amirhosseinrajabiyan amirhosseinrajabiyan

47 posts   25,370 followers   2,999 followings

Amir Rajabian  life taught me no one is the same as his words M.A in economy Mastering in web and social media

.
دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران می خوانند و عده ای می گویند آه چه زیبا و بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند ...
دلمان خوش است به لذت های کوتاه به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند
به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود... با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم
دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی و وقتی چیزی
مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را!!!

.
آنچه از همه دردناک تر است #فقر و بیماری نیست...بی رحمی مردم نسبت به یکدیگر است.. گر مسلمان گر میسحی گر یهود آدمی باشید مذهب هر چه بود

.
یک روز هم می شود ، دوست داری بنشینی پشتِ پنجره ... با دنیا قهر کنی ... منتظر بنشینی ، ببینی ، کسی حواسش به قهر بودنت هست ؟
یک روز هم می شود ، دوست داری عاشقانه نگویی ، بشنوی ...!!! دوست داری بغض کنی ، او حرف بزند ... بباری ، او حرف بزند ... یک روز هم می شود ، دوست داری خسته باشی ... نباشی ... و ببینی اصلا این نبودنت ، کسی را بی تاب می کند ؟
کسی را دلتنگ می کند ؟
یک روز هم می شود لحنِ حرفهایت سرد می شود ... نه اینکه سرد باشی !!!! نه ... بهانه است ... می خواهی بدانی کسی حواسش به این سردی هست ؟! و خدا نیاورد آن زمانی را که نفهمند ... به یک باره ، سرد می شوی ... زمستان می شوی ... و آن یک روز که می خواستی ببینی ، کسی برایش مهم است بودنت یا نه ... می شود هــــــــر روز ... هــــــــــر لحظه ... هـــــــــر ساعت ...
#امیر_رجبیان

.
امیرحسین اگر به بهشت رَوَد
من به آن بهشت کافرم ...

.
مَـــــــــــــردُم به موجودی گفته میشه که از بدو تولد همراهیت میکنه و تا روز مرگت مجبوری که برای اون زندگی کنی.
برای مَردُم خیلی مهمه که تو چی میپوشی؟
کجا میری؟
چند سالته؟
بابات چیکارس؟
ناهار چی خوردی؟
چند روز یه بار حموم میری؟
چرا حالت خوب نیست؟
چرا میخندی؟
چرا ساکتی؟
چرا نیستی؟
چرا اومدی؟
چرا اینطوری نوشتی؟ عاشق شدی؟
چرا اونطوری نوشتی؟ فارغ شدی؟
چرا چشات قرمزه؟ حشیش کشیدی؟
چرا لاغر شدی؟ شکست عاطفی خوردی؟
چرا چاق شدی؟ زندگی بهت ساخته؟
و چراهای بسیاری که تا جوابش رو بدست نیاره دست از سرت ور نمیداره.
مَردُم ذاتا قاضی به دنیا میاد.
بدون ِ اینکه خودت خبر داشته باشی، جلسه دادگاه برات تشکیل میده،
روت قضاوت میکنه،
حکم برات صادر میکنه و در نهایت محکوم میشی.
مَردُم قابلیت اینو داره که همه جا باشه، هرجا بری میتونی ببینیش، حتی تو خواب.
اما مَردُم همیشه از یه چیزی میترسه،
از اینکه تو بهش بی توجهی کنی، محلش نذاری، حرفاش رو نشنوی و کاراش رو نبینی
پس دستت رو بذار رو گوشت، چشمات رو ببند و بی توجه بهش از کنارش عبور کن و مشغول کار خودت شو!!!
#امیر_رجبیان

.
صبح ها ، خیلی زودتر از پهن شدنِ آفتاب در کفِ کوچه و خیابان، صدایِ جارویش به گوش می رسد ... تمیزی کارش را وقتی از خونه بیرون می زنیم می بینیم .
فردا اگر او را در کوچه و خیابان دیدیم از او تشکر کنیم .
باور کنید یه "خسته نباشید" هم کافیه برای کسی که هر روز داره شرمنده گی رو از صورت ِ شهرهایِ ما پاک می کنه .
به یادِ تمام رفتگرانِ زحمتکش و عزیز ♥
#امیر_رجبیان

.
چند سال قبل وقتی اسمی از آقازاده ها برده میشد همه اونها رو در قاب یک زندگی مرفه و سرشار از بی دغدغگی و آسایش می دیدم و خب باید اعتراف کرد که اکثرا هم به همین شکل هستند، اما 7 سال قبل به صورت غیرقابل باوری، تحصیل در دانشگاه اتفاقی رو برای من رقم زد که نه تنها باور قبلی، که حتی سبک زندگی مرا هم تغییر داد.

