ismaeili ismaeili

587 posts   3847 followers   1365 followings

Morteza ISMAEILI  I'm an Architect http://ArtandArchitect.com https://t.me/ismaeili http://www.facebook.com/mortezaismaeili ismaeili@yahoo.com

http://t.me/ismaeili1

0
در گرماگرمِ تابستان
زمینِ گرم
عجیب یخ زده!
من تب کرده ام
و سردم شده است
سردِ سردِ سرد
0
واژه ای به نامِ انسانیت
زیرِ خروارها سؤال پوسیده است
و انسان،
_با تمامِ لطافت اش_
مثلِ گُسلِ رودخانه ی کن
ترکِ بزرگی بر تن دارد
و در انتظارِ زلزله ای
_خود را_
شانه به شانه می کند!
0
نمیدانم و یادم هم نمی آید
روز و ماه و سالی را که ...
واژگانِ آسمانی
در کویرِ خشکِ دلهای گلین
رها و فراموش شده اند
شما ...
یادتان هست؟

0
مثلِ جنینِ دختر بچه ای
به خودم می پیچم از ...
دردِ دردِ درد
هوار می کشم و آوار می شوم
هوار... هوار ... آواااار!
یکی دیگر از واژه های مقدّس
به سرقت رفته است
و کتابِ مقدّس،
بی کلمه و آیه، موعظه می کند!
0
دزدِ دزدِ دزد ،
در زیرِ پوستِ انسان،
زوزه می کشد!
و کلانتری های ذهنم
فقط آژیر می کشند
و مانورِ امنیت را
روی بیلبوردها اکران می کنند!
0
واژه ها به ظرافتِ تمام عوض شده اند
روانشناسِ اجتماعی،
پیش نویس سخنرانی آقای رئیس را تهیه می کند
در سخنرانی پُر هیجانش،
باید روی کلمه ی احساس تأکید کند
احساسِ آرامش
احساسِ امنیّت
احساسِ ... احساس!
مثلِ پیامکِ پایین آمدنِ دلار
که کارگرِ ساده ی مرا
رنگین کمانِ احساس می کند
0
بازارِ رمّالان،
_برای پیدا کردن نشانی گمشده ها_
داغِ داغ است
و از سردی چهره ی پدری
که دخترش را در هیاهوی شهر گم کرده است،
تنورِ جیب شان نقره داغ می شود.
شمالِ غربِ کشورِ ناشنیده ها
و جنوبِ شرقِ شهرِ نادید ها
جغرافیای مرا بر هم زده اند!
تمامِ کوچه پس کوچه ها را بگردیم
_فقط و فقط_
عروسکی بی حرکت
پیدا خواهیم کرد!
که بوی بهشت به خود گرفته است
و من ...
عرق می ریزم
و یخ زده ام!
من ... تب کرده ام
سردم شده است
سردِ سردِ سرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
5 امرداد 1396 / تهران
متن قابل کپی در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://telegram.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

پی نوشت:
روز دختر، روز شادی و خوشحالی پدران رو میخواستم به همه تبریک بگم، که نشد! شادی و دردم فراموش شد و همانند پدری که دو دختر بچه اش را از دست داده، ماتِ این دنیا ماندم!
آتنا و بنیتا، دردِ چندین ساله را، در چند روزی دیدند و از جهنمِ زمین تا خودِ بهشت رفتند!
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعرپارسی #شعر_پارسی #شعر_آزاد #شعر_نیمایی #شعرسپید #شعر_سپید #شعرنیمایی #شعرآزاد #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #آتنا #بنیتا #روز_دختر #دختر_بچه
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #pones #persian_poems

