aliiiiiii_sh aliiiiiii_sh

78 posts   4306 followers   7 followings

Ali |22| 🇮🇷  Civil Engineering📝📏📐

💯
پاییز را دیدی؟
آنهایی که رنگ عوض کردند، به زمین افتادند...


به آدم ها که نگـــاه میکنم
در سرم علامت سوالِ بزرگی نقش میبندد...
به آن هایی که با خواندن چند کتابِ نصفه و نیمه،
در هر جمعی خود را جزوِ رده های بالایِ علمی میدانند؛
به آن هایی که زانوهایِ دوستی شان شل میشود در مقابلِ جنس مخالف؛
به آن هایی که گند میزنند به باورمان
و ما را در هاله ای پررنگ از ابهام وا میگذارند...
به کسانی که منتظرند تا درست در سخت ترین شرایط به جای یار بودن، بارتان شوند و به بدبختی تان با لذت زُل بزنند!
میدانید،
آدم اگر دلش از عالم بگیرد اشکالی ندارد،
اما خدا روزی را نیاورد که "آدم از آدم دلش بگیرد"

💯👌💙
آلبوم(ویدئو) از شاه فرهاد
@farhaddddddd
@farhaddddddd

💯
کوک میکنم چشمانم را روی آمدنت،
نمی آیی و من برای همیشه خواب می مانم...

👉⭐⭐👈
وقتی تو را مینویسم، واژه ها هم می‌فهمند چه آرامشی دارم...

💯
چشم هایش خودِ "ماجرا" بود، نمیشد درگیرِ این ماجرا نشوم...

✏📝📚🎓
نسلِ ما نسلی ست که درس خواند تا دانشجو شود،
شنیده بودیم دانشجو شدن یعنی خوشبختی،
یعنی همه چیز،
ما درس خواندیم
کم یا زیاد، ولی خواندیم...
گاهی با علاقه و گاهی با اجبار!
خواندیم تا برای آن چهار ساعتِ پر استرس آماده شویم،
چهار ساعتی که می توانست سرنوشتِ ما را تغییر دهد
غولِ بزرگِ "کنکـــور"

برای ما هزینه کردند، دعا کردند،
گاهی نذر کردند تا دانشجو شویم!
دانشجو شدیم!
بعضی ها علاقه شان را کنار گذاشتند و رشته ی دهن پر کنی را انتخاب کردند!
بعضی ها برای عقب انداختن دوران سربازی دانشجو شدند،
بعضی ها هم برای فرار از ازدواج در سنِ پائین وارد یک دنیای جدید شدیم...
آدم های جدید،
تفکرات جدید،
فکر و خیال های جدید،
گاهی کنارِ درس خواندن عاشق شدیم و
گاهی دلتنگِ عزیزانمان...
شب بیداری کشیدیم برای امتحان!
لای کتاب و جزوه هایمان پر از شعر و بازی و نقاشی بود!
دانشگاه مثل زندگی بالا و پائین زیاد داشت...
کنارِ درس ها، آدم های زندگیمان را هم حذف و اضافه کردیم!
گاهی به اجبار سرِ کلاسی نشستیم و گاهی مثل روزهای خوبِ زندگی، آنقدر همه چیز عالی بود که دوست نداشتیم زمان بگذرد...
گاهی درسی را فقط پاس می کردیم که تمام شود، مثل روزهایی که تحمل می کنیم تا بگذرد...
گاهی درسی را می توانستیم نمره ی کامل بگیریم ولی کم تلاش کردیم مثل روزهایی که می توانست بهتر بگذرد...
گاهی هم امتحان آنقدر سخت می شد که گیج می شدیم مثل روزهای سختِ زندگی...
گاهی مشروط می شدیم و گاهی شاگردِ اول... کم و زیاد،
خوب و بد،
بالا و پائین می گذرد،
چشم هایمان را باز می کنیم
و می بینیم تمام شده،
ما می مانیم و به یاد ماندنی ترین خاطراتِ دوران زندگیمان...

😉
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند...
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست...
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد...

🅰
اگر میخواهید یک نفر را بُکُشید
پیشنهاد میکنم اول به او محبت کنید،
خاطره بسازید،
ساعتها با او وقت بگذرانید،
غافلگیرش کنید، به هر بهانه ای...
شادی اش را باعث شوید،
برایش سنگِ صبور باشید،
اینگونه زنده اش میکنید و
دقیقا زمانی که جز شما کسی را
در زندگی اش ندارد، رهایش کنید!!!
او را در بدترین شرایطِ زندگی اش
درست وقتی که به شما بیش از هر کسِ دیگری
نیاز دارد، تنها بگذارید!
ترجیحا این رفتنتان هم بدونِ دلیل باشد،
بی هیچ حرفی،
بدونِ خداحافظی!
در آخرین مسیجتان هم برایش آرزوی خوشبختی کنید!
شک نکنید او خواهد مرد
هر روز از نو،
هر روز از نو می میرد و
تا عمر دارد آن آدمِ سابق نمی شود...

🙏☝😀
میدانی جمعه ها آدم حس و حال عجیبی پیدا میکند!
شاید کمی بغلی و بهانه گیر میشود، نمیدانم!
اما گمان میکنم اگر جمعه ها یک نفر را کنارت داشته باشی که در کنارش با خیالِ راحت خودت باشی!!!
دور از ترس، دور از اضطراب، دور از نگرانی و هر دغدغه ی دیگری...
جمعه آنقدر با دلگیری نگذرد!
آنقدر رنگِ ماتم به خود نگیرد!
جمعه ها ساکت ترین روزهای هفته اند! روزهایی که در واقع باید تمام خستگی هایت را از تنت بکشد بیرون!
اما این خصلتِ آدم هاست که هرگاه تنها میشوند مثل یک آهن ربا تمامِ غصه ها و مشکلاتِ زندگیشان را به یک آن جذب میکنند!
روزهای جمعه را تنها نمانید،
تلفن را بردارید و با هرکسی که فکر میکنید خوب بلد است تسکینِ حالِ خرابتان باشد، قرارِ ملاقات بگذارید!
"تو اگر باشی، جمعه یادش میرود دلگیر باشد"

🙏
ای سجود باشكوه و ای نماز بی‌نظير،
ای ركوع سربلند و ای قيام سر به زير،
در هجوم بغض‌ها ای صبور استوار،
در ميان تيرها ای شكست‌ناپذير،
شرع را تو رهنما عقل را تو رهگشا،
عشق را تو سر پناه مرگ را تو دستگير،
فرش آستانه‌ات بوريايی از كرم،
تخت پادشاهی‌ات دستبافی از حصير،
كاش قدر سال بود آن شب سياه و تلخ، 
آسمان تو غافلی زان طلوع ناگزير،
بعد از او نه من نه عشق از تو خواهم ای فلك،
يا ببندی‌ام به سنگ يا بدوزی‌ام به تير،
دست بی وضو مزن بر ستيغ آفتاب،
آی تيغ بی حيا شرم كن وضو بگير،
لَختی ای پدر درنگ پشت در نشسته‌اند
رشته‌های سرد اشك، كاسه‌های گرم شی...

Most Popular Instagram Hashtags