شاگردی در کلاسی که استادش دکتر علی رضایی است فرزند سرلشکر محسن رضایی.

اطمینان دارم بقیه کسانی هم که شانس حضور در کلاس ایشان را داشته اند متفق القول با من هم نظرند که علاوه بر سطح علمی بالای ایشان، بسیار خاکی و صمیمی با شاگردانش برخورد می کند و اهمیت بالایی برای دانشجویانش و نسل جوان قائل می شود.

حرف درمورد کلاس های درس و اخلاق و خاطرات استادم زیاد است و مطلبم طولانی می شود، اما دلم به حال خودم و استادم و یا بهتر بگویم رفیقم سوخت که امروز مورد هجمه‌ی رسانه هاست آن هم با تهمت #ژن_خوب !! به دلیل اینکه بجای گرفتن مسئولیت در شرکت هایی با بودجه های جاری مولتی میلیاردی و عقد قرارداد با ام تی ان و غیب کردن دکل های نفتی و... ، جرمش قرار گرفتن در کنار پدرش و همراهی با او در دبیرخانه مجمع است.

#دکتر_علی_رضایی دغدغه‌ی همیشگی اش ایران و زادبومش و ایل بزرگ و قهرمان بختیاری است.

گاهی اوقات که با او صحبت می کردم که پدر بزرگوارت افتخار ایران و واقعا به ایشان باید بنازی میگفت هر ایرانی باید اول به ایرانی بودنش بنازد و من که بختیاری هستم مسئولیت سنگین تری از فرزند محسن رضایی بودن بر دوش دارم .

دمتان گرم، بر او هم بتازید، چون این عاقبت وطن‌پرستی است..

.
واسه یبار هم که شده تو عُمرتون وقتی خواستین بیرون غذا بخورین برین سر چهار راها جلوی یکی از این بچه هایی رو که گل و ادامس و اینا میفروشن رو بگیرین ...
بهش بگین چیزی خوردی داداش گلم؟ چیزی خوردی آبجی قشنگم؟
قطعا که چیزی نخورده اگر هم خورده باشه مطمعنا که سیر نشده
بعدش دستشو بگیرین ببرینش همونجایی که خودتون میخواین غذا بخورین
ازش بپرسین چی میل داری مهربون؟ چی دوس داری بخوری با غیـــــــــــرت؟
چی هوس کردی مَـــــــرد واقعی کوچولو؟
هر چیزی خواست شما هم عینه همونو واسه خودتون هم سفارش بدین و باهاش بخورین
مثه خودش باشین ،نترسین پول یه وعده غذا نه شما رو پایین میکشه نه اونو بالا ، نترسین لباس پاره و کثیفش از شان و منزلت شما چیزی کم نمیکنه ، از نگاه ها و حرف های بقیه که چی دارن فکر میکنن و چگونه قضاوت میکنن هراس نداشته باشین ، مردم زاده شدن واسه زدن حرف اشتباه و قضاوت نا بجا
یادتون نره با چشم ترحم بهش نگا نکنین چون اون داره به شما لطف میکنه که باهاتون غذا میخوره نه شما
چون این میتونه یکی از بهترین و لذت بخش ترین وعده های غذایی باشه که تا الان رُوحتــــــــــــــون خورده
بخدا این بچه های کــــــــــارم دلشون نمیخواسته این بشه روزگارشون ، شاید خیلی وقتا با حسرت بارها و بارها دست تو دست بودن یه بچه با باباشو که دارن میرن بیرونو گردش میکنن رو دیدنو بغضشـــــــــونو قورت دادنو دوباره لای ازدحام ماشینا گفتن : آقــــــــــــــــا یه دونه فــــــال ازَم بخر ، خانوم گُل بدم و .......... یه وقتایی بیایم یه کم آدم باشیم شاید روز و روزگار بهتر بشـــــــــه !!
فقط یه وَقتـــــــــــایی یه کَم یه ذره ...
#امیر_رجبیان

