hamidalikhaniii hamidalikhaniii

439 posts   1,430 followers   805 followings

HaMid_AlikHaÑi حمید علیخانی  University of Tehran🎓 🎧📷📚 Bahmaniii☆ چیزی که نمی دانیم معمولا چیزی است که مارا به کشتن می دهد!

📚
🎧بخشی از کتاب صوتی «خاما»
🗣نویسنده و گوینده: یوسف علیخانی
.
خاما داستانی است سرشار از عشق و نفرت، خواستن و نرسیدن، جنگ و زندگی. «خاما» رمانی شاعرانه است و تم عاشقانه دارد.
این رمان براساس ماجرای شورش کردهاست. قهرمان رمان به نام خلیل شاهد مهاجرت و کوچ اجباری کردهاست و به روایت ماجرا از سال 1310 تا 1350 می‌پردازد. در این کتاب زمینه‌های تاریخی و سیاسی از یک سو و از سوی دیگر زمینه‌­ی اجتماعی و روانشناسی در لایه لایه­‌ی اثر طرح می‌­شوند. شخصیت اصلی رمان انسانی است دور مانده از اصل خویش و بر همین اساس هم هست که درونمایه‌های نوستالژیک و غم غربت را می­‌توان در جای­‌جای مختلف آن مشاهده کرد، نوعی خودسوزی و خودکاهی درونی خودخواسته و ناشی از فراق که تا انتهای رمان همدم شب­‌های تنهایی شخصیت اصلی یعنی خلیل می‌­شود و روایتی غم­‌آوا را در بطن ماجراهای مختلف به مخاطب خود عرضه می‌­کند. «... پرت‌مان کردند از بهشت‌مان به زمینی که خودشان می‌خواستند. تا آمدیم به زمین‌شان خو بگیریم، تا آمدیم زمین‌­شان را آباد کنیم، تا آمدیم زمینِ تازه را آباد کنیم، باز هم آواره‌مان کردند.

دایه گفت. باب، چپ‌چپ نگاه‌ش کرد. احمد هم به نفس‌نفس افتاده بود. هراس در چشم‌های همه دیده می‌شد.

تا چشم کار می‌کرد دشت، پر از زن و مرد ایل بود که گرسنه و تشنه رها شده بودند و فقط امنیه‌ها تفنگ به دست، راهِ برگشت مردم را سد کرده بودند و فرمانده‌شان می‌گفت: - فقط رو به جلو!

صف کشیده شده بود تا بی‌نهایت. چیله گریه می‌کرد. اسماعیل و محمد ماتم‌زده پیش می‌رفتند و آفتاب از پشت سر می‌کوبید توی گردن­شان. اسماعیل گفت: مرگ از این زندگی بهتر...» علیخانی خود در مورد خاما می‌گوید: «خاما، زاد­ه­‌ی یک ظواهر شهودی بود، خاما را من ننوشتم خودش نوشته شد. این کتاب در مدت ۴۵ روز و در فواصل زمانی نیمه شب تا صبحگاه نوشته شده است و به جرات می‌توانم بگویم که در این کتاب عاشقی را تجربه کردم.» وی اضافه می­‌کند : «خاما نباید نوشته می‌شد. یک­بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن درنیامد. لال شد. و گذشت و گذشت و گذشت تا رسید به یکی که کارش گفتن است. این کلمه‌ها امید دارند خاما زنده شود و آن راوی هم. به رقص و به رنگ رنگ زرد و قرمز این حلقه‌ی آتش، باید که جاری شد. »
⏪▶️⏸⏩
🎧 نسخه کامل کتاب صوتی «خاما» را می‌توانيد از وبسايت یا اپلیکیشن آوانامه دانلود کنید.
🔍Avanameh.com
#آونامه #کتاب_صوتی #کتاب #کتاب_گويا #رمان #خاما #یوسف_علیخانی #نشر_آموت

:
آغاز نمایشگاه های کتاب استانی سال ۹۷ با نمایشگاه ارومیه

زمان: 20 تا 25 شهریور 1397
مکان: #ارومیه. #پارک_جنگلی

ساعات بازدید:
صبح ها ۹ تا ۱۲ عصرها ۱۶ تا ۲۱

#نمایشگاه_کتاب_استانی #نمایشگاه_کتاب_ارومیه #آذربایجان #آذربایجان_غربی #دریاچه_ارومیه #نمایشگاه_کتاب #نمایشگاه #نشر_نون #نشر_آموت
@aamoutbookfair

