ismaeili ismaeili

640 posts   3,641 followers   1,317 followings

Morteza ISMAEILI  I'm an Architect من یک معمارم طراحی و اجرا، شغلم شعر، شور درونم و آموختن دغدغه ام! ArtandArchitect.com telegram: ismaeili facebook: mortezaismaeili

1
به چشمِ مستِ خمارش، شبی امارت کرد
مَهی که با نظری، رفعِ این اسارت کرد
چو جامِ ماه بدیدیم و او نظارت کرد
بیا، که تُرکِ فلک، خوانِ روزه غارت کرد
هلالِ عید، به دَورِ قدح اشارت کرد
2
دمی که ساقیِ مجلس، شرابِ نارس برد
نسیم، بوی گلی را، به خاطرِ خس برد
به صحبتِ تنِ نازک، حریرِ اطلس برد
ثوابِ روزه و حجِّ قبول، آن کس برد
که خاکِ میکده ی عشق را زیارت کرد
3
به غمزه ی نگهِ یار، احتمالات است
گهی قبول و گهی رد، گهی خیالات است
شبیه نغمه ی مطرب، پُر از اشارات است
مقامِ اصلی ما، گوشه ی خرابات است
خداش خیر دهاد، آن که این عِمارت کرد
4
کویرِ خشکِ نگاهم، نه آب و سیلابی
زِ کف دهم، دل و چشمم، زِ هولِ بی تابی
نه خواب مانده به چشم و نه شورِ بی خوابی
نماز، در خمِ آن ابروانِ محرابی
کسی کند، که به خونِ جگر طهارت کرد
5
به نزدِ ساقی، اگر هیچ نیست، جوهرِ عقل
ولی جواهرِ گم گشته ای ست، جوهرِ عقل
بگو که مشتریِ عشق کیست؟ جوهرِ عقل
بهای باده ی چون لعل چیست؟ جوهرِ عقل
بیا، که سود کسی برد، کاین تجارت کرد
6
منم نی ای که درآتش فتاد و شد پیروز
اگر چه مست و خمارم، نمی شوم بهروز
نمی روم، زِ خود و می شوم جهان افروز
فغان، که نرگسِ جَمّاشِ شیخِ شهر امروز
نظر به دُردکشان، از سرِ حقارت کرد
7
به غمزه، چشم فرو نه، مشو چنان جاحظ
گزیده گوی و بپرهیز از دمِ لافظ
چو مرتضی، که نشسته، به مکتبِ حافظ
حدیثِ عشق، زِ حافظ شنو، نه از واعظ
اگر چه صنعتِ بسیار در عبارت کرد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
24 خردادماه 1397 / تهران
شب عید فطر
تبریک به همه ی دوستانِ جان
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
پی نوشت :
1- مخمس غزل 132 از غزلیات حضرت حافظ
2- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #سعید_حمیدیان #نه_به_سرقت_ادبی #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #persian_poems #hafez

و...
... "باران عشق"
از دیده بارید ...
ناصر چشم آذر 🖤
۱۰ دی ۱۳۲۹ تا ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
@ismaeili
#ناصر_چشم_آذر

