eeeeeellllllaaaaahhhheee eeeeeellllllaaaaahhhheee

8 投稿   454 フォロワー   353 フォロー

Elahe  🍁دخترپاييزي🍁

نه اینکه دلم نخواد کسیو داشته باشم نه ،فقط راستش دیگه حوصله خودمم ندارم .. #Eli

یه بنده خدایی یه شب جوری منو کوبید که باعث شد به خودم بیام،
بعضی وقتا زدن بعضی از حرفا شاید اولش لهت کنه,داغونت کنه
ولی باعث میشه تو از اون دنیای تیره و تارت بیای بیرون!
شوکه شدم!خشکم زد!
اما....
به خودم امدم!
مرسی که منو به خودم اوردی!
#Eli

نمي دانست چند سال كه بگذرد بايد مردانه زندگي كنم #Eli

چشمات#همه ي#زندگيم بود#رسوندي كجا زندگيمو#Eli

كوچيك ترين عضو خانواده خوش اومدي💋❤️

تو بالكن نشستم..سيگارمو روشن كردم..فنجون قهوه ام رو ميز بخار بلند ميشد ازش..يه كام محكم زدم به سيگار..نفسمو حبس كردم.چشمامو بستم.برگشتم به يك ماه پيش
"عاشقتم عزيزم..مگه نميدوني بدون تو ميميرم"
"بروو نميخوامت ازت خسته شدم.يكي ديگرو دوست دارم"
صداي جيغ جيغ جيغ..من بودمو يه وان پر خوووون!من بودم و صداي جيغغغ..من بودمو تخت بيمارستان و بوي الكل..
حالا بازم منمو جاي خط تيغ رو مچ دستم.منمو سيگارم..:)
چشماش...!
چشمامو باز كردم..بازدمو دادم بيرون..دود تو هوا پخش شد..سرمو گرفتم به اسمون
هيچ وقت نفهميد من يه دختر ضعيفم!شيكست.لِه كرد..خورد كرد:)
از گوشه چشمم بدون پلك زدن اشك ريخت رو گونم!
يه نفس عميق كشيدم!
اروم زير لب زمزمه كردم.
"دوست دارم"
#الهه -نوشت#٦/١٢

دستشو كشيد تو موهاي فِر مشكيم.باعث شد مثل هميشه اخم كنم...!
:اِاِاِ نكن ديگه فِر موهام باز ميشه وِز وِزي ميشه
مردونه خنديد..سر منو رو سينش جابجا كرد:اشكال نداره عروسكم..!من همه جوره دوست دارم
مست از تعريف و اعترافش سرمو محكم تر رو سينش فشار دادم:حالا كه اينجوريه اشكال نداره ميتوني خرابش كني
بوسه رو موهام زد:قبل اين كه بگي ام كار خودمو ميكردم
به شوخي گفتم:زورگو
اما جدي گرفت،اخم كرد:اره زورگو ام..حق نداري موهاتو كوتاه كني رنگ كني
خنده ي ريزي كردم:چيه ؟ميترسي خوشگل شم مرداي ديگه نگام كنن؟
رگ گردنش متوَرم شد:غلط كرده مرده ديگه اي به تو نگاه كنه..الهه منو ببين
بعد با نوك انگشت اشارش دستشو گذاشت زير چونمو سرمو بالا اورد.تو چشمام زُل زد..جدي اما با ناراحتي گفت:ميميرم الهه ميميرم حتي اگه كسي بهت نگاه كنه !الهه ميكشم كسيو بخواد نوك انگشتش تو رو واسه يه ثانيه لمس كنه..فهميدي چي ميگم؟
اره خوب فهميده بودم.اين چشما زندگي من بودن:عزيزم هيچ وقت اين اتفاق نميافته..!
-الهه !الهه كجايي؟معلومه حواست كجاست؟
برگشتم به مردي كه سمت چپ من وايستاده بودبا تعجب و نگراني نگام ميكرد نگاه كردم:اره ببخشيد حواسم پرت شد
نگاهم كشيده شد سمت دست مردونه اي كه تو دستم قفل شده بود..
مثل اين ديونه ها وسط خيابون جلوي آينه قدي يه مغازه وايستاده بودمو به گذشته فكر ميكردم
به قيافم به موهايي كه با هايلايت صورتي خوشگل تر شده بود...ولي مورد پسند مرد مورد علاقه ام نبود
اون كه نبود اين هم روش...نبود تا بياد مرد عاشق بغل دستيمو بُكشه چون بيشتر از يه انگشت منو لمس كرده بود...:)
نبود تا دعوام كنه چرا موهامو رنگ كردم:)
نبود تا سوال هامو بپرسم:)كه چجوري اون همه دورغ گفت...چجوري به دورغ گفت دوستم داره....!:)
نبود چون عاشق دختر ديگري شده بود:)
#اولين دخترپاييز-Eli#🍁

ما همونایی هستیم که
حواسمون هست هیشکی ازمون ناراحت نشه
ولی واسه هیشکی مهم نیست که
ما ناراحت نشیم... #اولين دختر پاييز#Eli#

人気ハッシュタグ