:
نشر آموت منتشر کرد:

جلد سوم رمان #من_پیش_از_تو با عنوان

#هنوز_هم_من
(رمان خارجی)
#جوجو_مویز
ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی

نشر آموت / چاپ اول / ۶۱۴ صفحه / ۴۶۰۰۰ تومان‌
‌لو کلارک به خیلی چیزها پی برده است...
می‌داند کیلومترها بین خانه‌‌ی جدیدش در نیویورک و دوستش سام در لندن فاصله است.
می‌داند کارفرمای جدیدش آدم نازنینی است و همسرش رازی را از او پنهان می‌کند.
چیزی که لو نمی‌داند این است که با کسی آشنا خواهد شد که زندگی‌اش را زیر و رو می‌کند، زیرا این فرد او را یاد دوستی می‌اندازد و این یادآوری آزاردهنده خواهد بود.
لو نمی‌داند چه کند، ولی می‌داند هر تصمیمی بگیرد، اوضاع دیگر مثل سابق نخواهد بود.
آیا او باید به تجربه‌های جدید «بله» بگوید و با بیرون آمدن از منطقه‌ی امن خود پذیرای چالش‌های جدیدی شود؟
لو می‌خواهد بداند اگر عاشق کسی هستی، آیا برای داشتنش باید از رویاهایت دست بکشی؟ یا می‌توان هر دو را با هم داشت و هیچ یک را فدا نکرد؟

رمان «هنوز هم من» نوشته‌ی جوجو مویز در ادامه‌ی رمان‌های محبوب «من پیش از تو» و «پس از تو» با ترجمه‌ی مریم مفتاحی در ۶۱۴ صفحه و با قیمت ۴۶۰۰۰ تومان از سوی نشر آموت منتشر شده است.‌

🌟توزیع این رمان از دیروز در کتابفروشی‌های سراسر کشور آغاز شده🌟

نظرتون رو برام بنویسید

همیشه یکی از ناراحتی هام این بود که تولد همه مون تو فصل غیر تعطیل و دانشگاهی بود و هیچوقت نتونسته بودم تو تولدت باشم. خوشحالم که امسال تهران بودی و این اتفاق افتاد و کمی از دل مردگی های این روزها رو کمرنگ کرد. ۲۶ سال قبل چنین روزی به دنیا اومدی. خوشحالم که باهات آشنا شدم و منو به عنوان دوست و رفیق ت قبول کردی امید.
امیدوارم ۲۷ سالگیت آغاز اتفاق های عجیب و قشنگ باشه و خوش بدرخشی داداشی.
#تولدت_مبارک حاجی فیروز کیکی 😀😀😍😘😘 ♥

پی نوشت: جای رفقای قدیمی که نبودن خیلی خالی بود و یادشون کردیم. (اکیپ خودمونیا) و رفقای جدید سهیل و هادی و محمد.

۹۷.۰۵.۲۳

و قصه
همانجا تمام شد
که یار رفت
و ما ماندیم
و جاده ای
به سوی سرخی
و گاهی طلوع
و بسیار غروب
در سرای بی کسی
و بی وفایی

حالا تو بگو به من
در دنیای تو ساعت چند است؟

#جاده #رهایی #جنون #روز #شب #تهران #قزوین #تب #دفعه_آخر #دنیای_دیوونه_ها
۹۷.۰۵.۱۴

🌟🌟🌟
در آستانه سفر بعدی اگه دلار اجازه بده لعنتی، جا داره یادی کنیم از سفر به آذربایجان دوست داشتنی! تقریبا نزدیک سه ماه شد از رفتنمون. دلتنگ هم سفرهای عزیزم و حسرت روزهایی که چه زود گذشت. یادش بخیر. بماند به یادگار
۹۷.۰۱.۱۲

تا خواب عدم کی رسد ای عمر شنیدیم
افسانه این بی سر و ته قصه واهی

#شهریار

#باکو #آذربایجان #نظامی_گنجوی #شهر_قدیم_باکو #برج_دختر #برج_های_دو_قلو #برج_شعله #آتشکده #موزه_فرش #حیدرعلیوف #نایت_کلاب #اینفینیتی #سیتی_سنتر #میدان_فانتین #آستارا #سفر #گردشگری #جهانگردی #خاطره #آزادی #گرونی #دلار
۹۷.۰۴.۰۴‌

...