سلام و درود
قرار بود و هست که مدتی در فضای مجازی چیزی ننویسم
فقط این یک مورد کمی استثناء شد
خدمتِ عزیزِ شعرا و ادبا و دوستان فرهیخته ام عرض کنم که، در خصوص کمپین #نه_به_سرقت_ادبی و حواشی آن چند نکته به ذهنم رسیده، که از شما کمک می خواهم.
نکته اول: من مخالف تندروی یا تساهل در خصوص موضوع کمپین بودم و هستم. به اضافه اینکه استفاده از ادبیات نامناسب و بزرگ نمایی موافق و مخالف این جریان را در شأنِ جمع ایشان نمی دانم.
نکته دوم: ابیات استفاده شده ی حضرات مولانا و بقیه ی بزرگان و جامعه ی ادبی و فرهنگی و پیگیری های جناب #علیرضا_بدیع و همراهان عزیزشان سر جای خود محترم، ولی فعلاً تا فرصت مناسب تحلیل خود بماند.
نکته سوم و مهم: من در نامه ی تنظیم و منتشر شده در شبکه های مجازی با عنوان و بیان فکرشده ی موسسه ی صاحب امتیاز محترم آثار جناب #حمید_هیراد ، موسسه #آوازی_نو نوشته و مطلبی از قول مستقیم شخص جناب هیراد حاکی از عذرخواهی و ... ایشان مشاهده نکردم. آیا وجود داشت؟ یا محل و شیوه ی دیگری ایشان از این پنج بزرگوارِ زنده ی حاضر؛ جنابان #مهتاب_یغما ، #سحر_رنجبر ، #شهرام_سببی ، #اکبر_قنبرزاده ، #آریا_صلاحی عذرخواهی رسمی نموده اند؟ یا به نظرتان فقط اثر انگشت و تعهد و اجازه ی این عزیزان شاکی _در کل موضوع_ کفایت می کند؟
نکته پایانی: با وجود عدم اظهار نظر اهالی موسیقی و آواز و حامیان مالی و کاری و حرفه ای هنر موسیقی، _در این مدت_ به نظرتان در عرصه ی موسیقی، با حضور و فرصت دوباره همانند کنسرت پیش روی ایشان، نگاه به محتوا و شعر ایشان فراموش خواهد شد و صرفاً توجه به آواز و صدای ایشان خواهد بود؟
ممنونم از راهنمایی دوستان بزرگوار
مرتضی اسماعیلی
20 فروردین ماه 1397، تهران
@ismaeili
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_معاصر_ایران #شعر_ایرانی #نه_به_سرقت_ادبی #عاشقی_به_اختیار #آواز #موسیقی #خواننده
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #poems #Persian_Poems #Ghazal #Classic_Poems
@alirezabadi

0
تو مثلِ دفترِ شعری، شبیهِ حبّه‌ی قند
به نظمِ مثنوی و قطعه و ترانه و پند
ردیفِ مصرعِ لب‌های توست، قافیه‌ساز
دو بیتیِ لبِ تو، رویِ لب زند، لبخند
به بیت، بیتِ تو، بیتوته می کنم، همه شب
غزل، تغزّلِ گیسویِ تو، چو شعرِ بلند
به غارتِ دل و دینم، به جنگ آمده بود
شبی که آرشِ ابروی تو، کمان افکند
گرفته راهِ نفس را، هجومِ لشکرِ تو
کمینِ چشم و لبِ دام و گیسوانِ کمند
کم اند، قافیه‌ها، در مصافِ حُسنِ فزون
کمندِ عشقِ تو در دل، دهد مرا سوگند
زِ فتحِ جان و دل و عقل و هوش غصّه مکن
چو مرتضی، به همه نیک و بد، همیشه بخند
0====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
17 فروردین ماه 1397 / تهران
تصویر: عاشق خورشید Sun Lover، اثر: Kevin Lawrence Leveque
پی نوشت:
همونطور که قول داده بودم، همزمان با ایّام تعطیلات سال جدید، مدت کوتاهی در خدمت عزیزان بودم و نفسی و عمری باشد، شاید در آینده فرصت حضور دوباره در محضرتان را داشته باشم.
تا تقدیر چه باشد
در پناه حضرت حق پیروز و موفق باشید.
متن قابل کپی در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
https://www.instagram.com/ismaeili
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعرپارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #شعر_ایران #شعر_ایرانی #نه_به_سرقت_ادبی #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #poems #Persian_Poems #Ghazal #Classic_Poems

1
بی یار، خمار، خوش نباشد
بی بربط و تار، خوش نباشد
بی هوش و قرار ، خوش نباشد
گل، بی رخِ یار، خوش نباشد
بی باده، بهار، خوش نباشد
2
صد فتنه کنند، عهدسُستان
در حلقه ی تنگِ دل دُرُستان
معشوق به رقص و ناز و چُستان
طرفِ چمن و طوافِ بُستان
بی لاله عِذار، خوش نباشد
3
بویِ خوشِ گل، رسالتِ گل
پیچیده به جان، جلالتِ گل
بی خار نشد، اصالتِ گل
رقصیدنِ سرو و حالتِ گل
بی صَوت هَزار، خوش نباشد
4
لب، چون گلِ سرخ و چشم، بادام
افتاده دلم، به فتنه در دام
یا رب، نروم، زِ دام، مادام
با یارِ شکرلبِ خوش اندام
بی بوس و کنار، خوش نباشد
5
عشق، ار چه جوان کُش است، لیکن
این خونِ سیاوش است، لیکن
پیر، عقل و سر و هُش است، لیکن
باغِ گل و مُل خوش است، لیکن
بی صحبتِ یار، خوش نباشد
6
گر عشقِ زمین، کمر نبندد
گل ناز کند، جهان پسندد
با شبنمِ گل، به دیده خندد
هر نقش، که دستِ عقل بندد
جز نقشِ نگار، خوش نباشد
7
درمانده چو مرتضی، که واعظ
رسوا شد و نیستش محافظ
درویش صفت نگشت، جاحظ
جان، نقدِ محقّر است، حافظ
از بهرِ نثار، خوش نباشد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
دهم اسفندماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
تصویر: رانده شدن از بهشت، اثر: Peter Paul Rubens
Sun Lover
Kevin Lawrence Leveque
پی نوشت :
1- مخمس غزل 164 از غزلیات حضرت حافظ
2- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #نه_به_سرقت_ادبی #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #persian_poems #hafez

