banooye.lur banooye.lur

328 posts   22625 followers   185 followings

👑 lยг є ๒คђ๓єเเเเ 👑  🔶لـربَهمِئـــے ام 🔹حق طلبیم فقط💯 🔶 🔹🔸🔶 سرزمین من جاییست که عقاب‌ها برای پرواز برفراز آسمانش بال‌وپر باج می‌دهند آری... زاگ‌لر ...

http://Iranian.girl.from.South.Luristan/U.S.L

مــرا نترسان

مــــرا
بە #گلولەای بکش
بر #طناب_داری بیاویز

از بلندای قله ای
چون تنهایی بیکس
به درەای تاریک بینداز

امــا
مـــرا از #مرگ نترسان
که مــن
بزرگ شدە ی
#تبعید و #تبعیض و #جنگم
کدام #لـــر
از #ترس مرده است
که من بمیرم..!!
.
#حسین_هزاریان_اسیوند_بختیاری
.
#بانوی_لر
#اتحاد_لرها

کنسرت #استاد_ایرج_رحمانپور
در تهران
جمعه ،سوم شهریور /تالار اندیشه
ساعت[21]
گروه موسیقی ~هانای~
مهدی مرتضایی؛سنتور
سعیدصالحی؛تار
احمد رنجبر ؛عود
بابک پیمانی؛کوبه ای
شاهرخ پیمانی؛سرنا
مرتضی میر ؛دف
حسین قنبری ؛کیبورد
کمانچه و سرپرست گروه ؛امیر نوروزی
مدیر اجرائی؛مصطفی کاویار
شماره تماس جهت هماهنگی و رزرو بلیط :09187128669
به امید دیدار و آرزوی اجرایی با نشاط و خلق لحظه های ماندگار برای شما مردم گرانقدر ❤️❤️❤️🌹🌹🌹

من لُرم ...
اصالتم را موزه ها فریاد می زنند
.
من بلوطم که خشکید
من نفتم که بردید
.
و آبی که خوردید
مرا هیچ مپندارید ، آنگونه که پنداشتید
.
#بانوی_لر
#اتحاد_لرها

💞
دختران ایل ،فقط به دام جوانانی می افتادند که غزال را در بیابان و شاهین را در آسمان به تیر می دوختند.

زنان ایل تنها به مردانی دل می بستند که دستشان با تفنگ و پایشان با رکاب آشنا بود.
کار مردان ایل با تفنگ، به ویژه تفنگ پنج تیری بنام برنو به عشق و عاشقی کشیده شده بود.
تفنگ خوش دست و موشکاف و دور بردی بود. ساخت یکی از شهرهای فرنگ بنام برنو بود.

لُـرها این تفنگ را به نام آن شهر برنو می خواندند……. برایش شعر می سرودند.

دختر زیبا را برنو می گفتند. یار بلند بالا را برنو می خواندند. معلوم نبود که زن و برنو کدام یک را بیشتر دوست داشتند.
هر مردی در آرزوی دو برنو بود،

برنویی بر دوش
و

برنویی در آغوش!
.
.
#بانوی_لر
#اتحاد_لرها
#لرجنوبی

‌🌷ای دُهْدَرِ لُرْ ناز خوتی ناز تیاته
.
.
.
#بانوی_لر
#لرجنوبی
#اتحاد_لرها

#لر
اخیراگروهي ازهمتباراڹ درخصوص تدریس زبان مادری #لری ڪه باعث تضعیف زبان فارسي بوده اظهاراتي ڪرده اندڪه بطورخلاصه چندسطرصرفأدرجهت یادآورۍایڹ عزیزان عنوان میکنم
آموزش زبان مادری ( #لری ) اگرطبق قانون اساسی اصل۱۵حق است دیگر چه کسی می‌تواند این حق نخستین و پایه‌ای را انکار کند؟
حقی که در بسیاری از اسناد و معاهدات حقوق بشری مانند منشور زبان مادری اعلامیه جهانی حقوق زبانی بندهای ۳ و ۴ ماده ۴ اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیت‌های قومی ملی زبانی و مذهبی ماده ۳۰ کنوانسیون حقوق کودک ماده ۲۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی آیا می‌توان حق را تمام‌قد فدای مصلحت کرد؟
تنها یک قرائت دگم و مجرد از مصلحت می‌تواند این حق کلان را به‌کلی نادیده بگیردآیا می‌توان به مصلحت کشور اندیشه کرد اما حق شهروندان را نادیده انگاشت؟
زبان مادری حتی اگر مطالبه بحق قومیت‌های مختلف کشورمان هم نبود لازم بود خود دولت برای چنین امری پیشقدم شده و مردمان غیرفارسی‌زبان سرزمین‌مان را با زبان مادری خود آشنا و بر آن مسلط کند چه این انسان‌ها حتی اگر ناآگاه به حق خود نباشنداز حق خود نباید محروم شوندبماند که اینک چندین دهه از مطالبه تمام‌عیار آموزش به زبان مادری در میان ایرانیان غیرفارسی‌زبان می‌گذرد و با انکار برخی اصحاب فرهنگ و سیاست مواجه شده است
آموزش زبان مادری توطئه نیست بسیار زمان بردکه بخشی از سیاستمداران پایتخت به هشدار نخبگان و کنش‌های گروه‌های قومی گوش سپارند و بدانند که آموزش زبان مادری نه یک توطئه که یک مطالبه مدنی است و توجه به آن می‌تواند به مثیاق ملی بینجامد رویکرد تا حدی مثبت کاندیدای تدبیر و امید به این مطالبه اقوام و دیگر مطالبات آنانچنان موثر بود که رای خیره‌کننده گروه‌های قومی را به جیب روحانی ریخت #توهم_توطئه درخصوص قوم بزرگ #لر یک #تهمت_زشت است جایی که دیگر هیچ ابزاری برای مقابله با حق وجود ندارد قید خطرناک‌بودن و توطئه‌خواندن بسیار راهگشاست بسیار حیرت‌انگیز است که بخشی ازصحابه فرهنگ به مقابله با حقیقت برمی‌خیزند
آنها سوالی را باید پاسخ بگویندآیا با حقوق بشر قانون اساسی و شرع مقدس موافقند یا نه؟
آیا می‌دانند مخالفت با آموزش زبان مادری یک کنش ضدحقوق بشری یک رفتار غیردینی و مهم‌تر از همه مخالفت آشکار با نص صریح قانون اساسی است؟
آموزش زبان مادری نه #خطرناک بلکه موجب تقویت امنیت ملی است بخشی از مخالفان آموزش زبان مادری به‌ظاهر دغدغه مرزها و امنیت ملی دارند اگر طرح این دغدغه را صرفا به‌عنوان یک دغدغه قلمداد کنیم باید به سخن بسیاری از کارشناسان👇
ادامه در کامنت👇👇👇