به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقیست.

همیشه تو این ۶ سال اخیر روز آخر یه سردرد شدید به سراغم میاد و عصبانی ام. بغض سنگینی میاد تو گلوم و بیرون نمیاد. بر خلاف بقیه بچه ها اشک نمیریزم ولی از درون داغونم.

امسال هم برکت شدیم. با تمام استرس ها و خستگی هایی که داشتیم ولی با کوچیکترین حرف محبت آمیز یا یه لبخند کوچک از طرف شماها دوباره سرشار از شادی و انرژی می شدیم برای ادامه. ببخشید اگه بدخلقی دیدید ازم. سعی کردم تا جایی که میتونم مهربون باشم ولی گاهی از دستم در میره. حلال کنید. چقدر خوبه که اعتماد شما مزد هرساله ما باشه.

ممنونم از همگی شما و یه خسته نباشید جانانه میگم به همه همکارانم در #نشر_آموت و تمامی ناشرانی که در این رویداد مهم شرکت داشتند.

کلمات نگه دارتان

لطفا شما هم برای من بنویسید از حال و احوال تان در این چند روزی که گذشت و بگویید امسال ما را چگونه ارزیابی کرده اید؟

#نمایشگاه_کتاب_تهران #مصلی #رمان #نشر_آموت
۹۷.۰۲.۲۳

خوشحالم
خوشحال از اینکه هرروز به جمع دوستان ما اضافه می شود و این ثمره اعتماد است. امیدوارم این اعتماد رو هرگز از دست ندهیم.

راستی شما هم دوست دارید در جمع ما باشید و کتاب معرفی کنید؟

#مصلی_امام_خمینی #نشر_آموت ناشر تخصصی رمان های پرفروش ایرانی و خارجی

#با_آموت_در_بهشت_روشن_کلمات

@aamoutbookfair
@aamout
97.02.21

سلام به همگی. روز بارونی تون بخیر. امروز روز هشتم نمایشگاهه و ما به سوی غرفه در حرکتیم.

امروز صبح داشتم به این فکر میکردم که هرسال چقدر انتظار این ۱۱ روز رو میکشیم و وقتی موعدش میرسه خیلی زود تموم میشه. دوستان علاقه مند به کتاب و اونهایی که دوست دارند تو این فضا قرار بگیرند هرجوری شده خودشون رو برسونند. تو مسیر تون یه سری به ما هم خواستین بزنید. راستی تخفیف ویژه هم داریم برای دوستانی که با لیست میان دیدنمون.

آدرس ما: انتهای راهروی ۱۴ بالای پله ها غرفه ۹ #نشر_آموت ناشر تخصصی رمان های پرفروش ایرانی و خارجی
#با_آموت_در_بهشت_روشن_کلمات
@aamoutbookfair
@aamout

روز دوم نمایشگاه مصادف شد با پنجشنبه و روزی که یک میهمونی خیلی شلوغ داشتند همه ناشرا و ما هم همینطور. امروز از همون اول انرژی مثبت زیادی داشتیم همگی و تا آخرین ساعات همراه مون بودید. ممنون از لبخند هاتون که نمیزاره این خستگی بمونه و روز بعدی با انرژی بیشتری همراه تون باشیم. اومدید نمایشگاه حتما بهمون سر بزنید. منتظرتون هستیم.

با شما در نمایشگاه کتاب تهران
#نشر_آموت ناشر تخصصی رمان های پرفروش ایرانی و خارجی برای همه سنین و همه سلیقه ها

اصلاحیه آدرس: راهرو ۱۱/۱ غرفه ۹
۱۲ تا ۲۲ اردیبهشت
۱۰ صبح تا ۲۰ شب

ممنون از عکاس ها: غزال و کتایون عزیز
۹۷.۰۲.۱۳

Most Popular Instagram Hashtags