javadjorboze javadjorboze

51 posts   72 followers   160 followings

javadjorboze 

مزار جهل:/_ذایقه های پست نیش,عیان و آشکارشد-زانکه تناول شکیب,دوباره دست وکار شد- فسانه ها فزون ز حد,فضوله های میش و دد-به اختران ناامید,ستاره درحصار شد-زوال عشرت مدام,به هرکجای وهر کنام-ز بندمعصیت بجست,نقاره در نقارشد-کنون زجمله مخلصان,یکی رمیده ازمیان-نهفته راز بر ملا,لغت مگر قصارشد-کنیزکان ناب جهد,مزار نبش خواب جهل-گریز چون میسرست,قصیده ای به دار شد-گرت امید فصل نیست,نگون نهیده.جربزه-ز بندخویش بگسلان,فایده ات هزار شد!!!&/_دووسی دقیقه بامدادهفدهمین روزازماه اردیبهشت سال۹۶/_قصیده ای ساده وسالم!تقدیم به دوستداران ادب وهنرایرانزمین&~…

ششم فروردین,زادروز اشوزرتشت,فیلسوف بزرگ وبی بدیل ایرانزمین,مایه فخرومباهات ایرانیان,وازشناخته شده ترین ها..درعرصه گیتی ازبدو تابه امروزمیباشد,باتفألی برگاتهای ورجاونداین بزرگمرد,روح پرتلؤلؤ زردشت,هماره سایه ساردفع بلایاونیرنگ دشمنان این بروبوم بادا.باد,وتبریک به هموطنان زردشتی مان,عجب فرخنده روزی,یاحق/_پسین ازروزششم فرودین سال نو.یاحق.&~

رابرت ردفورد و پل نیومن(بوچ کسیدی وساندنس کید),/_سینمااساطیر,درنوبت آتی به داستان اسکار2017خواهیم پرداخت.

نوروزخجسته باد,شعری کوتاه تقدیم به جان ومال باختگان حادثه اسفبارپایان سال بندری ها,امیدکه دیگرشاهداین نوع بلایای نابهنگام!نباشیم:/_سیشی آمد پیش ازعیدو پرصلابت سوی بندر,زدبه یغماو اشارت سوی ما کی آدم شر,اشرف مخلوق ازالقاب توست,پس چه توفیری اگرحاکم شود برجای تو..خر!،_مرگ همنوعان تو بی ارزش ست وکم بها,دون ارزن گوییا گم گشته ازانبان ما,حیف این عالم که ازتصویرتوآلوده شد,بینمان افتاده فرقت از زمین تا به سما./--ساعت یازده شب,چارم نوروز۹۶،یاحق&

سینمااساطیر:/اورسن ولز,وآنتونی پرکینز,پشت صحنه فیلم محاکمه1962_مراسم اسکارامسال بسیارنؤمیدکننده ومزخرف بود,خواستم به این حقیقت تلخ اذعان کنم که چندسالی ست بخصوص(پیشترهم بندپ!،وباندبازی مشاهده شده بود)آکادمی بجای معرفی فیلمهای برازنده وبه لحاظ ساختار,قوی,خلاقانه وبامحوریت انسان امروز,وبرگزیدن بازیگران وعوامل شایسته وهنرمندبمعنای کلمه,کاملادربست وتعظیم کنان,درخدمت سیاست ناپاک ولجام گسیخته سیاست بازان وچرخندگان!بوده است,درروزهای آتی(زمان مقتضی)به تشریح نوع وچگونگی عملکردوهمچنین نقدفیلمهای نامزدوبرنده!این دوره ازمراسم خواهیم پرداخت,به گونه ای شده که پیش بینی برندگان وبازندگان!خیلی ساده وآسان شده است/ادامه دارد...

یایأس:/_هستی من ازچرخ برون ایدون شد,-زیراکه بس از زخمه خوری دل خون شد,-میراث شگرفی هنر،گشت زبزم,-سیراب جنون،به سرکشی مجنون شد,-چون شرم نکوی،هرکجامی نگرم,-هرآینه بی سودوزیان می گذرم,-جزپاسخ فریاد که مثل هیس..ست!,-زنهار مجوی عشوه تا ره سپرم,-تقسیم رذایل به چه شیپور دمید؟!,-وز هایلی بین من وتو،مرد امید,-تسلیم شوم حال که روزن هایی ست,-یا یأس درم به ایستگاه تردید,-این جامه ی تزویر،برون از تن کن,-وزخرقه ی جاویدفضیلت تن کن,-حاشا نرود یادتو زین قلب تهی,-گر لغو شود بسط خرد،کن فیکون(فیکن)!!؟/:_یک وپنجاه دقیقه بامداد۹۵/۱۱/۲۹،بندر/یک هفته تمام باران وسیل وحصارخودخواسته خانگی,گویی نعمت ازحدفزون شدوحتاتوانایی دریافت انرانداریم,یاحق.آخرین روزبهمن ماه سال...&~$

