_sherieh_ _sherieh_

429 posts   9867 followers   1921 followings

"شِــعــْـــريــه"  . 🔹خوش آمديد🔸 . خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر . 🌷 محفلى كوچك براى اهل ادب 🌷

.
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
#حضرت_حافظ
#_شعريه

.
باران برایم حرف های تازه ای دارد
حتی قلم هم طبع پرآوازه ای دارد
بازم بهار و من ،خیابان،اینهمه سوژه
اما نوشتن از توهم اندازه ای دارد #سید_رسول_مقیمی
#_شعريه

.
مترسک را دار زدند
به جرم دوستی با پرنده ..!!! که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد..
راست میگفت سهراب . " اینجا قحطی عاطفه است "
ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ
ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻱ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺎﻩ
ﺑﻴﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻣﮕﺮ ﻓﺮﻗﻲ ﻫﺴﺖ؟
ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻧﺼﻴﺒﻲ ﻧﺒﺮﻱ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺁﻩ... #فريدون_مشيرى
#_شعريه
با تشكر از همه ابيات پيشنهادى شما❤
@parvin_ahmadi68

.
يك بيت از فريدون مشيرى
براى پست امشب پيشنهاد كنيد
#فريدون_مشيرى
#_شعريه 🌷
پ.ن: فریدون مشیری در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. جد پدری او به دلیل مأموریت اداری به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در همدان متولد شد، و در روزهای جوانی به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گردید. فریدون مشیری سالهای اول و دوم تحصیلات ابتدایی را در تهران انجام داد و سپس به علت مأموریت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبیرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبیرستان ادیبرفت. به گفتهٔ خودش: «در سال ۱۳۲۰ که ایران دچار آشفتگی‌هایی بود و نیروهای متفقین از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ایران بودند ما دوباره به تهران آمدیم و من به ادامه تحصیل مشغول شدم. دبیرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اینکه در همه دوران کودکی... از استخدام در ادارات و زندگی کارمندی پرهیز داشتم ولی... در سن ۱۸ سالگی در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شدم و این کار ۳۳ سال ادامه یافت.»

.
میل آن دانه خالم نظری بیش نبود
چون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست
شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن
بامدادت چو نبینم طمع شامم نیست
#سعدى
#_شعريه
پ.ن: انتقادات و پيشنهادات خودتون رو با ما در ميون بذاريد🌷

.
فرياد كه از عمر جهان
هر نفسى رفــــــت
ديدم كه از اين جمع پراكنده
كسى رفـــــت
#هوشنگ_ابتهاج
#_شعريه
تسليت به همه ى ايرانيان 🖤

.
چنان دستم تهى گرديده از گرماى دست تو
كه اين يخ كرده را از بى كسى، ها ميكنم هرشب
تمام سايه هارا ميكشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا ميكنم هرشب
#محمدعلى_بهمنى
#_شعريه

.
زيبا ترين بيت شعرى كه تاحالا خوندين
( از هر سبك و شاعرى)
توى كامنت با ما به اشتراك بذارين
#_شعريه
پ.ن: از خودمون شروع ميكنم
* من و پروانه را ديگر به شرح قصه حاجت نيست
حديث هستى ما بشنو از ايجاز خاكستر*
سايه ❤

.
اينگونه بى تو
ببين......
چنگ بر آسمان
ميزنم بى محابا
#_شعريه
#اينگونه
#شاهين_نجفى

.
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از كوى تو ليكن عقبِ سر نگران
ما گذشتيم و گذشت آن چه تو با ما كردى
تو بمان و دگران.. واى به حال دگران
#شهريار
#_شعريه

.
زلف در دست صبا
گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساخته‌ای یعنی چه
شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای
قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه
#حافظ
#_شعريه

.
قسم به عشق، که گمگشته ی دلم بودی
اگر کنار تو بودم، مکملم بودی .
به خاک مشترک و پاک هر دو مان سوگند
من از وجود تو بودم، تو از گِلم بودی .
بدون دیدن روی تو، عاشقت بودم
درون قاب دل آخر، شمایلم بودی .
برای یافتنت، دل زدم به دریاها
تو آرمان رسیدن به ساحلم بودی .
دلم نوشته نت عشق را به پنجه ی تو
که پنج گانه ی خط های حاملم بودی

هزار چرخ خطا زد فلک، که تا امروز
نبینمت که همین جا، مقابلم بودی .
اگر که بخت، کمی مهربان تر از این بود
به روی شانه ی خالی ، حمایلم بودی ...
.
#_شعريه
#ناشناس

Most Popular Instagram Hashtags