[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

farahnazhamidnezhad farahnazhamidnezhad

570 posts   168653 followers   123 followings

•farahnaz•  [Miss Violet] Illustrator او در پیِ کشفِ بهشتِ زمینیست. [تمام آنچه اینجاست، برای همینجاست. جای دیگری نبَریدشان]

http://t.me/farahnazhamidnezhad_ch

#farahnazhamidnezhad
قصه ی کلی آدم مثل خودمون، مثل من، مثل شما، صادقانه، از ته دل، از دوتا چشمِ زلال.
در گوشی یه چیایی میگن و تهش میگن: #بین_خودمان_باشد !
.
اجرای بچه های بین خودمان باشدی رو میتونید ببینید این روزا
کجا؟ تئاتر آفتاب، چهارراه جهان کودک، ابتدای کوچه ی کمان پلاک ۲۶
چجوری؟ از تیوال بلیط بخرید و اینا
تا کی هستن؟ مهر و آبان ۹۶
اطلاعات بیشتر؟ پوسترو میذارم استوری

#farahnazhamidnezhad
#شیشه_آرزوهام
شیشه آرزوهارو یادتون هست؟ که روزهای فروردینی اول سال باهم ساختیم و کلی واسم از شیشه هاتون عکس فرستادین😍💜 حواستون باشه گاهی بش سر بزنید.
ما آدم ها فراموشکاریم، حتا در این حد که آرزوهامونو فراموش کنیم، البته شاید به دلیل زیاد بودنشون باشه. اما اگر شماهم ساختیدش، بش سر بزنید و دونه دونه آرزوهاتونو بخونید ببینید توو شیش ماه اول سال، به چنتاش رسیدین و در حال تلاش برای چنتا هستید و یا چنتاشونو فراموش کردین.
برام بنویسید :) .
.
.
ته نوشت:
به چهارتاشون رسیدم :) امیدوارم شماهم به کلیشون رسیده باشید و یا نزدیکش باشید. روزتون عالی باشه 💜
اگر ننوشتید، همین امروز شروع کنید
آرزوها مراقبت میخوان.

#farahnazhamidnezhad
_ تموم شد؟
_آره... بلاخره
_خونه کوچولو نداریم دیگه؟ اصلن اینجا کجاس منو آوردی؟
_ اومدیم تهران دیگه، پیش یار، برای زندگی و درس و کار. برای کلی آرزوها که باهم داشتیم.
_دیگه دیوارمون آبیِ ته دریایی نیست. دیگه یه پنجره ی بزرگِ پر ابر نداریم. دیگه نمتونیم هرجای خونه بلند بلند آواز بخونیم. نمتونیم تا ۳ صبح تنها کله مون بکنیم توو لپتاپ و فیلم ببینیم و کرانچی آتیشی بخوریم، انیمیشن ببینیم. همش شلوغی. کتاب نمیخونی واسم چرا دیگه؟ چرا اینقدر قول میدی بم و عمل نمیکنی؟ عجب گیری کردیما درونِ وجودِ تو
_ خب زندگی همیشه یه جور نیس که. ما کیف اون روزهارو تمام و کمال بردیم. الانه وقتشکه کار کنیم و کار کنیم و این حجم عجیب تغییرو بپذیریم. میدونم سخته. برای من سخته چه برسه به تو. اما خب قول میدم که سر قولم بمونم و کلی جای خوب ببرمت سرم که خلوت شد و تونستم با این شرایط خودمو وفق بدم. سردرگمم ویولی، بذا جا بیفتیم در این مکان و زمان تا بعد با هم خلوت کنیم و باز کیف کنیم :). میبرمت یه جایی که بتونی بلند آواز بخونی. کلی موزه ببرمت. کلی خیابون خوشگل بت نشون بدیم با پویان. ببریمت کاخ گلستان و اونجا داستان رحیم و فردوس و بخونم واست. هووف کلی کارای باحال، فعلن گیجم و باید خودمو پیدا کنم در دل این همه تغییر. باید پنشیش کیلو هم وزن کم کنم تازه، کنکور چه به روزم آورد😭
_ بسه چقد غر زدی. خودت آرزو داشتی اینچنین بشه دیگه، حالا هرچی من هیچی نمیگم. فقط کاش خونه کوچولو رو با بادکنک میآوردیم اینجاها. حیف بود.
کلوچه نمیدی بم حالا؟
_ فومنی یا پشت آردی؟ :)
.
.
#ویولت_در_دنیای_آدمها
#بانوویولت .
.
ته نوشت:
در مجموعه ی عظیمی از تغییرات هستم و اونچه که باید بکنم، پذیرش و وفق دادنه :) از دانشگاه هم که فعلن چیزی نگم براتون تا یکم ته نشین بشه :) اینکه نیستم، دلیلش ایناس، مرسی که حواستون بم هست 💜 قلبتون شاد و روشن باشه. هی در مورد کنکور و کتابا میپرسید، اول برای کنکوری ها صبر زیاد و قدرت و تمرکز و امید آرزو دارم. دوم اینکه باور کنید بین ورودی هایی که باهمیم، هیچ کدوم راه مشترکی نرفتیم و کتابهای مشترکی نخوندیم و من به خودم اجازه نمیدم بتون اطلاعاتی بدم که مطمئن نیستم، پس زحمت بکشید برید موسسات مشاوره ارشد و فلان که خودتون میدونید. من فقط میتونم بتون بگم چجوری درس خوندم که میگم شاید به دردتون بخوره 💜💜💜
شبتون بهشت