0
تا سیه مشقِ مرا، مویِ چلیپا می‌کرد
گَه گِره می زد و گاهی، گرهی وا می کرد
هرچه دل داشت، به پایِ قد رعنا می‌کرد
سال‌ ها، دل طلبِ جام جم از ما می‌کرد
آنچه خود داشت، زِ بیگانه تمنّا می‌کرد
0
تا نیازِ دلم، از نازِ بتان، بیرون است
لحظه، از دامِ فریبایِ زمان، بیرون است
درد و درمان زِ درون است، که جان بیرون است
گوهری، کز صدفِ کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگانِ لب دریا می‌کرد
0
جرعه ای، دَرد، زِ دُردِ میِ او کردم، نوش
درد، درمان نشد و لب، زِ سخن گشت، خموش
صبرِ من، رفت به یغما، نه دلی ماند و نه هوش
مشکلِ خویش، برِ پیرِ مغان بردم، دوش
کو به تأییدِ نظر، حلِّ معمّا می‌کرد
0
دل، به دامِ سرِ گیسویِ کمندش شد و رست
بیخود از خود، بخود آمد، به خدا، خسته و مست
گریه و خنده به هم ریخت و شد، باده پرست
دیدمش، خرّم و خوشدل، قدحِ باده به دست
و اندر آن آینه، صد گونه تماشا می‌کرد
0
از ثَری تا به ثُریّا، همه بر خوانِ کریم
کیست، کو همرهِ موسی، أرنی گوی و کلیم؟
آصفی، کو؟ ببرد، تختِ سبا را به نسیم
گفتم: این جامِ جهان بین، به تو کَی داد، حکیم؟
گفت: آن روز، که این گنبدِ مینا می‌کرد
0
گر هَزاران به دوصد نغمه، سخنگویِ گُل اند
صورتی ساخته و آینه ی یک مُثُل اند
در شگفتم، که حکیمان، زِ پیِ جزء و کل اند
گفت: آن یار، کز او گشت، سرِ دار بلند
جرمش این بود، که اسرار هویدا می‌کرد
0
چشمِ دل باز کن، ار می طلبی، یار آید
تا پری وش نشوی، صحبتِ او، چون شاید؟
شوقِ دیدار، به مشتاق، توان افزاید
فیضِ روحُ القُدُس، ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند، آنچه مسیحا می‌کرد
0
مرتضی را، سخنی، جز غمِ مهرویان نیست
سینه خالی کن، از این فتنه، که فتّانه یکیست
غیرِ معبود، دگر مقصد و مقصودِ تو کیست؟
گفتمش: زلفِ چو زنجیرِ بتان از پیِ چیست؟
گفت: حافظ گله‌ای از دلِ شیدا می‌کرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
30 تیرماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

تصویر: خوشنویسی نستعلیق ، اثر: استاد غلامحسین امیرخانی
پی نوشت :
1- مخمس غزل 144 از غزلیات حضرت حافظ
2- دو بیت زیر بعد از بیت پنجم، تنها در نسخه قزوینی آمده و جناب حمیدیان آن را اصیل نمی داند:
بیدلی، در همه احوال خدا با او بود
او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد
این همه شَعبده ی خویش که می‌کرد، این جا
سامری، پیشِ عصا و یدِ بیضا می‌کرد
3- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .

0
بر منش، ناز و ستم، گرچه چو فَرفُوری(2) کرد
سازِ دل کوک شد و نغمه ی طنبوری کرد
با سلیمانِ زمان، زندگیِ موری کرد
دوستان، دخترِ رَز، توبه زِ مستوری کرد
شد، سوی محتسب و کار به دستوری کرد
0
هر که زد طعنه وِرا، بر دهنش خاک کنید
میِ سرخی، به رگِ تشنه ی این تاک کنید
با سرانگشتِ بریده، یقه را چاک کنید
آمد، از پرده به مجلس، عرقش پاک کنید
تا بگوید، به حریفان، که چرا دوری کرد
0
مَثَلی هست، که مِثلی به مثالش گیرند
ماهِ بَدرست، ولی وقتِ هلالش گیرند
این چنین لعبته ای را، به خیالش گیرند
جای آنست، که در عقدِ وصالش گیرند
دختری مست، چنین، کاین همه مستوری کرد
0
تار و سنتور بیارید، که گر مطربِ عشق
نزند تار، خورد، خونِ جگر مطربِ عشق
دف و چنگی بزن و نیک نگر مطربِ عشق
مژدگانی بده، ای دل، که دگر مطربِ عشق
راه مستانه زد و چاره ی مخموری کرد
0
گوشم، از نایِ نی و دف، دفِ دیوانه شنفت
رمز و رازیست، که بر پرده ی این سینه نهفت
عشق دانست، که معشوق در آغوشِ که خفت
نه شگفت، ار گلِ طبعم، زِ نسیمش بشکفت
مرغِ شبخوان، طرب از برگِ گلِ سوری کرد
0
همچنان فلسفه ای، کو شُبَهاتش نرود
عَرَضی نیست، یقین، جوهرِ ذاتش نرود
میِ این باده، به توبه، اثراتش نرود
نه به هفت آب، که رنگش به صد آتش نرود
آن چه با خرقه ی زاهد، مَیِ انگوری کرد
0
تا به تزویر و زر و زور، شود، بود، نبود
خلق بر هیچ، عنودند و جهولند و ودود
مرتضی را چه امانست، در این چرخ کبود؟
حافظ، افتادگی از دست مده، زان که حسود
عِرض و مال و دل و دین، در سرِ مغروری کرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
28 تیرماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