1
به هر کو می روم، کو گر نباشد
به چشمانِ تَرَم، گو تَر نباشد
چو سر بر در نهد، بر در نباشد
خوش آمد گل، وز آن خوشتر نباشد
که در دستت، به جز ساغر نباشد
2
چو پیچد موی و تابد رویِ مهتاب
به خوابم آید و چشمم کند، خواب
سَرَم چون بید و جویِ دیده، پُر آب
زمانِ خوشدلی، دَریاب و دُر یاب
که دایم، در صدف گوهر نباشد
3
دلم، چون زالِ کوهِ زاوُلستان
درونِ سینه، گنجِ کابُلستان
دو گیسویِ کمندت، سنبُلستان
غنیمت دان و مَی خور در گلستان
که گل، تا هفته ی دیگر نباشد
4
لبت سرخ و مهِ روی تو نسرین
بگویم، حاشَ لله، کرّ و فرّ این
گذر از چشمِ من کن، بینِ نهرین
اَیا پُر لعل کرده، جامِ زرّین
ببخشا بر کسی، کِش زَر نباشد
5
تویی سنبل، به گندمخانه ی ما
میِ اشکی، به مردمخانه ی ما
چرا گُم کرده ای؟ گُم خانه ی ما
بیا، ای شیخ، و در خُمخانه ی ما
شرابی خور، که در کوثر نباشد
6
تو، گاه آرام و گاهی ترسِ مایی
تو گاهی رهزن و گه حرسِ مایی
تو آن مه، در حجاب و پرسِ (2) مایی
بشوی اوراق، اگر همدرسِ مایی
که علمِ عشق، در دفتر نباشد
7
به چشمانِ سیه کردی، چو ترفند
به مژگان تیر و بر لب ساغر و قند
چه سازم، شاهد و ساقی همینند
زِ من بنیوش و دل در شاهدی بند
که حُسنش، بسته ی زیور نباشد
8
به چشمش، اعتبارم بخش، یا رب
وصالِ بی شمارم بخش، یا رب
گشایش، بینِ کارم بخش، یا رب
شرابی بی خُمارم بخش، یا رب
که با وی، هیچ دردِ سر نباشد
9
چه گوید؟ مرتضی، در بزمِ حافظ
هزاران آفرین، بر عزمِ حافظ
خط و نظم و کلامِ جزمِ حافظ
کسی گیرد خطا، بر نظمِ حافظ
که هیچش لطف، در گوهر نباشد
10
من ار شِعری، زِ شَعرِ دوست ریسم
بریزم اشک و سوزد چشمِ خیسم
زلیخاوش، چو شیرینم، چو ویسم
من از جان، بنده ی سلطان اویسم
اگر چه یادش، از چاکَر نباشد
11
توان، دریا به چشمِ دلبران دید
لبش را دید و گل با بوسه ای چید
به خورشیدِ رُخش، گردم چو ناهید
به تاجِ عالم آرایش، که خورشید
چنین ،زیبنده ی افسر نباشد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
نهم اسفندماه 1396 / تهران
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
تصویر: باغ رؤیاها The Garden of Dreams، اثر: HYUNJU KIM
پی نوشت :
2- پرس؛ بمعنی حجاب و پوشینه است
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #نه_به_سرقت_ادبی #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #persian_poems #hafez