#farahnazhamidnezhad
اینقدر این پاییز شلوغ شروع شد و خوب، که وقت نشد سلامی بش بدیم و بگیم و این منم دُختی خیلی شاد و امیدوار، در امتداد فصلی سرد و نارنجی و بینظیر که قراره خودم (خودمون،همه مون) بهترین پاییز بسازمش( بسازیمش) 🍊
.
خوش اومدی زیبا خوش اومدی #نارنجی🍂

#پاییز
#بانوویولت
#تصویرسازی #illustration #fall
.

#farahnazhamidnezhad
ازون خوبا که میتونی ساعتها کنارش باشی و بخندی، غر بزنی، ناله کنی، باز بخندی کنارش...
.
رفیق خوب، رفیق خفن، باباااا :))
.
.
.
ته نوشت:
خودِ واقعیش داره سفارش میده، خودی که من میبینم اینجا نشسته رو به رومون :)

#farahnazhamidnezhad
نام اثر! : (کتاب نخونیم که بخوابیم، کتاب بخونیم که بیدار شیم! )
.
.
.
.
ته نوشت: شنبه اولِ مهره که :)) .
.
#کتاب #کتاب_بخون #کتاب_نخون_که_خوب_بخوابی #تصویرسازی
#شبتون_بهشت #illustration #بانوویولت #digitalart #digitalpainting #wacom

#farahnazhamidnezhad
نام اثر! : #موی_مای_مهر 🍂
گام های محکم و بلند بردارید، پاییز دلبر داره میاد... .
.
.
ته نوشت: یه دوستی اینجا داشتم که قرار بود بعد کلاسامون باهم بریم کلوچه ی پشت آردی بخوریم. گمش کردم😁 بیا بگو که هنوز قرارمون پا برجاس :))) .
.
.
.
#illustration #بانوویولت #مهر #پاییز #مدرسه_ها_وا_شده #دانشگاه #دانشگاه_تهران 😁 #کلوچه_پشت_آردی #مقنعه_سورمه_ای #موی_مای_مهر

#farahnazhamidnezhad
نام اثر!! : بن سای ندیده :)) .
. این درختچه خفنِ عجیبِ شگفت انگیز
ترس انداخته توو دلم از روزی که دارمش
ترس از دست دادن و این خود نوعی شگفتیس در بشر که چیزی را دارد و ترس از دست دادنش نمیگذارد آب خوش از گلوی خودش و مالش پایین برود :) از کاور کردن مبلا و آبمیوه گیری بگیر تا ترس از دست دادن برگی از بنسای قشنگ. خداروشکر که از اون دسته آدم های کاور کننده ی کنترل تلویزیون و مبل و بخاری نیستم اما این وسواس خاص برای من در مورد چیزهایی که خیلی دوسشون دارم و کاش رفعش کنم :) یه دستبند هدیه گرفتم پارسال اما چون بستش طوری بود که زود باز میشد و میفتاد، اصلن دستم نمیکردم، پریروز اومدم شجاع باشم و با این ترسم مقابله کنم، دستبندو دستم کردم و خوشحال، یبار توو کافه ای که بودم، از زیر میز پیداش کردم و بار دوم دیگه پیداش نکردم🙁 توو تاکسی دیدم بعله، نیست. بتون ثابت شده تا حالا از هرچی بترسی سرت میاد؟
گرچه که قانون های منفی برای خودم نمیبافم اما این یکی رو اگر باور کنم، باعث میشم فکرای منفی رو کنار بذارم و فقط لذت ببرم از داشته هام.
ویولت: فری بس کن دیگه اااه... فری: باشه. دیگه وقتِ بس است.
.
.
#بونسای #بنسای
#بانوویولت وسواسی نباش، درست شو 🙃
#illustration