تصویر: سماع THE DANCE ، اثر: فریدون رسولی Freydoon Rassouli
www.Rassouli.com
پی نوشت :
1- مخمس غزل 143 از غزلیات حضرت حافظ
2- فرفور، همان مرغِ تیهوست.
3- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #سعید_حمیدیان #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #persian_poems #hafez #FreydoonRassouli

0
یوسفِ مصرِ مرا، بر سرِ بازار چه کرد؟
قیمتی داشت، ولی رندِ خریدار چه کرد؟
به شکرخنده، ندانست، بدین کار چه کرد
دیدی، ای دل، که غمِ عشق، دگربار چه کرد؟
چون بشد دلبر و با یارِ وفادار چه کرد؟
0
مُشکِ خونِ دلِ من، بی ثمر افتاد، چو بیخت
آن جوان بخت، خطا کرد و زِ آغوش گریخت
شوخِ شیرین لبِ من، نقشه ی دل، بر هم ریخت
وه، از آن نرگسِ جادو، که چه بازی انگیخت
آه، از آن مست، که با مردمِ هشیار چه کرد
0
استخوانی به گلو دارم و در چشمم، خار
من، که صیدی به کَفَش بودم و او مستِ شکار
دلِ بیچاره، چو لیلی شد و مجنون شد و زار
اشکِ من، رنگِ شفق یافت، زِ بی ‌مهری یار
طالعِ بی ‌شَفَقَت بین، که در این کار چه کرد
0
تا دریده ست، فلق، پرده ی خورشید، سحر
خونِ دل در خُم میخانه بجوشید، سحر
جامِ ما پُر شود، از باده ی جمشید، سحر
برقی از منزلِ لِیلی بدرخشید، سحر
وه، که با خرمنِ مجنونِ دل افگار چه کرد
0
عاشقان، گر سرِ تسلیم برآرند، به طِیب
گوش دارند، به آرامشِ پیر و دِمِ شِیب
هر که معشوق شود، عشق بپوشاند، عِیب
ساقیا، جامِ می ‌ام ده، که نگارنده ی غیب
نیست معلوم، که در پرده ی اسرار چه کرد
0
خَلعِ نعلین کنم، در وسطِ سینایی
أرنی گویم، از این حسرتِ نابینایی
این شکایت ببرم، محضرِ حق دینایی(2)
آن که پُرنقش زد، این دایره ی مینایی
کس ندانست، که در گردشِ پرگار چه کرد
0
عمر بگذشت و نشد، توشه ی راهی، اندوخت
سینه می سوخت، زِ بی مهری و جان می افروخت
مرتضی، چشم، به دامانِ کریمانه بدوخت
فکرِ عشق، آتشِ غم، در دلِ حافظ می سوخت
یارِ دیرینه ببینید، که با یار چه کرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
27 تیرماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

تصویر: دوشیزه کورینتیان The Corinthian Maid ، اثر: جوزف رایت Joseph Wright of Derby
این نقاشی در سال 1784 میلادی ترسیم شده و داستانی شنیدنی داره. اونایی که دوست دارن، با سرچ اسم اثر میتونن پیدا کنن و بخونن.
پی نوشت :
1- مخمس غزل 142 از غزلیات حضرت حافظ
2- دینا؛ بمعنی داور است.
3- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #سعید_حمیدیان #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili

