cafeparagraph cafeparagraph

1746 posts   354918 followers   30 followings

كـافه پاراگـراف 📖  • مجله ادبی "کافه پاراگراف" 📚 • تبلیغات و معرفی آثار فقط از طریق تلگرام این شماره ☎: 09307906636 • عضویت در کانال تلگرام ما📱👇🏻

http://t.me/joinchat/Bz25vzwJCjELpyUeQnRCkA

.
زندگي براي ثابت كردنِ عشق، به زمان نياز ندارد.
شايد همين لحظه اي كه تو در ترديد بسر مي بري، كسي در گوشه اي ديگر قلبي را كه روزي براي تو مي تپيد، تصاحب كند.
زندگي مي رود و بايد همراهش شوي
و بداني كه فرصت به آن هايي داده مي شود كه براي بدست آوردنِ بهترين هاي شان تلاش مي كنند و مي جنگند.
.
.
#شیما_سبحانی
از كتاب : آنجلينا
@shima.sobhani
.
☘️ متن در كانال قرار داده شد . لينك كانال در بيوگرافى صفحه ☘️
.
Designed by : @faateme.rezaaei

..
با تو ام ای لنگر تسکین!
ای تکان‌های دل! ای آرامش ساحل!
با تو ام ای نور! ای منشور!
ای تمام طیف‌های آفتابی!
ای کبود ِ ارغوانی! ای بنفش آبی!
با تو ام ای شور، ای دلشوره‌ی شیرین!
با تو ام‌ ای شادی غمگین‌!
با تو ام ای غم! غم مبهم!
‌.
ای نمی‌دانم!
هر چه هستی باش!
اما کاش...
نه، جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!
.
#قیصر_امین_پور
📷: @mnr_nsh .
به بهانه دوم اردیبهشت ماه،
سالروز تولد «قیصر امین پور» دوست داشتنی💜

..
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه از پل از رود از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست..
.
#سهراب_سپهری
از مجموعه شعر: حجم سبز
📷: @mnr_nsh
.
🌸 اردیبهشت علاوه بر اینکه خیلی قشنگ و دلبره، پُر از مناسبت های مرتبط با ادبیات و فرهنگی هم هست. از روز بزرگداشت «سعدی» بگیرین تا تولد «قیصرامین پور» و ... که خب ما نمیدونستیم از کجا و‌ کدوم مناسبت شروع کنیم. دیگه از همون اولین روز، یک اردیبهشت شروع کردیم که مصادف هست با سالروز درگذشت سهراب جانِ جان 😊💜

.
مدتی ست دستُ و پا چُلُفتی شده ام
حواسم پرت است
با خودکارِ بدون جوهر شعر مینویسم
و در قفسه کتاب هایم
یک جفت کبوتر آب و واژه میخورند

همین دیروز باران که می بارید
با کفش های لنگه به لنگه
در خیابان پرواز میکردم
و جای کرایه به راننده تاکسی
آدرس محله ای در اردیبهشت را دادم
خلاصه مدتی ست هر کاری میکنم
میگویند: عاشقی؟
.
.
#علی_سلطانی .
🌸 ارديبهشتى زيبا و سرشار از عشق براتون آرزو مى كنيم 🌸
.
متن در كانال گذاشته شد لينك كانال در بيوگرافى صفحه . يوزر كانال جهت سرچ در تلگرام : cafeparagraph_mag
.
Designed by : @faateme.rezaaei

..
تا تو با منی زمانه با من است
بخت و کام جاودانه با من است

تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است

یاد دلنشینت ای امید جان
هر کجا روم روانه با من است
.
#هوشنگ_ابتهاج
از کتاب: سیاه مشق
📷: @mnr_nsh

..
با من حرف بزن
به اندازه ي وقتي كه از پنجره نگاه مي كني به ابر
و اندك تصويري در قاب
كه از آسمانت پيداست
چيزي در آن چه نمي بيني هست
كه در من شروع شده
بارانش
.
#ياور_مهدي_پور
@yavarmehdipour
از كتاب : مثل بنفشه ها؛ زندگي
نشر: فرهنگ ايليا
.
برای پیگیری بیشتر اشعار جناب مهدی پور میتونین به صفحه شخصی ایشون مراجعه کنید📝😊👌
@yavarmehdipour
@yavarmehdipour