#farahnazhamidnezhad
دبیرستانی که بودم، آرزوی دانشگاه فردوسی مشهدو داشتم و همیشه از کنارش که رد میشدم میرفتم مدرسه، کلی رویا پردازی میکردم از قدم زدن های تنهایی تو فضای عجیب و بزرگ و جنگلیش که رضا شاه با چه عظمتی ساخته بودش. به آدم هایی که وارد و خارج میشدن از درِ قلم نگاه میکردم و فکر میکردم خفن ترین آدمهای این شهرن. مشهدی های در مسیر میدونن حس و حال خوب اون محیط و بیرونش رو. بیشتر از رشته ی مورد نظر برای خود دانشگاه رویا پروروندم و بش رسیدم. قبول شدم و چهارسال تو اون فضا که عاشقش بودم درس خوندم. تو دورانی که برای ارشد میخوندم و خیلی سختی کشیدم به دلیل نبود کمک و همراه و کلاس خوب و فلان به علاوه دوری از یار، رویای هنرهای زیبا رو تو مغزم رشد میدادم. حتا یه کاغذ رنگی زده بودم روی دیوار جلوی میزم، ساعت کلاس و استاد رو مشخص کرده بودم. دکتر آژند شنبه ساعت ۸ تا ۱۰ :) اینجور دقیق. امروز این رویای بزرگ من واقعی شد. خوشی تحصیلی برام کامل شد. تازه کلاس دارم با دکتر آژند، همونی که نوشته بودم زده بودم روی دیوار جلوم :) گفته بودم اینبار خیلی فرق داره چون همه چیزشو خودم ساختم با زحمت خودم و این خیلی با ارزشه واسم. قطعن که خیلی ها صبوری کردن کنارم و ممنونشونم. مامان بابام و تحمل کم صبری و بی حوصلگی من 💜 داش بروز که توو اون یه سال همیشه هوامو داشت و هم خونه ی عزیز من بود💜 داش سعید عزیزم و آذرمهربونم که همزمان با شروع کنکور من ازدواج کردن و یکسال اونجور که باید کنار هم نبودیم. داش مسی خفنم و زهره جون، بهار و رها که نتونستم عَمی خوبی باشم یه سال و کم رفتیم بیرون باهم.
و پویانِ عزیزم که تمام انگیزه ی من بود و یک سال پر تنش و سخت رو با صبوری دور از هم سپری کردیم. خانواده ی عزیز پویان و همراهی و کمک هایی که همیشه پر از عشق بود و مهربونی. و شما دوستانم که شاهد تمام لحظه های خسته کننده ی کنکوری من بودید موندید و تحمل کردید و چقدر انرژی فرستادید همینجا💜
اونچه مهمه اینه که خودتونو پیدا کنید و برای اونچه که میخواید تلاش کنید.
از ته قلبم این خوشحالیِ بزرگ رو با همه ی عزیزانم و شما دوستای ماهم تقسیم میکنم. قدرتونو میدونم 💜 خدایا مرسی💜

دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، رویای بنفش من، من اومدم :) .
.
۲۲ شهریور ۹۶
ته نوشت:
ژوانی عزیزم و آقا زانیار خیلی ماهین💜
و ای فرنگیس قشنگیس من 💜🙃

#farahnazhamidnezhad
دیشب بارون اومد، همراه با ابرهای خوشحالی زا 💜
.
.
.
.
ته نوشت:
این برای چندمین باره که یه دوست مجازی چند ساله رو واقعی میبینم و پی میبرم به زیبایی های واقعی دوستام. بارونِ زیبا، بارونِ خوش قلب💜 تولد زیبات هم با تاخیر شادباش گیانکم :) (مثلن منم بلدم کُردیِ خوش آهنگو دلنشینو)

#farahnazhamidnezhad
#بوی_ماه_مهر
مقنعه ی سورمه ای بر سر، کلوچه ی پشت آردی در یک دست و جزوه و اتودهای پر خط در دست دیگر پیش به سوی دانشگاه و رشته ی مورد علاقه و اتفاقات هیجان انگیز.

ته نوشت:
از زبان منِ کوچک میشنوید که رشته ای رو خوندم که دوست نداشتم اما مسیرمو بعدش پیدا کردم، توو مسیری که دوست ندارید پا نذارید. رشته ی تحصیلیتون رو از روی عشق انتخاب کنید، عشق عنصر اصلیش باشه، حالا یکی عشق به پول داره، یکی عشق به رنگ داره، یکی عشق به نوشتن یکی عشق به قانون و یکی نواختن ساز های دلربا. مهم اینه که عاشق اونچه که انجام میدی باشی. حال خوب اینجوری پیدا میشه خود به خود، بتون قول میدم این کوچکترین 💜 مامان و بابای عزیزم خیلی نگران تغییر مسیر من از مهندسی به هنر بودند، اما روزی که بشون خبر قبولی توو دانشگاهی که دوستش داشتم و دادم، خوشحالی رو تو چشای من دیدن و خودشون هم غرق خوشی شدن. چی از این بالاتر؟ مامان باباهای عزیز، بچه ها رو همراهی کنید از اولش برن پی علاقه شون💜

Most Popular Instagram Hashtags