0
دامن کشید و فکرِ منِ خون جگر نکرد
خونابِ دیده دید، ولی دیده، تَر نکرد
سهراب ماند و رستمِ عاشق، خطر نکرد
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد
0
باید، چنین بنایِ فتوّت فروگذاشت
در پیش عشق خم شد و قوّت فروگذاشت
یعقوبِ گریه گشت و نبوّت فروگذاشت
یا بختِ من، طریقِ مروّت فروگذاشت
یا او به شاهراهِ طریقت، گذر نکرد
0
ساقی شدم به میکده، او گوشه گیرِ جمع
چون شمعِ بی رمق شده ام، بی فروغ و لمع
در این میانه، می کُشد و مستِ قلع و قمع
من ایستاده، تا کُنَمش، جان فدا، چو شمع
او خود گذر به ما، چو نسیمِ سحر نکرد
0
جامی، به خطِّ جور، پُر از شوکران کنم
رنگی، به روی جلوه ی جانان، عیان کنم
آبی، زِ چشمه های دو چشمم، روان کنم
گفتم: مگر به گریه، دلش مهربان کنم
در نقشِ سنگ، قطه ی باران، اثر نکرد
0
آنانکه از ترانه ی من، زار و خسته اند
مویه کنان، به دورِ سرم، خوش نشسته اند
بندِ کفن، به رشته ی مویِ تو بسته اند
دل را، اگرچه بال و پر، از غم شکسته اند
سودای دامِ عاشقی، از سر به در نکرد
0
گر، مایلِ فرود و جلوسید، چشمِ من
چون مرتضی، به درگهِ طوسید، چشمِ من
در آستانِ شمسِ شموسید، چشمِ من
هر کس که دید روی تو، بوسید، چشمِ من
کاری که کرد، دیده ی ما، بی نظر نکرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
27 تیرماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

تصویر: زن ، اثر: پونه جعفری نژاد
https://www.instagram.com/poonehpainting/
پی نوشت :
1- مخمس غزل 141 از غزلیات حضرت حافظ
2- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #سعید_حمیدیان #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #poems #persian_poems #hafez

0
شب شد، دوباره قصّه ی ما مختصر نکرد
خورشید رفت و ماهِ رُخش، جلوه گر نکرد
صبحی رسید و بادِ صبا را خبر نکرد
رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
صد لطف چشم داشتم، او یک نظر نکرد
0
هر دم به یک کنایه و هر سو زِ بیش و خُرد
ابرو کشید و تیغِ غمش، نقشِ ما سِتُرد
آخر صفا نداد و مکیدیم دَردِ دُرد
سیلِ سرشکِ ما، زِ دلش کین به در نبُرد
در سنگِ خاره، قطره ی باران اثر نکرد
0
آید، به رقص و دل بَرَدم، شوخِ خوش عذار
چون سروهای سرکش و چون لاله ی بهار
من "ان یکاد" خواندم و او مست و بی قرار
یا رب، تو این جوانِ دلاور، نگاه دار
کز تیرِ آهِ گوشه نشینان حذر نکرد
0
تا مرغِ تشنه کوچ کند، زآشیانِ من
دریا برآورند، زِ خون، دیدگانِ من
ماهی، برونِ آب و مَه، اندر گمانِ من
ماهیّ و مرغ، دوش نخفت، از فغانِ من
وان شوخ دیده بین، که سر از خواب برنکرد
0
من گوشه گیرِ میکده، او در میانِ جمع
در سینه شمعِ روشن و در دیده خونِ دمع
ابرو کشیده، می کُشد و گرمِ قلع و قمع
می‌خواستم، که میرَمش اندر قدم، چو شمع
او خود، گذر به ما، چو نسیمِ سحر نکرد
0
تا کشتگانِ درگهِ عشقت، به غایت است
قربانی ام نما و بگو، این عنایت است
آری، عنایت است و مرا خوش حکایت است
جانا، کدام سنگ‌ دلِ بی‌کفایت است
کو، پیشِ زخمِ تیغِ تو، جان را سپر نکرد؟
0
تا مرتضی، زِ کلکِ لبت می زند، سخن
پیچد، هوای خاطره، چون نافه ی ختن
شورِ کرشمه های تو، شعریست، بس کهن
کلکِ زبان کشیده ی حافظ، در انجمن
با کس نگفت، رازِ تو، تا ترکِ سر نکرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
25 تیرماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

