beheshtemamreza8 beheshtemamreza8

188 posts   3082 followers   8 followings

موسسه امور خيريه بهشت امام رضا  02144360032 02155641199

https://telegram.me/beheshtemamreza8

#میهمانی .
همه بیرون بودند.بالاخره میهمان از راه رسید.ندیده دوستشان داشتم .بیرون رفتم .خودم رو معرفی کردم و خوش امد گفتم .
خیلی ساده تر از تصورم بودند.میهمانی که از اتریش امده بود.بخاطر بچه های بهشت .یک فصل مشترک با بچه ها داشت .
از داداش بعید بود که کسی رو وارد خانه کنه .اما این بار اصرار داشت بیان .وارد که شد.همه بچه ها دورش حلقه زدند.همه نگاهشان علامت سوال بود.
با صدای رسایی گفت:
سلام.من خاطره فرشید هستم.نویسنده.سالهاست اتریش زندگی کردم .چهار فرزند...همه چیز معمولی بود.تا اینکه راز فاش شد.چشمها گشاد شده بود و نگاه ها خیره .بچه ها منم فرزند پرورشگاه بودم.سخت زندگی کردم.اونم سال پنجاه.شرایط سخت رو شاید متوجه بشین اما سختی من با شما فرق داره .اینجا کسی هست دوستتون داشته باشه.نگرانتون باشه .دعواتون کنه که چرا پیشرفت نمیکنین .برای من هیچکدام اینها نبود.
میخوام بگم سرتونو بالا بگیرین...
منم مثل شمام .نمیدونم پدر و مادرم چی شدن .همینقدر میدونم نگذاشتم دردام دورم بزنن.این همسرمه .و به مرد کناریش اشاره کرد.تمام هستی منه و ۳۰ ساله با هم زندگی کردیم .بچه ها فقط بهترین ها رو بخواین و براش تلاش کنین .مطمین باشین یه روزی همه ارزو میکنن جای شما باشن .بس که خوبید.
صدای دست زدنهای بچه ها ادامه داشت.حالا انگارهمان وجه مشترک پل ارتباط شده بود و سوالها تکرار میشد.خاطره خانم هم با عشق جواب میداد.
میهمانی که فرسنگ ها آمده بود تا بگوید.فردای بچه های بهشت به تلاش امروزشان وابسته است .

پی نوشت :کتاب زندگی خانم خاطره به نفع بچه های بهشت به فروش میرسه و هزینه اش صرف مخارج بچه ها میشه .دست همکاری #ناشران #کتابفروشی ها #دوستان هم دل رو به گرمی میفشاریم. www.behesht8.org

تشكر ويژه آقاي اصلاني از آقايان به ترتيب رامبد جوان،حميد رضا قاسمي عزيز،احسان عليخاني و آقاي سيد علي احمدي تهيه كننده محترم برنامه خندوانه كه دلسوزانه و پر تلاش در حمايت از بهشت امام رضا ايستادند. 🙏🌹

لم داده بود روی مبل راحتی و فریاد میزد.خانم سیفی پس چیشد نوشابه ؟
خانم سیفی میگفت این دومیه ها ..‌
برات خوب نیست ...
عباس با حالت محترمانه ای چشماشو بست و گفت مچکرم .لطفا ساعت ۲ چایی فراموشتون نشه ...
خنده ام گرفته بود...
با شهریار مسابقه راحت طلبی گذاشته بودند...
شهریار اگر چه بزرگتر از عباس بود.بدش نمی آمد کمی بدجنسی کند .فریاد زد خانم سیفی این غذای مورچه است یا یه بیمار.مثلا تازه از اتاق عمل اومدم .مگه یه هفته وقت زیادیه؟
خانم سیفی با لبخند کمرنگ و صدای ارامی گفت :پسرم شهریار حافظه ات که ان شالله خوبه ؟این بشقاب سومته 😁تحرک نداری به خودت رحم کن...
از عباس پرسیدم حالت خوب هست ؟گفت:خیلی سخت بود .درد میکشیدم .هیچکسی نبود.وسط حرفش پریدم و گفتم عباس، داستانهای تخیلی تعریف نکن‌.از خودت بگو.منتظر قهقه های خاصش بودم که اکران شد.
عباس :نه جدی بشم ؟
بله لطفا .
خوب عملم کردن پامو آتل گذاشتن تا خوب بشم .
شهریار وسط حرفش دوید و گفت :ما که بیشتر از عباس تو بیمارستان بودیم .پاشنه مو عمل کردن .خیلی درد داشت .
پرسیدم قهرمان، الان چطوری ؟
گفت :من قوی هستم .خیالتون راحت باشه .‌‌..
و انگار که هر دو با هم هماهنک باشند خانم سیفی را صدا زدند...و بلند بلند خندیدند.
توی دلم به خودم میخندیدم .انگار اشتباهی امده بودم عیادت .😄
خوشحال بودم که بچه ها هر دو از عمل سخت رها شدن ...
خدایا شکرت بخاطر لبخندشون
بخاطر بودن بچه ها
بخاطر ارامش اونها
برادری های زلالشون
و بخاطر دعاهایی که در مسیربچه هاست ...
پی نوشت :
در هفته گذشته عباس و شهریار از بچه های توانیاب بهشت ،عمل جراحی داشتندکه به لطف دعاهای شما خوبند.