.
در دوران بچگی ام خیلی میترسیدم ، از تاریکی گرفته تا حیوان های اهلی ...
هرگز در اتاق تاریک دوام نمی آوردم ، ترس بر من غلبه میکرد و همیشه بازی را به او واگذار میکردم ، از او بدم می آمد .. دوست داشتنی نبود
ترس دست مرا خوانده بود ، گویی مرا زنگ تفریح خود حساب میکرد و هرگاه که اراده میکرد من میترسیدم .. به مرور زمان بازی با من برایش کسل کننده و تکراری شد .. و سرانجام چاره اش رفتن شد
ترس رفت و حریف اش را عوض کرد ، من حریف خوبی نبودم ..
اگر با من ادامه میداد فقط و فقط خودش ضعیف تر میشد ..
پس تصمیم گرفت که مرا به حال خودم بگذارد و در پی حریف جدید و قدرتمند تری باشد ..
سالها گذشت ..
چند شب پیش با خودم فکر میکردم و راه میرفتم
میدانی ، گاهی اوقات تا عمق هشتاد متری هم در خودم فرو میروم ..
کوچه خلوت و تاریک بود ، ناگهان ترس را دیدم در آن تاریکی .. موهایش جو گندمی شده بود ..
صورتش شکسته تر .. اما همچنان چهار شانه و قوی هیکل بود
روبروی هم ایستادیم ، از آخرین باری که دیده بودمش سالهای زیادی میگذشت ..
میتوانستم از چشمانش بخوانم که اندازه یک عمر از من سوال دارد ..
سکوت ادامه داشت تا زمانی که ناگهان راه ش را کج کرد و از کنار من رد شد ...
همانطور که میگذشت می رفت ، زیر لب گفت :
" خیلی عوض شدی رِفــــــــــــــیق ، چی به سرت آوردند ...!! "

#امیر_رجبیان

Photo By : @saeed_javanshir

.
به بهانه زادروز استاد عزیزم دکتر علی رضایی

برای همه ماها اتفاق افتاده که هر سال، یک روز را جشن می‌گیریم و شمعی روشن را با نفسهای خود خاموش می‌کنیم، نمی‌دانم به چه دلیلی یا نشانه‌ای شاید به نشانه‌ی سالی که گذشت یا به یادآوری سالهایی که بدون ما خواهد گذشت ، اما ...
هر بار که دنیای تازه ای را می‌بینیم و ایده‌‌های جدیدی به ذهنمان خطور میکند، هر بار که احساس خوب و زیبایی را تجربه می‌کنیم، هر بار که یک اتفاق خوب و دوستداشتنی در زندگیمان رخ می‌دهد، ما متولد می‌شویم.
چنانچه هر بار که دنیا عوض می‌شود و بر وفق مرادمان نیست و باورهای ما ثابت و ساکن می‌ماند، هر بار که احساس‌های تلخ یا برخورد با آدم ‌های هزار رنگ، آرامش را از ما می‌‎دزدند، هر بار که پیمان یک دوستی خوب، شکسته می‌شود، ما می‌میریم.
انسان امروز، گاهی در یک روز، بارها و بارها متولد می‌شود و گاه در یک شب، بارها و بارها می‌میرد.
برایت هزاران تولد خوب را آرزو میکنم…
#امیر_رجبیان
#علی_رضایی

.
داش مسعودم رفت سر خونه زندگیش
بهترین هارو برات میخوام پسر
مرسی از عمو محسن عزیز با سلفی های حرفه ایش ♥♥ #مسعود_رجبیان
#محسن_نجفی
#امیر_رجبیان

.
خجالت نکش مردِ کوچک ... کوچکی ، اما بزرگ !
آنکس باید ! خجالت بکشد که سهم تو در دست اوست ...
خنده دار تر اینکه ... بی زحمت و رنج ... از نردبان تو بالا می روند و به دیگران ، فخر مال می فروشند !!!
زمانه با تو بود ، اما تو بد نبودی ..
#امیر_رجبیان

Most Popular Instagram Hashtags