.
‏‎توی بچه‌های فامیل، من اولین کسی بودم که آبله مرغون گرفتم. سال پنجم ابتدایی بودم، دقیقه توی بحبوحه‌ی امتحان نهايی. همش بهم دلداری می‌دادن كه هرچی سن آدم کمتر باشه، آبله مرغون کمتر اذیتش می‌کنه و هرچی آدم بزرگتر باشه و مرض رو بگیره، دوره درمانش سخت تره و پدرش در مياد تا خوب شه. واسه همینم در و همسایه که شنیدن من مریضم، بچه و نوه و خلاصه هرچی طفل دم دستشون بود رو آوردن زیارت من... نعوذبالله مثل امامزاده شده بودم. هرکی یه گوشه رو پیدا می کرد و دست می‌کشید بلکه حاجت روا بشه.
‏‎توی اون مدت واسه خودم کیا و بیایی داشتم که نگو، صبح به يه گروه وقت می‌دادم و شب به يه گروه ديگه.
‏‎آخرای مريضی دردم بیشتر شده بود، اطراف جوشها می‌سوخت. با اینکه مادر چپ و راست تاکید می‌کرد به جوش‌ها دست نزنم و اونا رو نخارونم، من تحملم رو از دست داده بودم. تازه توی گرمای هوا، لباس آستین بلند تنم بود که وسوسه نشم و بهشون دست نزنم. تا اينكه یه بار اواسط شب، به خاطر شدت خارش از خواب پریدم، توی حالت نامتعادل روی لبه تخت نشستم، گوشه‌ی لباسم رو دادم بالا و با يه حرص و ولع باورنكردنی، تا می‌تونستم پهلوها و شکمم رو خاروندم. یه جور عجیبی بود. مثل خوردن دوغ روی کباب که هرچی می‌خوری، تشنگیت رفع نمیشه، اما نمی‌تونی هم ازش دل بکنی. چشمام رو بسته بودم، لبخند رضایت روی لبم بود، با انگشتام افتاده بودم به جون جوشها و داشتم لذت زندگی رو می بردم. ‏‎فردا صبح با داد و فریاد مادر از خواب پریدم که می‌گفت: ذلیل نمرده، چیکار کردی با خودت؟ پاشو برو گمشو حموم، گند زدی به ملافه ها... همه جا رو خونی کردی... پاشو بهت می گم... آخه مگه خود آزاری بچه؟
‏‎من حواسم به داد و فریاد مادر نبود... توي حال خودم بودم، آخه چه می‌دونست دیشب، اون درد لعنتی چقدر خوب بود.
*
‏‎من این خودآزاری رو از سالهای دور، از همون روزهای کودکی با خودم تا به امروز آوردم...
‏‎برام مهم نیست چقدر دردآوره، مهم اينه كه دیدن عکسات، نمی‌ذاره زخمت کهنه بشه.
‏‎ من، این زخم لعنتی رو دوست دارم!
.
.
#پویا_جمشیدی
.
.
☘️ متن در كانال قرار داده شد . لينك كانال در بيوگرافى صفحه ☘️
يوزر كانال جهت سرچ در تلگرام 👈🏼 cafeparagraph_mag
.
Designed by : @faateme.rezaaei

..
ای تو هوای هر نفس
عشق تو میورزم و بس
دل کنده ام از همه کس
پناه من تویی و بس
.
تا در دل تو زنده ام
از عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن خوش است
در تو فنا گشتن خوش است
.
🎵قسمتی از ترانه «بهانه»
📝 اردلان سرفراز
🎤 هایده
🎥: @mnr_nsh
.
💜🎵برای دریافت این ترانه ماندگار میتونین به کانال ما مراجعه کنین. لینک‌ کانال در بیوگرافی صفحه @cafeparagraph قرار دارد و یوزر کانال هم👈 cafeparagraph_mag 🎵💜

..
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم
.
بسیار درین بادیه شوریده برفتیم
بسیار درین واقعه مردانه چخیدیم
.
گه نعره‌زنان معتکف صومعه بودیم
گه رقص‌کنان گوشهٔ خمار گزیدیم
.
کردیم همه کار ولی هیچ نکردیم
دیدیم همه چیز ولی هیچ ندیدیم
.
📝 #عطار
📖 دیوان عطار، غزلیات (غزل شماره ۶۰۷)
📷: @mnr_nsh
.
به بهانه ۲۵فروردین ماه مصادف با روز بزرگداشت «عطار نیشابوری» بخشی از مطالب کانال ما به آثار این شاعر و ‌فیلسوف گرانقدر اختصاص داره که پیشنهاد میکنیم حتما دنبال کنین😊👌🍀

..
دلم به یاد کسی می تپد، بیا ای دوست
بیا که من به تو بیش از همیشه محتاجم
.
#فاضل_نظری
از کتاب: ضد
📷: @mnr_nsh

..
نبودنت در جانِ من رفته است
همچو نخی در سوزنی
هرچه می کُنم دوختی به رنگِ تو دارد!
.
شاعر: ویلیام استنلی مرین
مترجم: محمدرضا فرزاد
از کتاب: نبودنت (شعر و عکس)
#نشرچشمه
📷: @mnr_nsh

..
من پیر سال و ماه نیم یار بی‌وفاست
بر من چو عمر می‌گذرد پیر از آن شدم
.
📝 #حافظ
📖 دیوان حافظ (به تصحیح قزوینی)
📷: @mnr_nsh

follow this page in feedly

Most Popular Instagram Hashtags