1
سوزِ دلِ سازِ من، با غصّه عجین باشد
این قصّه ی دیرینه، همزادِ زمین باشد
در آهوی چشمانت، شیری به کمین باشد
کَی شعرِ تَر انگیزد، خاطر که حزین باشد؟
یک نکته از این دفتر، گفتیم و همین باشد
2
شیرین سخنِ تلخت، شکّر به دلِ نیزار
حرفِ نمکین گفتی، با لب شکرین بسیار
لعلِ لبِ میگونت، خارج زِ همه پندار
از لعلِ تو گر یابم، انگشتریِ زِنهار
صد مُلکِ سلیمانم، در زیرِ نگین باشد
3
از مزرعه ی چشمت، شد خونِ دلی، حاصل
وز گندمِ گیسویت، نانِ شب و جامِ مِل
ابرو چه کشی یارا، در نزد من آ، هِل هِل
غمناک نباید بود، از طعنِ حسود، ای دل
شاید که چو وابینی، خیرِ تو درین باشد
4
من رو به زمستانم، چون برگِ گلِ پاییز
بر دیده ی من بنشین، با کلکِ سحر برخیز
این سینه، چو نخجیرت، با مُژّه کنون خون ریز
هر کو نکند فهمی، زین کِلکِ خیال انگیز
نقشش به حرام، ار خود، صورتگرِ چین باشد
5
سرمایه ی مجنون را، صحرای خسی دادند
خاری به سر و چشمِ، عیسی نَفَسی دادند
تَر، چشمِ مرا دیدند، صهبای گسی دادند
جامِ می و خونِ دل، هر یک به کسی دادند
در دایره ی قسمت، اوضاع چنین باشد
6
حرفِ دلِ مجنونم، با معتزلی این بود
از پرده برون یار و زیبا نَزَلی این بود
در شعرِ تَرِ حافظ، بیت الغزلی این بود
در کارِ گلاب و گل، حکمِ ازلی این بود
کاین شاهدِ بازاری، وان پرده نشین باشد
7
شکریست، پُر از شِکوه، بر درگهِ آن فاطر
خورشید هویدا شد، ابری ست شده، ساتر
نِی مرتضوی خواند، مِی خونِ خُمی عاطر
آن نیست، که حافظ را، رندی بشد، از خاطر
کاین سابقه ی پیشین، تا روزِ پسین باشد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
27 بهمن ماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
تصویر: کوهستان The Mountain ، اثر:Balthus
پی نوشت :
1- مخمس غزل 162 از غزلیات حضرت حافظ
2- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #نه_به_سرقت_ادبی #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #persian_poems #hafez

1
چو یار، در بَر و بر دل، سرِ یَمَن باشد
شوم چو باده فروشی، که بی ثمن باشد
نه جام و باده بماند، نه نایِ تن باشد
خوش است خلوت، اگر یار، یار من باشد
نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
2
من ار چه گوشه نشینم، زِ مِی پرستانم
نخورده می، به هوایِ گُلی، چو مستانم
که حلقه دورِ کمر شد، خیالِ دستانم
من آن نگینِ سلیمان، به هیچ نستانم
که گاه گاه، بر او، دستِ اَهرِمن باشد
3
به چنگِ دیو، چو افتاده آن فرشته خصال
دلم به شورش و پایم به راهِ استیصال
دمی به شوقِ وصال و دمی به بیمِ فِصال
روا مدار، خدایا، که در حریمِ وصال
رقیب، مَحرم و حِرمان، نصیب من باشد
4
چو حسنِ روی نگارست، صف به صف، هرگز
نشد، به پرده بماند، زِ هر طرف، هرگز
یقینِ من نشود کم، و لَوکَشَف، هرگز
همای، گو: مفکن سایه ی شرف، هرگز
بر آن دیار که طوطی، کم از زَغَن باشد
5
جوان شود، دلِ پیرم، به دستِ اَکدَشِ (2) دل
زِ دست داده ام، آری، عنانِ سرکَشِ دل
چو خونِ باده بریزد، زِ جامِ بی غشِ دل
بیانِ شوق چه حاجت، که حالِ آتش دل
توان شناخت، زِ سوزی که در سخن باشد
6
تویی، که سوسن و سنبل، به باغِ دل داری
منم، که در طلبِ تو، به پا خَلَد، خاری
چو اهلِ میکده ام، کِی کنم، تو را یاری
هوای کوی تو از سر نمی‌رود، آری
غریب را، دلِ سرگشته، با وطن باشد
7
چو مرتضی، به درت مهربان شود، حافظ
اسیرِ گوشه ی چشم و لبان شود، حافظ
به یک اشاره، به دل ها، شبان شود، حافظ
بسانِ سوسن، اگر ده زبان شود، حافظ
چو غنچه، پیش تواش، مُهر بر دهن باشد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
26 بهمن ماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
تصویر: گفتگوی عاشقانه A Discourse On Love ، اثر: Paul Bond
پی نوشت :
1- مخمس غزل 161 از غزلیات حضرت حافظ
2- اکدش؛ بمعنی محبوب، معشوق و مطلوب
3- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #نه_به_سرقت_ادبی #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #persian_poems #hafez

