[PR] Gain and Get More Likes and Followers on Instagram.

effat_javadi effat_javadi

311 posts   39871 followers   215 followings

مجری تلویزیون-صحنه-رادیو  خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش

http://www.📺🎤🎯💣.com/

...
من زياد درس خوندم ابتدايي راهنمايي دبيرستان!بعدش هم كه روزي ١٨ساعت ميخوندم واسه قبولي در دانشگاه و بعدش حقوق قضايي و بعدترها دنبال روياي وكيل شدن و مدافع حق بودن و قضاوت و و و وَ! اما يه روزي كه تاريخش يادم نيست فقط ميدونم عصر بود در حالي كه كتاب قانون دستم بود يهو حس كردم خيلي تشنمه دويدم سمت كتابخونه ام پر از كتاب درسي و نت و پوستر و جزوه و دفترهاي خط خطي بود!
كتاب قانون رو كنار گذاشتم چشمم خورد به يه ديوان حافظ از رمق افتاده برگ برگ، جلد نداشت نميدونم چرا اينقد شلخته بود برداشتمش و طبق عادت چشمام دنبال كلمات روي صفحه ميدويد نوشته بود: بشوي اوراق اگر همدرس مايي/كه علم عشق در دفتر نباشد!
بي آنكه بفهمم چي خوندم ديوان رو بستم و رفتم يه ليوان آب خوردم و باز نشستم پاي كتاب قانوني كه پر از تبصره و ماده و اصل و چهارچوب بود ! بين خوندن ماده و تبصره ها هربار مكث ميكردم اين جمله از ذهنم عبور ميكرد كه علم عشق در دفتر نباشد! بعد انگار ك كسي روبروم نشسته باشه به جلو خيره شدم توي سكوت محضی که حاکم بود بلند گفتم خب باششششه! پس كجاست؟!
سالها گذشت و من هنوز دنبال جواب اين سوالم، پس كجاست؟؟؟ كتاب قانون رو ول كردم حقوق رو كنار گذاشتم و دست به گريبان شاه بيتي كه جرعه ايي بر عطشم بود شدم و راه افتادم تا به امروز كه روي اولين پله ادبيات وايسادم و از فهميدن نادان بودنم حس عجيبي دارم!
هيچوقت براي مدرك و نمره و رقابت و عالم معلوم شدن، درس نخوندم گاهي توي يه درس ممتاز بودم ولي با نمره ١٢ ! گاهي هم ٢٠ميشدم ولي انگار نه انگار!
اما توي ادبيات فهم ام گاهي به يه بن بستي ميرسه كه حس ميكنم وزنه ايي رو كه بلند كردم خيلي سنگينه و من ضعيفم!! بعضي اوقات حس ميكنم بايد ادبيات رو هم مثل حقوق ول كنم برم خاكشناسي بخونم !شايد اينجوري زودتر به مقصودم برسم .
.
.
.
پ.نوشت:اميدوارم خوندن متن هاي طولاني خارج از حوصله من براي شما،بتونه در افزايش زمان مطالعه در كشور موثر باشه😂😅👍🏻
پ.ن:بر شورديگان حرجي نيست!
بازم پ.ن:مرسي كه منو متحمل ميشين
وَ:هيچي ولش كن🤫😅
.
.
.
(يا منتهاي الرجايا)

...
خخخخب سري قبل از مضرات لپتاپ ايسوز براتون گفتن اينسري ميخام از مزاياي دنياي بدون تكنولوژي برايتان عرض عريضه كنم
ببينيد بچها (الكي مثلا من معلمم) دنيا ارزش ندارد كه انسان همه عمر خويش را به اتلاف بگذراند و همانطور كه ولكن اين جهان فاني باقي نمي ماند و فلذا هرچيزي از بين ميرود مگر آنچه في مابين است القصه ياران همراه(الكي مثلا من پيرخراباتم) اگر به حرف من گوش نديد نه اين شود و نه آن شود!!!
نه ولي جدي يه چيزي بگم واااااقعا ديگه همه باهم پرت شديم توي يه سياهچاله به اسم دنياي مجازي فقط خودمون با خودمونيم نه چيز جديد ميبينيم نه چيز جديد ياد ميگيريم شبيه خانوادهايي شديم كه ازدواج فاميلي از همون اول رسم و سنت بود و از خويش و خانواده بيرون نميرفتن ببينين جهان و جاهاي ديگه چه خبره عاخرشم همه مردن و توي گورستان خانوادگي دفن شدن!
دوست ندارين از دنياي مجازي بياين بيرون
اقلا توي همون دنيا كتاب دانلود كنيد بخونيد خخخخخخب عه!!!!
#هشدار_براي_كبري_١١
.
.
پ.ن:در تصوير فوق دوبار من رو مشاهده ميكنيد بطوري كه همين اين منم هم آن منم.
پ.ن:خاستم فخر بفروشم ديدم دلار داره گرون ميشه نفروختم احتكار كردم🤭

پ.ن:من اهل ماديات نيستم اين گوشي هواخواه زياد داشت گفتم عكسشو جهت رونمايي بزارم -قيمت زيادي نداره 🤑🤫ولي كاراييش واسه من ك ميخام دور بشم از دنياي مجازي خوبببببه.
.
.
#اي_تو_در_كشتي_تن_رفته_به_خواب_آب_را_ديدي_نگر_در_آب_آب_...

