[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

fareedjacob fareedjacob

576 posts   724 followers   561 followings

Fareed JacoB  "Drink Wine, Burn Pulpits, But Do Not Hurt People" I's So Lucky Like Hell To Marry My Best Friend Fingers Crossed Forever All Photos By Me

http://Photos.Already.ToldMeToYou.NoNeedForMore/


به وقت هایپراستار و وسوسه‌های آجیلی و تمرینات مقدماتی مسابقات «شب چله»

اواسط آبان ۹۶


فکر نکنید ما بیکاریم و بی‌عاریم که صبح روز چهارشنبه پاشیم بریم ددر و دودور و عشق و حال و صفا سیتی سرندیپیتی و کافه‌بازی و خاطره‌بازی و فاخربازی...
حس و حال و حوصله نداشتم، گفتم بذار هم شوآف کافه‌ای که ۳ هفته پیش رفته بودیم رو براتون بکنم، هم شوآف دوربین خفن موبایلم و قابلیت‌هاش در عکاسی و هم شوآف عکس و ادیت قشنگم رو...
این حجم از بند و بساط شوآفم رو نمیدونم کجا بریزم...
(همینجا همینجا)

عصر دل‌انگیز یک جمعه پاییزی در مهرماه ۹۶
همراه عموجان و زن‌عموجانم
#lategram


تقریبا از سال ۱۹۹۴ که برای اولین بار عموی بزرگم رو که از آمریکا برگشته بود ایران دیدم، رویای آمریکا در من موج میزد. سال ۹۹ که پرونده تشکیل شد قرار بود ۲۰۰۶ با خانواده بریم! لعنت به بن‌لادن و لعنت به روز ۱۱ سپتامبر که باعث شد پروسه ما حدود ۷ سال عقب بیوفته و من موندگار بشم!
البته موندگاری من یه خوبی که داشت این بود که همسر جانم آشنا شدیم و شاید اگر میرفتم هرگز این اتفاق نمی‌افتاد...
حالا هم که به این راحتیا راهمون نمیدن ولی ایران یه خوبی داره که دقیقا داره به همون سمت آمریکایی شدن پیش میره! فرهنگ مصرف‌گرایی و احمق‌پروری! «بیا برات شاپینگ‌سنترای قشنگ بسازم، تو بیا توش پولاتو خرج کن، احساس خوشبختی کن، منم با پولای تو قدرتمند‌تر میشم و تفریحات احمق‌کننده‌تر و مصرف‌گرایانه‌تری بسازم ولی قول بده که فقط فکر نکنی، به هیچی فکر نکن، تو فقط مصرف‌کن و لذت ببر»
ولی خب این دلیل نمیشه که ما هنوز رویای آمریکا نداشته باشیم! من خودم سمبل اَمِریکَن دریم پروروندن در ذهنمم و با دیدن کافه‌های مدل آمریکایی ذوق‌زده میشم. احمقیم دیگه چه‌میشه کرد؟!!!
امام خمینی یه جمله داره که مشخصا داره به من متلک و تیکه و کنایه میندازه و برام پشت‌چشم نازک می‌کنه که «آنهایی که خواب آمریکا را می‌بینند خدا بیدارشان کند، عییییش»

آبان ماه ۱۳۹۶


همش واسم سوال بود که این واژه «آسمان کبود» که میگن یعنی چی؟! که دیروز دم سد لتیان با چشم‌های خودم دیدم و چقدر زیبا و لذت‌بخش و با ابهت بود، بخصوص که خود دریاچه رو هم بنفش یک‌دست کرده بود.
با اینکه خیلی خسته بودم و از تن‌درد رنج می‌بردم ولی ارزشش رو داشت که بکوبیم و بریم تا دم سد برای دیدن همچین صحنه‌ای.

جای رفیقامون که نیستن خالیه

روزهای پایانی تابستان ۹۶
#nofilter


در ادامه
😢😭
چقدر دلتنگ اون صداها هستم
اون فضا، اون طعم
اون خنکا، اون قطره‌ها

شهریور ماه ۹۶


اصلش اینه هان
ما تا حالا مراعات می‌کردیم
😆🤣😂
جای رفیقامون که نیستن خالیه

شهریور‌ ماه ۹۶


خیلی لذت بخشه بری افتتاحیه نمایشگاه عکاسی و بعد خود عکاس رو بشناسی و با خودش عکس بگیری و بعد حسابی شوآف کنی پیش دوستات و ما خوشبحالی‌مون ۲ برابر بود چون ۲ تا از دوستامون نمایشگاه عکاسی داشتن که برای یاسی و ندای عزیز آرزوی موفقیت می‌کنیم.
البته بعدش یه خبر بد شنیدیم که حسابی شوآف‌مون زهرمارمون شد ولی خب خداروشکر خطر رفع شد.

