maarjan.fahim maarjan.fahim

114 posts   906 followers   202 followings

بسم الله الرحمن الرحیم  کارشناسی ارتباطات (روزنامه نگاری)📋📷💻📺 روزنوشت هایم در کنار تصاویر... "خدواندا انسانیت را در من زنده نگاه دار" دایرکت پاسخگو نیستم خرم اباد

من همان سختم...من همان دردم...
من همان ارزويِ به باد رفته ...! .
.
من همان جنسم که جز حسرتْ مرا
ياري نکرده ست کس..!
.
...من همان بغضِ گلويم که ميبارم
به روي سنگفرشِ  شهر... .

من همان له شده در تقدير و تبعيضم....
.
همان راهِ نرفته... .
.
من همان غرقْ در ممنوعه هاي روزها..
.
من همان  جنسم
همان زن..!! .
.
#روزنوشت من (97/12/18)
#کمي_شعر
#زن
#هشت_مارس
#و_شايد_دردنوشت...

دخترکي با صورتي که از شدت سرما سرخ شده بود...چشماني که پر از اشک شده بود و دستاني که کاملا بي حس شده بود . .. بازهم قدم زدن(ادامه دادن) را انتخاب ميکرد..انگار که نگاهش ميخواست چيزي بگويد..... ولي کسي نفهميد...؟شايد در اعماق ذهنش ميخواست براي مدتي کوتاه زمان بايستد تا تمام ادم هاي اطرافش را صدا بزند و بگويد...مبادا که اين سوز سرما مهر و دوستي را در دلهاتان به يغما ببرد و بسازد ان تک سنگه بي احساس که از سوزش برنجاند قلبي که بر گرمي مهرت حساب باز کرده است....... اين روزها همه خسته اند از اين سردي ها...لااقل ما يخ نکنيم...!!! .
#روزنوشت من(15/12/97)
#لرستان
#خرمآباد
#درياچه_کيو
#دلمان_يخ_نکند..!
ثبت تصوير:10/12/97

قلبت را آرام کن
یک وقت هایی بنشین و خلوت کن با روح درونت
بیشتر لمس و تجربه اش كن
نگاه كن به نعمت هایت
نگاه کن به اطرافت
به خوشبختى هایت
به کسانی که میدانی دوستت دارند
به وجود آدم هایی که برایت اهمیت دارند
و از همه مهم تر به حضور خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت
گاهی یک جای دنج انتخاب کن
گاهی یک جای شلوغ
آرامش در حضور خدا را در هر دو پیدا کن
هم در کنار شلوغی آدم ها
هم در کنج خلوت تنهایی
دل مشغولی ها را گاهی ساده تر حس کن
باران را بی چتر بشناس
خوشحالی را فریاد بزن
و بدان که خدا همیشه با توست... .
پ.ن:کليپ در دو قسمت
.
.
#دکلمه
#شعر
#ارامش
#خدايت_را_بخوان...
#تنها_صداست_که_ميماند..!!
#صدا:مرجان فهيم

7/12/97

تمامت ميکنند ،ميگذرند..
.
. و دوباره باز ميگردند تا مبادا هنوز تمام نشده باشي..!!.
.
اين جماعت از زنده ماندن ميترسند  يا شايد از شروع شدن دوباره تو .. .
.
.
#روزنوشت من(29/11/97)
#اصفهان
#کليشاد
#گندم_زار ..
#نبايد تمام شد....!!
ثبت تصوير:ارديبهشت ماه97

نه به تعهد ...نه به صداقت..نه به وفاداري..نه به اصالت....نه به ماندن..نه به..... و ما فقط شنيديم از قصه ي شيرين و فرهاد ها، ليلي و مجنون ها و اينگونه نه گفتيم....!!
و اينگونه عشق را گم کرديم در ميان واژه هاي اين روزها...!! .
.
.
.
#روزنوشت من (97/11/25)
#از خودمان شروع کنيم اگر نميخواهيم نه بگوييم...!
#به عشق معنا ببخشيم ...نه يک روز خاص بلکه هر روز ....!!