تصویر: زن با کبوتران La donna con le tortore ، اثر: Gustave Doyen

پی نوشت :
1- مخمس غزل 140 از غزلیات حضرت حافظ
2- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #سعید_حمیدیان #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #poems #persian_poems #hafez

0
The Best Student Design-Build Projects Worldwide 2017
باعث مباهات و افتخار هست که پاویون اینفیلولیون دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه سوره، در جایگاه سوم از 34 طرح، بهترین پروژه های ساخته شده ی دانشجویی در سال 2017 به داوری سایت Archdaily اعلام شده است. و باید از حمایت های بسیار عالی مدیران دانشکده، و علی الخصوص جناب دکتر اصانلو برای انجام این مهم تشکر کرد.
به همه ی بچه های پرتلاش و با انگیزه ی این پروژه، که کار ارزشمند و بی وقفه شون رو از نزدیک شاهد بودیم، صمیمانه تبریک میگم.
#مرتضی_اسماعیلی @ISMAEILI

http://www.archdaily.com/875689/the-best-student-design-build-projects-worldwide-2017/5966678bb22e38bedf000536-the-best-student-design-build-projects-worldwide-2017-image
نام ورکشاپ: پاویون اینفیلولیون
مکان برگزاری: دانشکده معماری و شهرسازی سوره
معماران مسئول: علی ذوالفقاری، امیر آرمانی اصل
معماران همكار: جواد نوروزی، سینا صادقی
دانشجويان: آرینا گروسی، دنا خاکسار، سید مصطفی میرهاشمی، زهرا بابایی، فریده یوسفی مقدم، سیدعلی سجادی، بهاره سادات يثربي نائيني، فریبا دهقانی، شایان کندری، مرضیه غفاری، محمد اسمعیلی تمندگانی
عکاسان: علیرضا بخشی ، رضوان شهرابی ، مریم جانبازی ، ستاره روزبهانی ، سارا سیادت ، مرضیه ابدی
تاریخ: 1396
مصالح: آهن
مساحت: 7.2 مترمربع
نوع سازه: سازه وافل
مدت ساخت: 6 روز
اینفیلولیون، نگاهی دوباره به هنر مقرنس ایرانی است. همچنین به روز رسانی سازه های دو قوسی (گنبدی شکل) به فرم جدیدی از سازه ی کام وزبانه ایست. این فرم سازه ای علاوه بر یکپارچگی حس سیالیت و خوانایی نیز به فضا القا می کند. فرم کلی این پاویون همچون قابی از رفتار اجتماعی مخاطبان ، چه میان و چه برون آن است.

#پاویون_اینفیلولیون #دانشکده_معماری #دانشگاه_سوره
#معماری #پروژه_دانشجویی
#Pavilion_Infiloolion #soore_University #architecture #Worldwide_projects #student_projects

