imajid_136594 imajid_136594

22 posts   274 followers   1,038 followings

MAJID  خدای خوب من زندگی به سختی اش می ارزد اگرتودر انتهای هرقصه ایستاده باشی 09186404353

Good bye my frinds
🌹🌹🌹🌹

با سلام خدمت دوستان عزیزم
بنا به دلایل ناشناخته ای بنده
تا تاریخ نامشخصی از حضورتان
خداحافظی میکنم.
از آشنایی با شما خرسندشدم.
و تجارب خوبی بدست آوردم.
امیدوارم هر روزتان بهاری باشد
تندرست و سلامت و خوشبخت
این پیج درظهرجمعه از صفحه
اینستاگرام پاک خواهدشد
خداحافظ😢✋🌹❤

فروغ الزمان فرخزاد
در ظهر هشتم دی ماه 1313
در خیابان معزلسلطنه درمحله
امیریه تهران از پدری تفرشی
ومادری کاشانی به دنیا آمد
زندگینامه ایشان دراین پیج
ادامه دارد.

چشمانمان را خوب که باز کنیم
خدا را هر لحظه و هر جای
خواهیم دید

یادش بخیر
خونه ننه بزرگم از این توالت ها داشت
هروقت میخواستم برم قبلش یه چیزی نذر
میکردم سالم بیرون برگردم😂

خداوندا روزت مبارك
روزعشق رافقط به توميتوان تبريك گفت.
توكه عشقت آسمانيست.
وثمره ي عشقت آرامش است.
توكه رنگ وبوي عشقت فرق ميكند.
توعشقت خالص وناب است.
تو بي حساب ميدهي.
بي دليل توبه ميپذيري.
بي توقع بركت ميدهي.
و بي منت ياري ميكني .
واقعاكه تنهاتوسزاواركلمه ي عاشق هستي.
عشقي كه خالصانه به بنده ات تقديم ميكني.
دوست داشتنهاي مابوي نيازميدهد.
عشقمان ازروي هوس است تا محبت.
دوست داشتنمان براي دل خودمان است.
و توقع،زيربناي عشقمان است.
خداي عاشق روزت مبارك.

بخاری در مسجد
وقتی بانی مسجدجهت برگزاری نماز صبح
وارد مسجد میشود میبیند بخاری مسجد
به سرقت رفته،سریعا موضوع رو به نیروی انتظامی
اطلاع میدهد، پلیس 110 پس از بازرسی مسجد
نامه ای در محراب مسجد پیدا میکند...
متن نامه :
خدای بزرگ من از تو دزدی میکنم چون زن و بچه نداری
که از سرما تلف بشن!
از بندگان مؤمنت خیری نصیب هیچ کس نمیشود.
حق الناسی هم بر گردنم نیست از خانه تو دزدی کرده ام.
طفل شیرخوارم از سرما تلف میشود،اگر وضع مالی ام
خوب شد بخاری را پس می آورم،کسانی که اینجا نماز
میخوانند اگر تمام فکرشان به عبادت با تو باشد سرما
را احساس نمیکنند!!!!!

تقدیم به همه پدرها...
پدر!
می‏خواستم درباره ‏ات بنویسم؛
گفتم:یداللّهی؛دیدم،علی است.
گفتم نان‏ آور شبانه کوچه‏ های دلم هستی؛ دیدم علی است.
خلوص تودرعشق ورزیدن رانوشتم
وروح توراازهرطرف پیمودم،
به علی رسیدم...
آن‏گاه،دریافتم که تو،
نورجداشده‏ ای از آفتاب علی هستی،
تاازپنجره هرخانه‏ ای،هستی راگرماببخشی؛
واین‏گونه بودکه...
علی علیه‏السلام،نماینده خداو نبی شد
و پدر،نماینده علی علیه‏السلام.
تو رابه من هدیه دادندومن امروز،
تمامی خودرابه توهدیه خواهم کرد؛
اگر بپذیری...

این نیم شبان کیست چومهتاب رسیده
پیغامبر عشق است ز محراب رسیده
آورده یکی مشعله آتش زده در خواب
از حضرت شاهنشه بی خواب رسیده
این کیست چنین غلغله در شهرفکنده
بر خرمن درویش چو سیلاب رسیده
این کیست بگوییدکه درکون جزاونیست
شاهی به در خانه بواب رسیده
این کیست چنین خوان کرم باز گشاده
خندان جهت دعوت اصحاب رسیده
جامی است به دستش که سرانجام فقیر است
زان آب عنب رنگ به عناب رسیده
دل ها همه لرزان شده جان ها همه بی صبر
یک شمه از آن لرزه به سیماب رسیده
آن نرمی و آن لطف که با بنده کند او
زان نرمی و زان لطف به سنجاب رسیده
زان ناله و زان اشک که خشک و تر عشق است
یک نغمه تر نیز به دولاب رسیده
یک دسته کلید است به زیر بغل عشق
از بهر گشاییدن ابواب رسیده
ای مرغ دل ار بال تو بشکست ز صیاد
از دام رهد مرغ به مضراب رسیده
خاموش ادب نیست مثل های مجسم
یا نیست به گوش تو خود آداب رسیده

