farshid_mohseni_1976 farshid_mohseni_1976

8 posts   101 followers   85 followings

farshid mohseni 

...
آن روز
همان روز که آفتاب بالا آمده بود
دفتر مشق ما
هنوز خواب عصر جمعه را میدید.
دیگر می دانم
نشانی ها همه درست!
کوچه همان کوچه قدیمی و
کاشی همان کاشیِ شب شکسته ی هفتم ،
خانه همان خانه و باد که بی راه و
بستر که تهی!
در جمع من و این بغض بی قرار،
جای تو خالی!...
#علی_صالحی
عکس: فرشید محسنی

...
خوانسار در قاب
عکس ها :فرشید محسنی
Photo by me
#view#nature#khansar#farshid_Mohseni #photography#mobile

چهره ی آفتاب،پنهان است
شب دیرنده ی زمستان است
چه نسیمی؟چه شبنمی؟گل من!
باغ دردست بادوتوفان است
آرزو،خانه ای که ساخته بود
با هزاران امید،ویران است
عشق با نام عادت ازهرسو
هدف تیرهای بهتان است
شورمان،شیون عزاداران
شعرمان،اشک ناامیدان است
باغ مرده است ورویشی گرهست
دربهارحقیرگلدان است.

شعر:حسین منزوی
عکس:فرشید محسنی

#picture#photography#nature#tree#winter#wish

فردای ما نیامد وخورشید آرزو
تنها سپیده ای زد و آنگه ...غروب کرد.
جاده اردبیل-سردابه

شعر:فریدون مشیری
عکس:فرشید محسنی
#photography#view#nature#picture #road#sunset #photo#farshid_Mohseni

با دوست دوران دبیرستان؛ ناصر صفاریان ، در گذر زمان.

در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند
مهدی اخوان ثالث
#گذر_زمان #دوست #دبیرستان #من #ناصر _صفاریان#زندگی#شعر #اخوان_ثالث

کودکی که تازه دیده باز میکند
یک جوانه است.
گونه های خوش تر از شکوفه اش،
چلچراغ تابناک خانه است.
خنده اش بهار پر ترانه است،
چون میان گاهواره ناز می کند... رستا چهار ساله شد.
شعر:فریدون مشیری
عکس:فرشید محسنی
جاده پونل به خلخال
#فریدون_مشیری #فرشید_محسنی #تولد#رستا#

،غمگین درین حصار
به تصویر
ای آتش فسرده ،
ندانی
با روح کودکانه شدی پیر.

شعر از فریدون مشیری
عکس :فرشید محسنی
#فریدون_مشیری#عکس#محرم_۹۶#ظهر_عاشورا

من کاتب این آینه های شکسته
این شب خسته واین خواب ناخوشم.
بوی سوختن کبریت وبال کبوترمی آید
حتما چراغی روشن و
خبرخاصی به راه دور...!
کسی آهسته زیرگوش ستاره می گوید
همیشه نباید از وهم آسمان ترسید
مخصوصا رو به روایت آن خواب مغربی،
رو به همین عصرهای عجیب
آدینه ی عدالت
میل شدید به زمزمه ی آزادی
وحتی تحمل ترکه های انار.
دارم خطر میکنم،
خطر ... انارک آرام خون به دل!
گمان میکنم در مذهب آنها بود
که شبی از پی پیامبر تشنگی
به این ترانه رسیدم.
پرده ها را کنار می زنم
خواب ها را ندیده می گیرم.
شعر از:سیدعلی صالحی

#سید_علی_صالحی#آیینه#شکسته

Most Popular Instagram Hashtags