1
وحدتی نیست، چو در سینه کشاکَش باشد
کثرتی هست، که در سوگِ سیاوش باشد
قد، کمانی شده و در کفِ آرش باشد
نقدِ صوفی، نه همه صافیِ بی‌غش باشد
ای بسا خرقه، که شایسته ی آتش باشد
2
گو به دلبر، زِ چه رو با همه همدست شدی
یا به دل گو، که جفا دیدی و پابست شدی
شیخِ صنعانی و بالاشده و پست شدی
صوفیِ ما، که زِ وردِ سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش، که سرخوش باشد
3
هیچ شوری نبود، در دُهُلِ جارچیان
این جهان بیشه و این عمر بود، شیرِ ژیان
تا که عریان بشود، حاصلِ این سود و زیان
خوش بود، گر محکِ تجرِبه، آید به میان
تا سیه روی شود، هر که در او غَش باشد
4
چاه را دهر به ما داد و رخِ ماه به دوست
با نگاهی برسد، آهِ دلی، گاه به دوست
بارالها نرسد، محنتِ این آه به دوست
ناز پروردِ تنعُّم، نبَرَد راه به دوست
عاشقی، شیوه ی رندانِ بلاکَش باشد
5
دلبر ار دل ببرد، لیک تو دلداده بخواه
جانِ جان، در قفسِ تنگِ تن، افتاده بخواه
کشته ی عشق ببین و کفنِ ساده بخواه
غمِ دنیِیِّ دنی، چند خوری؟ باده بخواه
حیف باشد، دلِ دانا، که مشوّش باشد
6
جامِ این دیده کجا؟ باده کجا؟ اشک و شراب
اشکِ میگونِ من، این حالِ مرا کرده خراب
دیده ام، دیده ی مجنونیِ خود، غرقِ سراب
خطِّ ساقی، گر از این گونه زند نقش بر آب
ای بسا رخ، که به خونابه مُنَقّش باشد
7
پیرِ ما رخصتِ جان داد، به این ازرق پوش
مرتضی داد زِ کف، عقل و دل و طاقت و توش
ای خوش، آن جامِ عقیقی، که بَرَد هوش، زِ هوش
دلق و سجّاده ی حافظ، ببَرَد باده فروش
گر، شراب از کفِ آن ساقیِ مهوش باشد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
17 بهمن ماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
تصویر: یک جای آرام A Quiet Place، اثر: Jenna Martin
@jennamtphoto
پی نوشت :
1- مخمس غزل 160 از غزلیات حضرت حافظ
2- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #نه_به_سرقت_ادبی #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #persian_poems #hafez