اين تصوير مربوط به مستند راه بي عبور  از  ديار لرستان مي باشد..و  گوشه ي کوچکي از زندگي مرديست که انسانيت ،فداکاري،محبت را با زيبايي هر چه تمام تر به نمايش ميگذارد... در شصت دقيقه اي که با زندگي او همراه ميشوي جز نگراني و دوندگي و دغدغه هاي فراوانش چيزي نميبيني ...انگار که خود را فراموش کرده و تمام روح و جسمش را متعلق به ديگران ميداند..... تلاشهاي بي وقفه اش در مناطق صعب العبور  از درس دادن به دانش اموزان در چادرهاي عشايري(کپر) گرفته تا طي کردن مسير طولاني براي رسيدن به قله ي کوه ( براي رسيدن به انتن)براي برقراري تماس و پيگيري هاي غيرحضوري و حضوريش  با واحد هاي اداري براي اوردن  امکانات رفاهي  و حتي برقراري تماس با اورژانس هاي هوايي براي رسيدگي به حال بيماران وخيم  ان مناطق . بيانگر همه چيز است.....!!
.
.
و در نهايت با تلاش هاي معلم فداکار (اقاي محمد عزيزي )تا کنون سي و دو مدرسه کپري به کانکس تبديل شده اند و هر سال دانش اموزان از لوازم تحرير نو و لباس بهره مند ، سهميه لوازم دارويي و بهداشتي براي ان مناطق در نظر گرفته شد و تاکنون جان سي زن باردار را نجات داده است......!!!.
.
اين همان چيزيست که اين روزها نميگويم شاهد ان نيستيم ...اما انگشت شمار و اندک...و اي کاش روزي ماهم بتوانيم در کنار روح بزرگ  اموزگار انسانيت ،محبت و فداکاري باشيم..!!! .
.
#روزنوشت من(97/11/21)
#مستند
#لرستان
#راه_بي عبور
#انسانيت
#فداکاري
#معلم
#تصاوير هم نميشد با کيفيت واضح تر گرفت...!!

يادش بخير...!!اين تصوير را اولين جلسه ي کلاس درس فتوژورناليسم(عکاسي خبري) ترم ششم بودم که ثبت کردم . خوب به ياد دارم در انتظار استاد بودم و شايد اين اولين انتظار شيرين من بود و اصلا برعکس خيلي از کلاس هاي ديگر حتي لحظه اي احساس خستگي نميکردم و بي صبرانه منتظر شرو ع کلاس بودم...
.همان ترم هاي اول که چارت انتخاب واحد را مرور ميکردم و باذوق چندين بار تمام درس هاي تخصصي رو نگاه ميکردم ...کنار اين درس را علامت زده بودم و هر ترم منتظر رسيدن آن بودم.(اگرچه با دوندگي هاي زياد و استرس هاي مداومي همراه بود ) .. عکاسي همان چيزي بود که حالم را خوب ميکرد . ميدانستم در اين موضوع مانند عکاسان حرفه اي نبودم ..اما همين که مي توانستم تصويري را ثبت کنم روحم حس تازه اي ميگرفت که برايم کفايت ميکرد...عکاسي اين حس را به من انتقال داده بود که همه چيز زيباست و هرچيزي مي تواند زيبا باشد ..بارها شايد زيبايي هايي که من در چيزي  ميديدم براي ديگران خنده دار بود..اما من به تمام ان چيز فکر ميکردم...هر انچه که ان را شکل ميداد ..نوعي که وجود داشت...معاني که در ان نهفته بود و هرچيز ديگري که بنظرم ان را زيبا ميکرد ..فرقي نميکرد از  طبيعت گرفته  تا ادمها و  اصلا هر چيزي که وجود دارد..... والبته اين نگاه شايد براي همه انقدرها هم جالب نباشد...!
.
#روزنوشت من(97/11/14)
#عکس
#روزنامه_نگاری
#عکاسي_خبري
#فتوژورناليسم
#ارتباطات

شايد اگر کمي عميق تر فکر ميکرديم ميفهميديم که نه عکس ده سال پيش کسي بدرد ما ميخورد نه عکس امروز او  اما شايد تفکر ده سال پيش و امروز همديگر را ميفهميديم شايد نکته اي بود که تغييري در مسير و هدف زندگي ما ايجاد ميکرد... .
.
ده سال پيش دختر چهارده ساله اي بودم که در دنياي بودن ها زندگي ميکردم...نبودي وجود نداشت...فراز و نشيب هايي در راهم نميديدم...زندگي در همان لحظه جريان داشت (در کنار روياهاي شيرين)و دنيايه من در ذهنم به  خوبي ها محدود ميشد..اما هر بار که به جلو پرتاب ميشدم...مني با دنيايه جديدي ساخته ميشد که هر بار مجبور بود براي رسيدن ها ، براي ادامه دادن ها با چالش هاي جديد زندگي بجنگد..دنياي وارونه کلمات و جملات را از نو بسازد و براي ماندن در دنياي واقعيتها  بارها بشکند...!!
شايد ده سال پيش دنيايي از جنس خوبي را از ديگران ميخاستم اما حالا ميدانم براي  يافتن خوبي ها  اين من هستم که بايد تلاش کنم ...اگرچه  به درجه ي مطلق ان نرسم!!
.
.
پاسخ به چالش
@saeeede_fahim .
.
#من همه ي شما عزيزان رو به اين چالش دعوت ميکنم..
#در صورت شرکت در چالش همديگر رو تگ کنيم.. .
#چالش(97/10/30)