به تاریخ همین روزهای گرم مردادماهِ یک هزارو سیصد و نود و شش

🔺تهيه غذاي بهشت امام رضا (ع) جهت خودكفايي و اشتغال فرزندان آماده پذيرايي از جشن ها و مهماني هاي شما به نفع اين موسسه مي باشد.همه با هم براي فرداي بهتر فرزندان بهشت

شهادت امام جعفر صادق (ع)بر شما و خانواده محترم تسليت باد.

ممنونيم از همه شما همراهان خانواده بزرگ بهشت كه هميشه و همواره در كنار ما هستيد، از اين بابت خوشحاليم و بر خود مي باليم. 🌹عكس مربوط به ديروز، نجف اشرف

#تولدت مبارک
صداشون ساختمان را پر کرده بود.دعا میکردم اتفاقی نیفتاده باشه.از در وارد شدم. برف بود که توی سر و صورتم میخورد .چشمهامو بستم . با دستام به اطراف هجوم میبردم .یکدفعه،در تاریکی چشمهای بسته ،بدن ظریف و کوچولویی اسیر دستهام شد.به شوق اینکه سپهر باشه چشمهامو باز کردم.کلی بادکنک قرمز دیدم.بچه هایی که انگار توی مانور زلزله شرکت کردن 😉.
خاله مریم سریع میگه تولد علی اکبر و سپهرهست .دست خالی و تو موقعیت انجام شده😔 .نفهمیدم چندین بار بوسیدمشون .خاله سارا کیک را آورد .شمع ها برای دهمین بار هست که روشن میشه .یک بار عرفان ،بعدش ابوالفظل،امیر مهدی و...سپهرو علی اکبر عقب افتاده بودن توی این مسابقه 😂.
بالاخره سرود #تولد_تولد_تولدت_مبارکِ پخش شد. انگار مارشِ آرامش بچه ها بود😁.صدای پخشِ سرود همانا و اومدن یاسین و بهرام و یونس و حاج آقا برای دیدن شادی بچه ها همانا.
خونه پر شده بود از شادی،برف شادی.خاله های بچه ها شادتر برای دیدن لبخند اونها بودند.
دلم میخواست به سپهر و علی اکبر هدیه ای بدم .خاله مریم میگفت دوست دارید لباس بگیرید. کلا بچه ها لباس دوست دارند.من محو شادی بچه ها بودم .سادگی لبخند و آرزوهایی که شاید توی دلهاشون بارها تکرار کردند.شاید فقط به خدا گفتند.به سقف نگاه کردم و همون لحظه گفتم خداجونم بچه ها منتظر هدیه ان .مثل هدیه ای که به ابوالفضل و سعید دادی
بچه ها آغوش میخوان .آغوش مادری که هر روز با بودنش کنارشون یک جشن تولد باشه براشون .واقعا چه هدیه ای بهتر از پدر و مادر برای بچه هایی که یقینا خانواده خودِ خودِ خدا هستند. کیک شکلاتی رو خوردم و با یه دنیا ارزوی قشنگ،ازشون خداحافظی کردم .

#پینوشت :
خاطرمه تو ماه عسل از داداش یوسف پرسیدن،برای بچه ها چکار کنن مَردُم؟ایشون گفتن هیچی ،بیان بچه هاشونو ببرن .اینا پدرو مادر میخوان .

اگر اطرافتون ادمهای صاف و زلال سراغ دارین این پست رو براشون ارسال کنین شاید هدیه تولد سپهر و علی اکبر شدند و آغوش مادر و پدری تا آخر دنیا شادشون کرد.🙏❤️ خدای مهربون خاطر خواهِ خوبیهاتون 🙏🌹❤️
www.behesht8.org

#قصه_های_بهشت

سلام؛
به تمام دوستای بهشتی ... بعضی قصه ها ،آدم ها را بیدار میکند.آنقدر ،که دیگر بهانه ای برای بستن چشمانمان در مقابل خیلی مسائل را نداریم ‌.
حرفهایی که شاید نگفتنش باعث تکرار هزاران راه نرفته برای دیگران باشد.همین جا یک قرار داریم .
خاطراتِ رنج و موفقیت،دوست داشتن ها ،اشک و لبخندهای بچه های بهشت را ثبت میکنیم .
روایت زندگی کودکانی که ساکن نگاه خدا هستند.اهالی بهشت ،که امیدداریم بهترین مناصب و پستهای سرزمین برایشان باشد.حس خوب بودنمان کنار هم را با تک تک شما به اشتراک میگذاریم.هم خانواده های مهربانی که دعای خیرتان ضامن قوت گامهای ماست.این دوست داشتن های شما،حال همه ما رو خوب میکند...
ممنونیم که هستید .دوستتان داریم .
نسیم خوشِ بهشتی، در وجودتان سرشار باشد.
باعث افتخار ماست قصه های روزهای بهشت را دنبال کنید.
نظراتتان مایه امید و ثابت قدمی در خدمت به عزیزان خداست .
با تشکر
#خادم_مردم
#داداش_بچه_های_بهشت
#یوسف_اصلانی