...
خسته و خوابالود از يك روز پر از دوندگي و بيخوابي بعد از پشت سر گذاشتن ترافيك هايي كه هر كدومش انگار يه روز بود رسيدم به فرودگاه، كوله پشتي امو محكم كردم و بدو بدوووو خودمو رسوندم به برد اعلام پروازها، واي خداااااي من بازم تاخيررررررر😤😞😢دو ساعت و نيم تاخير در پرواز يعني دو سال براي من خسته! صندلي هاي آهني فردوگاه برام حكم پر قو رو داشت پلكهام بزور بلند ميشد بطوري ك با هر بار پلك زدن يه چرت هم ميزدم ولي اگر ميخوابيدم خوابم به درازا ميكشيدو و از پرواز جا ميموندم بيدار بودن هم برام عذاب آور بود كسي هم نبود ك برم باهاش دعوا كنم اقلا خوابم بپره-فرودگاه خييييلي شلوغ بود صندلي براي نشستن بزور پيدا ميشد بالاخره ي جا پيدا كردم و نشستم-به روبروم خيره شده بودم از شدت خواب چشمام دو دو ميزد انگار ي چيزي شبيه به عروسك كوكي از جلوي چشمم رد شد-بين شلوغي آدماي منتظر و معلق با اين دختر بچه دوست شدم و خوشبحال من كه عاشق بچه هام-اسمش يادم نيست آيسا،آيسان،آيسال...نميدونم دقيق! عاشق رقص و موسيقي بود-بيخيال و بي تفاوت به همه نگاه ها و آدمها شادترين اهنگ رو توي ذهنش پلي ميكرد و هرجووووري كه دلش ميخواست ميرقصيد-
باهم حرف زديم،شوخي كرديم،عكس گرفتيم،خنديديم، تشويقش كردم و مي رقصيد.
از بلندگو پرواز منو اعلام كردن لحظه خوبي نبود خواب از سرم پريده بود و يه دوست جديد پيدا كردم كسي كه توي چشماش خودمو مي ديدم ولي بايد ميرفتم...
و تو رفتي و هنوزززز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكراركنان مي دهد آزارم...
.
.
پ.ن:دوست كوچولوي من الهي كه هرجااا هستي با شادترين موسيقي زندگيت برقصي.

پ.ن: لطفا سوال شخصي نپرسيد از من چون مجال جواب نيست و بعد دلخور ميشيد بعد دعوامون ميشه🤣👍🏻
.
.
.
(يا صابر)

...
من مبتلا به نوعی پارانویای وارونه ام دائما به مردم مظنونم که دارند برای شاد کردن من نقشه میکشند.
.
.
.
پ.نوشت0: یه عینک و اینهمه قابلیت عاخه مگه داریم😂
پ.نوشت: در مصرف آب صرفه جویی کنید، دریا رو ببین خشک شده!
ووووووو
#یک_کار_فقط_روسری_ات_دارد_و_آن_هم_بر_هم_زدن_دائم_آرامش_باد_است
.
.
مرسی از @mehrazin_shop بابت گلهای صورتی روسری

...
چقد تلخه شاهد خاك بر سر شدن مردم باشي و ...!!!
هوووووووووووووووف
.
.
.
پ.نوشت: ما از خاكيم و به خاك برميگرديم ولي انگار برعكسه خاك داره به ما برميگرده خخخخخ
#فيلم_باي_عفت

...
قال الخويشتنم:
دنيا را از من بگيريد اما بال هواپيما را نه!!!!
.
.
پ.نوشت؛ فكر كنم اگر آسمان نبود من ميميردم از تنهايي!!!
.
.
.
و باز هم #فيلم_باي_عفت

...
بسيار پرواز بايد كرد تا پخته شود خامي!!
.
.
پ.نوشت؛ نصف عمرمو روي ابرا بودم!!!
#فيلم_باي_عفت

...
بنظرم خيلي ظالمانه است كه شعراي گرامي واسه ابر و باد و مه خورشيد و فلك و اينا شعر گفتن ولي واسه گوجه به اين دلبرانگي نه!
.
عاي عم صاري فور عور!!!!!
.
.
#فتو_باي_عفت

...
هميشه كه نبايد يه چيزيو بشناسي كه خوشت بياد
گاهي ناشناخته ها جذابترن!

#چشم_ها_را_باید_بست
#فتو_باي_عفت

...
يكم چشمتون رو مي نوازم تا بعد ببينم كه چه پيش خواهد آمد ...🤫🤫🤫 #فتو_باي_عفت

Most Popular Instagram Hashtags