__mehrdad__k __mehrdad__k

34 posts   299 followers   256 followings

> 2H...4H...N...4L <  " خداوندا نگذار " " دلتنگش باشم وقتیکه " " حتی در خیالش هم نیستم ".......!!!!!!!

و مرگ ،مُردن نیست ...!
و مرگ ،
تنها نفس نکشیدن نیست !

من ،
مُردگان بی شماری را دیده ام !

که راه می رفتند !
حرف می زدند!
سیگار می کشیدند!
و خیس از باران ،
انتظار وُ تنهایی را درک می کردند !

حسین پناهی.

پ.ن: آهنگ دلگیری.ماکان بند.

نسل  مزخرفی بودیم ......!!!!
نسل انتخاب بین بد و بدتر ......!!!!
به ما که رسید رودخانه ها خشکید ، جنگل ها سوخت ،
و  ابر ها نبارید .....
دل به هر کس دادیم ، قبل از ما دل داده بود .....
نسلی هستیم نه به پدرمان رفتیم و نه به مادرمان !!!!!
بلکه به فنا رفتیم .....
نسلی هستیم از بیرون تحریم شدیم !!!!!
از داخل فیلتر .....
هم از دزد می ترسیم هم از پلیس !!!!! حیف ؛
نسل دیدن و نداشتن ،
خواستن و نتوانستن ،
رفتن و نرسیدن .....
نسل آرزو های که تا آخرش بر دل ماند !!!!!
نسل آهنگ های سوزناک .....
نسل طلاق هفتاد درصد .....
نسل فیس بوک از سر بی کسی .....
نسل درد و دل با هر کسی .....
نسل ماندن سر بی راهی .....
نسلی که ناله های همو فقط لایک می کنیم !!!!!
نسل خوابیدن با اس ام اس .....
نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی .....
نسل کادو های یواشکی .....
... یادمان باشد وقتی به جهنم رفتیم ،
بگوییم  یادش بخیر آن دنیا هم جهنمی داشتیم ....!!!!!!
سگ دو زدیم برای آغاز راهی که قبل از ما هزاران نفر به آخر خطش رسیده بودند ....!!!!!! تنها نسلی هستیم که هرگز نخواهیم گفت جوانی کجایی که یادت بخیر .......!!!!!!

.
.مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است

در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است
قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه

دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند

کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق

آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است
فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست

دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است
هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست

اینکه در آیینه گیسو می گشایی بهتر است
کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من « آرزوی وصل » از « بیم جدایی » بهتر است.

دو سال می‌گذرد
من هنوز سربازم.

وظیفه ی شب و روزم
ندیده بانی ِ توست.

با اینکه بعضى کار ها را نباید انجام داد
اما به لذت اش مى ارزد
مثل سر کشیدنِ پارچِ آب
آن هم در چله ى تابستان و یا
فکر کردن به تو
وقتى مى دانم معشوقه ى من نیستى!
خدا شفا "ندهد" ،
خدا شفا ندهد
وقتى این روزها
دوست داشتن ات نوعى مرض شده است!

به درک که آفتاب
به سمت ما نمی تابد
ما به پنجره بودن ادامه می دهیم
شاید
ته مانده ی اردیبهشت همسایه
به خواب ما برسد
شاید سیل
خانه ی ما را به سفر ببرد...

صبر کردیم و صبر کردیم. همه مان. آیا دکتر نمی دانست یکی از چیزهایی که آدم ها را دیوانه می کند همین انتظار کشیدن است؟ مردم تمام عمرشان انتظار می کشیدند. انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند. انتظار می کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می کشیدند کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر می ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صف های درازتر می رفتند. صبر می کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می کردی تا بیدار شوی. انتظار می کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می شدی. منتظر باران می شدی و بعد هم صبر می کردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن می شدی و وقتی سیر می شدی بازهم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روان پزشک با بقیه ی روانی ها انتظار می کشیدی و نمی دانستی آیا تو هم جزء آن ها هستی یا نه...!

با چشم هایت حرف دارم
می خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم
از بهار،
از بغض های نبودنت،
از نامه های چشمانم...که همیشه بی جواب ماند
باور نمی کنی؟!...
تمام این روزها
با لبخندت آفتابی بود
اما،
دلتنگی آغوشت... رهایم نمی کند،
به راستی...
عشق بزرگترین آرامش جهان است.

...بچه که بودم خیال میکردم همه چیز مال من است،دنیا را آفریده اند که من سرم گرم باشد، آسمان،زمین،پدر،مادر،درختها،اسبها، کالسکه ها و حتی گنجشکهای روی درختها برای سرگرمی من به وجود آمده اند!
بعدها یکی یکی همه چیز را ازم گرفتند.مایعی در رگهام جاری بود که میگفت این مال شما نیست،راحت باشید.
پسری که عاشق کبوترها و خرگوشها بود،خودش را به درختی دار زد.چرا ؟
مادر میگفت: بماند برای بعد!
کاش تولد من هم میماند برای بعد،به کجای دنیا بر می خورد؟

به اندوه مانده در سبیل هایت قسم
خواستم فرزند خلفی باشم
اما نشد
رفیق باز نشدم
تا اینکه بازی عشق شروع شد
عشق
رفیق نابابیست
که تو را از من در می آورد > پدر <

کجا رفتی به تنهایی،
که بعد از رفتن تلخت... به چنگال همه ی گرگ ها،
شبیه بچه ای میشم... خداحافظ ولی ای کاش،
شبی پیدا کنم خود را... چنان گم کرده ای من را،
که عمری در پی خویشم... #باقر - دیلمی

تو چه می فهمی از روزگارم
از دلتنگی ام
گاهی از خدا التماس میکنم
خوابت را ببینم
می فهمی؟
فقط خوابت را

Most Popular Instagram Hashtags