0
عاشق آن نیست، که شاگردیِ استاد نکرد
مشقِ عشق است، غم افزوده و امداد نکرد
سرِ معشوق، چه سرّی ست، که بیداد نکرد
یاد باد، آن که زِ ما، وقتِ سفر یاد نکرد
به وِداعی، دل غمدیده ی ما، شاد نکرد
0
پیشِ اربابِ زمان، می گذرد، عمرِ عجول
بهتر از عشق نباشد، به دلِ بنده، رسول
باید از خود گذری، تا که شوی همچو بتول
آن جوانبخت که می‌زد، رقمِ خیر و قبول
بنده ی پیر ندانم، زِ چه آزاد نکرد
0
مَکَر الله، بگویم، مکروا، هر چه کَلَک
دادخواهی زِ دلِ خون شده گویم، که هَلَک
شده ام، عارضِ این ظُلم، رسانم به مَلَک
کاغذین جامه به خوناب بشویم، که فلک
رهنمونیم، به پایِ عَلَمِ داد نکرد
0
روحِ عشق ار ندمد، جانِ جهان را به جسد
آتشِ قهر برافروزد و سودایِ حسد
بیستون را چو کَنَد عشق، کُنَد راهِ تو سد
دل به امّیدِ صَدایی، که مگر در تو رسد
ناله‌ ها کرد، در این کوه، که فرهاد نکرد
0
شانه بر زلفِ تو زد، بادِ سحرگاه، مگر
که چنین مست و رها، چرخ زند، پیشِ نظر
شمع و پروانه و گل را، زِ دلم نیست، خبر
سایه تا بازگرفتی زِ چمن، مرغِ سحر
آشیان در شِکن طُرّه ی شمشاد نکرد
0
تیرِ مژگان، دل و دلدار به هم دوزد، زار
کارِ ما سازد و سازی به نوا سوزد، تار
باید این شعله ی احساس برافروزد، یار
شاید، ار پیکِ صبا از تو بیاموزد، کار
زان که، چالاک تر از این حرکت، باد نکرد
0
شورِ شیرینِ تو، برسنگ نویسد فرهاد
یا مگر مریمِ عمران، چو تو فرزندی ‌زاد
تابِ گیسویِ کجت، راست نیفتاد، به باد
کِلکِ مَشّاطه ی صنعش نکشد، نقشِ مراد
هر که اقرار، بدان حسنِ خداداد نکرد
0
تا خیالم بکند، گردِ خیالت پرواز
خواب و خور نیست مرا، ای صنمِ بنده نواز
ساقیا، می بده و با دلِ غمدیده بساز
مطربا، پرده بگردان و بزن راهِ حجاز
که بدین راه بشد یار و زِ ما یاد نکرد
0
می و میخانه، مهیّایِ ورودِ حافظ
شعر آماده ی تشریف و فرودِ حافظ
مرتضی، می شنود، بانگِ درودِ حافظ
غزلیّاتِ عِراقی ست، سرودِ حافظ
که شنید، این رهِ دلسوز، که فریاد نکرد؟
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
24 تیرماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

تصویر: افسرده ، اثر: Margarita Georgiadis
پی نوشت :
1- مخمس غزل 139 از غزلیات حضرت حافظ
2- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
3- امروز خبر فوت دانشمند نابغه ی ایرانی خانم مریم میرزاخانی همه را متاثر کرد. این مخمس غزل رو تقدیم روح پرفتوح ایشون میکنم ... روحش شاد

0
شورِ شیرینِ تو، برسنگ نویسد فرهاد
یا مگر مریمِ عمران، چو تو فرزندی ‌زاد
تابِ گیسویِ کجت، راست نیفتاد، به باد
کِلکِ مَشّاطه ی صنعش نکشد، نقشِ مراد
هر که اقرار، بدان حسنِ خداداد نکرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
24 تیرماه 1396 / 15 جولای 2017
خبر فوت نابغه ی ریاضی ایرانی، مریم میرزاخانی ضایعه ای ست، که نمی توان با کلمه ای جای خالی او را پر کرد
او می گوید:
"بدون علاقه داشتن به ریاضی،
ممکن است آن را سرد و بیهوده بیابید.
اما زیباییِ ریاضیات،
خود را تنها به شاگردانِ صبور نشان می‌دهد.
پُرارزش‌ترین بخش،
لحظه‌ای است که می‌گویی: آها!
ذوق کشف و لذت فهمیدن چیزی جدید.
احساس ایستادن بالای یک بلندی
و رسیدن به دیدی شفاف و واضح."
من معمولاً حادثه نویسی نمی کنم، اما امروز نتوانستم ننویسم.
سه سال پیش که بعنوان نخستین ایرانی و نخستین زن، برنده ی مدال فیلدز سئول، بالاترین جایزه ی ریاضیات شد و همان سال جایزه بنیاد ریاضیات کلی را برد و یا حتی قبل تر جوایز ستر انجمن ریاضی آمریکا و جایزه ای ‌ام ‌اس بلومنتال را از آن خود کرد و کرسی استادی هاروارد رو از آن خود کرد، کسی باور نمی کرد، شاهد این اندوه بزرگ باشیم. نبودنش را زمان شاید بفهمد ... شاید!
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
#مریم_میرزاخانی #ریاضیات #نابغه #عاشقی_به_اختیار
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی
#maryam_mirzakhani #persian #iran #Fields_Medallists #ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili

0
جلسه ی ارائه ی پایانی مقالات خوبی بود
عناوین و ارائه ها در کل بسیار خوب و عالی بود
با دیدن جوانان عزیزی _که با انگیزه و همّت، پای در راه تحصیلات تکمیلی گذاشتند و با تلاش هدفمند، آینده ی حرفه ای خود و جامعه رو رقم خواهند زد،_ گردِ پیری و گذر ایّام تلخ و شیرین رو فراموش می کنم.
خوشحالم از آشنایی با این همکاران جوان با انگیزه، که افتخار دوستی شان در این ترم، به بهانه ی درس سمینار معماری داخلی نصیبم شد.
بیشترشون برای اولین بار دست به قلم شده بودند و مقاله ای نوشته و ارائه میدادند.
میشد ذوق و شوق تحقیق علمی رو در چشم هاشون دید.
سعی میکنم بزودی فایل پی دی اف مجموعه ی مقالات دوستان رو در کانال تلگرامی خودم بگذارم و مطمئنم مطالب نو و خوبشون به درد دوستان حرفه ای خواهد خورد.
ممنونم از همکار جوان و دانشمندم، جناب آقای دکتر صادق خاجی عزیز که ما را همراهی کردند.
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
چهارشنبه 21 تیرماه 1396 / تهران
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #معماری #معماری_داخلی #طراحی_داخلی #سمینار_معماری_داخلی #سمینار #کارشناسی_ارشد #دانشکده_معماری #دانشکده_معماری_و_شهرسازی #دانشگاه_سوره
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #interior_architecture #architecture #university #soore_university #seminar #interior_design

0
دلم، هر لحظه شوقِ آسمان کرد
نگاهش، در خیالِ خود گمان کرد
چه خون ها، در دلِ پیر و جوان کرد
دل از من برد و روی از من نِهان کرد
خدا را، با که این بازی توان کرد؟
0
به شب ها، شمعِ بزمِ عاشقان بود
زبانش تلخ و چشمش مهربان بود
کجا، روشن تر از اینم نشان بود
سحر، تنهایی ام، در قصدِ جان بود
خیالش، لطف‌ های بی‌ کران کرد
0
نشد، روزی که بی مشکل نباشم
گهی مجنون و گه عاقل نباشم
دمی، از حالِ او، غافل نباشم
چرا، چون لاله، خونین دل نباشم
که با ما، نرگسِ او سرگران کرد؟
0
چو آمد، بر سرم، ماهِ دل افروز
شدم، بیمارِ رویش، هر شب و روز
من از درمان و دردش، حکمت آموز
کجا گویم، که با این دردِ جان سوز
طبیبم، قصدِ جانِ ناتوان کرد؟
0
چو با جان رفت و بودم بی خبر من
به آهی سوختم، این باغ و خرمن
گلی پژمرد و محزون بیشتر من
بر آن سان سوخت، چون شمعم، که بر من
صُراحی گریه و بَربط فَغان کرد
0
چو مِهرش بر دلِ من، ثبتِ ثبت است
زمانِ هجرِ او، بس سختِ سخت است
که او بر هستیِ من، هستِ هست است
صبا، گر چاره داری، وقتِ وقت است
که دردِ اشتیاقم، قصدِ جان کرد
0
به گوشم، تا صبا از گیسوان گفت
زِ چشمِ مست و قوسِ ابروان گفت
شنیدم، گر چه از روح و روان گفت
میانِ مهربانان، کی توان گفت
که: یارِ ما چُنین گفت و چُنان کرد؟
0
به خود گفتم، چرا افغان نکردی
به درد افتادی و درمان نکردی
به چشمِ مرتضی، باران نکردی
عدو، با جانِ حافظ، آن نکردی
که تیرِ چشمِ آن ابروکمان کرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
23 تیرماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

