمام چراغهای شهر هم پیشکش کنند، تویی که در کویر زندگیم بودی، حواسم به تو هست.
یادت نرود، اگر تمام چراغهای شهر هم روشن باشند، اگر آسمان دلمان ابری نباشد، نمی توانند نور ماه را تحت تاثیر قرار دهند.

#دلنوشته #mahdav
هیچ کسوفی در طول شب،
هیچ خسوفی در طول روز،
هیچ اهمیتی ندارد. اصلا هیچ اسمی ندارد.

کسوف وقتی کسوف است، که یک ماه میانِ رابطه خورشید و زمین باشد. خورشیدی که در زندگی نیمه روشن زمین است.

خسوف وقتی خسوف است، که یک زمین میانِ رابطه خورشید و ماه باشد. ماهی که روشنی بخشِ زندگی نیمه تاریک زمین است.

همان ماه، همان زمین، وقتی ساعت ها بعد وارد زندگی نیمۀ دیگر می شوند، در هیچ آیینی، نه اتهامِ کسوفی دارند نه خسوفی نه نماز وحشتی.

هر اتفاقی در زندگی قبل از رابطه با ما، هیچ اسمی ندارد، هیچ مفهموی ندارد.

در هیچ دینی، هیچ نمازِ وحشتی ندارد.

گذشته چیزها، قبل از ورود به زندگی ما، با هر عقیده و عُقده ای، هیچ ربطی به ما ندارد.

پی‌نوشت: اگر دستتو روی هر کدوم از چشم‌ها بزاری، خیلی از ترسها کم میشه.

#دلنوشته #MAHDAV
جان یار، مگر یک رابطه، چقدر جمعیت دارد؟؟!!،که یک روز بخواهیم در آن کامل نباشیم.
یار جان، در این حکومتِ دونفره که روادیدِ ورود به سرزمینِ دو رعیته مان را به کسی ندادیم و خودمان را ممنوع الخروج کردیم، من به احساس خوب بودن تو محتاجم.

Most Popular Instagram Hashtags