“تو” با قلب ویرانه من چه کردی؟
ببین عشق دیوانه من چه کردی

در ابریشم عادت آسوده بودم…
تو با “بال” پروانه ی من چه کردی؟

ننوشیده از جام چشم تو مستم…
خمار است میخانه ی من…چه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرت شانه ی من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی…
سفر کرده ، باخانه ی من چه کردی؟

جهان من از گریه ات خیس باران…
تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟ ( مرحوم افشين يداللهي) .
.
#شعر
#دکلمه
#شعر_خواني
#صدا:مرجان_فهيم
#افشين_يداللهي
97/10/27

...زنده بودن اين  گل همان چيزي بود که حسش ميکردم ...همانطور قوي پابرجا مانده بود...اگرچه شايد روزهاي پر رونقش نبود کمي پژمرده و خسته ولي با تمام وجودش براي زنده ماندن جنگيده  بود(زمستان مد نظر است)....اين همان کار هميشگيه ماست در بين تمام شرايط سخت ،ادم ها و چيزهايي که اصلا شباهتي بما ندارند(نه مارا ميفهمند و نه تلاشي براي فهميدن ) ..هر  بار جان ميکنيم تا فقط بمانيم ...و انقدر ميمانيم... ميمانيم تا يک روز تمام اين عقده ها را بالا بياوريم و خفه شويم..!!! .
.
#روزنوشت من (97/10/17)
#زمستان
#اصفهان
#پارک_شهيد_رجاﺋي
#زندگي
#فقط_ مانديم..!
ثبت تصوير:97/10/16

ميخواهم از تلخي داستان معصومه بگويم دختري زيبا ، جوان ...و  قرباني تلخ  اسيد پاشي مردي از جنس نامردي که بخاطر انتقام از نرسيدن به خواسته هايش او را در زير پاهايش له کرد...حالا او مانده که بايد هر روز زجر بکشد از دردي که ب  سينه اش جا مانده ..از نگاه تلخي که روي صورتش جامانده...از  از ارزوهايي که در دلش جا مانده...! يک نه و اين تاوان؟؟؟ مگر ميشود عاشق بود و دل معشوق را به درد اورد؟؟مکر ميشود عاشق بود و به تماشايه زجر کشيدن معشوق نشست؟؟ در کجاي  دنيا اين رسم عاشق پيشگيست؟؟ يادمان باشد اينجا سرزميني است که در پس هر نه گفتن تاواني سخت نهفته است..!! . .
.
.ميدانم مدتي از اين قضيه گذشته اما  شاهد  پست هايي در صفحه ي ايشان بودم که هنوز هيچ کدام از  مسولين مرا ياري نکرده(با توجه به وعده هايي که دادن ) و حتي جلسه اي در دادگاه براي مجرم تشکيل نشده....کمي وجدان داشته باشيد اقاياني که هر روز شاهد بي لياقتي شما  در هر زمينه اي هستيم ....اين ها همان دختران  سرزميني هستند که  بارها فرياد سر دادين ما براي امنيت و حفاظت از شما جنگيديم !!! البته اينها دختران شما نيستند..جايه آنها محفوظ است..!
...اينجا دلها شکسته است...مرهمي بگذاريد بر اين غم هاي بي پايان..!! .
.
#روزنوشت _من (10\10\97)
#اسيد_پاشي
#زنان_قرباني_اسيدپاشي
#خشونت_عليه_زنان
#تصاوير از صفحه خودشان برداشته شده.. @masumehjalilpur_mahsa_

حق پاییز نبود بعد از این همه دردو رنج  به استقبال این همه سوز و سرما  برود...مانند عاشقی که میداند در پس عشقش فراقی نهفته است....پاییز همان عاشق است که میدانست باید تاوان پس بدهد...!! .
.
#روزنوشتِ من(۹۷/۹/۲۹)
#لرستان
#خرم_آباد
#دریاچه_کیو
#آخرین_عکس_پاییزی
#اخرین_نوشته_پاییزی
#پاییزجان_بسلامت..!
.
#ثبت تصویر: ۹۷/۸/۱۶

Most Popular Instagram Hashtags