aydinbahari aydinbahari

119 posts   1,207 followers   745 followings

Aydin Bahari 

آخراشه ها.می دونم.می فهمم.از روز اولی که بدنیا اومدم می دونستم.دست خودمم نبود که می فهمیدم یه سری چیزا رو.ولی اتفاقایی رو دوست داشتم که نتونم حدس بزنمشون.مثلا یه بار تو یه مکان مذهبی یه نفر خیلی حال عجیبی بهش دست داد.خیس عرق بود.چشماش پر حرف بود.لباش تکون می خورد ولی صدایی بیرون نمیومد.گریه اش گرفت.سمت صحن اصلی رفت.احتمال قوی دادم که همونجا از زور اعتقاد و پاک سیرتیش بمیره ولی وقتی پلیس رسید و دستگیرش کرد فهمیدم که طرف قرار بوده انتحاری بزنه ولی ترسیده و خودشو با رفتارش لو داده.خب از این چیزا کمه.یا اگه زیاده من کمترش رو دیدم.حالا به تو هم دارم میگم آخراشه.یهو به خودت نیای بگی چرا حالا؟ چرا انقدر زود.شاید برای تو زود باشه ولی برای من دیر شده عزیزم.فقط می خوام یه بار دست بذاری رو قلبم.صداشو بشنوی.می دونم ما حلزون ها قلبمون برای شما انسان ها خیلی کوچیکه و نمیتونین لمسش کنین ولی حد اقل لگدمون نکنین.شاید مسیری رو که من تو یک روز میرم توی یک دقیقه بری.ولی باور کن همه سختی راه از این خونمه که لاکمه.اینو بندازم دور سرعتم بیشتر میشه.من نمی خوام خونه م این باشه.من می دونم خونه م کجاست و باید برم.دیوارهای این لاک داره بهم فشار میاره.فقط قبل رفتن یک بار دستت رو بذار روی قلبم و سعی کن صداشو بشنوی.آخراشه.لاک ترک خورده.آماده شکستنه.

شب های آخر اجرا.
و تئاتر تنها هنر میراست. .
. "فیل در تاریکی"
اقتباسی آزاد از رمان قاسم هاشمی نژاد
نویسنده :محمد زارعی
کارگردان :مهرداد مصطفوی
تهیه‌کننده :مهرنوش حسن پور
بازیگران به ترتیب ورود :ابراهیم عزیزی، آیدین بهاری، آوا شریفی، پرهام یداللهی، امیر جنانی، پویا پورامین
طراح صحنه :امید اکبری
طراح لباس :نسرین خرمی
طراح نور :علی کوزه گر
طراح گرافیک :محمد صادق زرجویان
مشاور و برنامه ریز :محمد براری
گروه کارگردانی :کامیار دریاکناری، افشین رهگذر، سمانه کاوندی
دستيار صحنه:شیرین طیبی
عکاس :گلدیس نمازیان
ساعت ۱۹. تماشاخانه پاليز
@mehrdad_mostafavii
@zarjooyan
@goldis_namaziyan
@mohmadzaareii
@ebrahimazizi
@parham.yadollahi
@pannulus
@amir.janani
@aydinbahari

"فیل در تاریکی"
تا 26 شهریور روی صحنه خواهد بود.
اقتباسی آزاد از رمان قاسم هاشمی نژاد
نویسنده :محمد زارعی
کارگردان :مهرداد مصطفوی
تهیه‌کننده :مهرنوش حسن پور
بازیگران به ترتیب ورود :ابراهیم عزیزی، آیدین بهاری، آوا شریفی، پرهام یداللهی، امیر جنانی، پویا پورامین
طراح صحنه :امید اکبری
طراح لباس :نسرین خرمی
طراح نور :علی کوزه گر
طراح گرافیک :محمد صادق زرجویان
مشاور و برنامه ریز :محمد براری
گروه کارگردانی :کامیار دریاکناری، افشین رهگذر، سمانه کاوندی
دستيار صحنه:شیرین طیبی
عکاس :گلدیس نمازیان
ساعت ۱۹. تماشاخانه پاليز
@mehrdad_mostafavii
@zarjooyan
@goldis_namaziyan
@mohmadzaareii
@ebrahimazizi
@parham.yadollahi
@pannulus
@amir.janani
@aydinbahari

من تا پانزده سالگی که انقدر بلند قد نبودم.از همه همکلاسی ها کوتاهتر بودم.فکر می کردم بهتر است چون از همه کوتاهترم پس خدمتگزار مردم باشم و آنها هم در دستوراتی که به من میدهند معذب نباشند و به راحتی از بالا به پایین فرمان بدهند.اما روزگار چرخید.قدم به بیشتر از چند متر رسید اما من سرایدار مدرسه شدم.پیش تر سرایدار کارخانه تولید سیگار بودم اما چون سیگار نمی کشیدم مرا اخراج کردن.اینجا هم اتاقی برایم نیست اما عادت کرده ام و در مسیر دودکش ساختمان مدرسه ایستاده می خوابم.فقط یک خواب میبینم.خواب بسیار قشنگی است اما صبح که بیدار می شوم همه ش را فراموش می کنم.اما چشم که باز می کنم،می توانم انتهای راه دودکش را ببینم که آسمان آبی ست.کاش باز هم رشد می کردم و سرم به آسمان می رسید اما یک سال دیگر قرار است از دنیا بروم.این را خدا به فرشته مرگ گفت و حواسشان نبود که می شنوم.بچه های مدرسه قول دادن که مراسم خوبی برایم بگیرن.در واقع مراسم شادی.چون بعد از مرگ بدنم باز هم رشد می کند و من به آسمان آبی خواهم رسید.