افتتاحیه نمایشگاه گروهی عکاسی #شهر_زاد
شهریور ماه سال ۹۶


یه حلقه طلایی
اسمت رو روش نوشتم
چهار ساله که دستت کردم
اومدی تو سرنوشتم
#4thengagementanniversary #tbt

نامزد بازی‌های سال ۹۲
با تشکر فرآوان از مستانه و امیر
@masstaneh @amirhemmaty


لابلای عکس‌های قدیمی‌ای که با موبایل‌هام انداخته بودم این رو پیدا کردم که سال ۲۰۰۸ با یه نوکیا ۶۱۲۰ کلاسیک ۲ مگا پیکسلی تو یه غروب سرد زمستونی در ارتفاعات شمال شرق تهران گرفتم.
عجب بنفش و صورتی‌ای خلق کرده پروردگار
#nofilter #tbt #nokia #nokia6120


بابت تک‌تک پیام‌های تسلیتتون متشکر و ممنونم، امیدوارم خودتون در کنار خانواده عزیزتون عمر با عزت و طولانی داشته باشید.
راضی به زحمت هیچکدومتون نیستم، به رسم ادب و درخواست تعدادی از دوستان این عکس رو میذارم.
همگی زنده و سلامت باشید...

پدرجون
پدرجون اسمی بود که نمیدانم چرا برای پدربزرگ مادری‌ام بعد از به دنیا آمدن من انتخاب کرده بودند و همینطور مادرجون که برای مادربزرگم انتخاب شده بود، هیچوقت هم سوال نکردم کن چرا اسمشان شد پدرجون و مادرجون. چون من نوه اول بودم و قبل از من آن‌ها پدرجون و مادرجون کسی نبودند. برایم هم خیلی مهم نبود و نشد، چون آنقدر عاشقانه مرا دوست داشتند و از جون و دل برایم مایه می‌گذاشتند که حتما کلمه‌ی جون از همینجا نشأت می‌گرفت.
پدرم تا ۴ سالگی من مدیر کارخانه‌ای در قزوین بود و ما آنجا زندگی میکردیم ولی تقریبا هر هفته به تهران می‌آمدیم و من به عشق بازی با پدرجون و مادرجون ذوق مرگ می‌شدم. پدرجون مدیرفروش شرکت پخش‌قاسم(مینو) بود و هر روز برایم پفک نمکی و آدامس و پاستیل می‌آورد.
پدرجون عاشق صبحانه بود، چای پررنگ در لیوان‌های دسته‌داری که قبلا شیشه عسل بودند و مشبک ۶ضلعی داشتند. تا کمر لیوان شکر میریخت و رویش چایی پررنگ... آنقدر عاشق نون و پنیر بود که یک‌سری قاشق مربا خوری رو گرفته بود و کوبیده بود که تخت شود تا راحت‌تر بشود کره و پنیر را برش زد و لای نون گذاشت.
آشپزخانه ۴ تا پله میخورد و میرفت پایین و یک راهروی L مانند بود، انتهای آشپزخانه یک میز نهارخوری بود و یک صندلی چرخون با قابلیت تنظیم ارتفاع داشت که پدرجون صبح کله سحر مرا بیدار میکرد که ۲تایی صبحانه بخوریم، میپریدم رو صندلی و پرجون مرا میچرخواند تا قدم با میز تنظیم شود. چای شیرین پررنگ لیوانی، پنیر تبریز، کره، نان لواش که خودش با دقت با قیچی برش زده بود و سیاه دانه... آه که مزه‌اش هنوز زیر زبانم هست 😢.
به من میگفت «تو مغر بادام منی، بقیه پوست بادام». دایی کوچکم یک‌بار پرسید «پس من چی‌ام؟!» منم جواب دادم «تو نخ بادامی، دیدی پوست بادام رو که میشکنی نخ نخ داره؟! تو از اونایی». پدرجون با شنیدن این جمله از خنده ضعف کرد و حتی تا همین چند سال پیش هم تا یادش می‌افتاد قاه قاه میخندید...
بچه که بودم عاشق میوه بودم، به من میگفت «قاتل میوه»، اگر طولانی می‌شد فاصله بین سرزدن به آنها، به مادرم تلفنی می‌گفت «بابا این قاتل میوه رو بفرست، میوه‌ها یخچال دارن خراب می‌شن». مرا با خودش برد بیرون و سر راه یک پاکت زردآلو خرید و شست که در ماشین بخورم، جایی کار داشت و از ماشین پیاده شد و من در آن فاصله همه زردآلو ها را با هسته خوردم! حق داشت در مورد صفت «قاتل میوه»
یکبار هم میخواستم به داییم نشان بدهم چجوری در استخر پشتک‌وارو میپرم توی آب، از پله سوم خانه‌ی دوبلکسشان پشتک‌وارو زدم روی فرش و موکت و نصف پوست صورتم رفت، پدرجون بغلم کرد...


نه ملیت، نه قوم، نه دین، نه حزب و نه جناح، هیچ‌یک مهم نیست... مهم اینه که به حق و حقوق من و تو که امنیت باشه تجاوز شده و من تو فقط و فقط با همبستگی و اتحاد میتونیم حق خودمون رو پس بگیریم.

لابه‌لای تفکرات سیاسیمون دنبال مقصر در جناح مخالفمون نگردیم، به شایعه دامن نزنیم، هر شنیده‌ای رو بازگو نکنیم و تا خودتون با چشم و گوش خودمون از منبع موثق، خبری رو ندیدیم و نشنیدیم بازنشر ندیم.

مثل هر سال
خرداد پر حادثه ۹۶
#TehranUnderAttack
#WeStandTogether
#PrayforTehran

Most Popular Instagram Hashtags