سینمااساطیر:/مرلین مونرو,همفری بوگارت ولورن باکال(ازراست)/_منتظرمراسم اسکارامسالیم,بامدادیکشنبه,فیلمهای امسال بیقین ازسال پیش قویتروبهتروقانع کننده ترند,امیدکه برترینها,مستحق ترین هاباشند/مراسم آکادمی اسکار2017,قشنگ باد.

سه قطعه کوتاه,مختلط!:/غره مشوجوانکم_به آب وکوزه,نان وچاشت_زمان همی میگذرد_چه عاقل,آنکوهم نداشت.!$/:رفتی امابودنت هم لیک توفیری نداشت_یاس رخسارت به قلبم بذرامیدی نکاشت_بامی ودم حس هشیاری درونم خواب شد_عیش توباکجگذاران,آه..صدفرجام داشت.&/:چنان غرق لطیفه گشته ام,گویی که بی دردم_بدنبال صدفهای غزل,دیگرنمی گردم_چنان بیخودزخودگشتم,که لاف مهتری دارم_خدای دیه دیگرنیست,حس برتری دارم!!$/_تانوشتن ازیادمان نرود,برحسب احتاج واختیار.._روزسی ازماه دی سال۹۵ه.ش/بندر

بزرگان عرصه فیلم سازی,سینماگران برجسته:/_ازراست؛جورج لوکاس,فرانسیس فوردکاپولا,وآکیراکوراساوای تکرارنشدنی.

درگذار:_چه پای درکشی وبه اجابت چه دست برنهی,چه صدربی کنارشوی وچه مانند سروسهی,ازین ناقلان جهل بباش هشیوار برحذر,که انگلان محاطندوبسی حاوی خطر,به جام انگبین رسل مکن درشت انگشت,چوحامی دوشین اغوا به اشارتی کندت پشت,زبان قاصرازلحن عزیمتت پامال,بزه بند طرار بگسترددام عقبت زوال,بپای مریدان خلسه جهدنشستن چه سود,زمقتصدان کیش انتظارکشف ونشر نبود,چه غمزه گذاری به دوش عاشق وچه عیب,ببایدت که پوشی چشم زعندلیب عالم غیب,ای زمادرگذشته پیش ترک نیش،درگذار وام,دانش وهمیت ازمنزلت ست چه برمنارو چه کنام!!&~/_روز۲۸،ازماه پنجم,سال۹۵ه.ش_بندر_۱/۳۰بامدادان.سخت میگذردبه نیازانتظار...

محزون دشت:/اینکه دربحرغمت لاجرعه پس پس میروم,گویی شایدگوشتم رادست کرکس میدهم,ازطریق ضاله برخواهم برون شد یک زمان,وزبرای هشته گی زاروغمین ونوحه خوان,بس پس اجحاف لم دادم برسوداگران,حیف بارانی که بارد ازدل ابرگران,نوشداروی زمین تاریخ میباشدجوان,برنگرتاچون شودسبزبهاری درخزان,برگهای پرپرآزاده وامیال دیو,زمزمه تبدیل میگردد هرزگاهی غریو,بس لیءیمان ووقیحان گردمن آمدپدید,روزگاران اینهمه جاهل به یک دوران ندید,گرزمن پرسی چسان اینسان شدی محزون دشت,پاسخت باشدهمان آیین کزان کل خردها تیره گشت!؟/_روز۲۳ازماه۵سال۹۵ه.ش,/بندر.

بانوی ماهتاب۲/:شوخ طبع ست این یک,ذبح راممتاز واژگان کرده ست,باعنفوان خزان,قداست مریم را,کت بسته برداشته باخود,اندوه پدرتاریشه اش رخنه کردو,هنوز,حرمت بانوان شهرست,به جایش مینگرم,به جنبش ومهر,وطراوت زن,وبرلنگ,قهقه زنان میخرامد./_روزهجده ازماه پنج،۹۵ه.ش_بندر.&~

Most Popular Instagram Hashtags