تصویر: دلتنگ ، اثر: مرتضی کاتوزیان
پی نوشت :
1- مخمس غزل 138 از غزلیات حضرت حافظ
2- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #سعید_حمیدیان #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #poems #persian_poems #hafez

0
هیچ دلداده، تمنّای تو را نتوان کرد
دل و دین را، هدفِ تیرِ بلا نتوان کرد
تا که دل می شکنی، فکرِ وفا نتوان کرد
دست، در حلقه ی آن زلفِ دوتا نتوان کرد
تکیه بر عهدِ تو و بادِ صبا نتوان کرد
0
از درِ درگهِ تو، گه روم و گه آیم
راهِ دشوارِ خودم، تا تو چه سان پیمایم؟
چه صفایی، که در آیینه فِتَد، سیمایم
آن چه سعی است، من اندر طلبت بنمایم
این قَدَر هست، که تغییرِ قضا نتوان کرد
0
ساقی، امشب بِبَرَد، هوش و دلم، جامِ الست
دست من گیر، که از کف ندهم، هر چه که هست
مستم آنجا مبر، ای باده ده و باده پرست
دامنِ دوست، به صد خونِ دل افتاد، به دست
به فسوسی که کند خصم، رها نتوان کرد
0
عشقِ شیرین، که به هر حور و مَلَک نتوان گفت
شرحِ این قصّه، به شعر و غزلَک نتوان گفت
سرِّ این آب، چو بر گوشِ اَلَک نتوان گفت
عارضش را به مثل، ماهِ فَلک نتوان گفت
نسبتِ دوست، به هر بی سر و پا نتوان کرد
0
هر که عاشق نشود، نیست بجز خیلِ رَعاع(2)
عشق، علمی ست، که حاصل شده از اصلِ تَباع
گر چه رندی نبَرد، سودی از این کهنه مَتاع
سروبالای من، آن گه که درآید، به سَماع
چه محل، جامه ی جان را، که قبا نتوان کرد؟
0
آنکه خود مایه ی آسایش و آرامشِ ماست
علم و عقل و هنرش، در به درِ چالشِ ماست
شورِ پایانیِ ما، از دمِ پیدایشِ ماست
مشکلِ عشق، نه در حوصله ی دانشِ ماست
حلِّ این نکته، بدین فکرِ خطا نتوان کرد
0
آنچنان در دل و چشمم، زِ تو دارم، تعریف
که ندارد، دگری از همه خوبانِ حریف
لیک، بسته ست زبانم، زِ عباراتِ ظریف
چه بگویم، که تو را نازُکیِ طبعِ لطیف
تا به حدّیست، که آهسته دعا نتوان کرد
0
در حجابی، نشود، بوسه زِ رویت چیدن
پرده پوشیده و از رازِ درون لافیدن
نشود سقف کشید و نتوان باریدن
نظرِ پاک تواند، رُخِ جانان دیدن
که در آیینه نظر، جز به صفا نتوان کرد
0
تو که خود، شیخِ همه روزبهانی، لیکن
شود، آیا؟ که دل از غصّه رهانی، لیکن
جلوه ها دیدم، از آن رازِ نهانی، لیکن
غیرتم کُشت، که محبوبِ جهانی، لیکن
روز و شب، عربده با خلقِ خدا نتوان کرد
0
نقشی از عارضِ رخشنده ی تو، خورشیدیست
حلقه ی زلفِ تو، در دستِ صبا، از سرِ چیست؟
مرتضی، در شکنِ زلفِ تو، پابندِ دلیست
بجز ابروی تو، محرابِ دلِ حافظ نیست
طاعتِ غیرِ تو، در مذهبِ ما نتوان کرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
22 تیرماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili

تصویر: دو دلداده جوان و یک آرایشگر ، اثر: ابوالحسن غفاری ، کاخ گلستان
پی نوشت :
1- مخمس غزل 137 از غزلیات حضرت حافظ

Most Popular Instagram Hashtags