ely.eivazi ely.eivazi

127 posts   949 followers   226 followings

  از خدا خواستم موافق بود... میتوانی خدای من باشی! . . . (ابتدای دومین دهه زندگی، دانشجوی هنر، پایتخت دود)

رنگی رنگی ترین درسمون تا این ترم، کارگاه چاپ دوست داشتنیه. این پارچه ها ی رنگی رنگی که به دیوار زدم چاپ پروفیلمه که نسبتا زمان بره. به تعداد هر رنگ باید شابلون تهیه شه و دونه دونه پارچه ها چاپ بخوره. زمین و زمان هم رنگی میشه :)
.
.
.
.
.
.
.
.
. .
.
.
.
.
.
#چاپ #گرافیک #پارچه #طراحی_پارچه #طراحی_لباس #لباس #هنر #رنگی_رنگی #الهام_عیوضی #art #graphic

.
.
_فکر کنم گم شدم. خیلی هم گم شدم. تو منو ندیدی؟

_نترس پیدا میشی. اگه یواش یواش بگردی، خوب بگردی، حتما حتما پیدا میشی... قصه ای که خودشناسی رو تو بچه ها تقویت میکنه. شایدم تو بزرگترا. حتما بخونیدش!

چقدر خوشحالم که دارمتون دوستای کوچولوم.حال دلمو خیلی بهتر از همیشه میکنید. پنجشنبه هام با شما محشره

.
_چه بنفش نازیه! بنفشه دیگه؟

_هرچی تو می بینی، همونه. بقیه میگن صورتیه. ولی اصلا مهم نیست چی میگن... .
.
.
.
.
بهارچین.اردی بهشت نه هفت

.
.
گفتی ملتی که تاریخ خود را نداند محکوم به تکرار آن است... گفت ما که اینهمه سال کله ی سحر از خواب شیرین پاشدیم کتاب تاریخ تو کوله پشتی، رفتیم پشت نیمکتای چوبی...شاید دست یکی اشتباهی به دکمه ی copy pastخورده. نه؟ حالا ویندوزو عوض کنیم درست نمیشه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#تاریخ #تکرار

. همه می‌دونن ما خیلی ساله تو آسایشگاه‌ایم جمشید. ما قبل همه اومدیم. واسه خودمون پ خ ی بودیم. یعنی فارسی‌مون خوب بود، یه دستی هم توو ریاضی داشتیم. تقلید صدا، گروه سرود، مسابقات خط، نقاشی، همه‌چی اول می‌شدیم. راه می‌رفتیم گردن افراشته، این‌ور حیاط به‌ اون‌ور. تو بگو اگه این‌قد محل به دنیا می‌ذاشتیم. یادته؟ یادت رفته از بس دیگه نبودیم.
...جوان اول آسایشگاه بودیم؛
تا دلبر اومد...
.
(رادیو چهرازی)
.
.
.
+پرفورمنس هفته گرافیک، دانشگاه الزهرا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#دانشگاه_الزهرا #گرافیک #پرفورمنس #هنر #هفته_گرافیک #دلبر

یعنی چی اینجا دیگه خونه ی ما نیست؟
همش فکر سوراخ سمبه های خونه بودم که بعد از ما چه بلایی سرشون میاد؟
. کی به باغچه آب میده؟
کی با دمپایی مارمولکای دیوارو میزنه که دمشون بیفته زمین؟
برگای زرد پیچکو کی جدا میکنه؟
نور خورشید از لای پنجره رو چی میتابه الان؟
لگن قرمزامونو حالا کجا آویزون کنیم؟
اگه موزاییکای حیاط جدیدمون شیار نداشته باشه که ازش تیله هامو قل بدم چی؟
نکنه این زن جدیده نقاشیامو رو دیوار پاک کنه؟
گمونم دوستام تو کوچه خیلی ناراحت میشن بعد رفتنم.
اگه مجل جدید وانت خرابه نداشته باشه که بریم پشتش بازی کنیم چه بد میشه.
نکنه این آدم جدیدا تاهمیشه بمونن تو خونه ی ما؟
.
بزرگتر شدم ولی وابستگیم به مکان بهتر که نشد بدترم شد... هرجا که پا میذارم یه تیکه از دلمو با خودم میبرم اونجا. وقت رفتن دلم ناقص تر از قبله.
من به مختصات و جزئیات جاهایی که توشون نفس میکشم عشق میورزم و اگه یه روزی دیگه نتونم پا بذارم اونجا...
.
.
.
.
.
.
.
ادامه پست قبل.الی. اردیبهشت نه هفت
.
.
.
.
.
.
.
#وابستگی #عشق #کودکی #خاطره