مورچه هرروزصبح زودسرکار میرفت
وبلافاصله کارش روشروع میکرد.با
خوشحالی به میزان زیادی کارتولیدمیکرد.
رئیسش که یک شیربود،ازاین که میدید
مورچه میتواند بدون سرپرستی بدین گونه کارکند،بسیارمتعجب بود. بنابراینفکرکرد
که اگرمورچه میتواندبدون هیچگونه سرپرستی
بدین گونه تولیدکند،پس باداشتن یک سرپرست
حتمامیزان تولیدش بسیاربالاترخواهدرفت.اوبدین
منظورسوسکی راکه تجربه بسیارزیادی درسرپرستی
داشت وبه نوشتن گزارشهای عالی شهره بود،
استخدام کرد.اولین تصمیم سوسک راه اندازی دستگاه
ثبت ورودوخروج بود.اوهمچنین برای نوشتن وتایپ
گزارشهایش به کمک یک منشی نیازداشت.عنکبوت
هم مدیریت بایگانی وتماسهای تلفنی را بر عهده گرفت.شیرازگزارشهای سوسک لذت برده وازاوخواست
که نمودارهایی که نرخ تولیدراتوصیف میکندتهیه نموده
که باآن بشودروندهاراتجزیه وتحلیل کند.اومیتوانست
ازاین موارددرگزارشهاکه به هیئت مدیره میداد استفاده کند.بنابراین سوسک مجبورشدکه کامپیوترجدیدی به
همراه یک دستگاه پرینت لیزری بخرد.اوازیک مگس
برای مدیریت واحدتکنولوژی اطلاعات استفاده کرد. مورچه که زمانی بسیار بهره ور و راحت بود،از این کاغذبازی افراطی وجلساتی که بیشترین وقتش راهدر می دادمتنفربود.شیربه این نتیجه رسیدکه زمان آن فرا رسیده که شخصی رابه عنوان مسئول واحدی که مورچه
درآن کارمیکرد رامعرفی کند.این سمت به جیرجیرک داده شد.اولین تصمیم اوهم خریدیک فرش ونیز یک صندلی ارگونومیک برای دفترش بود.این مسئول جدید یعنی جیرجیرک هم به یک کامپیوتر ویک دستیارشخصی که ازواحد قبلی اش آورده بود،به منظورکمک به برنامه بهینه سازی استراتژیک کنترل کارهاوبودجه نیاز پیدا کرد.اکنون واحدی که مورچه درآنکارمیکرد،به مکان غمگینی تبدیل شده بودکه دیگرهیچ کسی درآنجانمیخندیدوهمه ناراحت بودند.دراین زمان بودکه جیرجیرک،رئیس یعنی شیررا متقاعدکرد که نیاز مبرم به شروع یک مطالعه درخصوص سنجش شرایط محیطی دارد.بامرورهزینه هایی که برای اداره واحدمورچه میشد،شیرفهمیدکه بهره وری بسیار کمترازگذشته شده است.بنابراین اوجغدی که مشاور شناخته شده ومعتبربود رابرای ممیزی وپیشنهاد راه حل اصلاحی استخدام نمود.جغد سه ماه را درآن واحد گذراند وبایک گزارش حجیم چندجلدی بازآمد.نتیجه نهایی این بود: "تعدادکارکنان بسیارزیاد است".حدس میزنید اولین کسی که شیراخراج کردچه کسی بود؟مسلما مورچه! چون او عدم انگیزه اش را نشان داده و نگرش منفی داشت

زن جلـــــــوه زيبايي بي حــد خداونـــداستـــــ...
ميل انسان به بقـــــــا
ميل انسان به زندگــــــــــي
ميل انسان به زيبا پرستــــــــــي
ميل انسان به انســـــــــــــــــــــــــان
زن شيطان نيستـــــــ...
گوشه اي ازهـــنر آفريــــنش استـــــــ...
زن..عــــشق استــــــ...
يكــــ سرمايه ابــدي در جــــهان
خلاصـــه تمام مهربانـــــي هاي دنــــيا...
چشمهايتــــــ ـرا كه پاكــــــ كني
از تمام هــوس هــا
نــــازيكـــ زن راجوهر زنانگي او ميبيني،
نه نيــــاز مردانگـــي خــود

Most Popular Instagram Hashtags