#لر
آخرین حرف علیمردان خان بختیاری موقع اعدام !!!
"چشمانم را نبندید تا ببینم چگونه شغالان یک شیر را از پای در می‌آورند"
.
پ.ن: واویلا ، واویلا ظلم گرون سی ملک ایرون / شغالون ایخون گرن جا نره شیرون
#بانوی_لر
#اتحاد_لرها

#رکُل_بهمئی
#رکُل شیرمردی #بهمئی از #تیره #علاءالدینی محل زندگی این بزرگ مرد در شهرستان #باغملک شهر #صیدون روستای #علاء بود مردی نترس باهوش جنگجو به گونه ی دیوانه جنگ بود تفنگش همیشه همراهش بود که در نبردهای زیادی در کنار #یوسف #خان به طرفداری از #خان_طلا حضور داشت...از همه مهمتر درگیر شدن با #نظامیان قبل از شروع جنگ 1316.
اخبار #رکُل تا #تهران هم رفته بود که حتی کسی جرأت جنگ با او را نداشت، تا اینکه شاه نماینده ای را مستقیم به خوزستان فرستاده بود تا با #رکُل صحبت کنند شاید کوتاه بیاید و صلح کند، نمایند شاه و همراهانش وقتی به روستای علاء رسیدند از ترس جانشان و حرفهایی که از سوی نظامیان خوزستان و کهگیلویه در مورد قدرت رکُل شنیده بودند نتوانستند به تنهایی سراغ #رکُل بروند و با ایشان صحبت کنند تا اینکه با چند نفر از بزرگان ایل بهمئی به خانه ی رکُل رفتند وقتی به خانه رسیدن رکُل اسلحه خود را به شاخه درخت بلوط بالای سرش آویزون کرد نماینده شاه با تعجب به بزرگان بهمئی گفت یعنی از ما نمیترسد چرا اسلحه اش را قایم نمیکند شاید بخواهد مارو بکشد گفتن نه نترسین تا ما بهاتون هستیم کاری نمیکند، نماینده شاه و همراهانش رفتند و سر جا نشستند و رکُل هم یه گوسفند سر برید و به خوبی از آنها پذیرایی کرد (دوستان عرض کنم که مهمان نوازی در میان لرهای بهمئی زبان ضد است و درسته است که آنها بدنبال کشتن رکُل بودند ولی چون آنها بعنوان مهمان آمدند رکُل هم به رسم مهمان نوازی گوسفندی برای آنها سر برید) و در شروع از رکُل خواستند که شرایطت برای صلح چیست و چی میخواهی در جواب رکُل گفت بروید به شاهتان بگویید که در صورتی صلح میکنم و دست از جنگ و مقابله با نظامیان برمیدارم که با هم خیشواند باشیم و #باید_دختر_شاه_را_به_پسرم_مَمدو(محمد) بدهد.
(در قدیم آداب رسوم ایل بهمئی طوری بود‌ که وقتی قصد صلح با دشمن خود رو دارند باید با هم خیشاوند شوند تا روابط بین آنها بهتر شود و دشمنی ها را فراموش کنند)
در آخر نماینده شاه بعد شنیدن حرفهای رکُل به تهران بازگشت و شرایط صلح رکُل را برای شاه تعریف کرد، شاه با شنیدن شرایط رکُل بسیار ناراحت شد و چندین بار هم نیروهایی برای کشتن رکُل فرستاد که نتوانستند با او و ایل او مقابله کنند و سرانجام این شیرمرد بهمئی در روستای #علاء دچار بیماری شد و به رحمت خدا رفت روحش شاد.
به یاد همه ی سرداران و شیرمردان ایل بهمئی.🌺
نویسنده : مجتبی بدرقه
منبع:
#کانال_بهمئی_الیمایی
.
#بانوی_لر
#اتحاد_لرها

#لر
من لـــــرم با قدمتی کهن
پوشیده از چارقد و لچک
و چین چین دامنهایی که
کوک اصالت خورده است...
.
شیر زنانی صبور به استقامت کوه
و دلیر مردانی ،که نامشان روی دوش تاریخ سنگینی می کند
پر از سخاوتــم ؛
شبیه دشتی که می بخشد
به من آب و آفتاب را …

پر از مهربانی
و دستانی نوازشگر؛شبیه شبنم و شبدر
در چشمهای من آیینه برق میزند
و روی ریل زبانم صداقت میچرخد
آری ... من لــرم
میراث دار سادگی،صداقت و سخاوت ...
#فاطمه_محمدی
#بانوی_لر
#اتحاد_لرها

Most Popular Instagram Hashtags