فقط خیابونش یادمه. نمیدونم کدوم کوچه بود. اولین کوچه رو تا انتها رفتیم. چیزی به چشمم آشنا نیست.تنها چیزی که نظرمو جلب کرد همین درخت شاتوت پربار بود. بهشت باید این شکلی باشه.نه؟
راستش چیزی یادم نمیاد از محله بچگیام. اون موقع خیلی کوچیک بودم. سه سالم بیشتر نمیشد.
آخرین باری که برگشتیم اینجا چندماه بعد اسباب کشی بود. هنوز عقلم نمیرسید که اینجا دیگه خونه ی ما نیست. دیدم در خونه (خونه قبلیمون) بازه رفتم داخل. هنوز دیوارش پوشیده از پیچک بود و باغچه اش سبز. کنار روشویی حیاط یه لیوان شیشه ای بود و تو لیوان پر از مسواک های رنگارنگ. زیر نور خورشید یه جور برق میزدن هرکدوم. رنگ صورتیش انقدر جذاب بود که برش داشتم و بردمش تو دهنم. زردشم قشنگ بود! مسواک صورتیه رو انداختم زمین و زرده رو زدم دندونام. بعد سبزه رو... دستمو دراز کردم آبیه رو بردارم که یه زن غریبه از تو خونمون داد زد: تو کی هستی داری چیکار میکنی؟؟
نگاش کردم. نمیشناختمش.خودش تو خونه ی ما چیکار میکرد؟؟
دویدم بیرون پیش مامان و گفتم یه زنه تو خونمونه!
مامان فهمید چیکار کردم برام توضیح داد که اینجا دیگه خونه ی ما نیست.
.
یعنی چی دیگه خونه ی ما نیست؟
.
.
.
_ادامه دارد

روز معلمو به شاگردای کوچولومم تبریک میگم که با قلبای کوچیکشون، کلی چیزای بزرگ یادم دادن.
خداروشکر مسیر زندگیم طوری شد که یاد بدم و یاد بگیرم.
با دیدن بچه ها حالم خیلی بهتر میشه
.
💜💛💚💙❤💜💛💚💙❤💜
💛💚💙❤💜💛💚💙❤
.
.
+سومین ساله که روز معلم هدیه میگیرم. چه سه سال طولانی ای... +اینجا کلاس شعر و قصه ی کانونه که با عروسکا بازی میکنیم و شعر میخونیم.
.
.
.
.
.
. .
.
.
.
#الهام_عیوضی #روزمعلم #کانون #شعروقصه #شعر #قصه #کودک #بازی #کودکان #شادی #بازی #روزمعلم #معلم

ما تو زندگی یه پدر و مادر داریم که به دنیا آوردنمون و سالها وظیفه ی اصلی بزرگ کردنمون رو به عهده گرفتن.
بعد از اون زنها و مردهای بزرگی تو مسیر زندگیمون قرار میگیرن که به روحمون نفوذ میکنن و باعث میشن بزرگتر شیم.
بزرگ و بزرگتر...
اینا پدرمادرهای بعدی ما هستن...
هم میشه روز پدر و روز مادرو تبریک گفت بهشون. هم میشه روز معلم دستاشونو بوسید.

استاد مانی عزیزم
روزت مبارک باشه خیلی دوست دارم.

استاد تکتم جون واسه همه مهربونیات دستتو میبوسم. عاشقتم که روحت اینقدر وسیعه...
.
.
@toktam_mirbagheri .
.
.
.
.
.
.
.
.
#تکتم_میرباقری #مانی_جفرودی #روزمعلم #معلم #الهام_عیوضی

.
خنده از آخرین خونه ی دل!

واینمیساد عکس بگیریم رفتیم بچشو آوردیم😂
.
.
.
.
+گزینه ی جایگزین "واینمیساد" چی میتونه باشه؟😁 +خونه ی مادربزرگه!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#بهار #بز #فیروزه #خنده #شادی #انرژی_مثبت #الهام_عیوضی

.
درخت سخنگو
دانشگاه الزهرا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#دانشگاه_الزهرا #دانشگاه #کنکور #درخت #فضای_سبز #محیط_زیست

Most Popular Instagram Hashtags