.
امیدوارم یک بار مهرداد مصطفوی بتونه توی کارهای خودش یک نقش حتی یک دقیقه ای بازی کنه تا طعم شیرینش رو بچشه.بازیگر تو کارهای اون بیشترین سهم رو از هر چیزی داره.

نمایش (فیل در تاریکی)

اقتباسی از رمان قاسم هاشمی نژاد
نویسنده :محمد زارعی
کارگردان :مهرداد مصطفوی
تهیه‌کننده :مهرنوش حسن پور
بازیگران به ترتیب ورود :ابراهیم عزیزی، آیدین بهاری، آوا شریفی، پرهام یداللهی، امیر جنانی، پویا پورامین
طراح گرافیک و ساخت تیزر:محمد صادق زرجویان
طراح صحنه :امید اکبری
طراح نور :علی کوزه گر
طراح لباس :نسرین خرمی
عکاس:گلدیس نمازیان

مشاور کارگردان و برنامه ریز :محمد براری
گروه کارگردانی :کامیار دریاکناری، افشین رهگذر، سمانه کاوندی
دستیار صحنه :شیرین طیبی

ساعت ۱۹، تماشاخانه پاليز
خرید بلیط از سایت تیوال سایت
www.tiwall.com
@mehrdad_mostafavii
@zarjooyan
@mohmadzaareii
@mehrnoosh_hasanpoor
@ebrahimazizi
@parham.yadollahi
@amir.janani
@pannulus

به دلیل نزدیک شدن به ایام سوگواری ماه محرم نمایش "فیل.
در تاریکی" تنها یک هفته دیگر به روی صحنه خواهد رفت.
اقتباسی از رمان قاسم هاشمی نژاد
نویسنده :محمد زارعی
کارگردان :مهرداد مصطفوی
تهیه‌کننده :مهرنوش حسن پور
بازیگران به ترتیب ورود :ابراهیم عزیزی، آیدین بهاری، آوا شریفی، پرهام یداللهی، امیر جنانی، پویا پورامین
طراح گرافیک و ساخت تیزر:محمد صادق زرجویان
طراح صحنه :امید اکبری
طراح نور :علی کوزه گر
طراح لباس :نسرین خرمی
عکاس:گلدیس نمازیان

مشاور کارگردان و برنامه ریز :محمد براری
گروه کارگردانی :کامیار دریاکناری، افشین رهگذر، سمانه کاوندی
دستیار صحنه :شیرین طیبی

ساعت ۱۹، تماشاخانه پاليز
خرید بلیط از سایت تیوال سایت
www.tiwall.com
@mehrdad_mostafavii
@zarjooyan
@mohmadzaareii
@mehrnoosh_hasanpoor

فیل در تاریکی
اقتباسی از رمان قاسم هاشمی نژاد
ساعت 19، تماشاخانه پاليز
نویسنده:محمد زارعی
کارگردان:مهرداد مصطفوی
تهیه‌کننده:مهرنوش حسن پور

بازیگران به ترتیب ورود:
ابراهیم عزیزی، آیدین بهاری، آوا شریفی، پرهام یداللهی، امیر جنانی، پویا پورامین
طراح صحنه :امید اکبری
طراح نور:علی کوزه گر
طراح لباس :نسرین خرمی
طراح گرافیک :محمد صادق زرجویان
عکاس:گلدیس نمازیان
مشاور رسانه ای:آیدا اورنگ
@mehrdad_mostafavii
@zarjooyan
@mohmadzaareii
@mehrnoosh_hasanpoor

رونمایی از پوستر نمایش"فیل در تاریکی"
با اقتباسی از رمان قاسم هاشمی نژاد
نویسنده :محمد زارعی
کارگردان: مهرداد مصطفوی
تهیه‌کننده :مهرنوش حسن پور

طراح گرافیک :محمد صادق زرجویان

از دوشنبه 29مرداد ماه 97،ساعت 19،تماشاخانه پاليز
لینک خرید بلیط از سایت تیوال 👇👇👇👇
tiw.al/ins

@mehrdad_mostafavii
@zarjooyan
@mohmadzaareii
@mehrnoosh_hasanpoor

پيش فروش بليت هاى روزهاى نخست نمايش "فيل در تاريكى"
از شنبه ساعت ١٢ در تيوال
https://tiw.al/ins