دو هفته بیخوابی و شب بیداری های مادرانه خاله های بچه های بهشت، داشت جواب میداد .همه برنامه ها به هم ریخته بود.اما برای رسیدن پوریا به آرزویش،چیزی نبود. خاله مریم میگوید: تا یادم هست هر باری که پزشکی میآمد پوریا اولین نفری بود که با شیرین زبانی از او دست سالم میخواست . گوشی اش را چک کرد.درست آمده بود پوریا روی تخت دراز کشیده بود.اولین تخت ،دست راستش باند پیچی و یک بالش هم زیرش بود. عروسک گاوی که برایش خریده بود را درآورد و جلوی صورتش گرفت . با صدای بچه گانه ای وارد اتاق شد و گفت: سلام من می مو هستم .فرشته ها بهم گفتن یک پسر توپولو و خوشمزه اینجاست که همه دوسش دارن .با وجود عمل سختی که داشت لبخند میزد.خیلی زود تمام اتاق پر شد از صدای خنده پوریا.شاد بود.حس میکرد زیر این باند های ورم کرده یک دست جدید و سالم منتظرش است .دست های پوریا از بدو تولد بصورت بال به کتفش چسبیده بود و بهش اصطلاحا "کلاب هند" میگویند. آرزو داشت دستش به اندازه ای باشد که دستهای بچه های دیگر هم هست. حالا دکتر از عمل رضایت داشت و معتقد بود پوریا به آرزویش نزدیک شده. پوریا تا سلامتی کامل هنوز فاصله دارد .برایش دعا میکند و با بوسه ای از پیشانیش ،مرکز طبی کودکان را ترک میکند‌. همینطور که آسانسور پایین میرود به پوریا فکر میکند.آرزوهایی که دارد . پوریا هنوز هم خیلی چیزها کم داشت.شاید یک سقف.شاید یک آغوش.حتما یک خانواده، که بتواند نگرانی هایش را با آنها تقسیم کند. پوریا قسمت کدام نگاه و دست مهربان هست را فقط خدا میداند .اما اینکه او یک موجود بهشتی است را همه میدانیم . . امروز نوشتِ بچه هایِ بهشت به تاریخِ همین روزهای گرمِ تیرماه یک هزارو سیصدو نودو شش
www.behesht8.org

@hafhashtad

🔺تشکر داداش یوسف از مردم 🙏
🔷وقتی دستی را به یاری می گیری،
بدان که دست دیگرت در دست خداست
*780*1#
روبگیرید و در این کار خیر با ما سهیم باشید🙌
تشكر بهشت امام رضا (ع) از تيم پرتلاش و پر محبت #٧٨٠

تنها صفحه رسمي جناب آقاي يوسف اصلاني مدير و موسس خيريه بهشت امام رضا(ع)

🔺یكي از راههاي رشد دهنده نفس در انسانها تشويق است، تصور اينكه چگونه انسانها مي توانند بدون تاييد موفقيت ها و تواناييهايشان براي خود ارزش قائل شوند، تصوري بيهوده است. اگر چه همه ما از قدرت تشويق و اهميت آن بر سلامت روان آگاهي داريم. بچه ها بايد تشويق شوند تا احساس خوبي نسبت به خويش داشته باشند، و طي يادگيريهاي جديد به انجام فعاليت مورد نظر دلگرم و تحريك شوند از اینروخانواده بزرگ بهشت امام رضا بهانه ای پیدا کرد تا بتونه بچه ها رو تشویق کنه یا به عبارتی یه خسته نباشید بهشون گفته باشه در شعبه منطقه 18 برای فرزندانی که توانستند دوره سخت خدمت مقدس سربازی،روزه داری و تحصیلات خودشون رو به پایان برسونن جشنی کوچکی گرفته شد تا به پاس زحماتشون تقدیری ازشون داشته باشیم در این جشن که با کیک کلاه خدمت شروع شد از 4 نفر بابت اتمام خدمت سربازی از یک نفر برای ورود به دانشگاه،یک نفر برای اخلاق و مداحی و چند تن دیگر برای پیشرفت تحصیلی با هدایایی از قبیل کیف،لباس،کارت هدیه،ساعت تقدیر و تشکر شد.به امید فردایی بهتر برای بهشت

Most Popular Instagram Hashtags