1
نازِ معشوقِ جفاپیشه ، نهایت باشد
چاره ی عاشقِ بیچاره، وقایت باشد
صبح و شب، جامِ الستم، زِ بدایت باشد
من و انکار شراب؟ این چه حکایت باشد؟
غالباً این قَدَرَم عقل و کفایت باشد
2
به نهان باده خور و با دگران، رنگ به رنگ
چشمِ صلح و سرِ جنگ و دل و پا خسته و لنگ
منِ رسوا، چه کنم؟ با لبِ شیرین، دلِ تنگ
من که شب‌ها، رهِ تقوا زده‌ام، با دف و چنگ
این زمان سر به ره آرم، چه حکایت باشد؟
3
گوش و هوش و دلِ ما، محوِ نی و سنتور است
عشق بی پرده و عاشق نه چنین مستور است
نازِ معشوق، زِ اوهامِ خلایق دور است
زاهد، ار راه به رندی نبَرَد، معذور است
عشق کاریست، که موقوفِ هدایت باشد
4
عقلِ عقل است، که با عشق در این صحنه بماند
عشقِ عشق است، که این عقل به میخانه کشاند
ساقی از باده ی خورشید، میِ نور چشاند
بنده ی پیرِ مغانم، که زِ جهلم برَهاند
پیرِ ما هر چه کند، عینِ ولایت باشد
5
اندر این آینه نقشی ست، که می دانستم
در طلب ماندم و دانی تو که نتوانستم
زین بدایت، به نهایت به چه می مانستم
تا به غایت، رهِ میخانه نمی‌دانستم
ور نه مستوریِ ما، تا به چه غایت باشد؟
6
گر چو حلّاج، اناالحق زده، افشاگرِ راز
گفت و گویی ست، میانِ من و این زخمه ی ساز
با تو از عشق بگوییم، نه از بیم و نِهاز (2)
زاهد و عُجب و نماز و من و مستیّ و نیاز
تا تُرا، خود زِ میان، با که عنایت باشد
7
مرتضی، گرچه غمِ هجرِ تو در سینه نهفت
بلبلی نغمه زد و سنبلِ آشفته شکفت
وردِ مستانه ی من را، همه ی خلق شنفت
دوش از این غصّه نخفتم، که حکیمی می‌گفت:
حافظ ار مست بود، جای شکایت باشد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
14 بهمن ماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
تصویر: معشوقه ی خانه Mistress of the House، اثر: Shelby McQuilkin
پی نوشت :
1- مخمس غزل 159 از غزلیات حضرت حافظ
2- نهاز بمعنی ترس و هراس است.
3- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #نه_به_سرقت_ادبی #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #persian_poems #hafez

1
ای که تارِ سیهِ زلفِ تو یلدا باشد
حسرتِ رویِ مَه ات، در دلِ فردا باشد
خطِّ سبزِ تو، کِی از پرده هویدا باشد؟
هر که را با خطِ سبزت، سرِ سودا باشد
پای از دایره بیرون ننهد، تا باشد
2
من از این عشق، چو بیگانه نمی پرهیزم
مهر و قهرِ تو شده، برزخ و رستاخیزم
صورِ حق می دمد، از نغمه ی شورانگیزم
من چو از خاکِ لحد، لاله صفت برخیزم
داغِ سودای توام، سِرِّ سُوَیدا باشد
3
بلبلی هستم و تو سرو و اوجایی(2) آخِر
در دلم نیست، بجز عشقِ تو جایی آخِر
در شبِ تیره ی من، بَدرِ دُجایی آخِر
تو خود، ای گوهرِ یکدانه، کجایی آخِر
کز غمت، دیده ی مردم همه دریا باشد؟
4
این دلِ خسته، چو بی تاب و توان است، بیا
موسمِ عاشقیِ پیر و جوان است، بیا
چشمِ آهو، زِ پیِ شیر، دوان است، بیا
از بنِ هر مژه‌ام، آب روان است، بیا
اگرت، میلِ لبِ جوی و تماشا باشد
5
نغمه ای باش و چنان سوزِ درون آی و برآی
ماهِ تاریخ، زِ اعماقِ قرون آی و سرآی
تکسواری به روی اسبِ کُرون (3) آی و فر آی
چون دلِ من، دَمی از پرده برون آی و درآی
که دگرباره، ملاقات، نه پیدا باشد
6
چشمِ آب و دلِ پُر آتش و خاکم بر باد
وین عجب نیست، زِ هجرانِ تو چشمم تَر باد
ناز کم کن، که نیازِ دلِ من آخر باد
ظلِّ ممدودِ خمِ زلفِ توام، بر سر باد
کاندرین سایه، قرارِ دلِ شیدا باشد
7
مرتضی، بی تو نهاری نکند لیل، آری
چشمه ها جاری از این دیده چنان سیل، آری
برگِ درویشیِ من را بکند کِیل، آری
چشمت، از ناز به حافظ نکند میل، آری
سرگرانی، صفتِ نرگسِ رعنا باشد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
سوم بهمن ماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
تصویر: مینیاتور ایرانی بی نام، اثر: میرزاآقا امامی
پی نوشت :
1- مخمس غزل 158 از غزلیات حضرت حافظ
2- اوجا؛ درختی جنگلی از نوع نارون؛ قره‌آغاج
3- کرون؛ اسبی را گویند که رنگ او مابین زرد و بور باشد.
4- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
5- تفال این غزل _حدود ۲۰ سال پیش_ نام مجموعه ی "خط سبز" را برایم به ارمغان آورد.