تماشاخانه پاليز
مرداد و شهريور ٩٧
ساعت ١٩

نويسنده: محمد زارعى
كارگردان: مهرداد مصطفوى
تهيه كننده: مهرنوش حسن پور

بازيگران (به ترتيب حروف الفبا): آيدين بهارى، پويا پورامين، امير جنانى، آوا شريفى، ابراهيم عزيزى، پرهام يدالهى

مشاور و دستيار كارگردان: محمد برارى
گروه كارگردانى: كاميار درياكنارى، سمانه كاوندى و افشين رهگذر
دستيار صحنه: شيرين طيبى

طراح صحنه: اميد اكبرى
طراح لباس: نسرين خرمى
طراح نور: على كوزه گر
طراح گرافيك و ساخت تيزر: محمدصادق زرجويان
انتخاب موسيقى: پويا پورامين
عكاس: گلديس نمازيان

#فيل_در_تاريكى

@mehrdad_mostafavii
@zarjooyan
@mehrnoosh_hasanpoor
@mohmadzaareii
@aydinbahari
@ebrahimazizi
@pannulus
@amir.janani
@parham.yadollahi

من بند بازم.البته نه حرفه ام هست،نه هنرم.هیچ وقت جلوی کسی هم بند بازی نکردم.همیشه این کار را در ارتفاعات و در جنگل ها انجام می دهم.این کار به من ارامش می دهد.بر خلاف مسئله ی رایجی که می گویند من تنها چیزی که ان لحظه ندارم تمرکز است.حواسم به مهمانی ها و گپ وگفت های خیالی خودم با دوستانم است.اما دست بر قضا امشب یک تماشاگر دارم.یک شیر درنده پایین ابشار منتظر سقوطم است.باور کنید اگر مطمئن بودم شیر حرف های ناگفته م را به گوش انها که باید ميرساند خودم را پرت می کردم.اما انها فقط وفاداری را خوب بلدند.با این حال برایش بلند فریاد میزنم.من بارها دلم خواست اخلاقیات را زیر پا بگذارم.بارها دلم خواست اگر مردی داشت زنش را می بوسید بگویم بگذار من ببوسمش،بارها دلم خواست فقط لحظه ای کسی را که نمیشناسمش بغل کنم.اگر عصر قبل از تاریک شدن هوا کسی داشت از سر کار به خانه اش می رفت با او همراه میشدم.هنوز هم دلم میخواهد از پنجره ها داخل خانه ها را سرک بکشم.دلم مس خواهد اگر کسی به دیگری یا به جماعتی ظلم می کند را از داخل ساختمانی با تیر بزنم.دوست دارم کسی را کتک بزنم و سرش داد بکشم و فحاشی کنم...
طناب پاره شد داخل رودخانه افتادم،جریان اب شدید بود.شیر مرا نجات داد.داخل چشمانم نگاه کرد و گفت: من هر وقت که نیمه شب به شکار میروم اگر اهویی را پیدا کنم و در حال دریدنش باشم،در همان حین دریدن دلم برای مادرم تنگ می شود.نمی دانم چرا.
سپس اب خورد و رفت.

یک بار می گویم و دیگر تمام.قول می دهم.چون تعریفش برای بار دوم در توانم نیست.دوستان صمیمی من در حیاط نشسته بودند.همسرم شیوا هندوانه آورد.آمدم بروم بیرون که از مغازه برای شام چیزی بخرم.در را که باز کردم.مردی جلوی در ظاهر شد.خشکم زد.یخ کردم.عصبانی شدم.بغض کردم.خنده تو دلم بود و نبود.همه احساسات با هم.نمی توانستم حرف بزنم.برگشتم رو به دوستانم.همه مات صحنه بودن که چرا من اینطور شدم.شیوا نگاهش پر از سوال بود.کلام به زور از دهانم بیرون آمد.به مرد اشاره کردم و گفتم : (مانوک زاخاریان).
دوستانم ترجیح دادن ما را تنها بگذارند..رفتیم داخل خانه.سکوت سنگینی بود.مانوک را آخرین بار سی سال پیش دیدم.از آن رفیق ها صمیمی بود.شب تا صبح مان با هم بود.مدرسه ها،کتک خوردنها،یواشکی سیگار کشیدن ها،
ضربدری شاشیدن ها و هزار و یک چیز دیگر.یک بار مانوک رفت از سر کوچه چیزی بخرد،دیگر برنگشت،دیگر ندیدمش تا سی سال بعدش که آن روز جلوی در بود.در این سی سال من دیوانه شدم که چه شد؟مانوک عین سی سال را برایم توضیح داد.همه چیز با آنچه که من حدس می زدم تفاوت داشت.نتوانستم آن میزان از قضاوت اشتباهم را تاب بیاورم.وارد اتاقم شدم،در اتاق را پشت سرم بستم و نشستم روی تخت.فکر کردم باید برای تنبیه خودم از این قضاوت ناکارآمد خودم را سی سال در این اتاق حبس کنم.و فکر کنم و کردم.
الان سی سال تمام شده.من باید بیرون بروم و از مانوک عذر خواهی کنم.
در را باز میکنم...در ناله می کند.قییییژژژژژژژ.

#آیدین_بهاری #داستان_کوتاه

Most Popular Instagram Hashtags