#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر #شاعر #شعرمعاصر #شعر_معاصر #شعرفارسی #شعر_فارسی #شعر_پارسی #غزل #شعرغزل #شعر_غزل #مخمس #حافظ #لسان_الغیب #شعرعاشقانه #شعر_عاشقانه #عاشقانه #غزلیات #شعرمعاصرایران #شعر_معاصر_ایران #نه_به_سرقت_ادبی #شرح_شوق #عاشقی_به_اختیار
#ismaeili #mortezaismaeili #morteza_ismaeili #persian_poems #hafez

1
به نغمه خوانیِ مستِ هَزارِ ما نرسد
نوای نازکِ نایش، به تارِ ما نرسد
به نردِ عاشقِ مجنون، قمارِ ما نرسد
به حسنِ خُلق و وفا، کس به یارِ ما نرسد
تو را در این سخن، انکارِ کارِ ما نرسد
2
گروهِ مغبچگان تا به شِکوِه آمده اند
میانِ میکده مستان، به نشوه (2) آمده اند
عروسکانِ مجازی، به عشوه آمده اند
اگر چه حسن فروشان، به جلوه آمده‌اند
کسی به حسن و مَلاحت، به یارِ ما نرسد
3
چو یارِ دلکشِ ما، ساز می کند، آواز
دلا به نازِ فریبای او، همیشه بناز
صدایِ خامُشِ من را، شنیده آینه، باز
به حقِّ صحبتِ دیرین، که هیچ محرمِ راز
به یارِ یک جهتِ حق گزارِ ما نرسد
4
زِ یک نگاهِ زلیخا، دو صد بنات آرند
به دَه دَه از متشابه، به محکمات آرند
تو گو که صد دلِ یوسف، به خاطرات آرند
هزار نقد، به بازارِ کائنات آرند
یکی به سکّه ی صاحب عیارِ ما نرسد
5
چو پیر نغمه زند، با حبیب، رو، شو، یکی
خیالِ یار برآید، بگو که با تو یکی
نگاهِ عاشق و معشوق گشته، هر دو یکی
هزار نقش برآید، ز کِلکِ صُنع و یکی
به دلپذیریِ نقشِ نگارِ ما نرسد
6
چو صف به صف، زِ بَرَم، جمعِ همگنان رفتند
ستارگان زمین، مست و دف زنان رفتند
گل و هَزار و درختان و باغبان رفتند
دریغ قافله ی امن، کآنچنان رفتند
که گَردشان، به هوای دیارِ ما نرسد
7
تو همچو سرو و صنوبر، بلند و باسق (3) باش
هماره دور، زِ بدکارگانِ فاسق باشد
به عیب گوییِ مردم، مثالِ غاسق (4) باش
دلا، ز طعنِ حسودان مرنج و واثق باش
که بد، به خاطرِ امّیدوارِ ما نرسد
8
نچیده کس، زِ سرِ شاخه سیبِ نارس را
نه خوار دار و نه کم، خار و بوته و خس را
فتادگی ست، که بالا همی برد، مَس (5) را
چنان بِزی، که اگر خاکِ ره شوی، کس را
غبارِ خاطری از رهگذارِ ما نرسد
9
به مرتضی چه رسد؟ از نصیب و حصّه ی او
بجز زمین و زمانی که هست، عرصه ی او
بگوشِ پُر زِ هیاهو، نگفته غصّه ی او
بسوخت حافظ و ترسم، که شرحِ قصّه ی او
به سمعِ پادشهِ کامگارِ ما نرسد
0 ====================== 0
مرتضی اسماعیلی @ISMAEILI
27 آبان ماه 1396 / تهران
متن قابل کپی شعر در آدرس تلگرام زیر موجود است :
https://t.me/ismaeili1
http://instagram.com/ismaeili
تصویر: هُل دادنِ بزرگ Big Push ، اثر: Paul Bond
پی نوشت :
1- مخمس غزل 157 از غزلیات حضرت حافظ
2- نشوه بمعنی سرخوشی از می و اول مستی است.
3- باسق بمعنی سربرافراخته و درخت بلند.
4- غاسق بمعنی شب بسیار‌تاریک.
5- مَس بمعنی مهتر و بزرگ.
6- این غزل حضرت حافظ با توجه به نقد و نظر جناب دکتر حمیدیان در کتاب نفیس و ارزشمند شرح شوق تصحیح و تخمیس شده است .
#مرتضی_اسماعیلی #اسماعیلی #شعر

Most Popular Instagram Hashtags